spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
رفاه اقتصادى و معيشتى چاپ پست الكترونيكي
۱۰ شهريور ۱۳۸۲

استاد محمد حكيمى

از برنامه ها و اقدامهاى امام مهدى (ع)، پديد آوردن رفاه در كل جامعه بشرى است. در آن دوران طبق ترسيم آيات و احاديث، جامعه بشرى واحدى تشكيل مى گردد كه مانند خانواده اى زندگى مى كنند، و مساله ناهنجار جوامع پيشرفته و ابرقدرت، و جامعه هاى در حال رشد، و جامعه هاى عقب مانده و محروم از ميان مى رود (1) و بشريت به طور كلى به رفاه اقتصادى و بى نيازى دست مى يابد، و همين چگونگى زمينه اساسى رشد و تعالى معنوى و فكرى انسان را مى سازد.

طبق تحقيقات كارشناسان و متخصصان، (2) بخش عظيم و مهمى از مسائل عقب ماندگى و وابستگى و كمبود مواد غذايى و معيشتى (اگر نگوييم تمام آن) به دو عامل بستگى دارد، و اين هر دو عامل با هم در ارتباط اند:

1- نظام اقتصادى حاكم بر جهان.

2- نظام سياسى حاكم بر جامعه.

1- «نظام اقتصادى حاكم بر جهان »، يعنى نظام و سيستمى كه قدرتهاى اقتصادى جهان در كشورهاى استعمارگر پديد آورده اند، و هدف و آرمان آنها دستيابى به قدرت اقتصادى روزافزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. اين قدرتهاى سلطه گر، با برنامه ريزيهاى دقيق خود، مانع هرگونه استقلال، خودكفايى و رشد توليد و پيشرفت اقتصادى در كشورهاى عقب نگهداشته شده اند. اين قدرتها از راههاى گوناگون و شيوه هاى تبليغى و برنامه ريزيهاى گسترده و عميق، در سايه سلطه نظامى و سياسى و فرهنگى، آزادى فكر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم مى گيرند، و روشها و شيوه هايى در همه مسائل زندگى از جمله در توليد و مصرف و تكنولوژى و فرهنگ و راههاى معيشت، بر آنان تحميل مى كنند كه به سود سرمايه داران بزرگ و سلطه بيشتر جهان پيشرفته است. در سايه اين سلب فكر و سلب شخصيت و سلب آزادى و آزادفكرى، پديده عقب ماندگى ويى و خوديابى و اعتماد به نفس مى ميرد، و وابستگى روز به روز در اعماق اجتماعات عقب مانده گسترش مى يابد. از اين رو، صاحب نظران مسائل اقتصادى - اجتماعى مى گويند: كمك به كشورهاى عقب مانده (3) تنها در اين است كه آنها را به خودشان واگذارند. (4)

2- «نظام سياسى حاكم بر كشورها» نيز نوعا عامل و دست نشانده قدرتهاى جهانى هستند، و همواره به زيان ملتهاى خود گام برمى دارند، و براى سلب هرگونه فكر و انديشه از مردم و نفى حس خودشناسى و خوديابى در مردم خويش مى كوشند، و جريانهاى فكرى و فنى فرمايشى را در ميان ملت خويش نشر مى دهند، و با رسانه ها و ابزارهاى تبليغاتى هرگونه استقلال فرهنگى و اقتصادى را از جامعه سلب مى كنند، و توده ها را برده وار به اسارت و پيروى كوركورانه اين دو جريان مسلط و حاكم - يكى بيگانه و ديگرى خودى - نخستين موضوعى كه صدمه مى بيند و يا بكلى نفى مى گردد، اصالت فكر و فرهنگ خودى و حس اعتماد به نفس و بازيابى و بازشناسايى نيروهاى نهفته در درون خود و جامعه خودى است.

در رستاخيز ظهور امام منجى (ع)، اين بندها و دامها از سر راه برداشته مى شود، و عوامل سلطه بر فكر و فرهنگ و اقتصاد و سياست جهان و كشورها نابود مى گردد، و انسانها آزاد مى شوند، و با هدايت آن امام به خود مى آيند و ديگر بار خويشتن خويش را بازمى يابند و بازمى شناسند و آزادانه فكر مى كنند، و راههاى تحميلى و تبليغى را از راه اصلى و درست جدا مى سازند. و اين است آزادى و آزادگى واقعى، آزاديى كه در سراسر دنياى كنونى تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبرى نيست.

در دنيايى كه تقسيم بندى جهانى با معيارهاى ظالمانه صورت مى گيرد، و امتهاى ضعيف، به حال خود گذارده نمى شوند، و از راههاى مريى و نامريى در شبكه هاى پيچيده نظامهاى سلطه و سرمايه دارى جهان گرفتار مى آيند، سخن از آزادى واقعى و آزادفكرى، بازى با كلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادى و انتخاب شيوه و راه زندگى و معيشت و دستيابى به رفاه بيهوده است. زيرا در چنين شرايطى، بخشهاى عظيمى از بشريت مواد لازم زندگى را در اختيار ندارند و دچار كمبود و فقرند، و بخشهاى ديگر نيز طبق الگوها و معيارهايى كه سرمايه داران و توليدكنندگان بزرگ بر جامعه تحميل مى كنند بايد زندگى كنند، و از مواد و كالاها بهره گيرند، و خود قدرت اختيار و انتخاب ندارند.

از اين رو در رستاخيز امام مهدى (ع)، انسان در آغوش آزادى به معناى واقعى كلمه مى آرامد، و در پرتو اين آزادى همه بندها و زنجيرهايى را كه بر پايش نهاده اند مى گسلد، ورا به دو بخش پيشرفته و عقب مانده تقسيم كرده اند از ميان مى رود، و پديده شوم فقر و نياز نيز نفى مى گردد، و رفاه اقتصادى در پرتو چنين معيارهايى به جامعه و افراد داده مى شود. ترديدى نيست كه بدترين و ناهنجارترين اسارت براى بشريت، فقر و نياز روزانه به غذا، لباس، مسكن، دارو و ديگر لوازم زندگى است. اين اسارت براى انسان لحظه اى آسايش و فراغت باقى نمى گذارد، و زمينه هاى رشد و تكامل معنوى و مادى او را نابود مى سازد، و همواره انسان را در انديشه سير كردن شكم و پوشاندن بدن و دست يابى به سايبان و بهبودى از درد و بيمارى و... فرو مى برد، و فرصتى باقى نمى گذارد تابه مفاهيم بالا و برتر زندگى بينديشد، و پايگاه انسانى خود را درك كند، و از عروج و تكامل نوع انسان سخن بگويد.

در دوران رفاه اقتصادى و رفع همه نيازها، آدمى از اين بردگى و اسارت هستى سوز رهايى مى يابد، و از بند مشكلات آن آزاد مى گردد، و به مسائل متعالى و برتر و تكامل و رشد و صعود مى انديشد و در آن راستا گام برمى دارد.

احاديث بسيارى درباره رفاه اقتصادى دوران ظهور وجود دارد و شايد از جمله مسائلى باشد كه بيشترين تاكيد بر آن شده است. و اين اهميت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنى مى رساند، و شايد پس از اصل عدالت دومين موضوعى باشد كه در آن دوران در جامعه ها پديد مى آيد. و اين هر دو با يكديگر پيوندى ناگسستنى دارند، زيرا كه اجراى دقيق عدالت براى از ميان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آكل و ماكولى است تا اقويا حق ضعيفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراين، رفاه اقتصادى براى همه، با اجراى اصل عدالت اجتماعى و برپايى قسط قرآنى امكان پذير است، بلكه رفاه و بى نيازى از ميوه هاى درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشيدن به اصول دادگرى و عدالت اجتماعى، همگان را به زندگيى درست و سامان يافته مى رساند.

امام صادق (ع):

...ان الناس يستغنون اذا عدل بينهم... (5)

- ... مردمان بى نياز مى گردند آنگاه كه عدالت ميانشان حاكم باشد...

ن الله لم يترك شيئا من صنوف الاموال الا و قد قسمه، واعطى كل ذى حق حقه، الخاصة والعامة والفقراء والمساكين، و كل صنف من صنوف الناس... فقال: لو عدل فى الناس لاستتغنوا... (6)

- خداوند همه ثروتها را (از همه منابع درآمد) ميان مردم تقسيم كرده است، و به هر كس حقش را داده است: كارگزاران و توده مردم و بينوايان و تهيدستان و هر گروهى از گروههاى مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعى برقرار شده بود همه مردم بى نياز شده بودند...

بنابراين در سايه عدالت است كه به رفاه اقتصادى و بى نيازى مادى مى توان دست يافت.

همچنين از نظر تعاليم اسلامى، حاكميت اگر درست و اسلامى باشد و برنامه ها و مجريانى قرآنى و اسلامى به كار گمارده شوند، محروميت و نيازمندى در جامعه باقى نمى ماند، زيرا كه اصول عدل و حق اجرا مى گردد، و در پرتو آن اجراى اصول، همه مردم به رفاه و بى نيازى مى رسند.

امام على (ع):

اما والذى فلق الحبة، و برا النسمة، لو اقتبستم العلم من معدنه، و ادخرتم الخير من موضعه و اخذتم الطريق من وضحه، و سلكتم من الحق نهجه، لنهجت بكم السبل، وبدت لكم الاعلام، و اضاء لكم الاسلام، و اكلتم رغدا، و ما عال فيكم عائل، و لا ظلم منكم مسلم و لامعاهد... (7)

- سوگند به خدايى كه دانه را (در دل خاك) بشكافت، و آدميان را آفريد، اگر علم را از معدن آن اقتباس كرده بوديد، و خير را از جايگاه آن خواستار شده بوديد و از ميان راه به رفتن پرداخته بوديد، و راه حق را از طريق روشن آن پيموده بوديد، راههاى شما هموار مى گشت، و نشانه هاى هدايتگر پديد مى آمد، و فروغ اسلام شما را فرا مى گرفت، و به فراوانى غذا مى خورديد، و ديگر هيچ عائله مندى بى هزينه نمى ماند، و بر هيچ مسلمان و غير مسلمانى ستم نمى رفت.

در پرتو حاكميت قرآنى و محمدى (ص) و علوى (ع) امام مهدى (ع)، و با اجراى اصل عدالت اجتماعى كه سيره انكارناپذير آن امام سامان مى يابد، و نيازها برآورده مى گردد، و رفاه اقتصادى و آسايش معيشتى بر تمام بخشها و زواياى زنگى خانواده بشرى پرتو مى افكند.

با اينكه موضوع رفاه اقتصادى از شاخ و برگهاى عدالت اجتماعى است، در احاديث جداگانه مطرح گرديده است. و اين اهميت موضوع را آشكار مى سازد.

پيامبر اكرم (ص):

يكون فى امتى المهدى... يتعنم امتى فى زمانه نعيما لم يتنعموا مثله قط، البر والفاجر، يرسل السماء عليهم مدرارا، ولا تدخرالارض شيئا من نباتها. (8)

- در امت من مهدى قيام كند... و در زمان او مردم به نعمتهايى دست مى يابند كه در هيچ زمانى دست نيافته باشند. (همه) نيكوكار و بدكار. آسمان بر آنان ببارد و زمين چيزى از روييدنيهاى خود را پنهان ندارد.

پيامبر اكرم (ص):

يكون فى امتى المهدى ... والمال يومئذ كدوس، يقوم الرجل فيقول: يا مهدى اعطنى، فيقول: خذ (9)

- در زمان مهدى (ع)... مال همى خرمن شود. هر كس نزد مهدى آيد و گويد: «به من مالى ده! مهدى بيدرنگ بگويد: «بگير.»

امام على (ع):

... و اعملوا انكم ان اتبعتم طالع المشرق سلك بكم منهاج الرسول ... و كفيتم مؤونة الطلب والتعسف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق... (10)

- بدانيد اگر شما از قيامگر مشرق (امام مهدى «ع ») پيروى كنيد، شما را به آيين پيامبر درآورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستيابى به امور زندگى) آسوده شويد، و بار سنگين (زندگى) را از شانه هايتان بر زمين نهيد...

رفاه تا اين پايه و تامين سطح زندگى تا اين سطح، آرمانى است الهى كه به دست مبشر راستين عدالت و انصاف و سعادت و آسايش، امام مهدى (ع) تحقق مى يابد.

امام على (ع):

ثم يقبل الى الكوفة فيكون منزله بها، فلا يترك عبدا مسلما الا اشتراه و اعتقه، ولا غارما الا قضى دينه، و لا مظلمة لاحد من الناس الا ردها، ولا يقتل منهم عبد الا ادى ثمنه، دية مسلمة الى اهلها، و لا يقتل قتيل الا قضى عنه دينه والحق عياله فى العطاء، حتى يملاالارض قسطا و عدلا... (11)

- ... سپس (امام مهدى «ع ») به كوفه، درآيد، و در آنجا مسكن گزيند، و هر برده مسلمانى را (در صورتى كه باقيمانده باشد) بخرد و آزاد كند و دين بدهكاران را بپردازد، و مظلمه ها و حقهايى كه بر گردن كسان است (به صاحبان حق) بازگرداند، كسى كشته نشود مگر اين كه بهاى آن را (كه ديه است) به صاحبانش تسليم كند، و آن كس كه كشته شد بدهيش را بپردازد، و (زندگى) خانواده او را تامين كند، تا سراسر زمين را از عدل و داد بيآكند...

تامين زندگى و رفاه تا اين پايه است كه اگر از مسلمانان كسى هنوز در بردگى مانده بود به دست امام خريده مى شود و آزاد مى گردد. اگر كسى بدهكارى داشت بدهى او پرداخت مى شود. هر كس حقى و حقوقى از ديگران برى قصاص شد ديه او به صاحبش پرداخت مى گردد. هر كس به دليل جرمى به اعدام محكوم شد بدهكاريهاى او پرداخت مى شود، و پس از اعدام وى زندگى خانواده اش همسان و هم سطح ديگر مردم تامين مى گردد. و اينها همه براى اجراى عدالت دقيق در سراسر آباديهاى زمين است. يعنى عدالت در آن دوران چنين مفهومى عميق و گسترده و انسانى دارد، كه هر مشكل و ناهنجارى و گرفتارى را برطرف مى سازد.

امام باقر (ع):

و يعطى الناس عطايا مرتين فى السنة و يرزقهم فى الشهر رزقين... حتى لاترى محتاجا الى الزكاة و يجيى ء اصحاب الزكاة بزكاتهم الى المحاويج من شيعته فلا يقبلونها، فيصرونها و يدورون فى دورهم، فيخرجون اليهم، فيقولون: لا حاجة لنا فى دراهمكم ... فيعطى عطاء لم يعطه احد قبله. (12)

- (امام مهدى «ع »)، در سال دو بار به مردم مال ببخشد و در ماه دو بار امور معيشت بدانان دهد... تا نيازمندى به زكات باقى نماند. و صاحبان زكات، زكاتشان را نزد محتاجان آورند، و ايشان نپذيرند. پس آنان زكات خويش در كيسه هايى نهند و در اطراف خانه ها بگردند (براى دستيابى به محتاجى)، و مردم بيرون آيند و گويند:

ما را نيازى به پول شما نيست... پس دست به بخشايش گشايد، چنانكه تا آن روز كسى آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.

امام صادق (ع):

ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها... و يطلب الرجل منكم من يصله بماله و ياخذ منه زكاته، فلا يجد احدا يقبل منه ذلك و استغنى الناس بما رزقهم الله من فضله. (13)

- هنگام رستاخيز قائم ما زمين با نور خدايى بدرخشد... و شما به جستجوى اشخاصى برمى آييد كه مال يا زكات بگيرند و كسى را نمى يابيد كه از شما قبول كند، و مردمان همه به فضل الهى بى نياز مى گردند.

سطح زندگى در اين حد بسيار متعالى و آرمانى و رفاه اقتصادى تا اين پايه، در دنياى سراسر ظلم و جامعه هاى طبقاتى و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثمارى براى ما، قابل درك نيست، ليكن وعده خدا است و تحقق خواهد يافت. آيا چنين هدفى با اين بزرگى و عالم گسترى، با شيوه هاى اخلاقى و پند و موعظه پديد مى آيد، يا امام مهدى (ع) تنها با اعجاز و قدرت معنوى اين چگونگيها را در زمين پديد مى آورد؟ يا شيوه ها و روشهايى ويژه براى رشد ثروت و توليد كافى كالاها به كار مى برد كه تا كنون نبوده است؟

روشن است كه ايجاد رفاه اقتصادى در اين حد و براى يكايك افراد خانواده بشرى، كارى بزرگ و مشكلى بس عظيم است، و به دشوارى مى توان تصور كرد كه در آن روزگار چه مسائل و عواملى پديد مى آيد كه چنين زيستى نصيب انسانها مى گردد.

با مطالعه در وضعيت زندگى كنونى بشر و با بررسى دقيق منابع طبيعى و ذخاير موجود در زمين و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملى در همه اموال جهان در نزد مهدى (ع) گرد آيد، آنچه در دل زمين است و آنچه بر روى زمين، آنگاه مهدى به مردمان بگويد: بيائيد! و اين اموال را بگيريد.

اجتماعات مختلف بشرى به اصل دست مى يابيم:

1- منابع طبيعى و ذخاير زمين اين استعداد را دارد كه پاسخگوى مجموعه نيازهاى انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتى كه در زندگى بدانها نيازى هست)، و كمبودها را برطرف سازد و آدميان را به رفاه و آسايش و تامين معاش برساند.

2- محاسبه مقدار مصرف تجملى و مسرفانه اجتماعات بشرى، (14) روشن مى سازد كه اگر اين اسرافكاريها و شادخواريها به صورتى درست و اصولى مهار گردد، و با انضباط و قانونى سازش ناپذير جلو عياشى و ريخت وپاشهاى زايد گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نيازهاى كل بشريت برآورده مى شود و زندگى همگان در روى زمين تامين مى شود.

3- با بررسى استعداد خلاق و هوش مبتكر انسانى، روشن مى شود كه انسانها مى توانند در پرتو پيشرفت دانشها، به فورمولها و اصول تازه اى دست يابند كه معاش آنان بهتر تامين شود، و نيازها و خواسته ها بيشتر برآورده گردد، و رفاه و آسايشى عمومى و همگانى پديد آيد. با توجه به اين سه محور، امكان پديد آمدن دوران رفاه مطلق و تامين زندگى در سطحى متعالى براى همه مردم روى زمين، روشن مى گردد. در اين بخش از اين رساله، به بررسى برخى از علل و عواملى مى پردازيم كه ممكن است در رستاخيز قيام و انقلاب امام مهدى (ع) به كار گرفته شود، و با تكيه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظيم و كلان براى چنين اقدامى عظيم تامين گردد، و در فروغ آن زندگى بشريت سامانى درخور يابد:

1- برقرارى عدالت اجتماعى
عدالت اجتماعى به معناى تعادل و توازن در كليه جريانهاى اقتصادى جامعه است، و نظام توليد و توزيع مصرف را در بر مى گيرد. عدالت به اين معنا، اگر گستره اى جهانى يابد و دقيق و بى استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنى در كل جامعه بشرى پديد مى آورد كه آرمان همه عدالتخواهان الهى و بشرى بوده است. در پرتو چنين عدالتى، فاصله هاى اقتصادى به معناى اسراف و تكاثر در بخشهايى و كمبود و محروميت در بخشهاى فراوان ديگر ريشه كن مى گردد. و چنانكه در بخش نخست (15) ديديم،مگان است.

2- اجراى اصل مساوات
رعايت قاطع اصل مساوات نيز موجب تعديل ثروتها و برابرى در توزيع كالاها و مواد مورد نياز همه مردم است، و از تراكم و ذخيره سازى كنز و اسرافكارى نزد طبقات و گروههايى مانع مى گردد، و زمينه هاى اصلى كمبود و نيازمندى را برطرف مى سازد.

در فصل بعد روشن خواهد شد كه با اجراى اصل مساوات نيازها برآورده مى گردد، و محتاج و تهيدستى باقى نمى ماند. در اين باره به چنين تعاليمى برمى خوريم: «و يسوى بين الناس حتى لاترى محتاجا الى الزكاة: (16) (امام مهدى «ع ») ميان مردم (در تقسيم اموال) به مساوات رفتار مى كند به طورى كه ديگر نيازمند و محتاجى يافت نمى شود.» و اين همان سطح متعالى زندگى و رفاه عمومى است كه زكات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چيز به همه مردم برسد. اين موضوع در اصل «مساوات » روشن خواهد گشت.

3- عمران و آبادى زمين
عمران و آبادى زمين، و بهره بردارى از امكانات آن تا سر حد امكان، از ديگر اقدامات امام است. اين كار، در دوران پيش از ظهور با همه پيشرفت علوم و تكنولوژى در همه زمينه ها بطور كامل انجام نشده است. طبق نظر متخصصان، بسيارى از زمينها قابل عمران و آبادى و كشاورزى و توليد است، بسيارى از آبها داراى استعداد ذخيره شدن و بهره بردارى است، و بسيارى از مناطق زمين متروك و رها شده مانده است، و بسيارى از مناطق به علت نفوذ سياستهاى استعمارى و ايجاد وابستگى و محروميت بطور كامل از آنها بهره بردارى نمى شود، و سيستمهاى توليد وكه به سود طبقات محروم نيست، بلكه براى كشورهاى سلطه طلب سودمند است.

اين موضوع نيز از نظر متخصصان و آمارگيران ثابت است كه زمين استعداد اداره و تامين چند برابر جمعيت كنونى را دارد به سه شرط:

الف - از همه امكانات بهره بردارى شود.

ب - از اسرافكارى و شادخوارى و كامروايى فزون از حد گروههايى اندك ممانعت به عمل مى آيد.

ج - تكنيكهاى دقيق علمى و فنى و متناسب با محيطها و سرزمين ها به كار رود.

4- پيشرفت فنون
چنانكه در فصل «تكامل علم و عقل » در دوران ظهور خواهيم گفت، علم و دانش بشر در رستاخيز امام مهدى (ع) به تكامل نهايى مى رسد، و امام با برنامه ريزيهاى دقيق كه از دانش بى كران الهى او برخاسته است، همه مناطق زمين را آباد مى كند، و براى تامين زندگى و ايجاد رفاه همگانى راه و روشهايى را عرضه مى كند كه تا آن روز براى بشر ناشناخته بوده است. با توجه به اينكه راه اصلى رشد توليد و خودكفايى، بهره بردارى از علوم و فنون و تخصصهاى ويژه و طرحها و برنامه هاى ماهرانه است. علوم و فنون بشرى در رستاخيز ظهور با علوم و فنون در دوران پيش از ظهور قابل مقايسه نيست، از اين رو، پيشرفتها و رشد توليد و سرمايه در آن دوران با هيچ دوره ديگر همانند نيست. امام مهدى (ع) در همه زمينه ها به دانش بشر تكامل مى بخشد. و چنانكه در علوم الهى و ماوراى طبيعى همه اشتباهات و جهلهاى بشرى را برطرف مى سازد و معيارهاى درست در شناخت مبدا و معاد را به انسان مى دهد، در علوم مادى و تكنيكهاى رشد اقتصادى و سامانيابى زيست ور به انسان عرضه مى كند، و با شيوه هاى بسيار دقيق، نظام توليد و بهره بردارى از منابع طبيعى را رشدى توصيف ناپذير مى بخشد و بدينگونه مشكل كمبودها و نارساييها را بكلى برطرف مى كند.

فاصله پيشرفت علمى و عقلانى و وضع دانش انسان در آن دوره با وضع كنونى، بسى افزونتر است از فاصله دانش امروز بشرى با دورانهاى گذشته تاريخ.

5 - بارانهاى مفيد و پياپى
از علل و عوامل مهم و اساسى رشد توليد، بويژه در بخش كشاورزى - كه مادر توليد در بخشهاى ديگر است - نزولات آسمانى و بارانهاى مناسب و بموقع است. طبق تعاليم قرآن و احاديث پارسايى و نيكوكارى و احسان و بخصوص دادگرى موجب نزول رحمتهاى الهى و وفور نزولات آسمانى است (17) ، و گناه بويژه ظلم در روابط انسانى موجب خشكسالى و محروميت از رحمت الهى و قلت نزولات است. در دوران ظهور چون نيكى و احسان و عدل و انصاف بر سراسر گيتى پرتو مى افكند، و روابط انسانى بر اصل عدل و انصاف استوار مى گردد، و مردمان همه به نيكى و نيكوكارى و پارسايى مى گرايند، و ظلم و ستم را يك سو مى نهند، از اين رو، شايسته فضل و رحمت بيشتر مى گردند، و بارش بارانهاى مناسب و بموقع سبب رشدى وصف ناپذير در توليد خواهد گشت و بسيارى از مشكلات و كمبودها و نيازمنديها را برطرف خواهد ساخت.

پيامبر اكرم (ص):

يتنعم امتى فى زمن المهدى (ع) نعمة لم يتنعموا قبلها قط يرسل السماء عليهم مدرارا ولا تدع الارض شيئا من نباتها الا اخرجته... (18)

- ... امت من در زمان (رستاخيز) مهدى (ع) به نعمتهايى دست يابند كه پيش از آن و در هيچ دوره اى دست نيافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمين هيچ روييدنى را در دل خود نگاه ندارد...

چون مردمان به تقوا و پارسايى روى مى آورند، خداوند بركات و بارانها را فرو مى فرستد و خشكى و كم آبى در مناطق بسيارى برطرف مى شود; و اين وعده الهى كه درباره جامه تقواپيشگان مژده داده است آشكار مى گردد:

م انه كان غفارا. يرسل السماء عليكم مدرارا و يمددكم باموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا: (19) سپس گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او آمرزنده است. تا از آسمان برايتان پى درپى باران فرستد. و شما را به اموال و فرزندان مدد كند. و برايتان بستانها و نهرها بيافريند.»

امام على (ع):

... و لو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، و لاخرجت الارض نباتها... حتى تمشى المراة بين العر


پاورقيها:

1- طبق برآوردهاى دقيق آمارى و فنى، عامل اصلى عقب ماندگى بخشهاى عظيمى از جامعه بشرى، كشورهاى پيشرفته و ثروتمند است، زيرا كه اگر عقب ماندگى، عقب ماندگى فرهنگى است اين كشورهاى پيشرفته اند كه مانع پيشرفت فكر و فن و فرهنگ در اجتماعات عقب مانده اند، زيرا كه رشد فرهنگ و تكنولوژى را در ميان اجتماعات عقب افتاده مانع سلطه سياسى و نظامى و اقتصادى خود مى دانند. علت عقب افتادگى اقتصادى در كشورهاى عقب مانده نيز كشورهاى پيشرفته است، زيرا نياز به واردات صنعتى كشورهاى پيشرفته اگر از ميان برود، توليدات اين كشورها بدون مشترى و بازار مى ماند. عقب افتادگى نظامى نيز وضعش روشن است و چون پديده شوم عقب افتادگى در همه بخشها به هم مربوط است، بنابراين درمان درد بزرگ عقب ماندگى و حذف عنوان جهان ارد جز از ميان برداشتن عامل اصلى آن يعنى متلاشى كردن مراكز قدرت و سلطه، اين آرمان بزرگ و الهى در آن دورات سعادت آفرين تحقق مى يابد، و مراكز سلطه و قدرت و زور و سرمايه دارى در عالم متلاشى مى گردد، و توده هاى انسانى از يوغ فشار و سلطه جويى كامروايان تاريخ آسوده مى گردند.

2. به كتابهاى ديكتاتورى كارتلها، ترجمه و اقتباس دكتر همايون الهى،1363 اميركبير و «جهان مسلح، جهان گرسنه »، ويلبرانت، ترجمه همايون پور، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى چاپ اول 1365 و «چگونه نيمى ديگر مى ميرند»، سوزان جرج، ترجمه مهدى قراچه داغى، پژمان،1363. و «امپرياليسم و عقب ماندگى »، دكتر همايون الهى، شركت آموزش فرهنگى انديشه،1367. و «اقتصاد سياسى سرمايه دارى » و... مراجعه شود.

3. كمكهاى جهانى و مؤسسات بين المللى سازمانهاى خواربار و ديگر سازمانهاى جهانى تنها براى ايجاد وابستگى و بازار مصرف و سلطه اقتصادى بيشتر است. براى توضيح بيشتر به كتابهاى: «چگونه نيمى ديگر مى ميرند» و «امپرياليسم و عقب ماندگى » و «سيطره جهانى » و بخصوص «ديكتاتورى كارتلها» و ديگر كتابها در اين زمينه مراجعه شود.

4. «...پاسخ اين سؤال كه مسندنشينهاى غرب چه اقدامى براى از ميان بردن گرسنگى مى توانند انجام دهند؟ تنها يك چيز است و آن اينكه ... فقرا را به حال خودشان بگذارند...» «چگونه نيمى ديگر مى ميرند»،213. «وقتى امروزه از كميابى سخن مى گوييم بايد آن را در متن سياست مللى جستجو كنيم كه عرضه فعلى غذايى جهان را كنترل مى كنند و شركتهاى عظيمى كه بر تجارت غذا مسلط هستند... (و به اين نتيجه مى رسيم كه) تنها انسان خالق «كميابى » است، مدرك سابق، 175 -176.

«مصرف كنندگان بازيچه غولهاى كشاورزى تجارتى هستند»، مدرك سابق،213.

«در حقيقت صاحبان اين كارتلهاى چند مليتى هستند كه سرنوشت اقتصاد و در نتيجه سياست كشورهاى جهان را در دست دارند... تسلط كارتلها... بر جهان جز ازدياد فقر علمى و اقتصادى براى ملتها و حتى مردم كشورهاى صنعتى حاصلى به بار نمى آورد...»، «ديكتاتورى كارتلها»،19 . 68.

5. «كافى »3/568.

6. «كافى » 1/542.

7. «كافى » 8/32; «مستدرك نهج البلاغه »/ 31; «الحياة » 2/493.

8 . «بحار» 51/78.

9. «بحار» 51/88.

10. «بحار» 51/123.

11.«تفسير عياشى » 1/66; «بحار» 52/224.

12.«بحار»52/390; «غيبت نعمانى »/237، با اندك اختلاف.

13. «بحار» 52/337.

14. مطالعه آمار و ارقام منتشره از طرف سازمانهاى خواروبار و توليد و مصرف جهانى و آمارهاى اقتصادى كشورها، اين موضوع را ثابت مى كند، كه تنها از اضافه غذايى كه در برخى كشورهاى سرمايه دارى در ظرفهاى زباله مى ريزند يا مصرفى افزون از حد دارند و مواهب طبيعى را اسراف مى كنند مى توان برخى كشورهاى پر جمعيت جهان را به خوبى تغذيه كرد. در اينجا به چند نمونه آمارى اشاره مى شود:

«... تفاوت مصرف غذايى در جهان قابل توجه است. در تئورى مى توان مطرح كرد كه مصرف عظيم غير ضرورى كشورهاى غنى ممكن است به كشورهاى فقير انتقال يابد، اما حتى اگر چنين انتقالى امكان پذير يا قابل قبول باشد فقط باعث بهبود سطح تغذيه كشورهاى فقير تا حد رضايت بخش اندگى »، 25. بى. پى. كول. ترجمه ذوالفقارپور و محمود رياضى اميركبير 1365

«در جهان امروز تمام منابع عملى و مهارتهاى فنى لازم را براى تغذيه كره زمين و حتى جمعيتى بيشتر را در اختيار دارد. اما مشكل گرسنگى و فقر از اين ناشى مى شود كه در هر جامعه ابتدا اغنيا تغذيه مى كنند و مقدار نامتناسبى از غذاى موجود را مصرف مى كنند.»

«چگونه نيمى ديگر مى ميرند»،8 و 10.

«در سالهاى اخير دنيا، سالانه حدود 250 ميليون تن غله و دانه هاى غذايى توليد كرده و كشورهاى توسعه يافته با داشتن فقط ربع جمعيت جهان، نيمى از اين توليدات را مصرف مى كنند. حيوانات آنها يك چهارم تمامى غله دنيا را مى خورند كه معادل است با غذاى مصرفى 3/1 ميليارد مردم چين و هند.»

چگونه نيمى ديگر مى ميرند»،8 و 10.

« در ... آمريكا سالانه به تنهايى براى سرسبز نگاهداشتن زمينهاى گلف، چمنها و قبرستانها بيش از 2 ميليون تن كود شيميايى از بين مى رود و اين مقدار معادل است با كمبود كود مصرفى در كشورهاى عقب نگهداشته شده. اگر اين مقدار كود در كشورهاى جهان سوم مصرف مى شد مى توانست اضافه توليدى برابر 15 تا 20 ميليون تن غله داشته باشند.»

«ديكتاتورى كارتلها»، 224.

نمونه ديگر: مصرفهاى اضافى و اسرافى هزينه هاى سرسام آور نظامى است: «اكنون همه كارشناسان سرشناس، و حتى كارشناسان محافظه كار، به اين نتيجه رسيده اند كه تنها راه چيرگى بر بحران مالى جهان، جابه جا كردن اعتباراتى است كه به هزينه هاى نظامى اختصاص يافته است... بر باد دادن بى حساب اعتبارات دولتى در راه سياستهاى تسليحاتى از عوامل مهم برانگيزنده مشكلات كنونى اقتصاد جهان است اين حرف را حتى مى توان به شكل صريحترى بيان كرد: مسابقه تسليحاتى راه را بر بهبود و رشد اقتصادى جهان مى بندد.»

«... با هزينه توليد يك هواپيماى جنگى مى توان حدود 000/40 داروخانه روستايى برپا كرد... هزينه توليد زيردريايى هسته اى مساوى است با مجموعه بودجه هاى آموزشى 23 كشور رو به رشد با 160 ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند.»

«جهان مسلح، جهان گرسنه »،56 و 92.

موضوع مهم ديگرى كه در اين ارتباط قابل دقت است گرسنگيها و كمبودها و قحطيهاى مصنوعى است كه توسط سرمايه داران و كارتلها و تراستها پديد مى آيد. اين نيز نقش مهمى در كمبودها دارد زيرا كه «در زمينه بحران گرسنگى جهانى «شركتهاى كشاورزى تجارتى » نقش مهمى ايفا مى كنند اين شركتها از زمين و نيروى كار كشور ميزبان براى توليد غذا... جهت صدور به كشورهاى توسعه يافته اى كه بيشترين بها را براى محصول مى پردازند، استفاده مى كنند و بدينگونه در قحطى عمدى آن كشورها بنحو مؤثرى مشاركت دارند.»

«چگونه نيمى ديگر مى ميرند»7 205.

15. عدالت اجتماعى ص 23 -57.

16. «بحار» 52/390.

17. و لو ان اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض »: اگر مردم آباديها ايمان آورده و تقوا پيشه ساخته بودند،ويشان مى گشوديم...» اعراف 7/96.

18. «بحار» 51/83.

19. سوره نوح (71): 10 - 12.

20. «بحار» 10/104.

21. «كمال الدين » 1/231.

22. «موسوعة الامام المهدى »، (الكتاب الثالث)، 780، به نقل از اعلام الورى/413.

23. «نهج البلاغه »/ 425.

24. «كمال الدين » 1/331.

25. به كتاب ديكتاتورى كارتلها×» و «امپرياليسم و عقب ماندگى » و «چگونه نيمى از ديگر مى ميرند» و «جهان مسلح، جهان گرسنه » و... رجوع شود تا معلوم گردد كه چگونه سرمايه ها و كالاها و همه منافع و منابع انسانهاى مظلوم در سراسر جهان به جيب عده اى بسيار اندك (در مقايسه با افراد جامعه بشرى) روانه مى گردد.

تنها در اينجا به يك اعتراف اشاره مى شود: « از نتايج بارز پيشرفت علم و توسعه اقتصادى در جهان كنونى، حاكميت يك گروه كوچك بر زندگى مادى جهان از يك سو و از سوى ديگر فقر، گرسنگى و عقب افتادگى بيش از سه چهارم از انسانهاى روى زمين است... يكى از علل توسعه اين بى عدالتيهاى اجتماعى را مى توان در وجود كارتلهاى چند مليتى جستجو كرد.» «ديكتاتورى كارتلها»،19.

26. «خورشيد مغرب »/ 31، به نقل از «المهدى الموعودالمنتظر» 1/279.

27. «بحار» 52/309; «در فجر ساحل »/39.

28. «غيبت نعمانى »/237.

29.«خورشيد مغرب »/33.

30. «الحياة » 4/186.

31. «وسائل »6/382.

32. مالكيت امام به عنوان منصب است يعنى مالكيت دولت اسلامى، از اين رو مالكيت در اسلام از اشكال مالكيت عمومى و اجتماعى شمرده مى شود، زيرا كه امام و دولت اسلامى، اموال را در راه سالم سازى اقتصاد جامعه و ايجاد تعادل و توازن اقتصادى و رفع نيازهاى عمومى، صرف مى كند. براى توضيح بيشتر به «الحياة » ج 6 ص 22 و ج 2 ص 484 -49. مراجعه شود و همچنين «اقتصادنا» بخش: «نظرية توزيع ما قبل الانتايج: نظريه توزيع قبل از توليد» ص 433 به بعد و بخش: «مسؤولية الدولة فى الاقتصادالاسلامى: مسؤوليت دولت در اقتصاد اسلامى » ص 697 به بعد، ديده مى شود.

33. سوره انبياء (21): 12 و13.

34- «تفسير عياشى » 2/60; «آيات الباهرة »،97.

35. سوره توبه (9): 34.

36. «تفسير عياشى » 2/87; «وسائل »6/381 و 382 با اندكى اختلاف.

37. براى روشن شدن اين موضوع به «الحياة » ج 4 ص 160 به بعد رجوع شود.

38. در بخش «مساوات » اين موضوع به مناسبتى مشروحتر آمده است.

39. اقتصاددانان چنين مى گويند: «... بايد درباره مكانيزمهايى به سازگارى رسيد كه ايجاد و توزيع يك پول بين المللى جهت تسويه حساب بانكهاى مركزى را ممكن كند. اين پول، به عنوان ذخيره اعتبارى اصلى بين المللى، جايگزين پولهاى ملى خواهد شد...»، «دنيا نمى تواند اميدى به كاميابى اقدامات بلندمدت داشته باشد، مگر آنكه به انجام يك برنامه عمل فورى تن در دهد... در اين برنامه اضطرارى بايد به چهار زمينه اصلى و گسترده توجه داشت... چهارم: انجام اصطلاحات بنيادى در نظام اقتصادى بين المللى ... برپايى يك نظام كارآمد مالى و پولى بين المللى به صورتى كه تمام كشورها بتوانند با حقوقى برابر در آن مشاركت داشته باشند...» «جهان مسلح، جهان گرسنه »/ 185 و 351 و 352.

40. «موسوعة الامام المهدى »، الكتاب الثالث، 770. محمد الصدر، مكتبة الامام اميرالمؤمنين العامه، اصفهان.

 

 


پيش شماره 1 موعود
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.