صفحه نخست arrow مقالات arrow سينما و رسانه‌ها arrow ژرفاي سياست‌هاي‌هاليوود: ارتباط نزديک با پنتاگون
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
ژرفاي سياست‌هاي‌هاليوود: ارتباط نزديک با پنتاگون چاپ پست الكترونيكي
۱۲ دي ۱۳۸۸
 توجه ديرينه دولت آمريکا و به ويژه ارتش و سازمان اطلاعاتي اين کشور به موضوع بشقاب پرنده‌ها، چهار چوب اصلي اين مقاله را شکل مي دهد. نويسنده با کندوکاو در پيشينه برخورد‌هاي دولت آمريکا با فيلم‌هايي که موضوع آنها موجودات فرازميني است و تلاش هميشگي آن براي نظارت و کنترل اين فيلم‌ها، نتيجه مي‌گيرد که در پشت پرده سينما حتماً واقعيت‌هايي وجود دارد که دولت آمريکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه د
 
 
چکيده:
 توجه ديرينه دولت آمريکا و به ويژه ارتش و سازمان اطلاعاتي اين کشور به موضوع بشقاب پرنده‌ها، چهار چوب اصلي اين مقاله را شکل مي دهد. نويسنده با کندوکاو در پيشينه برخورد‌هاي دولت آمريکا با فيلم‌هايي که موضوع آنها موجودات فرازميني است و تلاش هميشگي آن براي نظارت و کنترل اين فيلم‌ها، نتيجه مي‌گيرد که در پشت پرده سينما حتماً واقعيت‌هايي وجود دارد که دولت آمريکا مجدانه تلاش دارد، آنها را از چشم مردم پنهان نگاه دارد. مقاله به بهانه اين موضوع، ارتباط دراز مدت و تأثيرگذاري گسترده ارتش و سيا بر فعاليت‌هاي فيلم سازي‌هاليوود را نيز مورد بررسي قرار مي‌دهد.

قريب 60 سال است که موجودات فضايي از طريق برخي از محبوب‌ترين فيلم‌هاي ماندگار، تأثير خود را بر گيشه‌هاي‌هاليوود گذاشته اند: از«روزي که جهان از حرکت ايستاد»(1951)، «‌اي تي: موجود فرازميني»(1982) و «روز استقلال»(1996) گرفته تا فيلم بسيار جذاب «هيولاها در برابر موجودات فضايي»(2009). دنباله جديد «ترانسفورمرها»،« انتقام فالن »(2009) نيز در تابستان جاري با صرف بودجه‌اي هنگفت و آميزه‌اي از جلوه‌هاي ويژه چشم‌ربا، تخيل تماشاچي‌پسند و اسطوره‌هاي بشقاب پرنده اي، توانسته است گيشه را تصاحب کند. اما جالب‌ترين جنبه‌هاي فيلم‌هاي ترانسفورمرها، آنقدر که در پشت پرده جريان دارد، روي نوار سلولوئيد مشهود نيست. در روند توليد اين قبيل فيلم‌ها، رابطه نزديکي بين‌هاليوود، نيروهاي نظامي ايالات متحده و ادارات دولتي گوناگون شکل گرفته است. اگرچه جزئيات دقيق تر اين رابطه، نسبتاً خوب مستند شده است، اما قصه عجيب دخالت دولت در فيلم‌هاي بشقاب پرنده‌اي‌هاليوود، نشانگر فصلي از ياد رفته از تاريخچه سينماي آمريکاست.


مديريت بينش: گذشته و حال

عجيب ـ و بنا به دلايلي نه کاملاً روشن ـ اينکه دولت آمريکا از روزهاي نخست پيدايش اين پديده، علاقه مشتاقانه‌اي به فيلم‌هاي بشقاب‌پرنده‌اي‌هاليوود داشته است. منشأ گزارش‌هاي رسمي مربوط به UFOها (اشياء پرنده ناشناس) که در رسانه‌ها بازتاب يافته اند، به پنل رابرتسون بر مي‌گردد که سيا نيز در شکل گيري آن نقش داشت و در سال 1953 به اين نتيجه رسيد که هيجان عمومي نسبت به بشقاب‌‌پرنده‌ها را بايد فعالانه کاهش داد. پنل توصيه کرد: «ادارات امنيت ملي بايد گام‌هايي فوري در جهت زدودن‌هاله رازي که متأسفانه به دور اشياء پرنده ناشناس تنيده شده، بردارند.» توصيه ديگر پنل اين بود که اين کار بايد «با فعاليت‌هاي رسانه‌هاي گروهي نظير تلويزيون و سينما تکميل شود...» و در اين جهت، اشاره‌اي ويژه به «والت ديزني» داشت.
شواهد آشکار تأثير پنهاني پنل رابرتسون بر حضور UFO‌ها در رسانه‌ها را مي‌توان در برنامه تلويزيون CBS درباره UFO‌ها: «دوست، دشمن يا فانتزي؟»(1966) برنامه مستندي با روايت گري والتر کرونکيت مشاهده کرد. دکتر ثورنتون پيج در نامه‌اي شخصي خطاب به منشي سابق پنل رابرتسون، فردريک سي.دورانت، تأييد مي‌کند که او «به گنجاندن نتيجه گيري‌هاي پنل رابرتسون در برنامه مستند CBSکمک کرده است.» با اينکه اتفاق سيزده سال بعد رخ داد و با وجود اين واقعيت که او شخصاً نسبت به وجود بشقاب پرنده‌ها نگاه مثبتي داشته است. نگراني دولت در ارتباط با اين فيلم‌ها يا دخالت آن در فيلم‌هايي که UFOها موضوع آنها بوده اند، در بيشتر محصولات جديدتر‌هاليوود، کماکان مشهود است. براي مثال، فيلم پر فروش سال 1996 با موضوع حمله موجودات فضايي يعني «روز استقلال» را در نظر بگيريد که با وجود اعمال قهرمانانه غرورآميز در جهت حفظ ارزش‌ها و مشارکت رهبري آمريکا در اين اعمال، وزارت دفاع حاضر به همکاري با اين فيلم نشد. مخالفتي که عمدتاً ناشي از وجود يک خط داستاني مربوط به « منطقه 51» در فيلم مي‌شد (يک تأسيسات فوق محرمانه نظامي در صحراي نوادا که شايعات زيادي پيرامون آن وجود دارد مبني بر اينکه، آنجا يک مرکز آزمايش‌هاي زيرزميني بر روي فن‌آوري‌هاي فرازميني است که به چنگ انسان افتاده‌اند.) دليل ديگر اين عدم همکاري، اشاره فيلم به اصطلاحاً «حادثه رزول» بود. پنتاگون به طور مشخص درخواست کرد که «هر گونه ارتباط دولت» با منطقه 51 يا حادثه رزول از فيلم حذف شود؛ درخواستي که مشخص است، بر اساس اين فرض مضحک انجام گرفته که گويا هم حادثه رزول و هم منطقه 51، تا قبل از آن براي نيمي از آمريکا شناخته شده نبوده است. شايد وزارت دفاع نتوانسته باشد تغييراتي را در فيلم‌نامه روز استقلال ديکته کند، اما دخالت آن در هر دو فيلم ترانسفورمرها ( 2007 و 2009) ريشه‌هاي عميق تري داشته است. فيلم نامه اصلي اين فيلم پر است از اشارات منطقي به UFOها و سخن‌سرايي‌هاي مصرانه براي مبرا کردن ارتش ايالات متحده با همکاري در آنچه که معلوم شد براي سرپوش گذاشتن بر ديدارهاي مکرر موجودات فضايي از زمين انجام گرفته است. در عوض، انگشت اتهام رو به «بخش 7» نيمه دولتي نشانه رفت که دهه‌هاست تحقيقات «فوق محرمانه» خود را درباره موجودات فضايي در چهارچوب «پروژه‌هاي دسترسي ويژه» مخفي مي‌کند و همه اين کار‌ها را با اطلاع و رضايت يک وزير دفاع شوک‌زده و نگران انجام مي‌دهد.

نيروي هوايي ايالات متحده، سخت افزارهاي جنگي به ارزش صدها ميليون دلار را در اختيار کارگردان ترانسفورمرها، مايکل بي‌قرار داده تا در فيلم سال 2007 خود از آنها استفاده کند، از جمله جنگنده استيلت اف ـ 117 و جنگنده ريپتور اف ـ 22 ـ در اولين حضور خود بر پرده نقره‌اي. حمايت وزارت دفاع از دنباله ترانسفورمرها(2009) نيز دست کمي از بار اول نداشت و کليه مزاياي «همکاري کامل» پنهاني پنتاگون به بي‌، اعطا شد.

مديريت مريخي‌ها

دولت در توليد يک فيلم پر فروش متأخرتر که استقبال نسبتاً کمتري از آن به عمل آمد نيز کمک‌هايي کرده است. استيون اسپيلبرگ که يک بار درباره فيلم بشقاب پرنده‌اي کلاسيک خود يعني « برخورد نزديک از نوع سوم»( 1977) سخن مي‌گفت، در يک مجله فيلم استراليايي فاش کرد که او زماني به وجود موجودات فضايي اعتقاد آورده که متوجه شده است، دولت با فيلم او مخالفت کرده است. اسپيلبرگ گفت: «وقتي ديدم اين موضوع براي ناسا آنقدر اهميت دارد که وقت گذاشته و نامه‌اي بيست صفحه‌اي براي من نوشته است، آن وقت بود که متوجه شدم، حتماً بايد چيزي وجود داشته باشد. وقتي آنها فيلم‌نامه را خواندند، خيلي عصباني شدند و گفتند که اين فيلمي خطرناک خواهد بود. من احساس کردم که آنها عمدتاً به اين خاطر آن نامه را براي من نوشته‌اند که ديده‌اند، فيلم «آرواره‌ها»ي من افراد بسياري را در گوشه و کنار جهان متقاعد کرده که کوسه‌ها در توالت‌ها و وان‌هاي حمام نيز وجود دارند نه فقط در اقيانوس‌ها و رودخانه‌ها. آنها مي‌ترسيدند که نظير همين باور درباره UFOها نيز در بين مردم همه گير شود».

برخورد نزديک در برابر قدرت‌هايي که سر راه آن قرار داشتند، پرچم قرمز برافراشت؛ اما اين اولين فيلم درباره UFOها نبود که اين اتفاق براي آن مي‌افتاد. در طول دهه 1940، دولت ايالات متحده به موضوع بشقاب‌پرنده‌ها با ترسي قابل ملاحظه مي‌پرداخت؛ در 1948، نيروي هوايي آمريکا «ارزيابي وضعيت» فوق محرمانه و مجادله‌انگيز خود را منتشر کرد. گزارشي رسمي که نتيجه مي‌گرفت، بشقاب پرنده‌ها منشأيي فرازميني دارند. با اين حال، ساير جناح‌هاي نيروي هوايي آمريکا در آن زمان طرفدار اين ايده قابل قبول تر(اگرچه نه هشداردهنده) بودند که حضور بشقاب‌پرنده‌ها، نشانه يک تهاجم ناجوانمردانه از سوي اتحاد جماهير شوروي است. با در نظر داشتن چشم اندازي که هم سرخ‌ها و هم مريخي‌ها در آن نقش داشتند، نبايد هم اين موضوع تعجب زيادي را بر مي‌انگيخت که وقتي در سال 1949 توليد اولين فيلم بشقاب‌پرنده‌اي آمريکايي با نام «بشقاب‌پرنده»(1950) آغاز شد، به سرعت در رادار نيروي هوايي آمريکا به ثبت رسيد.

کارگردان اين فيلم ميکل کنراد، هنگامي که اين فيلم هنوز در مرحله توليد قرار داشت، علناً اعلام کرد که او در نظر دارد، از چند تکه تصوير واقعي از يک بشقاب پرنده واقعي نيز در فيلم خود استفاده کند. در سپتامبر سال 1949، کنراد به «اوهايو جورنال هرالد» گفت: «من صحنه‌هايي از فرود، به حرکت در آمدن، پرواز و اجراي مانور يک بشقاب پرنده را در اختيار دارم.» کنراد بعداً ادعا کرد که تکه‌هاي تصاوير با ارزش او «در صندوق امانات يک بانک محفوظ است» و تا قبل از به اکران درآمدن فيلمش، آنها را به هيچ کس نشان نخواهد داد. اندکي پس از آن، کنراد موضوع يک تحقيقات رسمي دو ماهه از طرف نيروي هوايي قرار گرفت، مدارکي که در چهارچوب «قانون آزادي اطلاعات» انتشار يافت، فاش کرد که يک مأمور دفتر تحقيقات ويژه نيروي هوايي، نه تنها براي بازجويي از کنراد پيرامون ادعاهايش، بلکه براي شرکت در نخستين جلسه نمايش خصوصي فيلم تکميل شده او در نظر گرفته شده است.

زماني که ثابت شد، ادعاهاي خيالي کنراد ـ پس از به چالش کشيده شدن از سوي نيروي هوايي ـ بدون پشتوانه بوده، تعجب هيچ کسي برانگيخته نشد. او پذيرفت که داستان بشقاب‌پرنده‌اش چيزي بيش از يک حقه بازاريابي ماهرانه جهت ايجاد هياهوي رسانه‌اي براي کشاندن مردم به سالن‌هاي سينما براي تماشاي فيلمي که در عالم واقعيت فيلمي خسته کننده و بي‌تحرک بوده، نبوده است. با اين حال، طبق نظر نيک ردفرن پژوهشگر، آنچه قضيه کنراد نشان مي‌دهد «اين است که نيروي هوايي در آن زمان اشتياق شديدي به فيلم‌هاي تخيلي درباره UFOها داشته است. ردفرن که مدارک اصلي در قضيه کنراد را مطالعه کرده مي‌گويد، احتمال دارد نيروي هوايي آمريکا اين موضوع را «موضوعي مشکل آفرين تلقي کرده باشد. يعني ساختن فيلمي درباره UFOها که دربردارنده برش‌هايي از تصاوير يک بشقاب پرنده واقعي نيز باشد.» ردفرن مي‌گويد که از اين منظر، نيروي هوايي دريافته که بايد مراقب تمام فيلم‌هاي مزاحمي که درباره UFOها ساخته مي‌شود باشد و به دقت محتواي آنها را در ارتباط با مسائل مربوط به امنيت ملي نظارت ـ و حتي کنترل ـ کند.

به نظر مي‌رسد که سناريوي فوق در پرتو توليد يک فيلم مستند منطقي بزرگ درباره UFOها در سال 1956 با عنوان «يو.اف.او» باورکردني باشد، فيلمي که نيروي هوايي آمريکا را واداشت تا طرح‌هاي احتمالي را براي مقابله با درگيري‌هاي ناشي از به نمايش درآمدن فيلم تهيه کند. مدير واحد تحقيقات رسمي پيرامون UFOها در نيروي هوايي آمريکا يا پروژه «کتاب آبي» کاپيتان جرج تي. گريگوري ، وظيفه يافت که نه تنها روند توليد اين قبيل فيلم‌ها بلکه برخورد جامعه و منتقدان با آنها را زير نظارت خود بگيرد. نيروي هوايي با اين اعتقاد که فيلم مي‌تواند «توفاني از مجادلات اجتماعي مردمي» را دامن بزند، ترتيبي داده بود تا تک تک موارد مشاهده بشقاب‌پرنده‌ها که در فيلم‌ها گنجانده مي‌شود، مورد بررسي قرار گيرد و حتي بسيار فراتر رفته و سه تا از مأموران کتاب آبي به بهانه ارائه «کمک‌هاي فني» به فيلم سازان، در تلاش براي کنترل محتواي فيلم‌هاي مستند در کنار اين فيلم‌ها قرار گيرند.

يک سيب زميني داغ

در يک مورد ديگر، نيروي هوايي دستکاري‌هاي زيادي را در فيلم نامه يکي از قسمت‌هاي به ظاهر بي‌ضرر مجموعه تلويزيوني «استيو کانيون»(1958 تا 1959) انجام داد. اين سريال که با حمايت مالي سيگار «چسترفيلد» در استوديوهاي يونيورسال و با همکاري کامل نيروي هوايي ايالات متحده توليد مي‌شد، با کمک يک شخصيت تلويزيوني معروف، در هر يک از قسمت‌هاي آن به وقايع‌نگاري يکي از اتفاقات واقعي مي‌پرداخت و هر قسمت آن با نمايش مهر دپارتمان نيروي هوايي خاتمه مي‌يافت و صدايي بر روي تصوير اعلام مي‌کرد: «استيو کانيون! سلام بر مردان نيروي هوايي آمريکا!» عنوان قسمتي که نيروي هوايي با آن مخالفت کرده بود «پروژه UFO» نام داشت و در آن سرهنگ استيو کانيون مجادله‌اي را مورد تحقيق قرار مي‌داد که بر سر مشاهده بشقاب پرنده در يک پايگاه محلي نيروي هوايي گزارش شده بود. طبق گفته مورخ هوانوردي جيمز اچ.فارمر: «اين قسمتي از سريال بود که نيروي هوايي اصلاً تمايل نداشت پخش شود.» فارمر در تفسيري که بر دي وي دي استيو کاتيون که به تازگي منتشر شده نوشته، يادآور مي‌شود که نيروي هوايي با اين قسمت راحت نبود چون UFOها در آن حضور داشتند. فارمر مي‌گويد، در زمان توليد اين مجموعه، اين قسمت «موجب بروز مشکلات روابط عمومي بسياري براي آنها شد... از رزول در سال 1947 تا مشاهده مکرر UFOها بر فراز آسمان واشنگتن در سال 1952... نيروي هوايي نمي‌خواست هيچ اشاره‌اي به موضوع UFOها شود.» زماني که نيروي هوايي کار خود با فيلم نامه را تمام کرد، به گفته فارمر، «اين فيلم نامه در مقايسه با نمونه‌هاي قبلي خود، کاملاً بي‌آزار شده بود ....» در واقع در اين قسمت سريال، زماني که نهايتاً تصاوير مشاهده UFOها پخش شد، براي پرهيز از ايجاد هراس عمومي ـ و در حمايت از گزارش اصلي رزول نيروي هوايي ـ اين طور عنوان شد که آنها در اصل بادکنک بوده‌اند که با بشقاب‌پرنده اشتباه گرفته شده اند.» جان اليس توليدکننده، پس از مشاهده حجم اصلاحاتي که در اين فيلم‌نامه انجام شده بود، به خشم آمد: «جالب است که وقتي آن را با فيلم‌نامه‌هاي اصلي مقايسه مي‌کنيد... مي‌بينيد که تک تک صفحات بارها و بارها و بارها بازنويسي شده اند...» ديويد‌هافت، توليد کننده اين مجموعه، بيشتر در معرض اين مشکلات قرار داشت.‌هافت نيز اشاره کرده که نيروي هوايي در تصميم گيري درباره آنچه که براي پخش قابل قبول بوده، با مشکلاتي مواجه بوده است.

ديزني و موجودات فضايي

پيام موجود در لابه لاي اين سطور را برنده اسکار ديزني، وارد کيمبال کامل تر مي‌کند. کيمبال بيش از همه به خاطر جان بخشيدن به شخصيت‌هاي محبوب ديزني نظير جيمي سوسکه، گربه چشاير و‌هاتر ديوانه و براي طراحي دوباره ميکي موس در سال 1938، شناخته شده است. او همچنين به عنوان انيماتورـ کارگردان در کلاسيک‌هاي ديزني مثل سفيد برفي و هفت کوتوله(1938)، پينوکيو(1940) و فانتزي(1940) کار کرده است.

کيمبال در سال 1979 ادعا کرد که در اواسط دهه 1950، نيروي هوايي آمريکا خود را به ديزني نزديک کرد و به اين شرکت پيشنهاد کرد که در توليد يک فيلم مستند درباره UFOها با اين نيرو همکاري کند. هدف ادعا شده از سوي نيروي هوايي از توليد اين فيلم، مأنوس شدن بيشتر جامعه آمريکا با واقعيت‌هاي فرازميني بود. جالب تر اينکه، نيروي هوايي پيشنهاد کرد، در ازاي اين همکاري، تکه‌هايي از تصاوير واقعي از UFOها را نيز براي استفاده اختصاصي در اين فيلم مستند، در اختيار ديزني قرار خواهد داد. طبق گفته کيمبال، ديزني اين معامله را پذيرفت و بي‌درنگ مشغول کار روي پروژه نيروي هوايي شد که با توجه به رابطه تثبيت شده ديزني با دولت آمريکا، چيز غير معمولي نبود( در طول جنگ جهاني دوم، ديزني بالغ بر هشتاد فيلم کوتاه تبليغاتي براي ارتش ساخته بود).

در حالي که ديزني صبورانه در انتظار بود تا نيروي هوايي برش‌هاي تصاوير UFOهاي واقعي را در اختيار آنها بگذارد، انيماتورهاي اين شرکت طرح‌هاي مفهومي اوليه را از آنچه که مي‌توانست به يک موجود فضايي شباهت داشته باشد، تهيه کردند. قابل پيش بيني بود که پيشنهاد ارائه برش‌هاي تصاوير UFOهاي واقعي به تدريج به محاق رفت. اين اتفاق کيمبال را تحريک کرد تا رابط نظامي رسمي در آن پروژه را به چالش بگيرد. اين رابط که يک سرهنگ نيروي هوايي بود که به کيمبال گفته بود، «راستش برش‌هاي تصاوير واقعي بسيار زيادي از UFOها وجود دارد، اما نه او و نه هيچ کس ديگري نمي‌تواند به آنها دسترسي پيدا کند.» لازم به گفتن نيست که اين پروژه تعطيل شد و فراموش شد و همه به جز چند نفري که روي آن کار مي‌کردند، آن را از ياد بردند.
دخالت ارتش در توليد فيلم‌هاي مربوط به UFOها امروزه نيز ادامه دارد. در بازسازي فيلم «روزي که جهان از حرکت ايستاد» (2008) مي‌توان نام رابط رسمي وزارت دفاع و‌هاليوود، فيل استراب و تعدادي از مقامات نظامي عالي‌رتبه را در عنوان بندي پاياني فيلم مشاهده کرد که شاهدي است از دخالت پنتاگون در ساخت اين فيلم. اين نام‌ها در قالب سپاسگزاري ويژه توليد کنندگان فيلم از «مردان و زناني ارتش ايالات متحده براي همکاري‌هايشان در مراحل توليد» در عنوان بندي آمده است. به همين ترتيب، فيلم «فرار به کوهستان جادوگر»(2009) که موضوع آن UFOها هستند نيز کمک‌هايي را نه تنها از ارتش بلکه از سيا نيز دريافت کرده است ـ يک قرار و مدار عجيب، چرا که نام سيا هيچ گاه روي پرده سينما عنوان نمي‌شود ـ. با توجه به اينکه تصاوير اين فيلم از ارتش نيز تعمداً منفي است، بر اساس سياست‌هاي رسانه‌اي وزارت دفاع و سيا، وجود چنين تصاويري باعث مي‌شود که آن فيلم از شرايط لازم براي دريافت کمک از سوي اين دو نهاد برخوردار نشود. اما در اين مورد، هر دوي اين نهادها به شدت تمايل داشتند به ساخت اين فيلم ياري برسانند. آنطور که کارگردان فيلم، اندي فيکمن به «پره مير مگزين» گفته است: «مشاوران نظامي و اطلاعاتي به طور مداوم به ما کمک مي‌کردند تا تک تک گام‌هايي را که بر مي‌داريم، در جهت درست برداريم.

نتيجه گيري

به تعبير مأمور مودلر در فيلم «پرونده‌هاي ايکس»، شايد دوست داشته باشيم گفته‌هاي دولت ايالات متحده را باور کنيم، وقتي که مي‌گويد ديگر تمايل فعالي به UFOها ندارد. اما قطعاً همه ما دوست داريم باور کنيم که سرگرمي‌هاي‌هاليوود صرفاً سرگرمي است و نه گمراه کردن. با قضاوت بر اساس نمونه‌هايي که در اين مقاله مطرح شد، به نظر مي‌رسد که سياست رسمي دولت آمريکا در ارتباط با پديده UFOدر رسانه‌ها، از موضوعي به موضوع ديگر و از دهه‌اي به دهه ديگر چرخش کرده باشد. چرخش در طيفي که در يک سر آن تلاش‌هاي افشا کننده هماهنگ را شاهد هستيم و در طرف ديگر، تلاش‌هاي مخرب براي نظارت بي‌سر وصدا و حتي کنترل محتواي رسانه‌ها در ارتباط با UFOها در جهت مقاصد جنگ رواني و يا مديريت بينش. اگر هيچ يک اينها نباشد، اين مسائل بايد اين انگيزه را در ما به وجود آورد که بنشينيم و توجه بيشتري به ناوگان‌هاي فيلم‌هاي بشقاب‌پرنده‌اي کنيم که بدون شک در سال‌هاي پيش رو نيز همچنان به فرود بر سالن‌هاي سينماي ما ادامه خواهند داد.


رابي گراهام و متيو آلفورد 
منبع: www.socialmedian.com
نشريه سياحت غرب شماره 73

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.