مسيحيت و مسيحيان صهيونيست
۱۱ خرداد ۱۳۸۴



دكتر مصطفی الفقی: رئيس كميسيون روابط خارجی مجلس ملّی مصر
دكتر قس مكرم نجيب: رئيس كليسای انجيلی در مصر جديد
استاد محمد السماك: مؤلف و متفكر لبنانی
اشاره :
آنچه تقديم حضورتان مي شود محصول ميزگرد فرهنگي شبكه هفت تلويزيون مصر است. در اين ميزگرد موضوع «مسيحيت صهيونيستي» با حضور دو نفر از
صاحبنظران مسيحي مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.
علي رغم تبليغ و تصور، لاهوت و عملكرد اين جريان فاسد و مفسد كه امروزه بر پايه هاي حاكميت كاخ سفيد در آمريكا تكيه زده مورد تأييد مسيحيان اصول گرا نيست. چنانكه محققاني چون: «جرجي كنعان، استفان سزر و هال لسل» در زمره پيروان مسيحيت و منتقدان جدي اين جريان اند. و آثار بسياري را در اينباره نگاشته اند.


محققان مسيحي مستقل، مسيحيان صهيونيست را جماعتي گستاخ مي شناسند كه با آموزه هاي غلط سر در پي مطامع و منافع گذاشته اند.
همين امر ما را متذكر مي سازد كه مي توان باب گفتگو با عالمان مسيحي و مخالف اين جريان را از ميان كلسياي كاتوليك، ارتدوكس و ارامن گشود و با تحكيم روابط علمي و برگزاري نشستها و همايشها امكان برملاء ساختن آراء و طرحهاي مسيحيان صهيونيست را فراهم آورد. ان شاء الله
دكترمصطفی الفقی: من از جمله كسانی هستم كه شيفته محققان و افرادی می‏باشم كه به موضوع محافظه‏كاران نوين و مسيحيان صهيونيست می‏پردازند، به‏ويژه تحقيق درباره امكانات تبليغاتی و اطلاع‏رسانی ايشان و بسان بسياری ديگر احساس می‏كنم، آنچه به وقوع می‏پيوندد، در پس آن لابی يهود قرار دارد تا منافع و خواسته‏های خويش را تأمين كند. در اينجا لازم به ذكر است، خطرات نهفته در پس جنبشهای محافظه‏كارانه نوين و ملی‏گرای افراطی بيش از خطراتی است كه از جنبشها و حركتهای تندرو مذهبی متوجه ما می‏شود و همانطور كه می‏دانيد، جنبش محافظه‏كاران نوين جنبشی ملی است كه خرابيها و ويرانيهای بسياری در جهان به بار آورده است، به همين دليل خطرات جنبشهای ملی بسيار بيشتر از خطرات جنبش مذهبی افراطی است به‏گونه‏ای كه می‏تواند، جهانی را به آتش بكشد، جنبش محافظه‏كاران نوين از اين نوع جنبشهای ملی است كه تخمين زده می‏شود تا كنون 50 ميليون نفر را قربانی اعتقادات خويش نموده است، به عبارت ديگر می‏توان گفت، افراطگرايی ملی كم‏خطرتر از افراطگرايی مذهبی نيست. محافظه‏كاران نوين به همراه مسيحيان صهيونيست و سايرفرقه‏ها و طوايف هم كيش خود در يك جا با هم به توافق می‏رسند و آن تغيير سياست آمريكا و قرار دادن آن در مجرايی كه تأمين كننده اهداف و منافع ايشان باشد و اين حقيقتی غير قابل انكار است.

مجری: واقعيت امر اين است كه در حال حاضر رابطه‏ای عميق و گرم ميان اسراييل يهودی و مسيحيان صهيونيست وجود دارد، با اينكه می‏دانيم يهود، مسيح را رد كردند و ايمان داريم كه اين يهوديان بودند كه مسيح را به صليب كشيدند و همانطور كه می‏دانيم، ما مسيحيان اكنون منتظر ظهور مجدد مسيح خويش هستيم، در حاليكه اسراييل (يهود) منتظر ظهور مسيح خويش برای اولين بار است، چون به مسيح، مسيحيان به عنوان يك فرستاده يا پيامبر يا رسول نگاه نمی‏كنند و به نظر ايشان تا كنون مسيحی بر روی كره خاكی ظهور نكرده است، بدين ترتيب ملاحظه می‏كنيم، يهود از اساس وجود مسيح و به صليب كشيده شدن او را انكار می‏نمايند، همين اعتقادات به‏طور كامل در سازمان «سفارتخانه مسيحی» نيز به چشم می‏خورد، كه اعضای آن را مسيحيان صهيونيست تشكيل می‏دهند و كمكهايی را برای اسراييل و يهود جمع‏آوری می‏كنند كه مبالغ آن از ميليونها دلار پا را فراتر می‏نهد و به ميلياردها دلار می‏رسد. اين سفارتخانه سالانه نشست و گردهمايی خويش را در تل‏آويو منعقد می‏كند كه ضمن افتتاح كنگره توسط نخست‏وزير اسراييل، وی در جلسه افتتاحيه آن نيز سخنرانی می‏كند، آنها با شور وعشق فراوان از علاقه خويش به اسراييل سخن می‏گويند و خود را بيش از مسيحيان عرب واله و شيفته اسراييل نشان می‏دهند به عبارت ديگر آنها بيش از آنكه خود را به مسيحيان عرب كه هم‏كيش و هم آيين آنها هستند و اعتقاداتی مشابه ايشان دارند، نزديك بدانند به يهوديان نزديك می‏دانند و يهود را بيش از هم‏ كيشان خويش دوست دارند.

مجری: بنابراين درباره اين رابطه عجيب و غريب چه بايد گفت، در واقع اين رابطه از كجا پيدا شده و نشأت گرفته است؟

دكتر مكرم نجيب: عوامل بسياری در سر گرفتن اين رابطه دخيل بوده‏اند، به دور از تمام مسائل مطروحه ما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه يك دولت مدنی دارای اهداف سياسی و يا غير سياسی خاصی در برقراری رابطه با دولت ديگر است، وضعيت آمريكا نيز چنين است و همانطور كه می‏دانيم، همه می‏گويند آمريكا در برقراری اين رابطه با آن رابطه دارای آن منافع بوده است و الی آخر، اما آنچه برای ما اهميت دارد، اين است كه درون اين دولت گروهها و جمعيتهای تندرويی چه مذهبی و چه ملی وجود دارند، سياست دولت را تحت تأثير خويش قرار می‏دهند، درون اسراييل نيز جمعيتها و گروههايی وجود دارند، حال چه به مسيح اعتقاد داشته باشند و چه نداشته باشند، افكار و انديشه‏هايی افراطی و تندرو دارند كه باعث می‏شود برای تحقق اهداف و خواسته‏هايشان مذهب و دين را وارد حوزه سياست كنند، از اينجاست كه اين سؤال پيش می‏آيد، دولت ايشان دولتی مذهبی يا دولت مدنی است، در پاسخ به اين سؤال آنها عنوان می‏ كنند، دولت ما از يك سو دولتی مدنی و از سويی دولتی مذهبی است، به عبارتی آنها چون كشور و واحه‏ای دمكراتيك هستند، پس دولتی مدنی به‏شمار می‏آيند و از آنجا كه يهوديت را آئين رسمی خويش می‏دانند و به اين آئين اتكا دارند، در عين حال سازمانها و جمعيتهای مذهبی تندرو و افراطی مذهبی چون سفارتخانه مسيحی و غيره در اين كشور فعالند كه با اينكه در ظاهر ممكن است مسيحی باشند، اما اعضای آن را مسيحيان تندرويی تشكيل می‏دهند كه بيش از خود يهود به يهوديت اعتقاد دارند و اين مطلبی است كه من بارها جوانانمان را از آن برحذر داشته‏ام، در گردهماييها و نشستهای اين مسيحيان حضور نيابند و مبادا افكار و انديشه‏های ايشان درون آنها رسوخ كند، چون اين نوع از مسيحيت، مسيحيت صهيونيستی است كه دين را با سياست و مسيحيت را با يهوديت درآميخته است، به همين دليل جوانان ما بايد در قبال اين ترفندها آگاه و هوشيار عمل كنند.

مجری: در اينجا می‏خواهيم نظر استاد محمد سماك را درباره اين رابطه، رابطه اسراييل و مسيحيان صهيونيست بدانيم؟

محمدالسماك: به نظر من رابطه اسراييل و مسيحيان صهيونيست مرحله‏ای بوده است، اولين مرحله شدن به مرحله تأسيس و شكل‏گيری اسراييل بازيگران طی آن اسراييليها نيازمند حمايتهای مالی و سياسی و معنوی بوده است در اين مرحله اهداف مسيحيان صهيونيست و اسراييل با يكديگر تلاقی می‏كند، به اين معنا كه اسراييل نيازمند اثبات موجوديت خويش بود و از طرف ديگر مسيحيان صهيونيست نيز احساس نياز می‏كردند كه حتماً اسراييلی شكل بگيرد، به اين ترتيب منافع هر دو گروه در يك نقطه يكی می‏شود و آن برپايی صهيون است تا اينكه به مرحله دوم می‏رسيم كه عبارت است از مرحله ظهور مجدد مسيح، در اينجاست كه ايندو از يكديگر جدا می‏شوند و جنبش مسيحيت صهيونيسم به جنبشی ضد سامی تبديل می‏شود كه به ادامه بقای يهود و يهوديت اعتقاد ندارد و تلاش می‏كند يا يهوديان به آئين مسيحيت درآورد تا به مسيحی كه دوباره ظهور می‏كند ايمان بيآورند يا اينكه نيست و نابود شوند. ما در مرحله اول كه همين مرحله است ملاحظه كرديم كه دو طرف در اهداف با يكديگر مشترك هستند، يعنی مسيحيان صهيونيست يا اسراييليها در يك هدف كه همان حفظ موجوديت و بقا و توسعه‏طلبی اسراييل است، مشترك هستند تا اينكه زمينه ظهور و بازگشت مجدد مسيح فراهم گردد، اين در حالی است كه اسراييل و يهود به خوبی از ماهيت و هويت جنبش مسيحيت صهيونيستی مطلع هستند، آنها به خوبی می‏دانند، هدف مسيحيان صهيونيست از ادامه بقای اسراييل و حمايت از توسعه‏طلبيهای آن فراهم ساختن زمينه‏های ظهور مجدد مسيح است، ما در حال حاضر در مرحله اول يعنی مرحله اشتراك و تلاقی منافع ميان اسراييل و مسيحيان صهيونيست قرار داريم. يهوديان و اسراييليها می‏گويند ما به اين روند ادامه می‏دهيم تا اينكه مسيح ظهور كند و به اصطلاح عامه تكليف ما و شما را روشن كند، چه سرنوشتی نصيب ما و چه سرنوشتی نصيب شما خواهد شد، اما در حال حاضر ما (يهود می‏گويند) در مرحله‏ای قرار داريم كه می‏بايست با يكديگر همكاری و همراهی نماييم و جنبش مسيحيت صهيونيستی تا آنجا كه در توان دارد، از اسراييل حمايت كند و خود جنبش مسيحيت صهيونيستی آن چنان در اين باره مبالغه نموده است كه ملاحظه می‏كنيم، در نيمه دهه هشتاد اصلاً سازمان سفارتخانه جهانی مسيحی در قدس به بوته فراموشی سپرده می‏شود و سازمانی تبديل می‏شود كه كنسولگريهايی برای خويش در بسياری از كشورهای جهان داير می‏كند كه وظيفه آن جمع‏آوری مالی، معنوی و تبليغاتی برای اسراييل و تلاش برای تحقق اهداف صهيونيسم و طرح صهيونيسم در ساخت هيكل و ساير طرحهای جنبش صهيونيسم است.

مجری: از سخنان دكتر محمد سماك اينگونه استنباط می‏شود اتحاد و همكاری اين دو مرحله‏ای است و جنبش مسيحيت صهيونيستی جنبشی ضد ساميان است كه مهمترين هدف آن فراهم ساختن زمينه‏های ظهور مجدد مسيح است به همين دليل است به برپايی و تأسيس اسراييل اقدام كرده‏اند تا مسيح ظهور كند و حكومت هزاره او شكل گيرد، با ظهور مسيح آنها (يهود) يا نابود می‏شوند يا به مسيحيت درمی‏آيند و غير ازاين دو راهكار، راهكار ديگری وجود ندارد، از اين جهت برحسب عقايد حاكم بر جنبش مسيحيت صهيونيستی می‏توان گفت، اين جنبش بزرگترين جنبش ضد ساميان و اسراييل است، نظر شما در اين باره چيست؟

دكتر مصطفی الفقی: ما بايد ميان يهوديت به عنوان يك آئين و صهيونيسم به عنوان يك جنبش و انديشه و مسيحيت صهيونيستی تفاوت قائل شويم، چون تصور و برداشت هر يك از آنها از آينده متفاوت است، ريشه‏های فكری و اصول فكری يكی نيست، به همين دليل من اعتقاد دارم، اين يكی از امواج فكری و مذهبی گذرا در تاريخ بشريت است كه اگر چه مدتی به حيات خويش ادامه می‏دهد، اما تأثير بسزايی بر بشريت نمی‏گذارد، به يك دليل ساده و آن اينكه، اهداف و انگيزه‏های آن سياسی است و سياست متغير و اهداف آن تغييرپذير است و بالاخره اينكه مرام و عقيده‏ای حقيقی وجود ندارد كه برپايه‏های نظری ثابت استوار و توانسته باشد مسيحيت را به عنوان يك آئين و صهيونيسم را به عنوان يك جنبش در يك‏جا گرد آورد، بلكه بر عكس تضاد ميان ايشان كاملاً قابل ملاحظه است، به همين دليل بايد گفت موج گذرايی است كه به خدمت اهدافی معين درآمده است و صرفاً جنبشی سياسی است كه تأثير به‏سزايی بر مذهب نمی‏گذارد.

مجری: پس اين نظر شما در قبال آينده اين جنبش است؟
دكتر مصطفی الفقی: بله.

مجری: آخرين سؤال اين است، آقای مكرم نظر شما در اين‏باره چيست؟

مكرم: من نظر آقای دكتر مصطفی را تأييد می‏كنم، و من آرزو می‏كنم هر آنچه آقای دكتر گفتند، تحقق يابد و سبان تمام جنبشهای مشابه خويش كه نيست و نابود شدند، اين جنبش نيز از صفحه روزگار محو شود، اما در حال حاضر چون به نظر می‏رسد، يك هدف با يك نوع از اهداف مسيحيت صهيونيستی را با اسراييل مرتبط ساخته است، تا مدتی به حيات خويش ادامه دهد، اما اين ثابت نيست، بلكه گذرا است.

مجری: در پايان لازم است، از حضور مهمانان محترم آقای مصطفی فقهی و كشيش اكرم مجيد در برنامه تشكر می‏كنيم، از شما بينندگان عزيز نيز تشكر می‏ كنيم كه به اين مسئله مهم، مسئله مسيحيت صهيونيستی كه اين برنامه به آن اختصاص داشت توجه نموديد و آگاه شديد كه اين جنبشی است كه سعی می‏كند، در پس مذهب ديگران قانع كند كه بعد مسئله فلسطين و ساير مسائل مربوط به زمين بر ما در خاورميانه فشار بياورد می‏شود وظيفه هر يك از شما بينندگان و شنوندگان انتقال مطالب ارائه شده به ديگران است.

ماهنامه موعود شماره 51