تبليغ مسيحيت در ايران- قسمت اول
۰۷ خرداد ۱۳۸۷
 تاريخ مسيحيت در ايران به سال‌هاي آغازين بعثت حضرت عيسي(ع) برمي‌گردد به گونه‌اي كه در انجيل متي11 مذكور است هنگام ولادت حضرت عيسي(ع) گروهي از دانشمندان مجوس [زرتشتيان] ايراني كه از اهالي آوه و ساوه بودند به راهنمايي ستاره‌اي براي ديدار حضرت عيسي(ع) يا پادشاه يهود به اورشليم آمده بودند و انتظار ظهور او را مي‌كشيدند آن‌ها در بيت لحم حضرت مريم و حضرت عيسي(ع) را يافتند و به او ايمان آوردند و پس از پيش‌كش كردن هدايا و گرفتن يك سري تعاليم به سرزمين خود بازگشتند.


● ميسيون


واژه‌ي «ميسيون» از كلمه‌ي لاتين Mission-em مشتق شده است. اين كلمه در دستور زبان لاتين ازمشتقات فعل Mitt ere است، به معني فرستادن، روانه كردن، گسيل داشتن يا اعزام كردن.

پس كلمه‌ي ميسيون در زبان لاتين نقش فعل و اسم را ايفا مي‌كند. 1 در صورت فعل بودن به معني:

- اعزام به مأموريت

- اداره‌ي يك هيئت مذهبي در بين مردم يا در يك ناحيه

مي‌باشد و در صورت اسم بودن به مفهوم:

- اجازه‌اي كه از سوي خداوند يا كليسا براي موعظه اعطاء مي‌شود.

- گروهي كه از سوي انجمن مذهبي براي تغيير كيش و آيين كفار به سرزمين‌هاي ديگر اعزام مي‌شوند.

- كوشش‌هاي سازمان‌يافته‌اي كه مستلزم آماده‌سازي و تجهيز گروهي است.

- سازماني شامل كليسا و مؤسسات نيمه‌محلي براي تبليغ و ترويج دين مسيح(ع) يا انجيل، تعاليم معنوي يهود و اصلاح اخلاق يا تعميد دادن عامه‌ي مردم.

- واژه‌ي ميسيون به معني يك طرح نظامي، گروه اعزامي به كشورهاي خارجي براي ايجاد مناسبات سياسي يا اقتصادي نيز به كار رفته است.

از واژه‌ي ميسيون چند اسم فاعل مشتق مي‌شوند كه عبارتند از:

Missionaries
Missionary
Missioneer
Missioner
Missionist
miss ionizer

براي اين اسم‌هاي فاعل دو معني مي‌توان در نظر گرفت:

1- فردي كه براي يك مأموريت مذهبي اعزام مي‌شود.

2- نماينده‌ يا مأمور مخفي، خاصه فردي كه براي مأموريت سياسي اعزام مي‌شود. 2

در خصوص فعاليت مبلغان مسيحي در ايران هر دو معني صادق بوده و به كار رفته است.

احتمالاً كلمه‌ي ميسيون و ميسيونر از حدود قرن 13 هـ. ق/19م در زبان فارسي مورد استفاده قرار گرفته است. اما تا به حال معادل اين كلمات در زبان فارسي مشخص نشده است و براي آن‌ها معاني مختلفي وجود دارد. به طور مثال ميسيون در زبان فارسي به معني «تبليغ و تبشير» گروه، هيئت يا محل فعاليت نمايندگان مذهبي، مسيحي، سياسي يا اقتصادي مي‌باشد. هم‌چنين براي واژه‌ي ميسيونر معادل‌هاي متعددي متداول است كه عبارتند از:

1- پادري: مشتق از Father به معني پدر يا پدر روحاني

2- مُبَشِّر: صفت عربي مشتق از فعل بَشَرَ به معني بشارت و مژده‌دهنده

3- مُبَلِّغ: صفت عربي مشتق از فعل بَلَغَ به معني رساننده و كسي كه امر، حكم، دين يا مذهبي را به ديگران رسانيده و ابلاغ مي‌كند.

4- مُرْسَل: اسم مفعول مشتق از فعل عربي رَسَلَ به معني فرستاده شده و پيام‌آور.

آن‌چه معروف و مشهور است اين است كه؛ متداول‌ترين معادل براي Missioner در زبان فارسي واژه‌ي «مُبَلّغ» است و واژه‌ي معادل براي Mission نيز «هيئت» و «انجمن» مي‌باشد.


 ● سرچشمه‌ي تبليغ و تبشير


در طول تاريخ بشريت به مصداق آيات شريفه‌ي قرآن كريم در سوره‌هاي؛ حديد/ آيه‌ي 25، نساء/ آيه‌ي 165 و انعام/ آيه‌ي 48، پيامبران و رسولاني از سوي خداوند مبعوث گشته و در جوامع مختلف به پا خاستند و با تعيين احكام و دستورات الهي، ملل و اقوام گوناگون را به سوي توحيد و پرستش خداوند متعال فرا خواندند. از اين رو تبليغ و تبشير در اديان الهي اهميت فراون داشته و يكي از اركان اصلي گسترش و انتقال اديان مقدس الهي در جوامع بشري به شمار رفته است. «وما علي الرسول الا البلاغ»3 و بر پيامبر(ص) جز ابلاغ آشكار نيست.

به طور خلاصه:
كار تبشير را پيامبران بر اساس مأموريت الهي كه بر عهده‌ داشتند شروع كردند و به دنبال آن اصحاب و شاگردان آن‌ها راه آنان را ادامه داده‌اند و هم‌اكنون نيز كار تبليغ و تبشير به انحاء مختلف در همه‌ي جاي اين كره‌ي خاكي توسط مبلغين و مبشرين ادامه دارد.

اما آن‌چه مسلم است كار تبليغ و تبشير و به‌ مفهوم امروزي از زمان حضرت عيسي(ع) رواج يافت. چون در ميان يهوديان به نقل از تورات ميثاقي بسته شد مبني بر اين‌كه همگي از يك خون باشند و يك واحد اجتماعي غيرقابل تجزيه را تشكيل دهند اين تعهد در قرآن كريم در سوره‌ي بقره‌ي آيه‌ي 40 و 122 بيان شده است و بدين لحاظ بني‌اسرائيل همواره خود را تنها وارث دين موسي(ع) مي‌شناختند و هيچ‌گاه سعي نكردند اقوام و ملل ديگررا به‌آيين خود تبليغ و تبشير نمايند.

مهم‌ترين و مشخص‌ترين پيروان حضرت عيسي(ع) دوازده نفر بودند. اين دوازده تن در زبان عربي به «حواريون» يا «سپيدجامگان» معروفند. واژه‌ي حواريون (حواريان) احتمالاً از واژه‌ي حبشي «حواريا» به معني «بشارت‌دهنده» به زبان عربي راه يافته است. 4 اين حواريون نزد حضرت عيسي(ع) تعليم ديدند و كار تبشير، موعظه و تبليغ آيين حضرت عيسي(ع) را در بين قوم بني‌اسرائيل بر عهده گرفتند. 5 پس از عروج حضرت عيسي(ع) به مرور ايام فعاليت حواريون از محدوده‌ي جامعه‌ي بني‌اسرائيل خارج شده و در سطح وسيعي گسترش يافت به گونه‌اي كه در متون اناجيل چهارگانه و كتاب اعمال رسولان به طور غيرمستقيم به اين امر اشاره‌ شده است و چنين آمده است:

«پس رفته همه‌ي امت‌ها را شاگرد سازيد و ايشان را به اسم اب و ابن و روح‌القدس تعميد دهيد و ايشان را تعليم دهيد كه همه‌ي اموري را كه به شما حكم كرده‌ام حفظ كنند.»6

«و از اورشليم شروع كرده به موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همه‌ي امت‌ها به نام او كرده شود و شما شاهد اين امور هستيد.»7

«ليكن روح‌القدس بر شما مي‌آيد قوت خواهيد يافت و شاهدان من خواهيد بود، در اورشليم و تمامي يهوديه، سامره و تا اقصاي جهان.»8

بدين ترتيب موعظه، تبشير و تبليغ آيين مسيحيت به يكي از اساسي‌ترين عناصر لاينفك اين آيين مبدل شد و به مرور زمان سازمان يافت و در ابتدا به صورت شفاهي مردم را به سوي اجراي احكام الهيات مسيحي دعوت مي‌كردند كم‌كم با گسترش دامنه‌ي كار «پولس» و «يوحنا» رسالاتي براي حل مشكلات «نومسيحيان»9 در مراكز تبليغي- مسيحي تأليف كردند و گروهي كتاب‌هايي درباره‌ي زندگي حضرت عيسي(ع) تأليف كردند و كليساي مسيحي نيز چهار كتابي كه توسط «متي»، «مرقس»، «لوقا» و «يوحنا» در حدود سال‌هاي 60 تا 70 ميلادي نگاشته شده‌‌اند را معتبرتر دانست و هر يك از اين كتب چهارگانه «انجيل» ناميده مي‌شد. «انجيل» كلمه‌‌اي است مشتق از واژه‌ي يواناني "Euaghelion" كه از دو واژه‌ي "EU" به معني «خوب» و "Aggeleint" به معني «اطلاع دادن يا آگاه كردن» تركيب شده است10 اين كلمه مركب به معني «بشارت ملكوت»، «بشارت خوشي عظيم»، «بشارت فيض خدا» و «بشارت سلامتي» آمده است. چون معجزات، تعليمات، قيام و صعود حضرت عيسي(ع) مژده و بشارتي بود براي عامه‌ي مردم اين چهار كتاب كه شامل زندگاني و دستورات حضرت عيسي(ع) است را به نام انجيل شناخته‌اند، بدين ترتيب اناجيل چهارگانه به همراه كتاب رسولان و رسالاتي كه براي راهنمايي مسيحيان تأليف شدند در طول قرون و اعصار متمادي به ابزاري براي تبشير و تبليغ مسيحيت مبدل گشتند.


 ● تاريخچه‌ي ورود مسيحيت به ايران


تاريخ مسيحيت در ايران به سال‌هاي آغازين بعثت حضرت عيسي(ع) برمي‌گردد به گونه‌اي كه در انجيل متي11 مذكور است هنگام ولادت حضرت عيسي(ع) گروهي از دانشمندان مجوس [زرتشتيان] ايراني كه از اهالي آوه و ساوه بودند به راهنمايي ستاره‌اي براي ديدار حضرت عيسي(ع) يا پادشاه يهود به اورشليم آمده بودند و انتظار ظهور او را مي‌كشيدند آن‌ها در بيت لحم حضرت مريم و حضرت عيسي(ع) را يافتند و به او ايمان آوردند و پس از پيش‌كش كردن هدايا و گرفتن يك سري تعاليم به سرزمين خود بازگشتند.

هم‌چنين به نقل از كتاب اعمال رسولان12 مدتي پس از مصلوب شدن [عروج] حضرت عيسي(ع) در روز عيد «پنطيكاست»13در جمع شاگردان حضرت عيسي(ع)، نومسيحيان و برخي يهودياني كه براي برگزاري عيد در اورشليم گرد آمده بودند گروهي از اهالي پارت، ماد و عيلام و ساكنان جزيره (سرزمين بين‌النهرين) نيز حضور داشند و در اين هنگام ناگهان از آسمان بانگي فرود آمد هم‌چون بادي سركش كه مي‌وزد و همه جا را پُر كرد و حواريون زبان‌هاي جدا از يكديگر ديدند كه مانند آتش بود و اين زبان‌ها بر هر كدام از حواريون فرود آمدند و همه از روح‌القُدُس پُر شدند و روح ايشان را به سخن گفتن به زبان‌هاي مختلف وا مي‌داشت. وقتي كه بانگ و صدا فروكش كرد مردم ديدند كه حواريون به زبان‌هاي مختلف سخن مي‌گويند من جمله زبان عيلاميان و مادها و پارتيان كه سه طايفه از مردم ايران بودند. از سوي ديگر دو تن از رسولان حضرت عيسي(ع) به نام‌هاي «شمعون» و «يهودا»، براي موعظه‌ي انجيل به ايران آمدند و موبدان زرتشتي آن‌ها را شهيد كردند. البته شمعون، مذكور «شمعون پطرس» نيست، گويند «يهودا» كه «توما» هم خوانده شده تا هندوستان هم رفته است. 14

آن‌چه از اين دو عبارت به خصوص عبارت كتاب رسولان نتيجه گرفته مي‌شود اين است كه:

1- نخستين گروندگان به حضرت مسيح(ع) در آعاز رسالت مردمي از نژادهاي مختلف بودند من‌جمله ايرانيان.

2- مسيحيت از آغاز كار خود به درون كشورهاي مختلف من‌جمله ايران راه يافته است. 15 كه حواريون به زبان آن‌ها سخن گفته‌اند.

هر كدام از اين دو توجيه را بپذيريم نتيجه‌ي اين مي‌شود كه: ايرانيان {پارت‌ها، مادها و عيلاميان} از نخستين مردمي بودند كه دين مسيح را پذيرفته‌اند.

اما اين‌كه از چه زماني دين مسيح در ايران رسوخ كرده و شيوع پيدا كرده به طور دقيق مشخص نيست، «تيموته اول» «بطريق نسطوري» در بين‌النهرين در نامه‌ي مفصلي كه به كشيشان ماروني نوشته است آورده كه:

«مسيحيت پانصدسال پيش از نسطور و بيست سال پس ازمعراج حضرت عيسي(ع) در ميان ما برقرار شده است.»16

آن‌چه مسلم است و دانشمندان تاريخ در آن اختلاف ندارند اين است كه آزادي اديان، مذاهب، عقايد و آداب و رسوم ارمغاني است كه ايرانيان به جهان آورده‌اند پيش از هخامنشيان پادشاهان «كلده» و «آشور» با ملل مغلوب و زيردستان خود با كمال بي‌دادگري و زورگويي رفتار مي‌كردند و مللي را كه شكست مي‌دادند مجبورمي‌‌كردند به آداب و رسوم و اخلاق آن‌ها بگروند و دين و زبان فاتحان را بپذيرند و هيچ‌گونه استقلال فردي و اجتماعي و آزادي شخصي به كسي داده نمي‌شد.

«هخامنشيان» نخستين پادشاهاني بودند كه اين سد و قانون را شكستند و ملل مغلوب را در دين و آيين و رسم زندگي آزاد و مختار گذاشتند.

شاهنشاهان «اشكاني» نيز كه هم زمان باظهور حضرت‌عيسي(ع) حكومت مي‌كردند اين برنامه‌ي‌ هخامنشيان را رعايت كردند بطوري‌كه تمدن يوناني در آسيا ريشه گرفته بود و عده مهاجران يوناني در ايران زياد شده بود و براي خود سكه‌ي يوناني ضرب مي‌كردند و تاج يوناني بر سر مي‌گذاشتند.

بنابراين پيشينه هيچ مانعي وجود نداشته كه مسيحيت وارد سرزمين ايران شود و به همين دليل بيش‌تر تاريخ‌نويسان آغاز مسيحيت را در ايران از دوره‌ي اشكانيان و در نيمه‌ي دوم قرن اول ميلادي مي‌دانند.

روايات آسوري گويد كه در قرن اول ميلادي يكي از اشخاصي كه مسيح را به چشم خود ديده بود به نام «مارعداي» به «ادسا» رفته و مسيحيت را به آن‌جا برد، شاگرد او «ماري» خبر مسيحيت را به ايران برد و حتي به فارس هم رفت و او در آن‌جا خبر «توماي حواري» رسول معروف هندوستان را شنيد. 17

نويسنده:   داود ميرزايي مقدم، مرتضي ميرزايي
منبع: باشگاه اندیشه