تا كي نيازمندان را ناديده خواهيم گرفت؟
۱۰ آبان ۱۳۸۹
 شما اگر امروز صبح يك ليوان آب خورده باشيد و خود را در معرض خطر مسموميت از آرسنيك قرار نداده باشيد، وضعتان از ميليونها سكنۀ بنگلادش بهتر است. آيا ميتوانيم اين حقيقت تلخ را درك كنيم كه سي و چهار هزار كودك همه روزه از گرسنگي و بيماري‌هاي قابل پيشگيري جان ميدهند؟
برايان پترسون1
چكيده:
توليد ناخالص داخلي چهل و هشت كشور از فقيرترين كشورهاي جهان كه يك چهارم همه كشورهاي دنيا را تشكيل مي‌دهند، از مجموع ثروت سه تن از ثروتمندترين افراد در كل جهان كمتر است. در كتاب مقدس آمده است كه ما اگر بگوييم خدا را مي‌پرستيم و از مستمندان غفلت كنيم، در واقع به هيچ‌وجه بندگان [خوب] خدا نيستيم. آيندگان درباره ما و نابرابري‌هاي دوران ما چگونه قضاوت خواهند كرد؟ مسلماً نه آنان و نه خداوند، هرگز ما را نخواهند بخشيد.


شما اگر امروز صبح يك ليوان آب خورده باشيد و خود را در معرض خطر مسموميت از آرسنيك قرار نداده باشيد، وضعتان از ميليونها سكنۀ بنگلادش بهتر است.

پژوهشهاي جديد بيست درصد از مرگ و مير افراد در كشور فقرزدۀ بنگلادش را بر اثر مسموميت از آرسنيك، بر اثر آشاميدن آب آلوده، اعلام كرده‌اند. «سازمان بهداشت جهاني» اين مسئله را «بزرگترين فاجعۀ مسموميت جمعي مردم يك كشور در طول تاريخ» ناميده است.

اين معضل سي سال قبل آغاز شد و آن زماني بود كه ده ميليون حلقه چاه كمعمق در سراسر بنگلادش، با استفاده از پولهاي گردآوري شده از جانب كمك‌دهندگان بينالمللي حفر گرديد.

نكتۀ طنزآميز اين‌جاست كه هدف از حفر آن چاهها، تأمين آب آشاميدني پاكيزه براي كمك به پيشگيري از بيماريهاي كشندۀ ناشي از آب آلوده، مانند وبا، در يكي از فقيرترين كشورهاي دنيا بود. اما همين چاهها ناخواسته با ذخاير و رسوبات آرسنيك در زير زمين آلوده شدند. بيش از نيمي از جمعيت بنگلادش، كه ميانگين دستمزد روزانۀ آنان كمتر از دوازده دلار است، از اين چاههاي آلوده آب آشاميدهاند.

با وجود كمكهاي بينالمللي قابل ملاحظه، بنگلادش نتوانسته است فقر و گرسنگي مفرط را ريشهكن سازد. در گزارشي از «يونيسف»، به خطرات بزرگي كه سلامت كودكان و زنان را در محلههاي فقيرنشين شهرهاي بنگلادش تهديد ميكند، اشاره شده است. بنگلادش نمونۀ بارزي از نابرابري در جهان ما است.

سازمان ملل متحد گزارش ميدهد كه فقر مفرط در جهان رو به توسعه، به ويژه در آسيا، طي ده سال گذشته كاهش بسيار يافته است. اما در حقيقت اين كاهش فقر به حد كفايت صورت نگرفته است. هنوز هم روزي سي و چهار هزار كودك بر اثر گرسنگي و بيماريهاي قابل پيشگيري جان خود را از دست مي‌دهند، و در همان حال يك ميليارد و سيصد ميليون نفر در سراسر جهان همچنان دچار فقر هستند.

يك سازمان مالي در امريكا ميگويد كه توليد ناخالص داخلي چهل و هشت كشور از فقيرترين كشورهاي جهان كه يك چهارم همه كشورهاي دنيا را تشكيل ميدهند، از مجموع ثروت سه تن از ثروتمندترين افراد در كل جهان كمتر است.

اكنون در دنيا بيش از هر زمان مواد غذايي توليد ميشود، ولي چرا بيش از يك ميليارد تن از مردم جهان هنوز غذا به اندازۀ كافي براي خوردن ندارند؟

رونالد سايدر، مؤلف كتاب «مسيحيان ثروتمند در عصر گرسنگي»، گناه اين امر را به گردن ناداني و بيعاطفگي ملل مرفه نهاده است. ما بيش از اندازه از آسايش بهرهمنديم و به بحران فقر آگاهي كامل نداريم، يا تصور ميكنيم كه اين مسئله آن‌قدر بزرگ است كه نميتوان آن را حل كرد. ما خواستار عدالت براي تهيدستان نيستيم. او ميپرسد: «آيا كساني كه بيش از حد نياز تغذيه ميشوند، پوشاك رنگارنگ و گرانقيمت به تن دارند و در خانههاي مجلل زندگي مي‌كنند، مي‌توانند مفهوم فقر را درك كنند؟ آيا ما درك مي‌كنيم كه براي پدران و مادران فقرزده، تماشاي مرگ نوزاد دخترشان از بيماريهاي رايج دوران كودكي چه معنايي دارد، آن هم به دليل آنكه اين پدران و مادران همانند لااقل يك چهارم مردم امروز جهان از خدمات بهداشتي ابتدايي محرومند؟»

«آيا ميتوانيم اين حقيقت تلخ را درك كنيم كه سي و چهار هزار كودك همه روزه از گرسنگي و بيماري‌هاي قابل پيشگيري جان ميدهند؟»

سايدر ميگويد كه خداوند به عدالت اقتصادي بياعتنا نيست. او مينويسد: «ثروت توأم با ظلم؛ خداوند را كه سرنوشت تاريخ را در دست دارد، آزرده‌دل ميسازد.»، «در كتاب مقدس آمده است كه ما اگر بگوييم خدا را مي‌پرستيم و از مستمندان غفلت كنيم، در واقع به هيچوجه بندگان [خوب] خدا نيستيم».

من مطمئن نيستم كه ما در اين عصر گرسنگي به تعداد بيشتري از كليساهاي جامع عظيم با پنجرههاي مجلل شيشهاي نياز داشته باشيم. البته، ما گاهي اوقات به ساختمانهاي كليسا نيازمنديم، اما چرا ما همان‌قدر كه براي احداث كليساها پول خرج ميكنيم، همان قدر نيز براي مستمندان هزينه نميكنيم؟ ما اگر قصد داريم يك ميليون دلار صرف خود كنيم، چرا دو ميليون دلار گردآوري نميكنيم؟ ما ميتوانيم نيمۀ دوم، يعني يك ميليون دلار آن را به جهان سوم ارسال كنيم تا در آنجا شغلهاي تازهاي ايجاد شود و اطمينان حاصل شود كه مادران شاهد مرگ كودكانشان از گرسنگي نخواهند بود.

ريچارد سيمز، رئيس شركت امريكايي «بينش جهاني»، در كتاب خود با عنوان «حفرهاي در انجيلِ ما» همه ما را كه زندگي آسودهاي داريم، مورد بازخواست قرار ميدهد. او ميپرسد كه تاريخنويسان صد سال بعد چگونه به اوضاع عصر ما خواهند نگريست و شيوۀ برخورد كليساي كنوني را با فقر در سراسر جهان چگونه ارزيابي خواهند كرد؟

او ميپرسد: آنان دربارۀ واكنش كنوني كليسا به چالشهاي عظيم زمانۀ ما، مانند ايدز، فقر، گرسنگي، تروريسم و جنگ چه خواهند گفت؟ «آيا آنان خواهند گفت كه اين مسيحيان اصيل شجاعانه برخاستند و در مقابل امواج زجر و درد افراد بشر واكنش نشان دادند، به خطوط مقدم جبههها شتافتند تا افراد مصيبتزده را تسلي دهند و شعلههاي نفرت را خاموش كنند؟

آيا آنها دربارۀ سخاوت بي‌سابقه مردمان امروز براي رفع نيازهاي مبرم مستمندان جهان قلمفرسايي خواهند كرد؟ آيا آنان دربارۀ رهبري معنوي و اخلاقي و بينش قاطع رهبران ما سخن خواهند گفت؟ آيا آنها خواهند نوشت كه آغاز قرن بيست و يكم بهترين مقطع زماني كليسا بوده است؟ يا اينكه آنها به عصر گذشته نظر خواهند افكند و كليسايي را خواهند ديد كه غرق آسودگي بي‌حد و حصر است و خود را از لحاظ فكري و عاطفي از زجر ساير مردم جهان دور و بياعتنا نگاه داشته است، كليسايي فاقد عطوفت و به دور از هر گونه عمل خير؟ آيا آنان دربارۀ كساني خواهند نوشت كه در كناري به تماشا ايستاده بودند، در حالي كه صد ميليون نفر از بيماري ايدز جان ميدادند و پنجاه ميليون كودك يتيم ميشدند؛ در مورد مسيحياني خواهند نوشت كه غرق در لذت و تجمل و خودارضايي زيستند، در حالي كه ميليونها نفر از بيغذايي و بيآبي جان دادند؟ آيا شاگردان مدارس مطالب درسي خود را دربارۀ كليسايي كه ثروت در اختيار داشت و مجتمعهاي بسيار بزرگي براي خود احداث ميكرد، اما از ارادۀ لازم براي ساختن مدارس، بيمارستانها و درمانگاهها بي‌بهره بود، با خشم و نفرت خواهند خواند؟ سخن كوتاه، آيا از ما به منزله اعضاي كليسايي كه حفرۀ بزرگي در انجيل آن به وجود آمده بود، ياد نخواهد شد؟»

ماهنامه سیاحت غرب شماره 86

منبع: www.heraldsun.com.au/.../how-long-will-we-be-blind-to-the-needy/story-e6frfhqf