spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
سبزترين پاسخ چاپ پست الكترونيكي
۱۲ فروردين ۱۳۸۴

م. يگانه


آنان كه اسوه‏اند، هماره زنده‏اند.

«اسوه‏اند»; كه زنده‏اند.

و «زنده‏اند»; كه اسوه‏اند.

و آنان نيز كه اينان را الگوى‏خويش قرار دهند به قدر خود زنده واسوه خواهند بود.

خاندان رسالت را مى‏گويم وره‏پويان كويشان را. خصوصا در اين‏ايام، بزرگ بانوى اسلام، حضرت‏فاطمه زهرا، عليهاالسلام، را; و آنان كه‏حبل ولايت‏حضرتش به گردن افكنده‏و دل از معرفت و محبتش آكنده‏اند.

و اكنون اگر من از تو - كه مى‏دانم‏دل به هواى او سپرده‏اى - بپرسم:

آن حضرت براى ما و جامعه ما«چگونه اسوه است؟»و من و تو چه سان مى‏توانيم دراين عصر، او را الگوى خويش قراردهيم؟

و جوان و دختر و پسر ما، چگونه؟

چه پاسخى خواهى داد؟

اين نوشتار مى‏كوشد اندكى بدين‏پرسش و پاسخ بپردازد و باب‏انديشه و تامل را براى تو خواننده‏گرامى و صميمى در اين زمينه‏بگشايد.

يك سؤال: ممكن است جوان‏امروز از من و شما بپرسد; يا حتى اين‏سؤال براى ما نيز پيش آيد كه:

چرا الگوى امروز را از انسانهاى‏ديروز انتخاب كنيم؟

چرا دخترى كه در اين قرن و دراين اجتماع زندگى مى‏كند، حضرت‏فاطمه را كه چهارده قرن قبل‏مى‏زيسته، اسوه قرار دهد؟

اين سؤال در واقع به همان سؤال‏نخست‏باز مى‏گردد كه مطرح كرديم:

ما چگونه دخت گرانقدر پيامبر،صلى‏الله‏عليه‏وآله، را مى‏توانيم الگوقرار دهيم؟ بنابراين پاسخ اين سؤال،پرسش مذكور را نيز در بر خواهدگرفت; اما شايسته است اختصاصاقدرى بدان پرداخته شود.

پاسخ در دين‏شناسى ودين‏باورى نهفته است. اسلام به‏عنوان آخرين دين، گر چه چهارده‏قرن پيش نازل شده، اما براى همه‏زمانها و تمامى انسانهاست. به همين‏سان، كسانى هم كه تجسم كامل دين‏و تبلور عينى قرآن و وحى الهى‏اند وما از آنان به عنوان الگوى هدايت واسوه تكامل نام مى‏بريم، براى همه‏زمانها و انسانهايند و در مورد آنهاديروز و امروز مطرح نيست. آنان‏همواره اسوه‏هاى روز و فراتر اززمانند; زيرا ما هر قدر مراتب رشد وكمال را بپيماييم، باز آنان جلوتر وكاملترند.

به عبارت ديگر، آنان چون تمامى‏مدارج تكامل را پيموده‏اند، در واقع درهر نقطه از مسير هدايت، حضوردارند، براى هر مرتبه تكامل و هرانسانى الگو و اسوه‏اند.

بلى، البته جامعه و شرايط زندگى‏هر دوره با دوره ديگر تفاوت دارد;اما سخن بر سر شرايط نيست.

اسوه‏هاى انسانى هيچ‏گاه محصوردر يك دوره و شرايطى خاص‏نيستند، و الاض نمى‏توانستند اسوه والگو قرار گيرند.

و از قضا، درس مهم آنان براى‏ما، اين است كه انسان در هر شرايط ودورانى مى‏تواند راه تعالى و كمال رابيابد و بپيمايد و جوهره راستين خودرا شكوفا سازد.

الگوپذيرى انسان امروز از آنان‏نيز در واقع، يافتن راهها و چگونگى‏همين شكوفاسازى است; و اين هم درخطوط اصلى زندگى اسوه‏هاى‏مكتبى نهفته و ارتباطى با زمان ندارد.

پس حضرت فاطمه يعنى‏شخصيت، تفكر و فرهنگ زندگى.

ايشان در همين زمان نيز زنده وپوياست و در حقيقت، آن حضرت‏هم‏اكنون و در اين عصر «زندگى‏مى‏كند»; شخصيتى است كه‏انسان‏ساز است، بلكه امتى و جهانى‏را نيز مى‏تواند بسازد و به سوى‏هدايت و سعادت رهنمون گردد.

به سؤال نخست‏باز گرديم...

آن حضرت براى من و تو وجامعه‏مان در اين عصر، چگونه‏مى‏تواند الگو باشد؟

اشاره كرديم كه الگوپذيرى ما ازشخصيتى چون حضرت زهرا،عليهاالسلام، شكوفاسازى جوهره‏انسانى است كه در خطوط اصلى‏الگوهاى مكتبى نهفته است.

چگونگى الگوپذيرى از نگاه رهبرى
در اين زمينه آنچه مقام معظم‏رهبرى بيان فرموده‏اند، بسيار دلپذيرو روشنگر است. بدين روى جالب‏ديديم آن را براى خوانندگان عزيز وگرامى نقل كنيم. در اين مطلب كه آن‏بزرگوار براى جوانان تبيين‏نموده‏اند، سخن دقيقا به سؤالى بازمى‏گردد كه مطرح كرديم.

دانشجويى از ايشان سؤال‏مى‏كند:

«به عنوان يك دختر دانشجو، ماچگونه مى‏توانيم از زندگانى حضرت‏زهرا، عليهاالسلام، الگو بگيريم؟»و ايشان جواب مى‏دهند:

«سؤال خوبى است. اولا من به‏شما بگويم كه الگو را نبايد براى مامعرفى كنند و بگويند كه اين الگوى‏شماست. اين الگوى قراردادى وتحميلى، الگوى جالبى نمى‏شود. الگورا بايد خودمان پيدا كنيم; يعنى در افق‏ديدمان نگاه كنيم و ببينيم از اين همه‏چهره‏اى كه در جلوى چشممان‏مى‏آيد، كدام را بيشتر مى‏پسنديم;طبعا اين الگوى ما مى‏شود.حضرت‏فاطمه يعنى شخصيت، تفكر و فرهنگ‏زندگى. ايشان در همين زمان نيززنده و پوياست و در حقيقت، آن‏حضرت هم‏اكنون و در اين عصر«زندگى مى‏كند»; شخصيتى است كه‏انسان‏ساز است، بلكه امتى و جهانى‏را نيز مى‏تواند بسازد و به سوى‏هدايت و سعادت رهنمون گردد.

من معتقدم كه براى جوان‏مسلمان، بخصوص مسلمانى كه بازندگى ائمه و خاندان پيامبر ومسلمانان صدر اسلام آشنايى داشته‏باشد، پيدا كردن الگو مشكل نيست، والگو هم كم نيست. حالا خود شماخوشبختانه از حضرت زهرا،عليهاالسلام، اسم آورديد. من درخصوص وجود مقدس حضرت‏فاطمه زهرا، عليهاالسلام، چندجمله‏اى بگويم; شايد اين سر رشته‏اى‏در زمينه بقيه ائمه و بزرگان بشود وبتوانيد فكر كنيد.

شما خانمى كه در دوره پيشرفت‏علمى و صنعتى و تكنولوژى و دنياى‏بزرگ و تمدن مادى و اين همه‏پديده‏هاى جديد زندگى مى‏كنيد، ازالگوى خودتان در مثلا هزار وچهارصد سال پيش توقع داريد كه دركدام بخش مشابه وضع كنونى شمارا داشته باشد تا از آن بهره بگيريد؟

مثلا فرض كنيد مى‏خواهيد ببينيدچگونه دانشگاهى مى‏رفته است؟ ياوقتى كه مثلا در مسايل سياست‏جهانى فكر مى‏كرده، چگونه فكرمى‏كرده است؟ اينها كه نيست.

يك خصوصيت اصلى درشخصيت هر انسانى هست; آنها رابايستى مشخص كنيد و الگو را درآنها جستجو نماييد. مثلا فرض‏بفرماييد در برخورد با «مسايل‏پيرامونى‏» انسان چگونه بايدبرخورد بكند؟

حالا حوادث پيرامونى، يك وقت‏مربوط به دوره‏اى است كه متروهست، قطار هست، جت هست، وكامپيوتر هست، يك وقت مربوط به‏دوره‏اى است كه نه، اين چيزهانيست، اما حوادث پيرامونى بالاخره‏چيزى است كه انسان را هميشه‏احاطه مى‏كند.

انسان دوگونه مى‏تواند با اين‏قضيه برخورد كند: يكى مسؤولانه،يكى بى‏تفاوت. مسؤولانه هم انواع واقسام دارد; با چه روحيه‏اى، با چه‏نوع نگرشى به آينده؟

آدم بايد اين خطوط اصلى را درآن شخصى كه فكر مى‏كند الگوى اومى‏تواند باشد، جستجو كند و از آنهاپيروى نمايد...

الف: بعد اجتماعى
... حضرت زهرا، عليهاالسلام، درسنين شش سالگى، هفت‏سالگى‏بودند... كه قضيه شعب ابى‏طالب پيش‏آمد. شعب ابى‏طالب، دوران بسيارسختى در تاريخ صدر اسلام است;يعنى دعوت پيامبر شروع شده بود،دعوت را علنى كرده بودند، بتدريج‏مردم مكه - بخصوص جوانان،بخصوص برده‏ها - به حضرت‏مى‏گرويدند; بزرگان طاغوت، مثل‏همان ابولهب و ابوجهل و ديگران‏ديدند كه هيچ چاره‏اى ندارند جز اينكه‏پيامبر و همه مجموعه دور و برش رااز مدينه اخراج كنند; همين كار را هم‏كردند. تعداد زيادى از اينها را كه دههاخانوار مى‏شدند و شامل پيامبر وخويشاوندان پيامبر و خود ابى‏طالب -با اينكه هم جزو بزرگان بود - و بچه وبزرگ و كوچك مى‏شدند، همه را ازمكه بيرون كردند. اينها از مكه بيرون‏رفتند; اما كجا بروند؟ تصادفا جناب‏ابى‏طالب در گوشه‏اى از نزديكى مكه‏در شكاف كوهى ملكى داشت; اسمش‏«شعب ابى‏طالب‏» بود. شعب، يعنى‏شكاف كوه، يك دره كوچك... گفتند به‏آنجا برويم. حالا شما فكرش را بكنيد،در مكه، روزها هوا گرم; شبهابى‏نهايت‏سرد بود; يعنى وضعيتى‏غير قابل تحمل.

اينها سه سال در اين بيابانهازندگى كردند. چقدر گرسنگى‏كشيدند، چقدر سختى كشيدند، چقدرمحنت‏بردند، خدا مى‏داند. يكى ازدوره‏هاى سخت پيامبر آنجا بود.

پيامبر اكرم در اين دوران،مسؤوليتش فقط مسؤوليت رهبرى به‏معناى اداره يك جمعيت نبود; بايدمى‏توانست از كار خودش پيش‏اينهايى كه دچار محنت‏شده‏اند، دفاع‏كند.

مى‏دانيد وقتى كه اوضاع خوب‏است، كسانى كه دور محور يك‏رهبرى جمع شده‏اند، همه از اوضاع‏راضى‏اند، مى‏گويند خدا پدرش رابيامرزد، ما را به اين وضع خوب‏آورد. وقتى سختى پيدا مى‏شود، همه‏دچار ترديد مى‏شوند، مى‏گويندايشان ما را آوردند; ما كه‏نمى‏خواستيم به اين وضع دچارشويم!

البته ايمانهاى قوى مى‏ايستند; امابالاخره همه سختيها به دوش پيامبرفشار مى‏آورد. در همين اثنا، وقتى كه‏نهايت‏شدت روحى براى پيامبر بود،جناب ابى‏طالب كه پشتيبان پيامبر واميد او بود، و خديجه كبرى كه او هم‏بزرگترين كمك روحى براى پيامبربود، در ظرف يك هفته از دنيا رفتند;حادثه خيلى عجيبى است; يعنى پيامبرتنهاى تنها شد.

در اين شرايط من نمى‏دانم شماهيچ وقت رئيس يك مجموعه كارى‏بوده‏ايد تا بدانيد معناى مسؤوليت‏يك‏مجموعه چيست. در چنين شرايطى،انسان واقعا بيچاره مى‏شود. در اين‏شرايط، نقش فاطمه زهرا،عليهاالسلام، را ببينيد! آدم تاريخ راكه نگاه مى‏كند، اين گونه موارد را درگوشه كنارها هم بايد پيدا بكند;متاسفانه هيچ فصلى براى اين طورچيزها باز نكرده‏اند.

فاطمه زهرا، عليهاالسلام، مثل يك‏مادر، مثل يك مشاور، مثل يك‏پرستار، براى پيامبر بوده است. آنجابوده كه گفتند فاطمه «ام‏ابيها»; مادرپدرش است اين مربوط به آن وقت‏است، يعنى وقتى كه يك دختر شش‏ساله، هفت‏ساله، اين طورى بوده‏است. البته در محيطهاى عربى و درمحيطهاى گرم، دختران زودتر رشدجسمى و روحى مى‏كنند; مثلا به‏اندازه رشد يك دختر ده، دوازده ساله‏حالاى ما.

اين احساس مسؤوليت است. آيااين نمى‏تواند براى يك جوان الگوباشد، كه نسبت‏به مسايل پيرامونى‏خودش زود احساس مسؤوليت كند،زود احساس نشاط كند؟ آن سرمايه‏عظيم نشاطى كه در وجود او هست،اينها را خرج كند، براى اينكه غباركدورت و غم را از چهره پدرى كه‏حالا حدود مثلا پنجاه سال از سنش‏مى‏گذشته و تقريبا پيرمردى شده‏است، پاك كند. آيا اين نمى‏تواند براى‏يك جوان الگو باشد؟ اين خيلى مهم‏است.

ب: بعد خانوادگى
نمونه بعد، مساله همسردارى وشوهردارى است. يك وقت انسان‏فكر مى‏كند كه شوهردارى، يعنى‏انسان در خانه و آشپزخانه غذا راحاضر كند و اتاق را تر و تميز كند وپتو را پهن كند و مثل قديميها تشكچه‏را بگذارد كه آقا از اداره يا از دكان‏بيايد. شوهردارى كه فقط اين نيست.

شما ببينيد شوهردارى فاطمه زهراچگونه بود.

در طول ده سالى كه پيامبر درمدينه بودند، حدود نه سالش حضرت‏زهرا و حضرت اميرالمؤمنين باهمديگر زن و شوهر بودند. در اين نه‏سال، جنگهاى كوچك و بزرگى ذكركرده‏اند - حدود شصت جنگ اتفاق‏افتاده - در اغلب آنها هم اميرالمؤمنين‏بوده است. حالا شما ببينيد او خانمى‏است كه در خانه نشسته و شوهرش‏مرتب در جبهه است، و اگر در جبهه‏نباشد، جبهه لنگ مى‏ماند - اين قدرجبهه وابسته به اوست - از لحاظزندگى هم وضع رو به راهى ندارند;همان چيزهايى كه شنيده‏ايم:

و يطعمون الطعام على حبه‏مسكينا و يتيما و اسيرا×انمانطعمكم لوجه الله... (1)

يعنى حقيقتا زندگى فقيرانه‏محض داشتند; در حالى كه دختررهبرى هم هست، دختر پيامبر هم‏هست، يك نوع احساس مسؤوليت هم‏مى‏كند.

ببينيد انسان چقدر روحيه قوى‏مى‏خواهد داشته باشد تا بتواند اين‏شوهر را تجهيز كند; دل او را ازوسوسه اهل و عيال و گرفتاريهاى‏زندگى خالى كند; به او دلگرمى بدهد;بچه‏ها را به آن خوبى كه او تربيت‏كرده، تربيت كند. حالا شما بگوييدامام حسن و امام حسين، امام بودندو طينت امامت داشتند، زينب كه امام‏نبود. فاطمه زهرا او را در همين مدت‏نه سال تربيت كرده بود. بعد از پيامبرهم كه ايشان مدت زيادى زنده‏نماندند.

اين طور خانه‏دارى، اين طورشوهردارى و اين طور كدبانويى‏كردند و اين طور محور زندگى فاميل‏ماندگار در تاريخ قرار گرفتند. آيااينها نمى‏تواند براى يك دختر جوان،يك خانم خانه‏دار الگو باشد؟ اينهاخيلى مهم است.

ج: بعد سياسى و مبارزاتى
حالا بعد از قضيه وفات پيامبر،آمدن به مسجد و آن خطبه عجيب راخواندن، خيلى شگفت‏انگيز است.

اصلا ماها كه اهل سخنرانى و حرف‏زدن ارتجالى هستيم، مى‏فهميم كه‏چقدر اين سخنان عظيم است. يك‏دختر هجده ساله... آن هم با آن‏مصيبتها و سختيها به مسجد مى‏آيد،در مقابل انبوه جمعيت، با حجاب‏سخنرانى مى‏كند; كه آن سخنرانى‏كلمه به كلمه‏اش در تاريخ مى‏ماند.

كلمات مفت در تاريخ نمى‏ماند، هرحرفى نمى‏ماند. اينقدر حرفها زده‏شده، اينقدر سخنرانى شده، اينقدرمطلب گفته شده، اينقدر شعر گفته‏شده; اما نمانده است و كسى به آنهااعتنا نمى‏كند. آن چيزى كه تاريخ دردل خودش نگه مى‏دارد و بعد از هزارو چهارصد سال هر انسان كه نگاه‏مى‏كند، احساس خضوع مى‏كند، اين‏يك عظمت را نشان مى‏دهد، به نظر من‏اين براى يك دختر جوان‏الگوست...» (2)

نگاهى به شرايط روز جامعه‏اكنون شرايط روز جامعه نيزخود، زمينه بسيار مناسب و مهمى‏براى پيمودن راه آن اسوه بزرگ‏اسلام است.

در اين راستا آنچه مى‏سزدرهروان مكتب ولايت در اين زمان،نيك بدان عنايت ورزند، علاوه برآنچه گذشت عبارتست از:

در زمينه فكرى: شناخت صحيح‏و ژرف مبانى معرفتى دين، انقلاب‏اسلامى و ولايت.

در زمينه اجتماعى: مردمگرايى،همكارى و تعاون، محبت و دوستى،ايثار و...

در زمينه فرهنگى و اخلاقى: تقوا،عفاف، كرامت نفس، خودشناسى،خودسازى

در زمينه سياسى: حركت درمسير انقلاب و ولايت، شناخت ومبارزه فكرى و عملى در قبال‏جريانات مخالف اين مسير;بخصوص گروهها و جرياناتى كه باتوطئه‏هاى فرهنگى و مطبوعاتى،ايمان، معنويت، انقلاب، صلابت،يكپارچگى و ولايت مردم را هدف‏قرار داده و بلندگوى دشمن در اين‏مملكت امام عصر، عليه‏السلام،شده‏اند.

حضرت فاطمه، عليهاالسلام،يگانه شخصيتى بود كه در اين بعدمقابل جريان مخالف اسلام و ولايت،يعنى سقيفه ايستاد، فرياد زد،روشنگرى كرد دشمنان را مفتضح ورسوا ساخت و از اسلام ناب و خطولايت تا سرحد شهادت، فداكارى‏نمود.

و از آن سوى نيز، با ارائه عملى‏والاترين ارزشها و فضيلتهاى‏انسانى و مكتبى، راه روشن تعالى وتكامل را به روى همه انسانها وبخصوص دختران و زنان گشود وبراستى «روز زن‏» را براى آنان به‏ارمغان آورد.

آرى «فاطمه‏»، عليهاالسلام،«سبزترين پاسخ‏» به روح تشنه‏انسانها در اين عصر و دوران است.


پى‏نوشت:
1. سوره انسان (76)، آيه 8 و 9.
2. برگرفته از جزوه‏اى تحت عنوان «حديث‏شورانگيز جوانى‏»، ص‏13 - 8 كه از سوى‏دبيرخانه شوراى عالى جوانان در بهار1377 منتشر شده است.

 


 

ماهنامه موعود شماره 16


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.