spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
گلبانگ چاپ پست الكترونيكي
۳۰ آبان ۱۳۸۸
كي مي‌رسي از راه...؟
سعيد بيابانكي
از چشم‌هايت مي‌روم آهو بچينم
يا نه، چراغستاني از جادو بچينم
بايد پي تكرار تو تا بي‌نهايت
آيينه‌ها را با تو رودررو بچينم
فانوس‌هاي روشن دلتنگيم را
تا كي در اين دالان تو در تو بچينم؟
يا كوزه‌هاي تشنه كامم را شبانه
پُر مي‌كنم پنهان و در پستو بچينم
كي مي‌رسي از راه، اي خورشيد، اي پير
كز دست تو كشكول‌ها «ياهو» بچينم؟
كي مي‌رسي تا من هزاران گوشه آواز
از مسجد آدينه تا خواجو بچينم
لب‌هاي شور من به هم مي‌چسبد آرام
گر بوسه‌اي شيرين از آن كندو بچينم
يك شب در اين دالان قدم بگذار تا من
يك عمر نرگس بو كنم، شب‌بو بچينم
امشب مهيا كن شراب و شعر حافظ
تا سفره‌اي رنگي براي او بچينم
سعيد بيابانكي



بانو آب‌ها
آي!
بانوي زلال آب‌ها!
مهرباني چشمه را به سمت كدام كوير
        مي‌روي؟
تبرك عجيبي‌ست
قداست روزي كه با طلوع چشم تو
آغاز مي‌شود
چقدر كبوتر بي‌چينة نگاهم
صحن متبرك پيشاني بلندت را
به زيارت مشتاق است.
نجيبة غزل!
بر تمام آب‌ها
كه در حضور تو نماز مي‌گذارند
مومنم
و با تمام طهارت چشمه‌ها
به پاي‌بوسي تو مي‌آيم.
مهرباني شفاف!
كوير سينه‌ام را
به بركت دستانت
ميهمان نمي‌كني؟!
منيژه درتوميان



تمام عصرها با تو معاصر مي‌شود روزي
بهار از پشت چشمان تو ظاهر مي‌شود روزي
زمين با ماه تابانت، مجاور مي‌شود روزي
صدايت مي‌رسد از پشت پرچين‌ها و دالان‌ها
سكوت راه، در گامت مسافر مي‌شود روزي
به جز رنگين‌كمان در شهر ديواري نمي‌ماند
خدا در كوچه‌هاي شهر، عابر مي‌شود روزي
تمام بركه‌ها را خوي دريا مي‌دهي، اي ماه
درخت از شوق تو، مرغ مهاجر مي‌شود روزي
ترنج آفرينش، قصري از آيينه خواهد شد
حرير نور و گل، فرش معابر مي‌شود روزي
چه باك از طعنة ناباوران؟ ما خوب مي‌دانيم
كه شب مي‌ميرد و خورشيد ظاهر مي‌شود روزي
سمند نور، زلف تيرگي‌ها را برآشوبد
به فرماني كه از چشم تو صادر مي‌شود روزي
تو باقي ماندة حقّي، به زيتون و زمان سوگند
تمام عصرها، با تو معاصر مي‌شود روزي
در و ديوار، ديوان غزل‌هاي تو خواهد شد
و حتي سنگ، با نام تو شاعر مي‌شود روزي!‌
حامد حسین خانی



خُم انتظار
سوگند به زمزم نمازت
بر زمزمه‌هاي سوز و سازت
بر ذكر ركوع و بر سجودت
بر حال قيام و بر قعودت
بر ذكر تشهد و قنوتت
بر بُهت خدايي سكوتت
خشت از خُم انتظار بردار
مه را ز خمار غم برون آر
اي روح دعا! سلام، مهدي
محبوب خدا، سلام، مهدي
عباس براتي‌پور



هار در راه است
عزيزم! از تو چه پنهان، بهار در راه است
بهار با نفس مشكبار در راه است
جوانه‌هاي سپيدار مي‌دهند نويد
طراوتي كه تويي دوستدار، در راه است
نسيم مژده‌رسان، جان تازه مي‌بخشد
سپيده با قدم زرنگار، در راه است
بگو به خطار آشفته، در تبسم گل
قرار جان و دل بي‌قرار، در راه است
خبر دهيد به دل‌خستگان تشنة مهر
زلال عاطفة خوشگوار در راه است
قسم نمي‌خورم امّا به جان منتظران
چراغ روشن آن انتظار در راه است
اگر نه جمعة حاضر، كه جمعه‌اي ديگر
اميد زمزمه دارد، سوار در راه است
محمدجواد محبت



پايان پريشاني‌ها
چشم‌ها، پرسش بي‌پاسخ حيراني‌ها
دست‌ها، تشنة تقسيم فراواني‌ها
با گُل زخم، سر راه تو آذين بستيم
داغ‌ها در دل ما، جاي چراغاني‌ها
حاليا، دست كريم تو براي دل ما
سرپناهي‌ست در اين بي‌سر و ساماني‌ها
وقت آن شد كه به گُل، حُكم شكفتن بدهي
اي سرانگشت تو آغاز گل‌افشاني‌ها
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند رسيد
فصل تقسيم غزل‌ها و غزلخواني‌ها
ساية امن كساي تو مرا بر سر، بس
تا پناهم دهد از وحشت عرياني‌ها
چشم تو لايحة روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پايان پريشاني‌ها
قيصر امين‌پور



كرامات نوراني
هلا، روز و شب فاني چشم تو
دلم شد چراغاني چشم تو
به مهمان، شراب عطش مي‌دهد
شگفت است مهماني چشم تو
بنا را بر اصل خماري نهاد
ز روز ازل باني چشم تو
پر از مثنوي‌هاي رندانه است
شب شعر عرفاني چشم تو
تويي قطب روحاني جان من
منم سالك فاني چشم تو
دلم نيمه شب‌ها قدم مي‌زند
در آفاق باراني چشم تو
شفا مي‌دهد آشكارا به دل
اشارات پنهاني چشم تو
هلا، توشة راه دريادلان
مفاهيم توفاني چشم تو
مرا جذب آيين آيينه كرد
كرامات نوراني چشم تو
از اين پس مريد نگاه توام
به آيات قرآني چشم تو
سيد حسن حسيني



آبروي خاك
ما بي‌تو تا دنياست، دنيايي نداريم
چون سنگ خاموشيم و غوغايي نداريم
اي سايه‌سار ظهر گرم بي‌ترّحم!
جز ساية دستان تو، جايي نداريم
تو آبروي خاكي و حيثيّت آب
دريا تويي، ما جز تو دريايي نداريم
وقتي عطش مي‌بارد از ابر سترون
جز نام آبي تو، آوايي نداريم
شمشيرها را گو ببارند از سر بُغض
از عشق، ما جز اين تمنايي نداريم!
سلمان هراتي

ماهنامه موعود شماره 100

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.