spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
يك سبو عطش(4) چاپ پست الكترونيكي
۱۰ فروردين ۱۳۸۴
قسمت چهارم
نگرشى بر موضوع دعا براى تعجيل فرج
مرتضى مهدوى




اشاره: سخن در بيان روايات مربوط به دعاى تعجيل فرج بود. دو روايت و برخى از نكات آنها را توضيح داديم. اكنون به بقيه بحث توجه فرماييد.

روايت سوم
روايت سوم از امام صادق، عليه السلام، است و دو بخش دارد. بخش اول درباره قوم بنى اسرائيل است كه ساليان دراز زير سلطه و شكنجه و اختناق شديد حكومت فرعون بسر مى بردند. در اين بخش، امام صادق، عليه السلام، توضيح مى فرمايد كه بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعون به ستوه آمده و به درگاه الهى روى آوردند; ناليدند و دعا كردند تا اينكه خداوند متعال نيز درخواست آنان را اجابت فرمود و زمان درازى را كه قرار بود حضرت موسى بعد از آن زمان به نجات بنى اسرائيل بشتابد از آنان برداشت و به حضرت موسى و هارون امر فرمود تا آنها را از ظلم و حاكميت فرعون خلاصى بخشند و بدين ترتيب در اثر رو آوردن به درگاه الهى، استغاثه و درخواست از حضرت ربوبى، فرج و گشايش نيز به آنان رو آورد; زمانى دراز بر آنان تعجيل شده و جلو افتاد.

اما بخش دوم روايت: آنگاه امام صادق، عليه السلام، به بيان قسمت دوم حديث پرداخته و مى فرمايد:

هكذا انتم لو فعلتم لفرج الله عناهمين طور شما [شيعيان و مسلمانان] هم اگر چنين كنيد [و به درگاه خدا بناليد و دعا نماييد] خداوند به كار ما گشايش خواهد داد و فرج ما [خاندان] را خواهد رسانيد.

فاما اذا لم تكونوا فان الامر ينتهى الى منتهاه. (1)

اما اگر اينچنين نباشيد، اين امر (يعنى امر غيبت) تا آخرين لحظه مقدر خود طول خواهد كشيد.

برخى از نكات اين روايت
در اين روايت شريف، توجه به برخى از نكات ضرورى است:

1- همان گونه كه از حديث برمى آيد، بنى اسراييل با روى آوردن به خداوند و تغيير دادن روحيه و حالت فردى و اجتماعى خويش، زمينه را براى استجابت دعا و تغيير وضعيت موجود خود يعنى نابودى حكومت ظالمانه فرعون آماده نمودند; و اين چيزى جز همان تحقق سنت حضرت حق در جهان نيست كه:

خداوند وضع هيچ امتى را تغيير نمى دهد مگر آن كه آنان خود را تغيير دهند. (2)

البته به نظر مى رسد كه بنى اسراييل در مورد وضعيت اجتماعى خود و مقابله با فرعون و خلاصه ديگر زمينه هاى آمدن حضرت موسى نيز به تلاش و جهاد پرداخته بودند، اما محتملا چون حضرت صادق، عليه السلام، در مقام بيان اهميت دعا و توجه به خداوند سبحان و تاثير سرنوشت ساز و نقش اصيل و محورى آن در به ثمر رسيدن تلاشها و مجاهدات بوده اند، تنها آن را بيان فرموده اند.

بهترين دليل آنچه گفتيم خود دعا كردن دسته جمعى بنى اسراييل است; زيرا اين حالت، بيانگر نارضايتى آنان از حكومت ظالمانه فرعون، اعراض آنان از وضع موجود خويش و آمادگى براى پذيرش حكومت الهى حضرت موسى، عليه السلام، است. همين قدر غفلت زدايى و تغيير وضعيت خود، موجب شد تا سنت الهى در مورد آنان تحقق پذيرد و دعا و در خواستشان به درگاه حضرت حق پذيرفته شود. در عين حال، چنانكه اشاره گرديد، آنچه در اين روايت مورد تاكيد قرار گرفته، تاثير بسيار مهم و تعيين كننده دعا و استغاثه به درگاه الهى (براى رسيدن فرج) است. يعنى همان گونه كه گفتيم شايد بنى اسراييل در تغيير وضع خود و ايجاد زمينه هاى قيام و آمدن حضرت موسى به مبارزه و مقاومت در برابر فرعون نيز پرداخته بودند (و اين از مهمترين شرايط رهايى از ظلم فرعون و نيل به آزادى براى آنان بوده است) اما از دعا، توجه به خداوند و آمادگى روانى و روحى براى نيل و پذيرش حكومت حجت حق و پيامبر خود غافل بوده اند; اما با روى آوردن به درگاه احديت و دعا و التماس و درخواست از قادر متعال، اين نقص را برطرف كرده و زمينه پذيرش و رسيدن به هدف بزرگ و نهايى خويش را كامل نموده اند.

2- نكته مهم در روايت اين است كه در اثر دعا و درخواست و استغاثه بنى اسراييل، آمدن حضرت موسى براى بنى اسراييل و سرنگون كردن حكومت فرعونى و نجات از سلطه او، زمانى دراز يعنى دهها سال جلو مى افتد و به تعبير ديگر «دعاى تعجيل فرج » براى آنان به اجابت مى رسد.

آنگاه امام صادق، عليه السلام، همين نكته را در پايان حديث به شيعيان و پيروان خود گوشزد نموده و در حقيقت، هدف اصلى خويش را از ذكر داستان بنى اسراييل بيان مى فرمايد و آن اين است كه اين سنت الهى در هر زمانى تحقق پذيراست. اگر شما شيعيان نيز، در كنار ديگر آمادگيها، به درگاه الهى روى آورده و با دعا و درخواست و استغاثه، فرج ما اهل بيت را از خداوند درخواست كنيد. حضرت حق آن را اجابت مى فرمايد و حكومت الهى ما به وقوع خواهد پيوست. و به بيان ديگر، خداوند متعال در فرج ما تعجيل خواهد كرد و امر حكومت ما را خواهد رساند; در غير اين صورت (يعنى در اثر غفلت و بى توجهى شما) مساله غيبت امام و حجت الهى روند طبيعى خود را تا آخرين لحظه طى خواهد كرد و به درازا خواهد كشيد.

3- نكته مهم ديگرى كه در اين روايت به چشم مى خورد اين است كه عامل اساسى در دعا و رسيدن به مطلوب، التماس، اصرار و تضرع به درگاه خداوند است. بنابراين صرف به زبان آوردن دعا بدون روحيه طلب، استغاثه، اصرار و آمادگى نمى تواند تاثيرى مهم و اساسى داشته باشد. چنانكه در روايت ديديم بنى اسراييل از غفلت خويش به در آمده، جدا و حقيقتا به درگاه الهى روى آوردند، ناليدند، دعا و درخواست كردند و با گريه و تضرع، نجات و رهايى خود را از خداوند متعال طلب كردند.

نتيجه روايت
نتيجه روايت اين است كه: از جمله شرايط و زمينه هاى حتمى رسيدن امر فرج و حكومت اهل بيت، عليهم السلام، درخواست جدى و حقيقى مردم از خداوند، آن هم با گريه و دعا و اصرار و تضرع است. در غير اين صورت، خداى ناخواسته، غيبت امام عصر، عليه السلام، روند طبيعى خود را تا آخرين لحظه طى خواهد كرد و به درازا خواهد كشيد.

بنابراين، مردم بايد توجه كنند كه آرمانى دارند بس مقدس، حياتى، سرنوشت ساز، مكتبى و انسانى و تحقق اين آرمان شرطى مهم دارد و آن، تشنگى، خواهش، آمادگى و روى آوردن به خداوند متعال و خواستن آن از درگاه ربوبى است. و اينكه هرچه اين عطش و آمادگى و درخواست از خداوند، بيشتر و عميقتر باشد، آن آرمان زودتر به تحقق خواهد پيوست و امام صادق، عليه السلام، نيز در روايت مذكور برهمين نكته تاكيد مى فرمايد و نيز هشدار مى دهد كه اگر مردم از دعا و تضرع به درگاه الهى (براى تحقق آن) غفلت نمايند، اين آرمان در ديرترين و دورترين موعد خود محقق خواهد گشت.

در واقع امام صادق، عليه السلام، در اين حديث گرانقدر، دو نكته مهم را القا مى فرمايد:

يكى اينكه دعا و تضرع به درگاه ربوبى و فرج و ظهور را به طور جدى از خداوند خواستن، تاثير جدى دارد و آن را به جلو مى اندازد; زيرا تحقق ظهور بستگى به آمادگى، تشنگى، توجه، بيدارى و خلاصه شايستگى مردم دارد و همه اين عوامل در دعا و تضرع و خواستن حقيقى از خداوند جمع است.

و ديگر اينكه امام صادق، عليه السلام، دوستان و شيعيان خاندان نبوت را هشدار و آگاهى مى دهد كه از غفلت خارج شده و شايستگى لازم را كسب كنند; بيدار شوند و به آستان حضرت حق رو آورند، از خداوند ظهور امام خود را در خواست نمايند.

چند پرسش

پرسش اول: اينكه شما اين قدر بر مساله دعا، تضرع و استغاثه به درگاه خداوند براى رسيدن ظهور امام عصر، عليه السلام، پافشارى مى كنيد، اين امر با عدم آمادگى مردم، غفلت آنان و عدم بلوغ عقلى و روحى آنان اصلا سنخيت ندارد. به علاوه، دعا كردن در چنين حالتى نيز از محتوا و تاثير خود برخوردار نخواهد بود.

پاسخ به اين ايراد، به طور خلاصه در سطور قبلى داده شد. چنانكه ديديم اساسا بيان امام صادق، عليه السلام، براى بيدار كردن و تنبه مردم نسبت به همين غفلت و عدم آمادگى است. اگر قرار باشد ما همواره عدم آمادگى مردم را بنگريم، پس هيچ گاه نبايد از ظهور امام عصر، عليه السلام، و تحريك و ترغيب مردم براى طلب جدى از درگاه ربوبى سخن بگوييم. بالاخره بايد با اين غفلت و عدم آمادگى مبارزه كرد، هشدار داد، آنان را ترغيب و تشويق نمود و كم كم زمينه پذيرش ظهور را در آنها به وجود آورد و (همانطور كه اشاره كرديم) خود اين دعا و درخواست و تضرع به درگاه الهى، بخصوص در حالت دسته جمعى و عمومى اش، در به وجود آوردن اين زمينه و آمادگى بسيار مؤثر است.

به علاوه، بارها اشاره نموديم كه اين دعا و درخواست، در كنار ديگر آمادگيها بايد باشد تا تاثير واقعى خود را ببخشد.

از اين گذشته، اكنون با گذشت بيست سال از انقلاب اسلامى ايران و بيدارى و آمادگى نسبى مردم ايران (و بلكه مسلمانان و مستضعفان جهان)، به نظر مى رسد سخن گفتن از «عدم بلوغ عقلى و روحى مردم » چندان موجه نباشد. اگر اين سخن در نيم قرن قبل و پيشتر از آن گفته مى شد، مى توانست وجهى داشته باشد; اما اكنون شرايط و زمانه و زمينه نسبت به آن دوران بسيار عوض شده است و افكار عمومى دنيا، روند تكاملى بشر و بلوغ فكرى و عقلى انسانها براى پذيرش چنين واقعه اى رشد چشمگيرى نموده است. پس در چنين شرايطى، سخن گفتن از آن آرمان مقدس و زمينه سازى براى تحقق آن، از جمله دعا و تضرع به درگاه الهى از تناسب و سنخيت به دور نيست. اميد است با لطف الهى اين تناسب و آمادگى به كمال خود برسد.

و نكته ديگر اينكه اين ما نيستيم كه بر مساله دعا و تضرع و استغاثه پافشارى مى كنيم; چنانكه ملاحظه مى شود خود رهبران دينى و امامان معصوم، عليهم السلام، از جمله حضرت صادق، عليه السلام، در احاديث و فرموده هاى خود به اين امر تاكيد فرموده اند.

پرسش دوم: از كجا كه خطاب امام صادق، عليه السلام، به شيعيان زمان خود نباشد؟ مگر نه اينكه برخى از ائمه، عليهم السلام، بخصوص امام صادق، عليه السلام، در پى زمينه سازى براى تشكيل حكومت در زمان خود بوده اند؟ پس شايد حديث آن حضرت فقط متوجه مخاطبان همان زمان بوده است؟

پاسخ: اينكه امام صادق، عليه السلام، در پى زمينه سازى براى تشكيل حكومت و تحقق «امر» بوده اند، صحيح و متين است. اينكه اگر شيعيان آن حضرت آمادگى از خود نشان مى دادند، بى ترديد آن حضرت بدين امر دست مى زد، اين نيز صحيح است. اما قرائن و شواهدى كه در خود روايت است، با احتمال مذكور سازگار نيست، زيرا:

اولا، آن حضرت در پايان روايت سخن از «منتهى شدن امر غيبت به آخرين و دورترين مرحله آن » مى فرمايد; و مى دانيم كه اين موضوع مختص به امام عصر، عليه السلام، است و نه امام صادق و نه هيچ امام ديگرى غيبت نداشته اند.

ثانيا، به فرض هم كه احتمال مذكور را بپذيريم، باز هم فرمايش امام صادق، عليه السلام، با انطباق آن با زمان ما منافاتى ندارد. يعنى سخن آن حضرت «منحصر» به زمان و مخاطبان ايشان در آن برهه نيست، بلكه مى تواند مصاديق متعددى داشته باشد كه بر همه زمانها، از جمله زمان ما نيز منطبق گردد. بعلاوه، سياق روايت و روح كلى حاكم بر آن گواهى مى دهد كه آن حضرت درباره دعاى تعجيل فرج، برطرف شدن زمان غيبت و آمدن منجى سخن گفته اند كه فقط بر امام عصر ،عجل الله تعالى فرجه، و شؤون ايشان انطباق دارد.

پرسش سوم: يك پرسش مهم ديگر نيز وجود دارد و آن اين است كه در اين روايت، سخن از آمدن حضرت موسى براى سرنگونى حكومت ظالمانه فرعونى و رهايى بنى اسراييل از سلطه جابرانه اوست; با اين وصف آيا اين روايت با وضعيت كنونى ما در نظام جمهورى اسلامى و برپايى حكومت حق سازگار است؟ زيرا ما در زمان طاغوت زندگى نمى كنيم تا از خداوند بخواهيم ما را از آن نجات دهد.

پاسخ: پاسخ اين پرسش نيز بس روشن است. اولا، آنچه در روايت امام صادق، عليه السلام، بخصوص در قسمت دوم مورد تاكيد قرار گرفته، لزوما مبتنى بر اين نيست كه دعاى تعجيل فرج براى رهايى از سلطه و حكومت طاغوت است; بلكه روح و جوهره حديث (چنانكه در سطور قبل نيز بدان اشاره شد) توجه به آرمان مقدس و بزرگ اسلام است; يعنى رسيدن فرج و ظهور امام عصر، عليه السلام، است.

به بيان ديگر روى سخن متوجه جنبه مثبت و آرمانى و اثباتى قضيه است، بدين معنا كه امام صادق، عليه السلام، با هشدار و تذكار خود مى خواهند مردم را به سوى آرمان بزرگ ظهور و فرج سوق دهند و اين اعم است از اينكه مردم قبل از رسيدن به اين آرمان بزرگ، در مراحل قبلى و مقدماتى آن باشند; مانند دوران ما كه در نظام مقدس جمهورى اسلامى زندگى مى كنيم; نظامى كه آرمان نهايى اش رسيدن به دولت كريمه اهل بيت و حكومت جهانى امام عصر، عليه السلام، است. و يا اينكه قبل از رسيدن به اين آرمان بزرگ، جامعه اى و ملتى در زير سلطه طاغوت باشند; در اين صورت حديث مذكور مشكلى نخواهد داشت. اشكال در سخن مستشكل در صورتى بروز مى كند كه ملتى مانند ما در نظام برحق و مقدس جمهورى اسلامى زندگى كنند. در اين حالت آيا حديث امام صادق، عليه السلام، باز هم صادق خواهد بود؟

پاسخ مثبت است; زيرا اشكالى ندارد كه ملتى در نيمه راه برپايى اسلام عزيز، آرمان رسيدن به مرحله نهايى و تكاملى آن را داشته باشد و براى زودتر رسيدن به آن، به درگاه خداوند روى آورده و با دعا و استغاثه آن را طلب نمايد; بلكه بايد گفت مگر ما آرزو، خواسته و آرمانى جز اين داريم؟!

ثانيا، ما بايد وسعت ديد و گستره نگرش خود را از محدوده كشور و نظام خود فراتر ببريم و امت اسلام و بلكه مستضعفان و محرومان جهان را در نظر بگيريم.

آيا اكنون كشورهاى اسلامى گرفتار چنگال طاغوتها و فرعونها نيستند؟ آيا بشر مستضعف و سيه روز كنونى در جهان، تحت سلطه استكبار به سر نمى برد؟ آيا در آتش ظلم آن نمى سوزد؟ آيا ستم و بيداد و بدبختى و تباهى دنيا را فرا نگرفته است؟

نكته ظريف ديگرى كه ظاهرا در فرمايش امام صادق، عليه السلام، ديده مى شود در تغبير «لفرج الله عنا» است (اگر شما شيعيان از خداوند بخواهيد، خداوند متعال «براى ما» گشايش و فرج را خواهد آورد).

اگر منظور امام صادق، عليه السلام، خود اهل بيت باشد، در اين صورت مفهوم اين بخش از حديث اين خواهد شدكه: اگر شما شيعيان از خداوند درخواست كنيد، ما را از سختى و فشار نجات داده و «به كار ما» گشايش عنايت خواهد فرمود.

چنانچه استنباط نكته مزبور صحيح باشد، اين روايت بايد شيعه و دوستدار اهل بيت، عليهم السلام، بخصوص دوست و منتظر امام عصر، عليه السلام، را در غمى عميق و غصه و اندوهى بس ژرف فرو ببرد; زيرا محب از ناراحتى و گرفتارى محبوب در رنج و اندوه مى افتد. ترديدى نيست كه امروز روى اين كره زمين، كسى مانند امام و مولايمان امام زمان، ارواحنافداه، غمناك و اندوهگين نيست. او كسى است كه بتمامى حوادث و وقايع آگاهى دارد. بيش از همه از ظلمها، ستمها، استثمارها، استكبارها، فسادها، و نيز از غفلتها و جهالتها رنج مى برد و ناراحت است.

او كسى است كه مامور و ذخيره الهى براى برطرف كردن تمامى اين سياهيها، تباهيها، بى عدالتيها و نامردميهاست. او منتظر آن است كه مستضعفان و محرومان جهان، امت اسلام و بخصوص دوستان و شيعيانش تشنه و خواهان او شوند; او را بخواهند و ظهور و فرجش را از حضرت حق طلب نمايند تا زمينه روانى و روحى لازم براى حكومت آن عزيز فراهم آيد.

او كسى است كه حكومت بر جهان، حق او و تنها شايسته اوست و چون مى بيند اين حق در چنگ نااهلان و حاكمان ستمگر جهان افتاده، غم و غصه وجود مباركش را فرا مى گيرد. به اين حديث (3) خوب بنگريد; امام باقر، عليه السلام، فرمود:

ما من عيد للمسلمين اضحى و لا فطر الا و هو يتجدد لآل محمد فيه حزن... لانهم يرون حقهم فى يد غيرهم

هيچ عيد قربان و عيد فطرى فرا نمى رسد مگر اينكه غم و اندوه آل محمد تازه مى شود; زيرا حق خود را در دست نااهلان مى بينند.

در حقيقت مى توان به نوعى تعبير كرد كه گويا آن حضرت «گرفتار دست ظالمان و ستمگران » است و دعا براى فرج آن حضرت از مهمترين واجبات و فرايض است. شايد معناى جمله و فرازى از دعاى عصر جمعه در حق آن حضرت، ناظر به همين معنا باشد. در اين فراز مى خوانيم:

و خلصه من ايدى الجبارين.

بار الها آن حضرت را از دست ستمگران رهايى بخش.

البته به نظر عميقتر بايد گفت آن حضرت با تكيه بر قدرت لايزال الهى و با پشتوانه والاترين مرتبه بندگى و بوديت حضرت حق، هيچ ترس و باكى از هيچ قدرتى جز حضرت ربوبى ندارد، اما گرفتارى و ناراحتى دوستان و شيعيان آن حضرت بلكه گرفتارى و ناراحتى تمامى انسانهاى دربند و محروم و مستضعف است كه قلب مقدس و نازنينش را از شدت غم و غصه مى فشارد و در اندوه فرو مى برد.

شيعيان و دوستان آن حضرت، فرزندان معنوى آن بزرگوارهستند، و ناراحتى آنان به حقيقت ناراحتى ايشان است. (4) و اگر در حديث تعبير به «عنا» (فرج و گشايش «ما») شده، در واقع ناراحتيها و گرفتاريهاى شيعيان و دوستان خود را در نظر داشته اند.

در هر حال، اعتقاد، معرفت، محبت و ارتباط درونى و معنوى دوستداران و منتظران آن عزيز ايجاب مى كند براى فرج و ظهورش به درگاه الهى بنالند و با دعا و استغاثه آن را از حضرت پروردگار طلب نمايند. هر چه اين معرفت و محبت بيشتر باشد، محب بيشتر خواهد سوخت.

و از رنج و ناراحتى محبوب، غمگينتر و گرفته تر خواهد شد و در نتيجه براى فرج و ظهور او بيشتر دعا خواهد كرد.. (5)


پى نوشتها:

1. السلمى السمرقندى، محمدبن مسعودبن عياش، تفسير العياشى، ج 2، ص 154.

2. سوره رعد (13)، آيه 11.

3. سيدبن طاووس، كتاب الاقبال، ص 279.

4. از امام معصوم حضرت ابوالحسن، عليه السلام، نقل شده است كه در حديثى در وصف شيعيان فرمود:
ما من احد من شيعتنا يمرض الا مرضنا لمرضه، و لا اغتم الا اغتممنا لغمه، و لا يفرح الا فرحنا لفرحه...
هيچ يك از شيعيان ما نيست كه مريض شود مگر اينكه ما نيز بخاطر او مريض مى شويم; و مغموم و اندوهگين نمى شود مگر اينكه ما نيز بخاطر او غمگين مى شويم; و خوشحال نمى گردد مگر اينكه ما نيز بخاطرش خوشحال شويم...; (الشيخ الصدوق، صفات الشيعه، ص 3)

5. گر چه مقال رو به پايان آمد، اما بابى تازه از سخن دل باز شد; ليكن ضيق مجال اجازت ورود به آن را به ما نمى دهد. بدين روى تو دوستدار و محب امام زمان، خود بدين باب وارد شو و بهره خويش را از آن برگير.

 


مجله موعود شماره 18


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.