آشنايي با صعده و عالمان مبارز آن ديار
۱۲ دي ۱۳۸۸
 
 
 
شهر صعده به سبب کثرت وجود علمای زیدی، مساجد، مراکز و حوزه‌های علمیّة این مذهب و همچنین آرامگاه امام هادی الی الحق (یحیی بن الحسین، مؤسس حکومت زیدیة یمن، اواخر قرن سوم هجری) و دیگر ائمة زیدی، از اهمیت ویژه‌ای برای پیروان این مذهب برخوردار است. جمعیّت این شهر حدود پنجاه هزار نفر و جمعیّت استان صعده بالغ بر 600 هزار نفر می‌باشد. طبیعت سرسبز در استان صعده موجب شده تا اکثر مردم، کشاورزی را به عنوان پیشة اصلی خود برگزینند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بسیاری از عالمان زیدی خصوصاً طلبه‌های جوان و دیگر مردم این منطقه توجّه خاصّی به امام خمینی(ره) پیدا کردند. بر اساس آموزه‌های مذهب زیدیه هر کدام از فرزندان رسول خدا(ص) که در وجودش چهارده شرط محقّق شود و پس از قیام، مردم را به سوی خود دعوت نماید، امام تلقّی شده و اطاعت او بر همه واجب خواهد شد. بنابر اصل فوق، شیعیان زیدی می‌توانند امام خمینی(ره) را نیز، امام خود بدانند.
 
 
علامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی
علامه بدرالدین از سادات حسنی و دومین عالم بزرگ زیدی پس از علامه مجدالدین المؤیدی متولّد سال 1927 از مراجع بزرگ و علمای شامخ حوزه علمیه صعده است که به علم، تقوی، زهد، صبر و جهاد در میان زیدیه معروف است و تعداد تألیفاتش به 34 کتاب ارزشمند می‌رسد.

ایشان از علاقمندان به انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) و نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشند و در سال 1994 سفری به ایران نموده و مدت یک سال جهت تحقیق و آشنایی با علما در حوزة علمیة قم اقامت داشته‌اند. علامه بدرالدین تعدادی فرزند ذکور دارد، از جمله: حسین، یحیی (عضو سابق مجلس نمایندگان)، محمد (فعال در امور فرهنگی)، عبدالسلام (که در درگیری‌های اخیر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد) و علی (نوجوانی که در درگیری‌های اخیر کشته شد).

حسین بدرالدین الحوثی
1
حسين، از علمای جوان حوزة علمیة شیعیان زیدی در صعده است که پس از وحدت یمن در سال 1990 (در سن 31 سالگی) به همراه عده‌ای از علمای زیدی، حزب الحق را تأسیس نمود. در سال 1993 (تا 1997) به عنوان تنها نمایندة حزب الحق در مجلس نمایندگان یمن حضور یافت. سپس به دلیل برخی اختلافات درون حزبی، از حزب الحق کناره‌گیری کرد. به موازات فعالیت‌هاي سیاسی، در سال 1991 تشکیلات «شباب المؤمن» را به همراه دیگر علمای جوان زیدی با هدف فعالیت‌های فرهنگی در استان صعده تأسیس نمود. حسین تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه خارطوم گذرانده است. وی در مراکز فرهنگی تحت اشراف خود، به امر تدریس علوم و معارف اسلامی اشتغال داشته است. بسیاری از سخنرانی‌های وی به صورت جزوه در آمده و منتشر شده است. در یکی از جزواتش به نام «الثقافـة القرآنیـة» (سخنرانی در 4/8/2002) پس از بيان اهمیّت فراگیری زبان عربی برای فهم صحیح قرآن، به علم اصول فقه زیدیه انتقاد می‌کند زيرا مانع فهم درست قرآن شده است. سپس می‌گوید: «ما به دلیل دوری از قرآن به خود بدی کرده‌ایم، به قرآن که بزرگ‌ترین نعمت خدا است بدی کرده‌ایم و الآن به امتی مرده تبدیل شده‌ایم».

وي در ادامه جملة امام خمینی(ره) را در اهمیت قرآن کریم ذکر می‌کند که: «ان الانسان لو یجلس طول عمره ساجدا لله شکرا علی هذا القرآن لما و فی بحق شکر الله علی هذه النعمـة العظیمـة». او می‌گوید:« این افتخار بسیار بزرگی برای ماست که به قرآن توجه کنیم. خصوصاً در این مرحله که دشمنان خدا به دنبال دور کردن ما از این کتاب آسمانی هستند تا جايی‌که می‌خواهند قرآن را از ما بگیرند و در اعتقاد ما به قرآن تشکیک کنند».

در یکی از جزواتش به نام «خطر دخول آمریکا الیمن» (سخنرانی در 3/2/2002) کلامی از امام (ره) را این گونه نقل می‌کند: «امام خميني(رحمـ[ الله عليه) آمريكا را شيطان بزرگ‌تر نام نهاد و آن را بالاتر از هر شرّي دانست زيرا يهود بر آمريكا حكم مي‌رانند و بر آن حاكم‌اند».

در همین جزوه پس از ذکر اینکه دعوت امام خمینی (ره) به عنوان امام عادل و متقی رد کردنی نیست، می‌افزاید: «به حق، ديدم هر كه مقابل انقلاب اسلامي ايران، در عصر امام خميني، ايستاد و مقابله كرد، شومي  فرجام خود را ديد؛ دولت‌هايي كه همراه عراق (صدام)ضدّ جمهوري اسلامي كه تا به حال بزرگ‌ترين دشمن آمريكا و اسرائيل بوده، ايستادند؛ زيرا امام خميني(رحمـ[ الله عليه) جدّاً در پي آن بود كه عرب و مسلمانان را از سلطة اسرائيل آزاد كند، امّا همگي مقابل او ايستادند».

در جای دیگري از همین سخنرانی، ضمن نقل حوادث جنگ صفیّن و فتنه ای که در صفوف سپاه امام علی(ع) ایجاد شد، کلامی از امام خمینی(ره) را در این خصوص ذکر می‌کند، سپس با ذکر تبعات منفی هیمنة آمریکا بر کشورهای منطقه و خطرات ورود آمریکا به یمن، می‌گوید: «بر يمني‌ها واجب است كه به اين مسئله راضي نشوند و بر آنان خشم گيرند و از يمن خارج‌شان كنند».

در یکی دیگر از جزوات به نام «الإرهاب و السلام» (سخنرانی در 8/3/2002) درباره معنای دو اصطلاح إرهاب(ترور) و جهاد در فرهنگ اسلامی و تفاوت معنای آن در فرهنگ آمریکایی مطالبی را مطرح می‌کند. سپس درباره حزب الله می‌گوید: «آيا سكوت در برابر[شهادت جوانان] حزب‌الله لبنان جايز است؟ يا اينكه آنها از روح قرآن كريم كه عبارت از عمل و جهاد، وحدت و برادري، انفاق و ايثار است، ملهم شده‌اند. آنها با سرافرازي زندگي مي‌كنند و ضدّ خواست اسرائيل سخن مي‌گويند و شبكة ماهواره‌اي عليه اسرائيل ايجاد كرده‌اند».

سپس با انتقاد از ورود آمریکا به یمن، سؤال می‌کند آیا برای مبارزه با سه تروریست، نیازی به آمدن آمریکایی‌ها جهت آموزش ارتش یمن بود؟ آمدن آمریکایی‌ها به یمن ابتدای شر است. آمده اند که پایگاه های نظامی راه بیندازند. پس از آن آمریکا بر یمن مسلط خواهد شد و همه امور ما را فاسد خواهد کرد.

در جزوه ای دیگر با عنوان لاعذر للجمیع أمام الله (سخنرانی در 6/3/2002) می گوید: «امام خميني حج را به معناي قرآني كامل آن عرضه نمود و ايرانيان را روشن سناخت كه شعار برائت از آمريكا و مشركين و اسرائيل را سردهند».

ماهنامه موعود شماره 107

پی نوشت ها:

٭ برگرفته از: سایت «هفت اقلیم» و «مرکز اسناد انقلاب اسلامی».
1. وي در تابستان ۲۰۰۴، با نیرنگ دولت یمن و به بهانه مذاکره با حسین بدرالدین الحوثی و وساطت علما، در هلیکوپتر گروه اعزامی دولت به جای مذاکره کنندگان نیروهای نظامی به محل قرار در جبل مران رفتند و حسین بدرالدین الحوثی را به شهادت رساندند.