spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
نگرشى به زيارت آل ياسين-3 چاپ پست الكترونيكي
۱۲ فروردين ۱۳۸۴
قسمت سوم
سيد مجتبى بحرينى


السلام عليك يا باب الله و ديان دينه

سلام بر تو اى باب خدا (وسيله ارتباط و ايصال خلق به حق) و ديان دين او (حاكم دين خدا)

اين سلام نيز، مانند سلام قبل وبسيارى از سلام هاى بعد، مشتمل بردو قسمت است و در آن به حضرتش به دو عنوان عرض سلام داريم: يكى به عنوان باب الله و ديگرى به عنوان ديان دين الله.

عنوان اول كه باب الله است عنوانى است ك در نوع زيارات ديده مى شود. شايد روايات رسيده ازحضرات معصومين عليهم السلام در اين زمينه به حد تواتر برسد كه اين خاندان باب الله اند.

حضرت صادق عليهم السلام فرمود:

«الاوصياء هم ابواب الله التى يؤتى منها و لولاهم ما عرف الله عزو جل و بهم احتج الله تبارك وتعالى على خلقه. (1) »

«جانشينان پيامبر همان ابواب الله اند، درهايى كه از طريق آنهامى توان به حق رسيد. اگر آنها نبودندهرآينه خداى - عزو جل - شناخته نمى شد. خدا به وسيله آنان بربندگانش احتجاج نموده است.»

حضرت باقر عليهم السلام فرمود:

«نحن حجة الله و باب الله. (2) »

«مائيم حجت خدا و ماييم باب الله »

در دعاى ندبه نسبت به امام زمان عليهم السلام مى خوانيم:

اين باب الله الذى منه يؤتى؟

كجاست آن باب اللهى كه از طريق او مى توان به خدا رسيد؟

«و منقذالامة باب الله و غاية النور ولى الله (3)

باب الله يعنى چه؟ خاندان رسالت عليهم السلام ابواب الله هستند و امام زمان عليهم السلام باب الله است به چه معنى است؟

باب يعنى در. در اين تعبير جنبه تشبيهى مورد نظر است والا معلوم است خدا در محلى قرار ندارد كه درى داشته باشد تا اين خاندان عنوان بابى و درى داشته باشند.

براى روشن شدن مطلب، مناسب است خصوصيات در را درنظربگيريم. خانه اى را با در و ديوارتصور كنيم. باغى را با درى مجسم سازيم. نقش در، در اين خانه و باغ چيست؟ از اين در چه كارى برمى آيد و اين در، در اينجا چه كاره است؟

نخستين جهتى كه نسبت به درمورد توجه و نظر است جهت طريقى آن است يعنى هر كس مى خواهدوارد خانه شود يا قدم ميان باغ بگذارد، راه صحيح و طريق مناسب آن وارد شدن از در است كه اگر ازديوار وارد شد كار نابجايى كرده وچه بسا به مقصد نرسد و آسيبى متوجه او گردد. عقل و شرع چنين كسى را مذمت مى كند.

همان گونه كه باب و در وسيله ارتباط است كه هركسى بخواهد به طور صحيح وارد خانه اى شود بايداز در وارد گردد يا بخواهد به شهرى داخل شود بايد از دروازه بيايد، اين خاندان هم باب و در هستند; هركسى مى خواهد به خدا برسد و به مقام قرب حق نائل آيد و بهره اى ازكمالات ربانى ببرد، بايد از طريق اين خاندان قدم بردارد و از اين باب و دربيايد والا به مقصد نرسيده خسته ووامانده چه بسا به پرتگاهى مبتلاشود و خسران و زيانى براى خود ودگران به بار آورد.

جهت ديگرى كه در باب قابل توجه است اين است كه در عنوانى است براى احترام يا اهانت و سمبلى براى تجليل يا تحقير و نشانى براى اظهار محبت و دوستى يا عداوت ودشمنى.

توضيح مطلب اين كه:

گاهى انسان مى خواهد به محضر شخص بزرگى شرفياب شود و بوسه اى بر دست عالم ربانى بگذارد و اداى احترامى نسبت به شخصيتى داشته باشد ولى به ديدارخود او موفق نمى شود; مى آيد برآستان و در خانه او بوسه اى مى زند;به باب او اداى احترامى مى نمايد و ازآستان او تبرك مى جويد. متقابلاوقتى از كسى سخت متنفر است ومى خواهد به هر وسيله اى شده انزجار خود را از او نشان دهد ولى خودش را نمى بيند، مى آيد و در خانه وى خاكروبه مى ريزد و آستانه او راآلوده مى كند و مشت قهر بر درسراى او مى كوبد; به جاى اين كه كوبه مهر را به نوا درآورد.

خاندان رسالت عليهم السلام ابواب الله اند و امام زمان عليهم السلام باب الله. مى خواهى به خدااحترام بگذارى; بيا به اينان احترام بگذار. مى خواهى به خدا اظهار محبت كنى; بيا مهرت را به باب الله اظهاركن.

اينجاست كه سر احاديث بسيارى كه به اين مضمون رسيده ودر زيارت جامعه هم مى خوانيم روشن مى شود كه چرا من والاكم فقد و الى الله و من عاداكم فقد عادى الله و من احبكم فقد احب الله و من ابغضكم فقد ابغض الله و من اعتصم بكم قد اعتصم بالله. (4)

ولايت و عداوت و دوستى ودشمنى اينان محبت و بغض حق متعال است. آخر باب الله هستند.همان طور كه اگر به در خانه كسى نگاه غضب آلوده كنى به صاحب خانه جسارت كرده اى، اگر به باب الله هم كج نگاه كردى از مسير حق كج شده اى. هر كسى براى باب خودحرمتى قائل است; خدا احترامى براى باب خويش قائل نباشد؟ هيهات!

نكته دگرى كه در مورد در قابل توجه است ارتباط و تناسبى است كه ميان در و آنچه در پس در است موجود است. نوعا كم و كيف باب بيان گر وراء باب است. كوچكى وبزرگى رفعت و عظمت يا پستى وحقارت و ساير خصوصيات درمى تواند معرف خانه و صاحب خانه باشد كه اگر تناسبى نداشته باشدمى گويند اين در به اين خانه نمى خورد.

نقل شده است كسى در خانه اى را ديد بسيار با عظمت و رفعت. باتوجه به همين ارتباط و تناسب - كه اين در بزرگ و رفيع نشانه وجودشخصى كريم و گشاده دستى درپس اين در و ميان اين خانه است - به طمع افتاد و مسالتى نمود ولى عطاى كمى به او نمودند. گفت: يا درتان راكوچك كنيد يا بخششتان را متناسب با اين در قرار دهيد.

آرى، اين خاندان باب الله اند. مقام بابى و منصب درى آنان بايد با مقام ربوبى مناسبتى داشته باشد تا كسى نگويد اين در به اين خانه نمى خورد واين باب تناسبى با اين بيت و صاحب اين بيت ندارد. اينان باب هستند اماباب الله; در هستند اما درى كه مى خواهد وسيله ارتباط خلق با خالق باشد و بابى كه مردم از آن به حق برسند و به مقام قرب او نائل آيند.هرچه از عظمت اين باب در نظربگيريم، راه به جايى نبرده ايم.

امروز در عالم هستى خدا يك باب دارد و آن وجود مقدس حضرت خاتم الاوصياء، عجل الله تعالى فرجه،است كه هر كس مى خواهد به آنجاكه بايد برسد، بايد از اين در واردشود. خداى در ديگرى ندارد، مقام باب اللهى در انحصار اوست; همان گونه كه منصب ختم بابى از آن اوست. پس از او ديگر بابى نيست.

از آغاز عالم همه انبياى عظام الاهى و اوصياى گرامى آنهاباب الله بودند. در هر عصر و زمانى خدا درى گشود و بابى براى هدايت ووصول خلق باز نمود تا آن كه سرانجام مقام باب اللهى به آن وجودمقدس رسيد كه ديگر پس از او بابى نيست. تنها در است و آخرين باب.آن هم چه درى و چه بابى! درى كه ازسال 260 هجرى به روى خلق بازشده و پيوسته مفتوح بوده و هست وخواهد بود تا چه كسى لايق و قابل باشد از اين باب و در وارد شود و به مقامات عاليه نائل آيد.

هر چند عصر، عصر غيبت است،باب الله براى اهل الله مفتوح است.هر كسى از اين در درآمد به سعادت رسيد و هر كس به درى ديگررونمود - ولو به تصور اين كه چون عصر غيبت است و آن باب مسدود;پس... (!) - جز زيان و خسران براى خود و دگران چيزى عائدش نگرديد.كيست كه رو به سوى او كرد و درخانه باب الله را كوبيد و در به رويش باز نشد؟

بر او سلام مى كنيم به عنوان باب اللهى. مگر مى شود باب الله مسدودباشد؟ باب دل من مسدود است كه آن باب را مسدود مى نگرم. دريچه قلب من بسته است كه آن در را بسته مى بينم. بگذرم كه آنچه از اين امورنصيب من است فقط حرف است وحرف.

نكته دگرى كه در باب الله بودن خاندان رسالت عليهم السلام عموماو حضرت صاحب الامرعليهم السلام بالاخص قابل توجه است اين است كه باب الله بودنشان به انسان اختصاص ندارد و چنين نيست كه فقط باب و در براى اين دسته ازمخلوقات باشند. بلكه همان گونه كه خدا خداى همه و رب و مربى كل است، اين دودمان هم براى كل هستى باب اند. امروز آن پرده نشين سراپرده غيبت باب الله است نسبت به همه آفرينش. هر موجودى، كمتراز ذره تا روح القدس و پايين تر ازتحت الثرى تا فوق ذروه عرش خدا،بخواهد به جايى راه يابد و به مقامى نائل شود، بايد از اين در بيايد ودست التجا و آستين نيازش را به حلقه آستانه اين باب الله دراز كند تاچيزى عائدش گردد.

اختران پرتو مشكاة دل انور ما دل ما مظهر كل كل همگى مظهر ما نه همين اهل زمين را همه باب الله ايم نه فلك در دورانند به دور سرما

عنوان دوم ديان دين بودن است.ديان يعنى چه؟ چرا به آن حضرت به عنوان ديان دين خدا سلام مى كنيم؟

مرحوم طريحى گويد:

ديان از نام هاى خداى تعالى است و به معناى قهار است و حاكم وقاضى نيز گفته اند. در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفته شده است: يا سيدالناس و ديان العرب (اى آقاى مردم و حاكم عرب)و در حديث آمده است: «كان على عليه السلام ديان هذه الامة.» يعنى على عليه السلام ديان و حاكم اين امت بود. (5)

شرتونى لغوى گويد:

ديان به معناى قهار، قاضى،حاكم سائس، حاسب، پاداش دهنده نيك و بد مى آيد. و كان على ديان هذه الامة بعد نبيها على عليه السلام ديان اين امت بود بعد ازپيامبرشان.

با توجه به آنچه آورديم مى توان گفت نوع معانى اى كه براى ديان ذكرشده در اين جمله سلام قابل تطبيق است; زيرا آن وجود مقدس قهار و قاضى حاكم و سائس و مدبردين خداست; هر چند اين تعبير دربسيارى از زيارات آمده و در زيارت حضرت رضا عليه السلام به نوع حضرات معصومين عليهم السلام اطلاق گرديده است. (6) همه اين خاندان ديان دين الله بوده اند ولى ظهور وبروز كامل اين كمال و نمود تام وتمام اين جلال در عصر ظهورموفور السرور آن مظهر جمال كبريايى محقق مى شود و مجموعه عالم به كف با كفايت آن وجودمقدس زير پوشش توحيد و دين حق قرار مى گيرد و عنوان ديان دين اللهى او جلوه مى كند.


پى نوشتها:
1. ر.ك: تفسير برهان، ج 1، ص 19.
2. همان، ج 1، ص 19.
3. ر.ك: مطلع الانوار، ص 170.
4. ر.ك: عيون اخبارالرضا، ج 2، ص 274.
5. مجمع البحرين، ج 6، ص 253 ماده دين.
6. اقرب الموارد، ماده دان.

 


مجله موعود شماره 17


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.