spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
شرح دعاى ندبه -5 چاپ پست الكترونيكي
۱۹ فروردين ۱۳۸۴
قسمت پنجم

حاج شيخ عباسعلى اديب اصفهانى
فقتل من قتل و سبى من سبى واقصى من اقصى
پس كشته شدند آن كسانى كه كشته شدند و اسير شدند آنان كه اسير شدند، واز وطن آواره شدند آن كسانى كه آواره شدند.

دشمنان دين، اولاد پيغمبر،صلى الله عليه وآله، را سه دسته كردند، يك دسته را مانند على وحسن و حسين و ساير ائمه وسادات بنى الحسن كشتند و يك دسته را مانند اهل بيت سيدالشهدااسير نموده شهر به شهر گردانيدندو دسته ديگر را از وطن آواره كردند، حضرت امير، عليه السلام،در نجف دفن شد و سيدالشهدا،عليه السلام، در كربلا. و امام موسى، عليه السلام، و امام جواد،عليه السلام، در كاظمين و امام رضا، عليه السلام، در خراسان وامام على النقى، عليه السلام، و امام حسن عسكرى، عليه السلام، درسامرا دفن شدند; و امامزادگان وسادات از ترس دشمنان متفرق دربلاد گرديدند.

«منهال بن عمر طايى » در مسجدجامع شام و به قولى در بازار، كنارخرابه خدمت حضرت زين العابدين، عليه السلام، رسيد،ديد به عصا تكيه داده و ساقهاى پاى او مانند دو نى، ضعيف و باريك شده و خون از او مى ريخت و رنگ آنحضرت زرد گرديده; عرض كرد:چگونه صبح كرديد؟ فرمود: چگونه باشد حال كسى كه اسير يزيد است،زنان و كودكان ما تا حال غذايى سير نخورده، و چادر تمامى به سرندارند، و هميشه در حال نوحه وگريه مى باشند. مثل ما اهل بيت مثل بنى اسرائيل شده كه فرعونيان پسران ايشان را مى كشتند و زنها رابا لت باقى مى گذاشتند.

عرب به واسطه پيغمبر،صلى الله عليه وآله، بر عجم افتخاركردند و قريش به نام آن حضرت برعرب مباهات نمودند و ما كه خانواده آن حضرت باشيم بعضى را به قتل رسانيده و دسته اى رااسير و اطراف شهرها گردانيدند، وحق ما را غصب نمودند و بالاى منبرها; ما و پدران ما را سب و شتم مى كنند، و هرگاه يزيد ما را بطلبد مارا گمان آنست كه براى قتل،مى طلبد، بعد فرمود: «انا لله و انااليه راجعون » منهال مهيار شاعر،خوب گفته است:

يعظمون له اعوار منبره و تحت ارجلهم اولاده و ضعوا باى حكم بنوه يتبعونكم و فخركم انكم صحب له تبع

اين امت براى احترام پيغمبر،صلى الله عليه وآله، چوبهاى منبر او راتعظيم مى كنند، ولى اولاد او را زيرپاى نهادند، فرزندان او در هر حكمى بايد تابع شما باشند. با اينكه فخرشما آنست كه از تابعين و اصحاب اوييد، منهال گفت: حال به كجامى رويد؟ فرمود: جايى كه ما رامنزل داده اند سقف ندارد و آفتاب ما را اذيت مى كند، از شدت ضعف براى استراحت بيرون آمده ام وبايد زود به آن مكان برگردم.

ناگاه زنى بيرون آمده صدا زدكه: به كجا مى روى؟ كنايه از آن كه برگرد به خرابه مى ترسم غلامان يزيد ترا اذيت نمايند.

و جرى القضاء لهم بما يرجى له حسن المثوبه اذ كانت الارض لله يورثها من يشاء من عباده،والعاقبة للمتقين و سبحان ربناان كان وعد ربنا لمفعولا و لن يخلف الله وعده وهوالعزيزالحكيم.

و قضا و تقدير حق براى ايشان جارى شد به مصيبتى كه در مقابل آن اميدسزاى نيك و عاقبت خوبى مى باشد. زيراكه زمين ملك خداوند است و آنرا ميراث هركه بخواهد از بندگان خود قرار مى دهدو عاقبت كار براى پرهيزكاران است. ومنزه است خداى ما از عجز. بدرستى كه وعده خدا عملى خواهد شد. و خدا در وعده خود خلف نمى كند. و اوست غالب و حكيم.

شرح وظيفه هفدهم: اعتقاد به اينكه سر مظلوميت اين خانواده احياى دين است و در اين قطعه آن را بيان مى كند، كه اگر از راه حكمت وامتحان براى مردم مدتى دشمنان دين مانند، بنى اميه و بنى عباس،غالب شدند و داراى رياستى شدند،و خداوند راضى شد كه مصيبتهايى بر ائمه دين وارد آيد، براى آنست كه اهل ظلم منقرض گردند و دين رونق گيرد و مذهب حق غالب وشايع گردد، پس اين مصيبتها لطف است كه شرح آن در صفحه 15 گفته شد و براى آن استدلال مى كند به آيه 128 سوره (7) اعراف:

ان الارض لله يورثها من يشاءمن عباده والعاقبة للمتقين.

و مراد از آيه اينست كه زمين ملك خدا است و آن را نصيب بندگان پرهيزكار خود قرار داده وعاقبت براى ايشان است.

و خدا وعده فرموده كه دين حق غالب گردد، و اين امر واقع خواهدشد; زيرا كه اگر كسى به وعده خودعمل نكند يا از راه عجز است يا آنكه كار او از راه دانايى و حكمت خارج است; و نيز به آيه 108 سوره (17)بنى اسرائيل: «سبحان ربنا ان كان وعد ربنا لمفعولا» استدلال مى كنديعنى; كه خدا منزه از عجز و نقص است و مسلم است كه وعده او واقع خواهد شد.

و به آيه 47 سوره حج (22): «ولن يخلف الله وعده » استدلال مى كند كه چون خداوند حكيم است خلف نمى كند و به اين آيه قرآن: «وهو العزيز الحكيم » استدلال مى كند: كه خدا عزيز و غالب است پس عجز بر او روانيست و خداخلف نمى كند.

فعلى الاطائب من اهل بيت محمد و على، صلى الله عليهماوآلهما، فليبك الباكون; واياهم فليندب النادبون و لمثلهم فلتذرف الدموع وليصرخ الصارخون و يضج الضاجون ويعج العاجون

پس بر پاكيزگان از خانواده محمد وعلى، صلى الله عليهما، بايد گريه كنندگريه كنندگان و بر ايشان ناله زنند، ناله زنندگان; و براى مثل ايشان بايدريخته شود اشكها، و شيون كنندشيون كنندگان; و صيحه بزنند صيحه زنان و آه برآورند آه برآوردندگان.

شرح وظيفه هجدهم: گريه و ندبه وعزادارى بر مصيبات اهل بيت است و اين قطعه دعا تفريع بر قطعه سابق است. و علت اينكه گريه و ناله وشيون بر مصيبات اهل بيت ازمستحبات مؤكده است براى دو امرباشد: اول آنكه مظلوميت ايشان چون براى حفظ دين و بقاى مذهب حق بوده و نفع آن به همه عالميان رسيده، بايد همه مردم بر ايشان گريه كنند و عزادارى نمايند.

دوم، آنكه به گريه بر ايشان واقامه مجلس عزا و اجتماع در آن اقامه حق و اثبات حقانيت ايشان وابطال طريقه دشمنان ايشان شايع مى شود. لذا اين امر از تكاليف ومستحبات مؤكده است و از قطعه سابق معلوم شد كه مظلوميت ايشان براى برطرف كردن دشمنان دين و بقاى شريعت است. اين شعرمنسوب به اميرالمؤمنين، عليه السلام، است كه در زمان خلفافرموده:

ليبك على الاسلام من كان باكيا و قد تركت اركانه و معاليه

بايد بر اسلام گريه كند هركه گريان باشد، زيرا رها شد ستونها ونشانه هاى اسلام.

و حضرت رضا، عليه السلام، به «ريان بن شبيب » فرمود:

يابن شبيبان كنت باكيا لشئئ فبك للحسين بن على بن ابى طالب. فانه ذبح كما يذبح الكبش، و قتل معه من اهلبيته ثمانية عشر رجلا ما لهم فى الارض شبيهون.

اى پسر شبيب اگر گريه كنى بر چيزى پس براى حسين بن على، عليه السلام، گريه كن كه او را ذبح نمودند مانند ذبح گوسفند،و كشته شد با او هيجده مرد از خانواده اوكه نبود، براى ايشان شبيه و نظيرى.

تا آنكه فرمود از جدم رسيده كه اگر بر حسين گريه كنى به حدى كه اشك بر رخساره ات جارى شود،خدا تمام گناهان تو را مى بخشد.كوچك باشد يا بزرگ، كم باشد يابسيار. اى پسر شبيب اگر خواهى در قيامت هيچ گناهى بر تو نباشد.زيارت كن حسين، عليه السلام، را واگر خواهى در غرفه هاى بهشت باپيغمبر، صلى الله عليه وآله، باشى لعن بر كشندگان حضرت حسين،عليه السلام، كن، و اگر خواهى ثواب شهدا به تو برسد بگو: يا ليتنى كنت معهم فافوز فوزا عظيما.

و اگر خواهى در درجات بهشت با ما باشى در اندوه ما اندوهناك; ودر شادى ما شاد باش، و بر تو بادبه ولايت ما، كه اگر مردى سنگى رادوست دارد خدا او را با آن محشورفرمايد.

و از ابوهرون بن مكفوف نقل شده كه خدمت حضرت صادق،عليه السلام، رسيدم فرمود مرثيه بخوان، پس خواندم. فرمود بلند ودلسوز بخوان همچنانكه بر سر قبراو باشى، پس اين شعر را خواندم:

امرر على جدث الحسين فقل لاعظمه الزكية

يعنى; بر پيكر حسين گذر كن،پس بگو به استخوانهاى پاكيزه اش،ديدم آن حضرت گريان شد. پس خوددارى كردم، فرمود باز بخوان،و مرثيه را زياد كن. پس من خواندم و آن حضرت گريست و صداى زنان حرم هم به گريه بلند شد، چون ساكت شدند فرمود:

من انشد فى الحسين شعرا فابكى واحدا فله الجن

هركه شعرى درباره حسين بخواند.پس يك نفر را بگرياند براى اوست بهشت

باز فرمود: هركه ياد حسين كندو بگريد، براى او است بهشت، وهركه تباكى كند جاى او در بهشت است.

و حضرت اميرالمؤمنين،عليه السلام، فرمود:

ان الله اطلع الى اهل الارض فاختار لنا شيعة ينصروننا ويفرحون لفرحنا و يحزنون لحزنناو يبذلون اموالهم و انفسهم فينااولئك منا و الينا.

خدا نظرى به سوى زمين كرد، پس ما راستود و شيعيانى براى ما برگزيد كه يارى ما مى نمايند. و به شادى ما شاد و به اندوه ما اندوهناك مى باشند، و نفوس واموال خود را در راه ما بذل مى كنند. اين گروه از مايند، و بازگشت ايشان به سوى ما است.

و در خبر است كه چون پيغمبر،صلى الله عليه وآله، خبر شهادت حسين را به فاطمه داد، فاطمه سخت گريان شد و سؤال كرد كه: اين امردر چه زمانى است. فرمود: درزمانى است كه من و تو و على وفات نموده ايم، پس گريه فاطمه زيادترشد و پرسيد: كه براى حسين،عليه السلام، اقامه عزا و گريه مى كند؟ فرمود:

يا فاطمة ان نساء امتى يبكون على نساء اهل بيتى و رجالهم يبكون على رجال اهل بيتى. ويجددون العزاء جيلا بعد جيل فى كل سنة فاذا كان يوم القيامة،تشفعين انت للنساء و انا اشفع للرجال، و كل من بكى منهم على مصاب الحسين، عليه السلام،اخذنا بيده و ادخلناه الجنة يافاطمة كل عين باكية الا عين بكت على مصاب الحسين فانها ضاحكة مستبشرة بنعيم الجنة.

اى فاطمه زنان امت من بر زنان اهل بيت من مى گريند و مردان ايشان بر مردان اهل بيت من، و عزاى حسين، عليه السلام،را تجديد مى نمايند. دسته اى بعد ازدسته اى در هر سال. پس روز قيامت كه برپاى مى شود تو زنان را شفاعت مى كنى ومن مردان را; و هركه بر مصيبت حسين،عليه السلام، گريه كرده است، دست او رامى گيريم. و او را در داخل بهشت مى نماييم. اى فاطمه هر چشمى روزقيامت گريانست مگر چشمى كه برمصيبت حسين گريسته، كه آن چشم به نعمت بهشت خوشنود و خندانست.

از بحار نقل است كه: سيد على حسينى گويد: در مشهد حضرت رضا، عليه السلام، بوديم روزعاشورا، يكى از رفقا مقتل مى خواندرسيد به اين روايت كه حضرت باقر، عليه السلام، فرموده: من ذرفت عيناه على مصاب الحسين و لو كان مثل جناح البعوضة غفرالله له ذنوبه و لو كانت مثل زبد البحر

هركه دو چشمان او بر مصيبت حسين گريان شود، اگرچه به مقدار بال پشه اى باشد، خداى گناهان او را بيامرزد و اگرچه به مقدار كف دريا باشد.

مردى نادان كه خود را عالم مى دانست منكر اين خبر شد و گفت:اين خبر به عقل درست نمى آيد. و بااو مباحثه كرديم و از عناد خوددست برنداشت و چون شب به خواب رفت قيامت را به خواب ديد.حشر مردمان و ميزان اعمال و پل صراط. و تطائر كتب و شعله نيران و زينتهاى جنان همه را مشاهده نمود، در اين حال تشنگى خت براو غالب شده، در طلب آب برآمد،حوضى ديد طولانى و پهناور كه آب آن به نظر از برف سردتر و از عسل گواراتر و دو مرد و يكزن سياه پوش كه نور ايشان صحراى محشر را روشن نموده در كنار آن جاى داشتند و از شدت اندوه اشك از چشم ايشان جارى بود.

از نام ايشان جويا شد، گفتند آن دو مرد پيغمبر، صلى الله عليه وآله،و على، عليه السلام. آن زن فاطمه زهرا، سلام الله عليها، است; پرسيدچرا سياه پوش و گريانند؟ گفتند: آيانمى دانى ايام عاشورا و شهادت حسين، عليه السلام، است. پس نزدفاطمه، عليهاالسلام، رفت و طلب آب نمود، فاطمه نظر تندى به او كرد وفرمود: چگونه آب مى خواهى، و تومنكر ثواب گريه بر مصائب حسين فرزند من مى باشى؟ با اينكه او را به ظلم كشتند و آب را از او منع نمودند، پس ترسان از خواب بيدارشد، و از گفته خود پشيمان شده استغفار نمود، و از همنشينان عذرخواهى كرد.

و در خبر است كه چون آيه 78سوره بقره (2) «و اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم » نازل شد كه خدادر آن مذمت مى فرمايد يهود را كه تكذيب انبيا نمودند و اوليا را كشتند.پيغمبر، صلى الله عليه وآله، فرمود:بعد از من دسته اى از يهود امت من نيز شريعت مرا تغيير مى دهند وحسن و حسين را با عده ديگر ازفرزندان من به قتل مى رسانند همچنانكه يهود زكريا و يحيى راكشتند، و لعنت خدا باد بر ايشان ودوستان ايشان و بر آنان كه بدون تقيه بر ايشان لعن نكنند. الا وصلى الله على الباكين على الحسين، عليه السلام،والمقيمين عزائه. همانا رحمت خداى بر گريه كنندگان بر حسين، عليه السلام، وبر كسانى كه مجلس عزاى او را برپامى نمايند; و فرشتگان، اشك ايشان را ضبط مى كنند به امر خدا و آن رابه آب بهشتى كه براى ايشان مهياشده ممزوج مى نمايند، و هزار برابربر گوارايى و شيرينى آن فزوده شود.

و در خبر است كه «مسمع بن كردين » خدمت حضرت صادق،عليه السلام، رسيد، حضرت فرمود:اى مسمع تو اهل عراقى، آيا به زيارت جدم حسين، عليه السلام،مى روى؟ گفت: از بنى اميه مى ترسم; و من شهرتى دارم از اين جهت در پنهانى هم نمى توانم به زيارت بروم.

فرمود: آيا هيچ از مصائب او يادمى كنى و بر او گريه مى كنى، گفت:بلى هرگاه ياد او مى كنم چشمانم پراز اشك مى شود. فرمود:

رحم الله دمعتك، اما انك من الذين يعدون فى اهل الجزع لناوالذين يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا و يخافون لخوفنا ويامنون اذا امناخدا رحمت كند اشك چشم تو را، تو درشمار كسانى باشى كه اهل جزع بر ماهستند، و در شادى ما شاد، و در اندوه مااندوهناكند و براى خوف ما خائف؟ و درزمان ايمنى ما ايمن اند.

اى مسمع! وقت مرگ پدران من به بالين تو حاضر مى شوند وسفارش تو را به عزرائيل مى كنند. وعزرائيل از مادر به تو مهربانترشود. تو را به آسانى قبض روح كند، و پيش از مرگ بشارت بهشت به تو مى دهند، و از معاوية بن وهب رسيده كه حضرت صادق،عليه السلام، در حال سجده، دعا به زائرين و گريه كنندگان مى نمود، ودر آن حال مى گفت:

وارحم تلك الاعين التى جرت دموعها رحمة لنا وارحم تلك القلوب التى جزعت و احترقت لناو ارحم تلك الصرخة التى كانت لنا. اللهم انى استودعك تلك الانفس و تلك الابدان حتى ترويهم من الحوض يوم العطش.

رحمت كن بر آن چشمهايى كه بر ما اشك مى ريزند و رحمت كن بر آن دلهايى كه برما جزع مى كند و مى سوزد، و رحمت كن برآن فرياد و ناله هايى كه براى ما مى كنند.خدايا اين نفوس و بدنها را به تو امانت مى سپاريم تا ايشان را در تشنگى قيامت از حوض كوثر سيراب كنى

اين الحسن اين الحسين. اين ابناءالحسين صالح بعد صالح وصادق. اين السبيل بعد السبيل.اين الخيرة بعد الخيرة اين الشموس الطالعة، اين الاقمارالمنيرة اين الانجم الزاهرة. اين اعلام الدين و قواعد العلم.

كجا شدند حسن و حسين; و كجايندفرزندان حسين هر شايسته پس ازشايسته اى؟ و هر راستگويى پس ازراستگويى، كجايند آنان كه راهنما به سوى خدا بودند يكى پس از ديگرى؟كجايند برگزيدگان خدايى هريك پس ازديگرى; كجايند آفتابهاى طلوع كننده؟كجايند ماههاى نوردهنده؟ كجايندستارگان درخشنده؟ كجايند نشانه هاى دين و ستونهاى علم.

شرح وظيفه نوزدهم: ندبه كردن وناله كردن در فراق پيشوايان وپرستاران دين، و اين فقرات تعليم به طريق گريه و شيون كردن به شيعيان است كه مانند كسى كه براى عزيز خود ديوانه وار فرياد وشيون مى كند; براى مظلوميت وفراق ائمه اطهار نيز گريه و بى تابى نمايند. و در اين دعا به ده طريق عبارت ندبه مى كند: 1. به كلمه اين يعنى; اين بزرگان دين كجايند؟ 2. به كلمه بابى انت و امى، يعنى; پدر ومادرم فداى تو باد 3. به كلمه ندا كه امام زمان را ندا مى كند، 4.به كلمه ليت شعرى، 5. به كلمه عزيز على، 6.به كلمه بنفسى انت، 7. به كلمه الى متى، 8. به كلمه هل، 9. به كلمه متى،10. به خدا استغاثه كردند كه شرح هر يك مفصلا مى آيد و صالح به معنى شايسته و از القاب اميرالمؤمنين، عليه السلام، است كه در تفسير آيه 4 سوره تحريم (66):

فان الله هو مولاه و جبرئيل وصالح المؤمنين.

خدا و جبرئيل و مؤمنان شايسته،ياور پيغمبرند.

نقل است از مجمع از حضرت باقر، عليه السلام، كه پيغمبر،صلى الله عليه وآله، دو مرتبه حضرت على، عليه السلام، رامعرفى فرمود: يكى در موقعى كه فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه وديگر چون اين آيه نازل شد دست على، عليه السلام، را گرفت و فرمود:ايهاالناس هذا صالح المؤمنين. واز اسماء بنت عميس رسيد كه پيغمبر، صلى الله عليه وآله، فرمود:صالح المؤمنين على بن ابى طالب است.

و صادق به معنى راستگو. ولى در اينجا مراد راستگوى در امامت واز القاب ائمه است، كه در تفسير آيه 120 سوره توبه (9):

و كونوا مع الصادقين.

با راستگويان باشيد.

از حضرت باقر، عليه السلام،رسيده كه فرمود: يعنى; با آل پيغمبر، صلى الله عليه وآله، باشيد واز حضرت امام رضا، عليه السلام،رسيده كه: «الصادقون الائمة »; مراداز راستگويان ائمه مى باشند.

و اطلاق شمس و قمر و نجوم برائمه، عليهم السلام، از باب استعاره و تشبيه معقول به محسوس است،كه آفتاب و ماه و ستاره ها عالم حس و دنيا را روشن و تاريكى رابرطرف مى نمايند، و ائمه اطهار به انوار علم و فضايل; دلهاى عالميان را روشن و تاريكى كفر و ضلالت وجهالت را برطرف مى نمايند و درزيارت وارث است:

اشهد انك كنت نورافى الاصلاب الشامخه والارحام المطهرة.

تو نورى بودى در صلب هاى رفيعه،و رحم هاى پاكيزه.

و شرح آنكه ائمه، عليه السلام،ستون هاى علم مى باشند، چنانكه ازعبارت «انا مدينة العلم و على بابها» معلوم مى شود. بلكه وجدانى است كه ائمه، عليه السلام،سرچشمه علوم مى باشند.

توضيح: اين ناله ها و ندبه ها واجتماعات و صداى شيعيان سبب ترقى عالم تشيع; و شكست دشمنان دين است، و اگر اين طريقه از اول نبود اين مذهب ضعيف، بلكه منسوخ مى گرديد.

به نداى مظلوميت حسين،عليه السلام، خلافت بنى اميه منقرض و افراد ايشان تا آخر نابودشدند.

 



ماهنامه موعود شماره 12


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.