spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
حكايت آن شب و علي چاپ پست الكترونيكي
۳۰ آبان ۱۳۸۸

كراجكي(ره) در كتاب «كنز الفوائد» از ابوذر نقل مي‌كند:
روزي در منزل امّ سلمه در خدمت پيغمبر اكرم(ص) نشسته بودم و به فرمايشات او گوش مي‌دادم كه علي بن ابي‌طالب(ع) وارد شد. چهرة پيغمبر(ص) از خوشحالي شكفت و درخشان گرديد، علي(ع) را در بر گرفت و پيشاني او را بوسيد. سپس رو به من كرد و فرمود:
اي ابوذر، اين شخص را كه بر ما وارد شد، به حقيقت مي‌شناسي؟

ابوذر گفت: عرض كردم: اي رسول خدا! او برادر و پسر عمّ شما، هسمر فاطمه(س) و پدر حسن و حسين ـ دو سرور جوانان بهشت ـ است.
رسول خدا(ص) فرمود: اي ابوذر؛ اين امامي است فروزنده و درخشان، نيزة بلندْ بالاي پروردگار و درِ بزرگ رحمت او است كه هر كس خدا را اراده كند، بايد از آن در وارد شود.

اي ابوذر، او برپا دارندة عدالت و مدافع حريم الهي و ياري كنندة دين خدا و حجّت پروردگار بر آفريدگان است. خداوند همواره در ميان امّت‌ها به سبب او، با خلق خود احتجاج مي‌كند با آنكه در ميان هر امّتي پيامبري را برانگيخته است.

اي ابوذر، خداوند بر هر پايه‌اي از پايه‌هاي عرش خود هفتاد هزار فرشته قرار داده كه تسبيح و عبادت آنها، دعا كردن براي علي(ع) و شيعيانش و نفرين كردن بر دشمنان آن حضرت است.

اي ابوذر، اگر علي(ع) نبود، حق از باطل و مؤمن از كافر تشخيص داده نمي‌شد و خدا عبادت نمي‌گرديد، زيرا او بر سر مشركان زد تا اسلام آورند و خدا را عبادت كنند و اگر او نبود، پاداش و كيفري نبود، ميان او و خدا پرده و حجابي نيست و او خود حجاب و پرده است.

سپس رسول خدا(ص) اين آيه را تلاوت فرمود: «خدا، شرع و احكامي كه براي شما مسلمانان قرار داد همان است كه نوح را به آن سفارش كرد... و هر كس با دعا و تضرّع به درگاه الهي روي آورد، هدايت مي‌شود».1

اي ابوذر، خداي تبارك و تعاليٰ در سلطنت و يكتايي خود يگانه بود، معرفتش را به بندگان با اخلاص خود مرحمت كرد و بهشت را مباح گردانيد. هر كه را بخواهد هدايت كند، او را با ولايت علي(ع) آشنا مي‌كند و هر كه را بخواهد بر قلبش پرده افكند معرفت آن حضرت را از او باز مي‌دارد.

اي ابوذر، او پرچم هدايت، دليل تقوا، ريسمان محكم الهي، پيشواي اولياي من و نور كساني است كه مرا اطاعت كنند. او كلمه‌اي است كه خدا تقواپيشه‌گان را به آن ملزم ساخته است.

دوستان او مؤمن و دشمنان او كافرند. هر كس ارتباطش را با او قطع كرد گمراه و باعث گمراهي ديگران است و هر كه ولايت او را انكار كرد، مشرك است.
اي ابوذر، منكِر ولايت علي(ع) را روز قيامت مي‌آورند، در حالي كه كر و كور و لال است و در تاريكي‌هاي قيامت، وارونه و نگون‌سار فرياد برمي‌آورد: «يا حسرتيٰ علي ما فرّطت في جنب الله؛2 واحسرتا، اي واي بر من بر آنچه كوتاهي كردم در جَنْب پروردگار يعني اميرالمؤمنين(ع)».

در گردنش حلقه‌اي از آتش است كه سيصد زبانه دارد. بر هر يك از آنها شيطاني به صورت او آب دهان مي‌افكند و در داخل قبر او را با خصومت و شدّت به طرف آتش رها مي‌كنند.

ابوذر گفت: عرض كردم اي رسول خدا! پدر و مادرم به فداي شما، دلم را سرشار از خوشحالي نمودي، زيادتر بفرماييد، فرمود:
وقتي مرا به آسمان‌ها بردند، به آسمان اوّل كه رسيدم، فرشته‌اي اذان گفت و نماز برپا گرديد. جبرئيل دستم را گرفت و مرا مقدّم داشت و عرض كرد: نماز را با فرشتگان بخوانيد، اينها مدّتي طولاني است كه مشتاق ديدار شما هستند. آنگاه نماز را با هفتاد صف از فرشتگان كه طول هر صف به اندازة فاصلة مشرق و مغرب بود و عدد فرشتگان را جز خالق آنها نمي‌دانست، خواندم. چون نماز به پايان رسيد، بعضي از فرشتگان به من روي آوردند و سلام كردند و گفتند: ما حاجت و تقاضايي از شما داريم. گمان كردم آنها درخواست شفاعت دارند، زيرا خدا اختيار حوض كوثر و شفاعت را به من داده است و به اين وسيله بر پيامبران برتري بخشيده است.

به آنها گفتم: اي ملائكة پروردگار من، حاجت شما چيست؟ گفتند: تقاضاي ما اين است كه وقتي به زمين برگشتي، سلام ما را به علي(ع) برساني و به او بگويي كه اشتياق ما به او خيلي طول كشيد.
گفتم: آيا شما ما را به حقيقت معرفت مي‌شناسيد؟

عرض كردند: اي رسول خدا، چگونه شما را نشناسيم در حالي كه اوّل مخلوقي هستيد كه خداوند شما را آفريده است. او شما را اشباح نور در ميان نوري از نور خودش آفريد و براي شما در ملكوت جايگاهي قرار داد كه تسبيح، تقديس و تكبير او كنيد، سپس فرشتگان را از نورهاي مختلف و پراكنده ـ آن طور كه اراده فرمود ـ آفريد. ما به شما عبور مي‌كرديم، در حالي كه شما تسبيح، تقديس، تكبير، تحميد و تهليل پروردگار مي‌نموديد و ما آنها را از شما آموختيم و به تسبيح، تقديس، تكبير، تحميد و تهليل خداوند پرداختيم.

آنچه از خير و خوبي كه بخواهد از طرف خداوند نازل شود، به سوي شما فرود مي‌آيد و آنچه از اعمال بندگان كه بخواهد به درگاه ربوبي بالا رود، از ناحية شما بالا مي‌رود. پس چگونه شما را نشناسيم؟

سپس مرا به آسمان دوم بالا بردند. فرشتگاني كه آنجا بودند همان درخواست را از من نمودند. به آنها گفتم: آيا شما به حقيقت معرفت ما را مي‌شناسيد؟

عرض كردند: چگونه شما را نشناسيم در حالي كه شما برگزيدگان خدا از ميان مخلوقات او، خزانه‌دار علم او، ريسمان محكم او و حجّت بزرگ او هستيد. شما پايگاه و جايگاه و اساس علم و دانشيد. پس علي(ع) را از طرف ما سلام برسانيد.

سپس مرا به آسمان سوم بالا بردند، فرشتگان آنجا نيز همان درخواست را نمودند. به آنها گفتم: آيا ما را به حقيقت معرفت مي‌شناسيد؟

عرض كردند: چگونه شما را نشناسيم در حالي كه شما دَري هستيد براي رسيدن به همة مرتبه‌ها و منزلت‌ها، شما دليل و برهان هستيد براي رفع خصومت‌ها و علي(ع) دابّـ[الارض3 و كسي است كه در مقام قضاوت، حكم قاطع دهد و بين حقّ و باطل جدا كند. او صاحب عصا و قسمت‌كنندة دوزخ در ميان دشمنان مي‌باشد. او كشتي نجات است كه هر كه به آن وارد شود نجات مي‌يابد. كسي كه از آن تخلّف و سرپيچي نمايد روز قيامت در آتش سقوط كند. شما اركان قوم و ستارگان سرزمين‌ها هستيد، پس چگونه شما را نشناسيم؟

سپس عرض كردند: علي(ع) را از طرف ما سلام برسانيد.
سپس مرا به آسمان چهارم بالا بردند. فرشتگان آنجا هم، همان تقاضا را نمودند، به آنها نيز گفتم: اي ملائكة پروردگار من! آيا شما به حقيقت معرفت ما را مي‌شناسيد؟

عرض كردند: چگونه نشناسيم، در حالي كه شما درخت نبوّت، محلّ رحمت، جايگاه رسالت و محلّ رفت و آمد فرشتگان هستيد. جبرئيل بر شما فرود مي‌آيد و وحي الهي را مي‌رساند. به علي(ع) از طرف ما سلام برسانيد.

سپس مرا به آسمان پنجم بالا بردند. فرشتگان آنجا نيز همان تقاضا را از من نمودند. به آنها گفتم:
اي فرشتگان، شما به حقيقت معرفت ما را مي‌شناسيد؟

گفتند: چگونه شما را نشناسيم در حالي كه صبح و شام بر عرش عبور مي‌كنيم و بر آن نوشته شده است: خدايي جز خداوند يكتا نيست، محمّد فرستادة خداست، او را به علي بن ابي طالب ياري نمودم».

از آنجا دانستيم كه علي(ع) يكي از اولياي الهي است كه از طرف او ولايت و سرپرستي دارد. پس او را از طرف ما سلام برسان.
سپس مرا به آسمان ششم بالا بردند، فرشتگان آنجا هم خواسته و تقاضاي فرشتگان پيشين را نمودند. به آنها گفتم: آيا شما ما را به حقيقت معرفت مي‌شناسيد؟

گفتند: چگونه شما را نشناسيم در حالي كه خداوند بهشت فردوس را كه آفريده و كنار درِ آن درختي نشانيده است. بر روي هر برگ آن درخت، با نور نوشته شده است: «خدايي جز خداوند يگانه نيست، محمّد فرستادة خداست و علي بن ابي طالب دست‌آويز مورد اطمينان خداوند و ريسمان محكم الهي و چشم بيناي حق‌تعالي بر همة مخلوقات است».

پس علي(ع) را از طرف ما سلام برسان.
سپس مرا به آسمان هفتم بالا بردند، از فرشتگان آنجا شنيدم كه مي‌گفتند: «الحمد لله الّذي صدقنا وعده؛4 سپاس و ستايش مخصوص خداوندي است كه به وعده‌اش دربارة ما عمل كرد».

به آنها گفتم: خداوند به شما چه وعده‌اي داده بود؟

عرض كردند: اي رسول خدا، هنگامي كه خداوند شما را به صورت اشباحي در ميان نور از نور خودش آفريد، ولايت شما را بر ما عرضه نمود و آن را پذيرفتيم. پس به خدا شكايت كرديم كه ما آنها را دوست داريم و خواهان ديدار آنها هستيم، نسبت به وجود مقدّس شما وعده فرمود كه او را در آسمان‌ها به شما نشان مي‌دهم و اكنون به وعده‌اش وفا نمود.

و امّا نسبت به علي(ع) وقتي به درگاه الهي شكوه كرديم كه مشتاق ديدار او هستيم، خداوند فرشته‌اي را به صورت علي(ع) براي ما آفريد و او را در طرف راست عرش بر روي تختي نشانيد كه از طلاست و به انواع درّ و جواهرات زينت داده شده است و بالاي آن قبّه‌اي از مرواريد سفيد قرار داده كه داخل آن از خارج و خارج آن از داخل ديده مي‌شود و بدون اينكه از پايين روي پايه‌اي باشد يا از بالا به رشته‌اي متّصل باشد به امر تكويني صاحب عرش كه به آن فرموده بايست، اين‌گونه ايستاده است و ما هرگاه مشتاق ديدن علي(ع) مي‌شويم، به اين فرشته نگاه مي‌كنيم. پس علي(ع) را از طرف ما سلام برسان.5


ماهنامه موعود شماره 101

پي‌نوشت‌ها:

1. سورة شوري (42)، آية 13.
2. سورة زمر (39)، آية 56.
3. اشاره دارد به آية شريفة «و إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّـ[ً من الأرض تكلّمهم...؛ هنگامي كه وعدة عذاب كافران به وقوع پيوندد و زمان انتقام با ظهور حضرت مهدي(ع) فرا رسد، جنبنده‌اي از زمين برانگيزيم كه با آنان تكلّم كند...»؛ سورة نمل (27)، آية 82.
4. سورة زمر (39)، آية 74.
5. تأويل الآيات، ج 2، ص 781. بحارالأنوار، ج 40، ص 55، ح 90. مدينـ[ المعاجز، ج 2، ص 395، ح 624. المحتضر، ص 77. غايـ[ المرام، ص 608، ح 8. علامة مجلسي(ره) قسمتي از حديث را در بحارالانوار، ج 8، ص 174، ح 22 از تفسير فرات، ص 133 نقل كرده است.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.