ما رييس خود را زندانى كرده ايم
۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۸
 ما مثل طايفه و گروهى هستيم كه رييس خود را حبس نموده است و در بلايا، خود تصميم جنگ و يا صلح را اتّخاذ مى كند! خودمان كرده ايم و اجازه نمى دهيم بيايد قضايا را حلّ كند، با اين كه مى دانيم اگر بيايد مى تواند مشكلات را حلّ كند، ولى باز او را محبوس كرده ايم!

بنابراين، اگر ميليون ها نفر هم با او موافق باشند، او مثل شخص وحيد و تنها است كه هيچ ناصر و مُعين و يار و ياورى ندارد! زيرا ما در بيدارى درست به وظيفه ى خود عمل نمى كنيم، با اين حال منتظر هستيم كه بيدار شويم و تهجّد به جا آوريم. اگر توفيق شامل حال انسان گردد، از خواب بيدار مى شود و مشغول تهجّد مى گردد؛ ولى اگر توفيق نباشد، چنان چه بيدار هم بشود، از آن ها بهره نمى برد.

آقايى كه زياد به مسجد جمكران مى رود، مى گفت: آقا(عج) را در مسجد جمكران ديدم، به من فرمود: به دل سوختگان ما بگو براى ما دعا كنند، و يك مرتبه از نظرم غائب شد، نه اين كه راه برود و كم كم از نظرم غائب شود!

همين آقا هفته ى قبل از آن هم، حضرت را در خواب ديده بود. ولى افسوس كه همه براى برآورده شدن حاجت شخصى خود به مسجد جمكران مى روند، و نمى دانند كه خود آن حضرت چه التماس دعايى از آن ها دارد كه براى تعجيل فَرَج او دعا كنند! چنان كه به آن آقا* فرموده بود: اين ها كه به اين جا آمده اند، دوستان خوب ما هستند، و هر كدام حاجتى دارند: خانه، زن، فرزند، مال، اداى دين؛ ولى هيچ كس در فكر من نيست!

آرى، او هزار سال است كه زندانى است، لذا هر كس كه براى حاجتى به مكان مقدّسى مانند مسجد جمكران مى رود، بايد كه اعظم حاجت نزد آن واسطه ى فيض، يعنى فَرَج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

خدا مى داند در دفتر امام زمان ـ عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف ـ جزو چه كسانى هستيم؟! كسى كه اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه مى شود. همين قدر مى دانيم آن طورى كه بايد باشيم، نيستيم.

* شيخ ابراهيم حايرى ـ رحمه اللّه  ـ در حال اعتكاف در مسجد كوفه
آیت الله محمدتقی بهجت(ره)