صفحه نخست arrow مقالات arrow امام مهدي (َعج) arrow گفتگو درباره امام مهدى، عليه‌‌السلام-10
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
گفتگو درباره امام مهدى، عليه‌‌السلام-10 چاپ پست الكترونيكي
۱۶ فروردين ۱۳۸۴
قسمت دهم
آيا مهدى واقعا در تاريخ وجود داشته است؟
شهيد سيد محمدباقر صدر
تحقيق: عبدالجبار شراره
ترجمه: مصطفى شفيعى


پرسش چهارم اين است كه فرض كنيد تصور امام موعود ممكن باشد و عمر طولانى، امامت‌‌خردسال و غيبت مطلق را نيز امكان‌‌پذير بدانيم ولى اين امكان در حدى نيست كه ثابت كند چنين شخصى در خارج، تحقق پيدا كرده است.

پس، از چه راهى به وجود خارجى مهدى ايمان بياوريم؟ آيا چند روايت كه در لابه‌‌لاى كتابها از پيامبر اكرم، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، نقل شده كافى است كه ما را به وجود امام دوازدهم پايبند سازد; در حالى كه چنين پندارى از ساختار ذهنى انسان بسيار دور است. اصلا چگونه مى‌‌شود اثبات كرد كه مهدى واقعا در تاريخ وجود داشته است؟ شايد شرايط خاص روحى - روانى اين باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد؟

اين اصل كه مهدى رهبر موعود و منجى عالم بشريت است‌‌به صورت عام در احاديث نبوى، و به صورت خاص در روايات ائمه اهل‌‌بيت، عليهم‌‌السلام، آمده است. در اين روايات مساله به گونه‌‌اى مورد تاكيد قرار گرفته كه جاى هيچ‌‌گونه شكى باقى نمى‌‌گذارد و چهارصد حديث فقط از طريق برادران اهل سنت; (1) شمارش شده كه به ضميمه روايات شيعه به بيش از شش هزار روايت مى‌‌رسد; (2) و چنين آمارى بسيار بالاست. در مورد خيلى از مسائل بديهى اسلام كه مسلمانان به آن معتقدند، اين همه روايت وارد نشده است.

اما تجسم اين انديشه در وجود امام دوازدهم، عليه‌‌السلام، هم دلايل كافى دارد كه كاملا اقناع‌‌كننده است. اين دلايل را مى‌‌توان در دو دليل يكى نقلى و ديگرى علمى، خلاصه كرد:

دليل نقلى، وجود امام موعود را اثبات مى‌‌كند و دليل علمى، ثابت مى‌‌كند كه مهدى يك اسطوره و يك فرضيه نيست‌‌بلكه حقيقتى است كه وجود او در تاريخ لمس شده است.

اما دليل نقلى: صدها روايت و حديث از پيامبر اكرم، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، (3) و ائمه اهل‌‌بيت، عليهم‌‌السلام، رسيده است كه است، از فرزندان فاطمه (5) است، از نسل حسين (6) و نهمين فرزند آن حضرت (7) است. و رواياتى كه مى‌‌گويد جانشينان پيامبر، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، دوازده نفر مى‌‌باشند. (8)

اين روايات، مهدى موعود را در شخص امام دوازدهم، منحصر و متعين مى‌‌كند و با اينكه ائمه، عليهم‌‌السلام، براى حفظ آن حضرت از ترور و قتل (9) ، سعى داشتند مساله در سطح عمومى مطرح نشود، در عين حال روايات زيادى در اين زمينه وارد شده است. البته زيادى روايت‌‌به تنهايى نمى‌‌تواند مقبوليت آن را برساند بلكه در اينجا قرينه و گواه خاصى وجود دارد كه دليل بر صحت اين روايات است.

در حديث‌‌شريف نبوى، سخن از امامان، جانشينان، اميران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احاديث مختلف است; در بعضى دوازده امام و در بعضى دوازده خليفه و در بعضى ديگر دوازده امير، ذكر شده است. بعضى از مؤلفان، اين احاديث را بيش از دويست و هفتاد (10) ، شمارش كرده‌‌اند كه همگى از كتابهاى معتبر شيعه و سنى از قبيل صحيح بخارى (11) ، صحيح مسلم، (12) سنن ترمذى، (13) سنن ابوداود، (14) مسند احمد (15) و مستدرك حاكم (16) نقل شده است.

مساله ويژه و قرينه مهم اين است كه بخارى كه از ناقلان اين حديث است‌‌خود از معاصران امام نهم و دهم و يازدهم بوده است و اين خيلى معنا دارد زيرا نشان مى‌‌دهد كه اين روايت قبل از اينكه مفاد و مضمون آن در خارج، تحقق پيدا كند و قبل از اينكه انديشه دوازده امامى وجود و ظهور يابد از زبان پيامبر به ثبت رسيده است و اين مى‌‌رساند كه نقل اين حديث، انعكاس يك پديده خارجى نبوده است; زيرا معمولا احاديث‌‌ساختگى، به توجيه جريانهاى خارجى و وقوع يافته، مى‌‌پردازد.

پس ما مى‌‌توانيم با توجه به اينكه اين حديث قبل از تحقق كامل و پيدايش امامان دوازده‌‌گانه، ثبت‌‌شده است، تاكيد كنيم اين حديث، توجيه‌‌گرى نمى‌‌كند بلكه حقيقتى است كه از زبان پيامبر اكرم، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، و كسى كه جز از زبان وحى سخن نمى‌‌گويد (17) ، بازگو شده‌‌است. ابتدا فرموده است جانشينان من دوازده تن مى‌‌باشند و سپس دوازده امام از على، عليه‌‌السلام، تا امام مهدى، عليه‌‌السلام، آمده‌‌اند تا اين حديث‌‌شريف معنا و تفسير واقعى (18) خود را باز يابد.

اما دليل علمى: دليل علمى تجربه است، تجربه‌‌اى كه مدت زمان هفتاد سال گروهى از مردم با آن زندگى كردند; يعنى «غيبت صغرى‌‌» كه بايستى مختصرى درباره اين غيبت، (19) توضيح دهيم:

غيبت صغرى مرحله اول امامت‌‌حضرت مهدى، عليه‌‌السلام، بوده است; زيرا چنين مقدر بوده كه آن حضرت پس از رسيدن به امامت مى‌‌بايستى بلافاصله از ديد عمومى پنهان شود ولى در پشت صحنه، مسائل را پى‌‌گيرى و با پيروان خود ارتباط داشته باشد; زيرا اگر ناگهان آن حضرت غيبت صد در صد مى‌‌كرد ضربه سنگينى به پايگاههاى مردمى و طرفداران امامت وارد مى‌‌شد; زيرا مردم قبل از آن با امام خود ارتباط داشتند، در مشكلات به او رجوع مى‌‌كردند و اگر ناگهان امام غايب مى‌‌شد و امت احساس مى‌‌كرد كه ديگر دسترسى به رهبر فكرى و معنوى خود ندارد ممكن بود همه چيز از دست‌‌برود و آن جمع به تفرقه دچار شود.

ناچار غيبت صغرى برگزار شد تا مردم بتدريج‌‌با غيبت‌‌خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از ديده‌‌ها پنهان بود ولى از طريق وكيلان و ياران مورد وثوق (نواب اربعه) با مردم ارتباط داشت. در اين مدت، چهار تن از پاكترين و با تقواترين مؤمنان نيابت و جانشينى آن حضرت را بر عهده داشتند; بدين ترتيب:

1. عثمان بن سعيد عمرى

2. محمد بن عثمان بن سعيد عمرى

3. ابوالقاسم حسين بن روح

4. ابوالحسن على بن محمد سمرى

اين چهار تن‌‌به (20) ترتيب نيابت را بر عهده داشتند و هر يك وفات مى‌‌كرد ديگرى به دستور حضرت مهدى، عليه‌‌السلام، جانشين او مى‌‌شد.

نايب با شيعيان رابطه داشت، پرسشها و مشكلاتشان را به امام مى‌‌رساند و جوابها (21) را گاه شفاهى و بسيارى از اوقات مكتوب به آنان باز مى‌‌گرداند، و با اين روابط غيرمستقيم توده‌‌هايى كه از ديدن امام محروم شده بودند آرامش مى‌‌يافتند. آنها مى‌‌ديدند كه همه نامه‌‌ها و مكتوب‌‌هايى كه از حضرت مهدى، عليه‌‌السلام، به دستشان مى‌‌رسد با يك اسلوب و با يك سبك است و در طول اين هفتاد سال و نيابت اين چهار تن، هيچ تغييرى در آن ديده نشد.

«سمرى‌‌» كه آخرين نايب بود از پايان غيبت صغرى و شروع غيبت كبرى خبر داد. در غيبت كبرى ديگر فرد خاصى نيابت و وكالت از آن حضرت نداشت. در غيبت صغرى زمينه آماده شده بود كه مردم با غيبت كبرى و دائم خو بگيرند و به خود وحشت راه ندهند. از آن به بعد بود كه مردم وظيفه داشتند به وكيلان و نايبان عمومى آن حضرت روى آورند يعنى مجتهدان عادل و آگاه به امور دين و دنيا.

از آنچه گفته شد شما مى‌‌توانيد موضوع را ارزيابى كنيد و بروشنى بفهميد كه مهدى حقيقتى بوده است‌‌خارجى، كه گروهى از مردم با آن زندگى كرده‌‌اند و سفيران آن حضرت در مدت هفتاد سال واسطه ميان او و مردم بوده‌‌اند و هيچ‌‌كس در هيچ زمينه‌‌اى خطايى از آنان نديده و نشنيده است.

شما را به خدا سوگند آيا تصور مى‌‌كنيد امكان داشته باشد يك دروغ هفتاد سال دوام بياورد و چهار نفر با هماهنگى كامل و يك صدا، يك نقش را بازى كنند؟

آنان با رفتار صميمانه خود چنان در مردم ايجاد اطمينان كرده بودند كه همه به گفتار و كردار آنان ايمان داشتند.

آيا مى‌‌شود اين چهار تن به گونه‌‌اى نقش بازى كنند كه هيچ‌‌كس به حقيقت پى نبرد در حاليكه اين افراد هيچ رابطه خاصى با هم نداشته‌‌اند تا بگوييم در اين قضيه تبانى كرده بودند.

از قديم گفته‌‌اند: طناب دروغ، كوتاه است.

منطق نيز حكم مى‌‌كند امكان ندارد يك دروغ بتواند بدين شكل دوام بياورد و در تمام اين مدت و با همه بده و بستان‌‌ها و روابط مختلف موضوع كشف نگردد و همه به درستى آن ايمان داشته باشند.

بدينسان در مى‌‌يابيم كه پديده غيبت صغرى مى‌‌تواند به عنوان يك آزموده علمى، دليل بر واقعيت‌‌خارجى يك موضوع باشد و آن وجود، زندگى و سپس غيبت‌‌حضرت مهدى، عليه‌‌السلام، است. آن حضرت پس از غيبت صغرى، خود اعلان كرده است كه در پرده غيبت كبرى خواهد رفت و از نظرها پنهان خواهد گشت و هيچ‌‌كس او را نخواهد ديد.


ماهنامه موعود شماره 14

پى‌‌نوشتها:


1. شهيد صدر مى‌‌فرمايد: در اين زمينه كتاب «المهدى‌‌» كه عموى بزرگوار ايشان تاليف فرموده‌‌اند، ملاحظه شود; ر. ك: مجله الجامعة الاسلامية شماره‌‌3، سال‌‌1969; المهدى الموعود المنتظر از شيخ نجم الدين عسكرى.

2. شهيد صدر مى‌‌فرمايد: كتاب «منتخب الاثر في الامام الثاني عشر» از شيخ لطف‌‌الله صافى ملاحظه شود.

3. ر. ك: معجم احاديث الامام‌‌المهدى، مؤسسة المعارف الاسلامية، جزء اول احاديث نبوى.

4. احمد و ابن ابى شيبه و ابن ماجه و نعيم بن حماد در باب فتن از على، عليه‌‌السلام، روايت كرده‌‌اند كه: رسول‌‌الله، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، فرمود: «مهدى از ما اهل‌‌بيت است‌‌خداوند كار او را در يك شب سامان مى‌‌بخشد».

ر. ك: الحاوى للفتاوى از سيوطى ج‌‌2، ص‌‌213 و 215 در اين كتاب نوشته است: احمد و ابن ابى شيبه و ابو داود از على، عليه‌‌السلام، روايت كرده‌‌اند كه پيامبر، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، فرمود: «اگر از دنيا بيش از يك روز باقى نمانده باشد خداوند فردى از اهل‌‌بيت مرا مبعوث مى‌‌كند تا دنيا را پر از عدالت كند چنانكه پر از ستم شده است».

ر. ك: صحيح سنن المصطفى، ج‌‌2، ص‌‌207; سنن ابن ماجه، ج‌‌2، شماره‌‌1367 و 4085.

5. الحاوى للفتاوى از جلال‌‌الدين سيوطى، ج‌‌2، ص‌‌214، كه گويد: ابوداود و ابن ماجه و طبرانى و حاكم از ام‌‌سلمه روايت كرده‌‌اند كه گفت از پيامبر، صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌وآله، شنيدم فرمود: «مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است».

6. حديث «المهدى من ذرية‌‌الحسين‌‌» در كتابهاى «الاربعون حديثا» از ابونعيم اصفهانى و در «الاوسط‌‌» طبرانى و در «السيرة الحلبية‌‌» ج‌‌1، ص‌‌193، و در «القول المختصر» ابن حجر، آمده است.

7. رواياتى كه تصريح مى‌‌كند مهدى، نهمين فرزند حسين، عليه‌‌السلام، است در كتابهاى زير آمده است: «ينابيع‌‌المودة‌‌» از قندوزى حنفى، ص 492; «مقتل الامام الحسين‌‌» از خوارزمى، ج‌‌1، ص‌‌196; «فرائد السمطين‌‌» از جوينى شافعى: ج‌‌2، ص‌‌310- 315 شماره‌‌هاى 561 تا569; «منتخب الاثر» از علامه صافى.

8. احاديثى كه بدين صورت آمده: «الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش‌‌» يا «لا يزال هذا الدين قائما ما وليه اثنا عشر كلهم من قريش».

اين حديث متواتر است، كتب صحاح و مسايند با طرق مختلف آن را نقل كرده‌‌اند گرچه در متن آن كمى اختلاف است و در تفسير آن نيز اختلاف وجود دارد.

9. ر. ك: الغيبة الكبرى از سيد محمد صدر، ص 272 به بعد.

10. ر. ك: التاج الجامع للاصول ج‌‌3، ص 40; الامام المهدى از على محمد على دخيل كه به تحقيق درباره اين حديث پرداخته است.

11. صحيح بخارى، ج‌‌3، كتاب الاحكام، باب استخلاف، دار احياء التراث العربى، بيروت.

12 و13 و 14. ر. ك: التاج الجامع للاصول، ج‌‌3، ص‌‌40.

15. مسند امام احمد، ج‌‌5، ص‌‌93 - 100.

16. المستدرك على الصحيحين، ج‌‌3، ص 618.

17. اشاره است‌‌به آيه شريفه «و ما ينطق عن‌‌الهوى ان هو الا وحى يوحى‌‌» (سوره نجم، آيه‌‌3 - 4).

18. علماى اهل‌‌سنت صحت روايت را پذيرفته‌‌اند ولى در تاويل آن اختلاف دارند. مصاديقى كه براى دوازده نفر ذكر كرده‌‌اند براى ما قابل پذيرش نيست‌‌بلكه بعضى از اين مصاديق غير معقول است مانند: يزيد بن معاويه فردى كه تجاهر به فسق مى‌‌كرد و كسى كه متهم به كفر و خروج از دين است.

19 و 20. ر. ك: الغيبة‌‌الصغرى از سيدمحمد صدر.

21. اين جوابها معروف به «توقيعات‌‌» است; رجوع كنيد به احتجاج طبرسى.

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.