spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
شهر منتظران چاپ پست الكترونيكي
۱۸ فروردين ۱۳۸۴
قسمت پایانی

محمد نقى زاده
اشاره: «شهر منتظران » دومين بخش از مقاله ايست كه درباره تمدن، شهر و فرهنگ و ادب حاكم بر شهر نگاشته شده.
در بخش اول عمل اهميت سيما و كالبد مدينه و عناصر اصلى و مؤثر در شكل گيرى شهر مورد بحث و ارزيابى قرار گرفت. همچنين به مجموعه عوامل و شرايطى اشاره شد كه در پى آنها انسانى شايسته حضور در «شهر منتظران » مى شود. بخش دوم از اين مجموعه را مى خوانيم:

ب: اصول عملى (تجلى اصول نظرى)
× مدينه منتظران، با عنايت به تعريفى كه علامه طباطبايى از «شكر» ارايه مى فرمايد مدينه شكر است. «شكر عبارتست از به كار بستن هر نعمتى در جاى خويش، به طورى كه نعمت، ولى نعمت را بهتر وانمود كند.» (1) بسهولت مى توان دريافت كه كليه فعاليتهايى كه در رابطه با شهر و شهرسازى انجام مى شود، از جمله طراحى شهر، مكانيابى عملكردهاى شهرى، استفاده صحيح از مواهب الهى، استفاده از مصالح، شكل ابنيه و فضاهاى شهرى و نحوه استفاده از آنها و...، مى تواند صبغه اى از شكر به خود بگيرند و يا بعكس تجلى كفران تلقى شوند.

علاوه بر اين يكى ديگر از مصاديق شكر مى تواند اين باشد كه فضا، بنا و عملكردهاى شهرى، رنگ و بوى فرهنگ خودى بگيرند و حتى آنچه كه از بيگانگان به عاريت گرفته مى شود، استحاله يافته و مطابق با فرهنگ و آداب و سنن ملى و بومى تغيير يابد، تا اولا، با رفع نواقص آن، كارايى اش افزايش يابد، و ثانيا به جاى تذكر به قدرت بيگانه در ابداع و اختراع، يادآور نيروى خلاقه خودى و ارزشهاى فرهنگ ملى باشد. و اين درست همان كارى است كه دانشمندان و جوامع اسلامى در قرون اوليه گسترش اسلام انجام دادند و با دستيابى به دانش و اطلاعات ممالك و فرهنگهاى ديگر چنان به استحاله و تصفيه آنها همت گماشتند كه جملگى هويتى اسلامى يافتند و هر علم و فن و هنرى همچون فلسفه، هنر، معمارى و... با صفت اسلامى نزد جهانيان مشهور شدند. و اين امكان پذير نگرديد; مگر، با توجه به لزوم حفظ هويت خودى و ارزيابى آنچه كه از فرهنگ بيگانه گرفته مى شد و اصلاح و تكميل آنها با معيارهاى خودى.

× مدينه منتظران مدينه ذكر است: ذكر «حاضر كردن صورتى است كه بعد از غيبت از ادراك در ذهن حفظ شده، يا نگه داشتن صورت حاضر در ادراك است كه پنهان نشود.» (2) بنابراين مدينه منتظران حامل پيامهايى تذكر دهنده به منتظران است، تذكرهايى كه انسان را به اصول و ارزشهايى متوجه مى كند كه فطرتا به آنها معتقد و ملتزم به رعايت آنهاست. ويژگى تذكر دهى مدينه منتظران و عناصر آن را در مقولات مختلفى مى توان لحاظ كرد. يكى از طرق فراهم آوردن امكان تماس مداوم و نزديك با طبيعت و عناصر طبيعى به عنوان يكى از مهمترين منابع شناخت و عناصرى با معانى والاى نمادين است.تماس با طبيعت به تعدادى پارك محدود و منحصر نمى گردد، بلكه از واحد مسكونى (خانه) گرفته تا محله و شهر را در بر مى گيرد و طبيعت نيز منحصر به گياه - آنهم از نوع تزيينى و بى ثمرش - نيست بلكه همه عناصر طبيعى را شامل مى شود از جمله: آب، نور، هوا، گياه، خاك، سنگ، آسمان، ستارگان، ماه و خورشيد، موجودات زنده و... (3)

دومين مقوله را مى توان بهره گيرى از آيات قرآنى در تركيب با ساير هنرها دانست. اين عمل ترويج مفاهيم قرآنى در بين مردم است. (4) بايد توجه داشت كه همه چيز اين كتيبه ها از قلمرو هنرى (كاشيكارى، آجركارى، گچبرى و خطاطى) گرفته تا صور و هندسه و از همه بالاتر متون آن، پيوسته ناظر را به اصول و ارزشهايى متذكر مى گردند. مقوله بعدى بهره گيرى از نمادها و نشانه ها مى باشد. اين نمادها و نشانه ها كه معانى معنوى و روحانى را در خويش مستتر دارند - بر خلاف وضعيت حاضر شهرهاى معاصر - انسان را به سوى ماديات سوق نمى دهند، مصرف را ترويج و ترغيب نمى كنند، به فرد گرايى و منيت دامن نمى زنند و بطور خلاصه مبلغ و تابع مدگرايى نيستند.

مورد بعدى ارتباط مدينه با گذشته آن است كه زمينه عبرت آموزى اهل خويش را فراهم مى آورد. قرآن مجيد در آيات متعددى انسانها را به عبرت آموزى از آثار پيشينيان امر فرموده است. اين توصيه هاى عبرت آموز در دو مقوله قابل بررسى است: يكى تفكر در عاقبت مكذبين و ضلالت پيشگان و ديگر مداقه در راه صالحان، بنابراين تداوم تاريخى مدينه يكى از مقولات مهم در مدينه منتظران است. البته تداوم و ارتباط با گذشته نه به عنوان تفنن، بلكه به عنوان يك منبع شناخت و اصلاح راه و انتخاب مسير درست مورد نظر مى باشد. تاريخ مدينه، نه در موزه ها، كه در متن زندگى جارى است و اشكالات برنامه ها و طرحها دائما شناسايى و رفع شده و محسناتش تقويت مى شوند.

× مدينه منتظران مدينه تقوى است: مدينه منتظران تاكيد كننده و رشد دهنده تقواى الهى است. محلى است كه مانع و سدى در بروز گناه به وجود مى آورد و زمينه ارتكاب گناه را به حداقل ممكن كاهش مى دهد، نيكى انسانها بر يكديگر را سبب مى گردد، امكان تجاوز به حقوق سايرين را از بين مى برد، تذكر دهنده ارزشهاست، هادى به معنويات است، حافظ انسانيت انسان است و گوياى عبوديت انسان.

جملگى اين امكانات از طريق توجه به ارتباط صحيح و منطقى عملكردها و ابنيه و فضاها با يكديگر، از طريق توجه به حقوق انسانها، توجه به ارزش و اهميت انسان و ارجحيت او بر ساخته هايش با عنايت به رعايت مقياس انسانى (نه فقط در ابعاد فيزيكى كه در ابعاد روانى)، از طريق تذكر مداوم انسان به ارزشهاى معنوى، و از طريق ايجاد هماهنگى و تعادل در محيط فراهم مى گردند.

× مدينه منتظران مدينه وحدت است: به تبع تاكيد اسلام بر جماعت و امت واحده، شهر اسلامى شهرى است كه با وحدت جامعه و نه تفرق مردم پيوندى ناگسستنى دارد. سيما و كالبد مدينه به طرق مختلفى در ايجاد و تقويت وحدت مورد نظر ايفاى نقش مى كند از جمله: از راه تقليل برخوردها، از راه رعايت سلسله مراتب، از راه ايجاد فضاهاى شهرى تقويت كننده تماسهاى رو در رو، از راه ايجاد و نمايش وحدت در كالبد شهر، از راه اجتناب از چند قطبى مدينه منتظران حامل پيامهايى تذكر دهنده به منتظران است، تذكرهايى كه انسان را به اصول و ارزشهايى متوجه مى كند كه فطرتا به آنها معتقد و ملتزم به رعايت آنهاست.

مدينه منتظران تاكيد كننده و رشد دهنده تقواى الهى است. محلى است كه مانع و سدى در بروز گناه به وجود مى آورد و زمينه ارتكاب گناه را به حداقل ممكن كاهش مى دهد، نيكى انسانها بر يكديگر را سبب مى گردد، امكان تجاوز به حقوق سايرين را از بين مى برد.

مدينه منتظران به اصول اسلام، به اعتقادات مردم، به استقلال مدينه، به هويت مردم، به سنتهاى حسنه، و به انتظار اهلش براى ظهور شهادت مى دهد.

شدن شهر، از راه هماهنگى محيط طبيعى و محيط مصنوع، از راه القاء جهت واحد (قبله)، از راه هماهنگى معمارى و شكل و مصالح ابنيه، از راه هماهنگى محيط مصنوع با ويژگيهاى روانى و مادى انسان و...

× مدينه منتظران مدينه احسان است: در قرآن كريم بلافاصله پس از امر انسان به عدل، انسان را به احسان امر و در آيه 36 سوره نساء كسان خاصى را برمى شمارد. (6) مواردى چند كه مى تواند به عنوان زمينه ساز تقويت احسان در مدينه منتظران عمل نمايد، عبارتند از: پيشگيرى از بروز امكان آزار و اذيت همسايگان با بهره گيرى از رعايت اصل سلسله مراتب (بين فضاهاى خصوصى و عمومى و نيمه خصوصى و نيمه عمومى) و با استفاده از مصالح و شكلهاى مناسب معمارى، پيشگيرى از اشراف ابنيه به يكديگر (كه اين مورد علاوه بر افزايش روحيه احسان بين مردم، عاملى در جهت احساس امنيت و افزايش خصوصيت و خلوت براى خانواده مى باشد)، پيشگيرى از قطب بنديهاى شهرى، و حفاظت ضعفا در مقابل اقويا (مثلا حفاظت پياده در مقابل سواره) اين مورد نيازمند وضع قوانين به همراه آموزش مردم و اجراى صحيح آنها و توجه به قلمروها و فضاهاى شهرى و نحوه ارتباط آنها با يكديگر است.

× مدينه منتظران مدينه اى امن و ايمن است: اهميت امنيت و ايمنى در جامعه مسلمين به حدى است كه اولين وظيفه مسلمين در تماس با يكديگر القاء اين مطلب به طرف مقابل است و در اين راستا ابتدايى ترين راه القا امنيت، «سلام » است. «سلام » در واقع ايمن ساختن كسى است كه بر او سلام شده، ايمنى از تعدى بر او و ايمنى از لگد كوب شدن حريت فطرى انسان كه به او بخشيده شده است.

اولين چيزى كه يك اجتماع تعاونى بين افراد خود لازم دارد; اين است كه هر فرد در جان و مال و عرض خود از دست ديگران در امان باشد. (7) امنيت در جامعه و شهر اسلامى ابعاد متفاوتى را شامل مى شود از جمله: امنيت اجتماعى، امنيت در مقابل تهاجم بيگانه، امنيت در مقابل بلاياى طبيعى، امنيت در مقابل عوارض و فعاليتهاى انسان (انواع آلودگيهاى محيطى صوتى و بصرى)، امنيت در مقابل وساوس شيطانى، مصرفگرايى و رقابتهاى مادى، امنيت روانى در مقابل ساخته هاى انسان (مقياس انسانى در بعد روانى)، و امنيت ضعفا در برابر اقويا (فى المثل امنيت پياده در مقابل سواره) (8) و بطور اجمال اينكه در مدينه منتظران زمينه آزار رساندن و آزار ديدن وجود ندارد.

× مدينه منتظران مدينه صلاح و عارى از فساد است: وظيفه اصلى انسان در زمين، «اصلاح » و دورى از «فساد» است. به دنبال اين وظيفه، شكل دادن به محيط مصنوع نيز بايد صبغه اى از اصلاح در زمين، اصلاح در روش زندگى، اصلاح در روحيات و منش انسان، اصلاح فرد و جامعه و... را به نمايش گذاشته و از فساد در همه زمينه ها بپرهيزد. در نتيجه مى توان گفت هر فعاليت و هر ساخت و سازى كه در زمين انجام مى پذيرد; بايستى بگونه اى در خدمت انسان و رشد كرامتهاى او و حافظ و تقويت كننده عزتش باشد. به عبارت ديگر هر طرح و برنامه اى كه براى ساخت و ساز و توسعه تهيه مى شود، بدوا بايستى مورد ارزيابى قرار گيرد تا باعث فساد در زمين (اعم از فساد مادى و فساد معنوى) و بويژه فساد روحى براى انسان نگردد. (9)

× مدينه منتظران مدينه شهادت است: گذشته از ذكر شهيدان و فرهنگ شهادت كه بحث مبسوط جداگانه اى را طلب مى كند، مدينه منتظران به اصول اسلام، به اعتقادات مردم، به استقلال مدينه، به هويت مردم، به سنتهاى حسنه، و به انتظار اهلش براى ظهور شهادت مى دهد و اين شهادت در سيما و كالبد شهر كه از تمركز و تاكيد بر جنبه مادى حيات و بالنتيجه از مصرفگرايى و مدگرايى و بطور خلاصه از دنياگرايى عارى است; بايد مشهود باشد. سيما و كالبد شهر بايد از هر نشانه اى كه بخواهد خود را بر انسان مسلط نشان دهد، عارى باشد. سيما و كالبد شهر منتظران، هويتى آشنا و خودى دارد و به هيچ وجه يادآور قدرت و ارزشهاى بيگانه نيست و نهايتا اينكه نمادهاى شهرى اهل شهر را به ارزشهاى فرهنگى و حياتش متذكر مى شوند.

× مدينه منتظران مدينه تعادل و ميانه روى است: تحت عنوان قبلى (اصول نظرى)، از وحدت (به عنوان سر سلسله اصول اسلامى) ذكر مختصرى به عمل آمد و همانطور از عدل نيز باجمال ذكرى رفت. اين فراز از مقاله (اصول عملى) را با ويژگى ديگرى به پايان مى بريم كه خود جزيى (و يا به عبارتى عين) عدل است: يعنى تعادل، يعنى ميانه روى. به تبعيت از تعاليم اسلامى، (10) مدينه منتظران مدينه ميانه، نمايش احتزاز از لغو و بيهودگى، الگوى پرهيز از اسراف و تبذير، و مدينه اى مخالف افراط و تفريط است. مدينه منتظران عارى از نشانه هاى ريا و تفاخر است، اين مدينه توجه و امكانات خويش را بالسويه در اختيار همه آحاد جامعه قرار داده است. در مدينه منتظران نيازها و جنبه هاى مادى و يا بالعكس فقط نيازها و ابعاد معنوى مورد تاكيد نيستند، و به بيان ديگر در مدينه منتظران دنيا و آخرت مردم همسو و هماهنگ مورد توجه است كه اين هماهنگى نه به معناى تساوى، كه به معناى وسيله ارتقا معنويت بودن دنياست.


پى نوشتها:

1. طباطبايى، سيد محمدحسين، تفسير الميزان، ج 32، ص 29. و شهيد مطهرى، رحمة الله عليه، نيز مى فرمايد: «شكر يعنى نعمت را در مسيرى كه براى آن آفريده شده است بكار بردن.» (مطهرى، مرتضى، مساله شناخت، صدرا، تهران، 1367، ص 45).

2. طباطبايى، سيد محمدحسين، همان، ج 2 (دوره 20 جلدى)، ص 350، ذيل آيات 243-228 سوره بقره.

3. ر. ك: توحيد مفضل، ترجمه ملا محمدباقر مجلسى، انتشارات فقيه، تهران،1359.

4. چنانچه گفته اند: «وفور كتيبه هاى قرآنى بر ديوار مساجد و بناهاى ديگر يادآور اين واقعيت است كه زندگى اسلامى در همه ابعاد خود با آياتى از قرآن در آميخته و بواسطه تلاوت آن، و نيز به وسيله نماز و دها و مناجات، تكيه گاه معنوى پيدا مى كند. اگر بتوان تاثير ناشى از تلاوت قرآن را ارتعاشى روحانى خواند (و كلمه بهترى هم براى آن نمى توان يافت چون تاثير درمورد نظر ماهيتى معنوى و در عين حال شنيدارى دارد) آنگاه بايد گفت كه همه هنرهاى اسلامى بناگزير بايد محمل نقشى از اين ارتعاش باشند.» بوكهاردت، پيشين (4)، ص 25.

5. «ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاى ذى القربى و...»، سوره نحل، آيه 90.

6. «واعبدوالله و لاتشركو به شى ءا و بالوادين احسانا و بذى القربى و اليتامى و المساكين و الجار ذى القربى و الجار الجنب والصاحب بالجنب و ابن السبيل و ما ملكت ابماتكم ان الله لا يحب من كان مختال; فخورا»، سوره نساء، آيه 36.

7. طباطبايى، سيد محمدحسين، همان، ج 5 (دوره 20 جلدى)، ص 52، ذيل آيات 218-216، سوره بقره. همچنين رجوع كنيد به نهج البلاغه، پيشين (14)، صص 198-197.

8. ر. ك: نقى زاده، محمد، شهرهاى جديد: بستر مناسب تجلى ارزشهاى مهجور، سمينار تخصصى شهرهاى جديد،1376.

9. ر. ك: سوره بقره، آيات 30 و 35 و مورد اهميت عمل صالح به سوره تين آيات 5و6 و سوره عصر آيات 2و3.

10. ر. ك: سوره بقره، آيه 143، نهج الفصاحه (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول اكرم، صلى الله عليه وآله، مترجم و فراهم آورنده: پاينده، ابوالقاسم، جاويدان، تهران) و نهج البلاغه، پيشين 14، خطبه 16، ص 70-69 (رفتن از راست و چپ راه به گمراهى مى انجامد و راه راست راه ميانه است، كتاب باقيمانده (قرآن كريم) و آثار نبوت بر آن (شاهد) است، و از آن راه راست (عدل محض) سنت و طريقه رسول خدا بيرون مى آيد و بسوى آن عاقبت امر بازگشت مى نمايد.

 


ماهنامه موعود شماره 13


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.