گفتاري پيرامون بيت‌المقدّس
۳۰ آبان ۱۳۸۸
دكتر مروان سعيد صالح ابو الروب1

اشاره:

سرزمين فلسطين2 از جايگاه ويژه‌اي در كتاب مقدّس برخوردار است. اين منطقه، صرف‌نظر از تاريخچة بسيار كهن و كشمكش‌هايي كه در طول هزاران سال، پيرامون آن وجود داشته است، به دليل توجّه خاصّ اديان بزرگ آسماني و وجود اماكن مقدّس هر يك از اين اديان، از اهميّت بسيار بالايي برخوردار است. امّا نكته‌اي كه از ديدگاه فرجام‌شناسي كتاب مقدّس، اين منطقه را در كانون توجّهات خود قرار داده، يكي سرنوشت قوم بنی اسرائيل است، كه با ادّعاي آنها سرزمين موعود و موطن اجدادي‌شان است و ديگري كه مورد نظر ماست، قرار گرفتنش به منزلة عرصة نبرد نهايي بين خير و شرّ است. در همين سرزمين است كه ضدّمسيح يا دجّال به دست عيسي يا مهدي موعود(ع) كشته خواهد شد.

از اين رو شناخت آن، نه از جهات تاريخي ـ كه بحثي بسيار طولاني را مي‌طلبد ـ بلكه به جهت آشنايي با اوضاع و احوال مردمانش از اديان مختلف و به خصوص قلب آن، شهر بيت‌المقدّس يا اورشليم، لازم به نظر مي‌رسد. امّا براي اجتناب از اطالة كلام، از ورود به گفتار بحث‌انگيز پيرامون سرزمين سوق‌الجيشي و تاريخي فلسطين صرف نظر كرده، تنها به معرفي بيت‌المقدّس از دو ديدگاه اسلامي و غيراسلامي، يكي در توضيح اماكن مقدّس اين شهر به عنوان جايگاه و پايگاه سومين مكان مهمّ مسلمانان جهان و ديگري در قالب سفرنامه‌اي دربارة اورشليم، اكتفا مي‌كنيم.

بيت‌المقدّس3
معناي بيت‌المقدّس را، خانة محترم، خانه‌اي كه به پاكي و احترام ياد شده است، گفته‌اند.
همچنين در توصيف بيت‌المقدّس ـ ارض المقدّسـة (در قرآن) ـ يا به اختصار، القدس (قدس)، مي‌توان گفت، شهري است با مجموعة عبادي بزرگي در داخل آن؛ اين مجموعه در نزد مسلمانان موسوم به «حرم‌الشريف» است، كه در برگيرندة حداقل دو جايگاه مقدّس اسلامي مي‌باشد: «مسجدالاقصي» و «مسجد القبّـة».


حرم الشّريف

حرم الشّريف، بنايي چهارضلعي، تقريباً شبيه به ذوزنقه است. ابعاد اين بناي چهارضلعي، ظاهراً در منابع مختلف به صور متفاوت آمده است، امّا كمترين ابعاد ذكر شدة آن حدود 280 متر در امتداد جنوب، حدود 310 متر در امتداد شمال، حدود 460 متر در امتداد شرق و حدود 480 متر در امتداد غرب است. اين ابعاد، مساحتي در حدود 138 هزار متر مربع را در بر مي‌گيرد، كه اندكي كمتر از 35 جريب است. در قسمت سكّو، ارتفاع متوسّط آن از سطح دريا، 730 متر است.
حرم الشّريف4 تقريباً به شكل يك سكّو است و دربرگيرندة دو بناي بسيار معروف عالم اسلام است، كه غالباً با يكديگر اشتباه گرفته مي‌شوند؛ مسجدالاقصي و (مسجد) قبـةالصّخره.

مسجدالاقصي اغلب با مسجد القبّه يا قبّـةالصّخره اشتباه گرفته مي‌شود امّا اين دو، دو مسجد كاملاً متمايز از يكديگرند. مسجدالاقصي همان است كه خداوند در اوّلين آيات سورة بني‌اسرائيل به آن اشاره كرده است.

مسجدالاقصي

مسجدالاقصي نخستين قبلة مسلمانان، از اماكن مقدّس و بسيار با اهميّت اسلامي، واقع در بيت‌المقدّس ـ اورشليم ـ است. مسجدالاقصي دومين مسجدي است كه صرفاً به خاطر عبادت و پرستش خداوند بنا شد. اين مسجد در طيّ قرون و اعصار متمادي، چندين بار دچار تغيير شكل شده و ويران گشته است. هنگامي كه عمر بن خطّاب در سال 15 ق. (594 م)، وارد شهر بيت‌المقدّس شد، دستور داد منطقه‌اي را كه به اعتقاد او، جايگاه مسجد بوده است، پاك‌سازي كنند تا عمارت اوّلية مسجد آغاز شود. ساختمان، عملاً در سال 18 ق. (597 م) آغاز شد و مسجد با تير چوبي و الوار ساخته شد. عبدالملك بن مروان، آغازگر بناي مسجدالاقصي به شكل و ساختار نوينش بود، امّا اين پسرش وليد بود كه ساختمان آن را در سال 90 ق. (669 م) تكميل كرد.

ساختمان فعلي مسجد، اساساً از سال 424 ق. كه براي آخرين بار توسط خليفه الظاهر، مورد بازسازي قرار گرفت و شكل آن را از بناي سابقش تغيير نداد، دست نخورده باقي مانده است؛ او تنها از ابعاد شرقي و غربي آن كاست.

مسجدالاقصي بسيار قبل‌تر از مسجدالقبّه وجود داشته است، امّا همان‌طور كه گفته شد، به شكلي بدوي بود، تا آنكه پس از تكميل مسجدالقبّه، به شكل امروزي خود درآمد.

«مسجدالاقصي» از نظر دين اسلام داراي منزلتي والا و قداستي عظيم است؛ نخستين قبلة مسلمانان كه پيغمبر اسلام، همة دوراني را كه در مكّه زندگي مي‌كرد و تا هفده ماه پس از هجرت به مدينه، به سمت آن نماز مي‌گزارده است.5 اين مسجد معراج حضرت خاتم‌الانبيا(ص) به افق اعليٰ است. خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: «ما پيرامون آن را مبارك گردانيديم» و اين مكان، مقرّ انبياي الهي، از ابراهيم تا عيسي(ع) و مهبط وحي و محلّ نزول كتاب‌هاي «تورات»، «انجيل»، «زبور» و ديگر صحف آسماني پيش از قرآن است. نقل است در عهد داوود(ع) طاعوني آمد و جمع بسياري را به هلاكت رساند. داوود به اتّفاق گروهي از پيروان خويش در محلّ مسجد، كه آمد و شد ملائكه را در آنجا مشاهده نموده بود، گرد آمد، دست به دعا برداشت و از خداوند خواستار رفع طاعون گرديد. دعا به اجابت رسيد و طاعون برطرف شد. پس از آن، تصميم گرفت مسجدي در آنجا بسازد و اين پس از گذشت يازده سال از حكومت او بود و هنوز مسجد به اتمام نرسيده بود كه خود بدرود حيات گفت و امر تكميل مسجد را به فرزندش سليمان محوّل ساخت. وي به مدد ديوان [جنّيان] آن را با سنگ مرمر و بعضي جواهرات ساخت و روز پايان بنا را عيدي بزرگ گرفت و قرباني كرد و قرباني‌اش مورد قبول حضرت پروردگار قرار گرفت. بعضي گفته‌اند كه سليمان، خود بناي مسجد را آغاز نمود.6

در حديث اميرالمؤمنين(ع) آمده كه: «مسجدالحرام، مسجدالنّبي، مسجد كوفه و مسجد بيت‌المقدّس، كاخ‌هاي بهشت‌اند كه بر روي زمين قرار دارند».7 از امام باقر(ع) نقل شده كه «نماز واجب در مسجدالحرام، مسجدالرّسول، مسجد بيت‌المقدّس و مسجد كوفه برابر با حج است و نماز نافله در آنها معادل با عمره».8 از امام صادق(ع) در تفسير آية «إعملوا آل داوود شكراً»9 آمده كه «هشتاد مرد و هفتاد زن بودند كه هيچ‌گاه محراب (بيت‌المقدّس) را خالي نمي‌گذاشتند و به نوبت در آن مي‌زيستند و همة آنها از آل داوود بودند».10 و 11


مسجد القبّه

اين مسجد توسط خليفة اموي، عبدالملك بن مروان، به يادبود سفر بزرگ پيامبر (معراج) بنا شد. بناي آن در سال 67 ق. (687 م) آغاز و در سال 71 ق.
(691 م) تكميل شد. اين مسجد از قاعده‌اي هشت وجهي تشكيل شده است كه دو راهروي هم‌مركز هشت‌وجهي را در برگرفته، آنها نيز به نوبة خود جايگاه مركزي دايره‌اي شكلي، حاوي صخره را، احاطه كرده‌اند؛ گمان مي‌رود، اين همان صخره‌اي است كه پيامبر(ص) در معراج با آن به آسمان رفت. در بالاي قاعدة هشت‌وجهي و بلافاصله در بالاي دايره‌اي كه صخره را احاطه كرده است، قبّه‌اي دولايه، با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع حدوداً 23 متر، قرار دارد.
بدين ترتيب نام اين مسجد برگرفته از اين واقعيت است كه گنبد (قبّة) آن، به طرز شگفت‌انگيزي بر كلّ ساختمان احاطه دارد. بر ديواره‌هاي دروني قاعدة هشت‌وجهي نيز، مانند ديواره‌هاي بيروني، آيات قرآن كريم نقش بسته، كه مجموعاً 210 متر از فضاي ديوارها را در بر گرفته است. جاي شگفتي نيست كه مسجدالقبّه مناره‌اي ندارد، زيرا در واقع در دورة امويان مناره از اجزاي مساجد نبود و بيشتر از مظاهر دورة عبّاسيان است.


ديوار غربي (محلّ زيارت يهوديان)

«معبد سليمان (معبد اوّل) ـ محور اصلي عبادت و روحانيت يهود ـ از زمان تأسيس آن، تحت فرمان سليمان بوده است. اوّلين بار در سال 587 قبل از ميلاد مسيح توسط نبوكد نصر (بخت نصر) تخريب شد، امّا در اواخر قرن ششم قبل از ميلاد، پس از بازگشت از تبعيد يهوديان، بازسازي گرديد (معبد دوم). هرود كبير، آن را در مقياسي پيچيده، بسط و توسعه داد. آغاز اين بازسازي در سال 20 قبل از ميلاد بود، امّا هنوز تازه و به سختي احيا شده بود، كه با قيام يهوديان در خلال زمامداري تيتوس در سال 70 م. تخريب شد. باور يهوديان بر اين است كه محلّ معبد كه به آن تمپل مونت مي‌گويند در بخشي از حرم‌الشّريف كه دو مسجد معروف مسلمانان در آن واقع است، قرار داشته است.

بدين ترتيب مي‌توان به ديوار غربي حرم الشّريف ـ ديوار حايل معبد سليمان ـ معروف به «ديوار ندبه» به ديدة زيارت‌گاه يهوديان نگريست. اين مكان تنها بخش باقي مانده از معبد دوم در شهر اورشليم (بيت‌المقدّس) است و به همين دليل، مقدّس‌ترين اماكن يهوديان به شمار مي‌آيد. اين مكان در زمان پراكندگي يهوديان، جايگاه نيايش و سوگواري بوده است و سابقاً به آن ديوار ندبه مي‌گفتند. چنان‌كه امروزه به نظر مي‌رسد، ابعاد اين ديوار عبارت است از: 50 متر درازا و 20 متر ارتفاع؛ با اين حال، ديوار تا عمق بسيار زيادي در زمين فرو رفته است. سرآغاز دعا و نيايش يهوديان در اين مكان، از اوايل امپراتوري بيزانس است. در اين محل يهوديان بر ويراني معبد سوگواري و براي بازسازي آن دعا مي‌كنند. عباراتي از قبيل ديوار ندبه، توسط مسافران اروپايي به كار رفته است؛ مسافراني كه شاهد شب‌زنده‌داري‌هاي سوگوارانه و زاهدانة يهوديان در برابر بقاياي معبد مقدّس بوده‌اند».12

در شمال حرم، «Via Dolorosa» يا خيابان غم‌ها، همچنين موسوم به راه صليب قرار دارد. گمان بر اين است كه اينجا محلّ عبور عيسي در راه خود به جلجتا13 بوده است. اين خيابان به كليساي آرام‌گاه مقدّس14 منتهي مي‌شود. اين محل، اكثراً از سوي مسيحيان مورد بازديد قرار مي‌گيرد.
 
توطئة اسرائيل
به نظر مي‌رسد موضوع اشتباه گرفتن بين مسجدالاقصي و مسجدالقبّه، ظاهراً به دليل نزديكي اين دو بنا و اطلاقي است كه در كل، به اين مجموعه، شامل اين دو مسجد و چند بناي غيرمعروف ديگري است كه در محوّطة حرم الشّريف قرار دارد، امّا دكتر مروان سعيد صالح ابو الروب، اين مسئله را طور ديگري مي‌نگرد. او در نامه‌اي خطاب به سردبير نشرية الدستور، چنين اظهار مي‌كند:

«بين مسجد الاقصي و قبّـةالصّخره (مسجد القبّه) سردرگمي قابل توجّهي وجود دارد. هرگاه در رسانه‌هاي محلّي و بين‌المللي ذكري از مسجدالاقصي به ميان مي‌آيد، عكسي از قبّـةالصّخره در عوض آن نمايش داده مي‌شود. دليل اصلي اين مسئله، عدم اطّلاع عموم مردم، هم‌راستا با توطئه‌هاي اسرائيل است. در زمان اقامتم در ايالات متحده نيز كراراً با اين مسئله مواجه بودم، تا آنكه اطّلاع يافتم صهيونيست‌ها در آمريكا چنين تصاويري را چاپ و منتشر كرده، به اعراب و مسلمانان مي‌فروشند، برخي اوقات با قيمت‌هاي بسيار اندك و حتّي گاهي اوقات به صورت مجاني و بدين ترتيب مسلمانان آن را به تمام نقاط نصب مي‌كنند؛ به ديوار منازل و دفاتر كارشان».

همين مسئله مؤيّد اين قضيه است كه [دولت] اسرائيل مي‌خواهد تصوير مسجدالاقصي را از اذهان مردم پاك كند، تا يهوديان بتوانند آن را تخريب و معبد خود را پنهاني بنا كنند و اگر كسي شكايت يا اعتراضي داشته باشد، آنگاه به طور زنده تصوير قبّـ[الصّخره را نشان داده، اظهار خواهند داشت كه آنها كاري نكرده‌اند.

عجيب توطئه‌اي! هنگامي كه از برخي اعراب، مسلمانان و حتّي برخي فلسطيني‌ها پرسش كردم، دريافتم كه آنها نيز قادر به تمايز بين اين دو مكان مقدّس نيستند.

اين واقعاً باعث اندوه و ناراحتي‌ام شد، كه اسرائيلي‌ها چقدر تاكنون در پيشبرد اهدافشان توفيق داشته‌اند!


ماهنامه موعود شماره 101

پي‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: علي فاطميان، نشانه‌هاي پايان، صص 283ـ300.
1. استاديار رياضيات، دانشگاه زايد دوبي ـ امارات متحدة عربي.
2. بخشي از سرزمين شام، شامل شهرهاي بيت‌المقدّس و غزه و بيت لحم و حبرون و نابلس، كه زميني آباد با كشت‌ها و درختان فراوان ميوه است و قرآن در وصف آباداني آن فرموده: «المسجد الاقصي الذي باركنا حوله» (سورة اسراء (17)، آية 1) و نيز آن را سرزمين مقدّس خوانده و فرموده: «يا قوم ادخلوا الارض المقدّسـة» (سورة مائده (5)، آية 21)، مفسران «سرزمين مقدّس» را به فلسطين تفسير كرده‌اند. (معارف و معاريف)
3. براي تعريف اماكن مقدّس شهر بيت‌المقدّس يا اورشليم، عمدتاً از اين منبع استفاده شده است:
http://www.members.aol.com, Baytol Moqaddas, Author: Taoufik Nadji
همچنين از منابع ديگري چون دايرةالمعارف كامپتون، وبستر و بريتانيكا و معارف و معاريف نيز استفاده شده است.
4. غيرمسلمانان و به خصوص يهوديان و مسيحيان به آن تمپل مونت Temple Mount، مي‌گويند؛ كوه يا تپه‌اي كه به ادعاي آنان زماني معبد سليمان بر آن قرار داشته است.
5. وسائل الشيعـة، ج 4، صص 298ـ310.
6. كامل ابن اثير، ج 1، ص 227.
7. بحارالانوار، ج 99، ص 240.
8. وسائل الشيعه، ج 2، ص 550.
9. سورة سبأ (34)، آية 13.
10. بحارالانوار، ج 14، ص 71.
11. معارف و معاريف، مدخل مسجدالاقصي.
12. دايرةالمعارف بريتانيكا، مدخل ديوار غربي، Western Wall.
13. محلّي كه به اعتقاد مسيحيان، عيسي را در آنجا مصلوب كردند.
14. Church of the Holy Sepulchre كليسايي كه به اعتقاد مسيحيان بر جايگاه مصلوب شدن، تدفين و دوباره زنده شدن عيسي بنا شده است.