spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
نگرشى به زيارت آل ياسين -4 چاپ پست الكترونيكي
۲۶ اسفند ۱۳۸۳
قسمت چهارم
سيد مجتبى بحرينى
السلام عليك يا حجة الله و دليل ارادته


سلام بر تو، اى حجت خدا و اى دليل و رهنمون اراده پروردگاراين سلام نيز بيانگر دو كمال ديگر از كمالات حضرت صاحب الامر، عجل الله تعالى فرجه، است; يكى كمال حجت اللهى و ديگرى مقام دليل اراده حق متعال بودن.

آن وجود مقدس حجت الله است. خدا به وسيله او بر بندگانش احتجاج مى كند و بندگان هم به واسطه او اقامه حجت مى نمايند. در عين اينكه همه حجج الهيه حجت الله اند، اين لقب شريف آن قدر با آن حضرت مرتبط است كه تا حجة الله گفته مى شود آن حجت بالغه الهيه در نظرها جلوه مى كند.

براى آشنايى بيشتر نسبت به مقام و لقب حجت الله به آنچه در كتاب «سوگند به نور شب تاب » (1) آورده ايم مراجعه شود. در اينجا - مضاف بر آنچه آورده ايم - به ذكر اين حديث اكتفا مى كنيم.

حكيمه خاتون، دختر حضرت جواد، عليه السلام، گويد:

آنگاه كه حضرت نرجس وضع حمل نمود، فرزندش به سجده افتاد: بر بازوانش به نور رقم خورده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ». او را نزد پدر بزرگوارش حضرت عسكرى، عليه السلام، آوردم. پدر دست شريفش را بر چهره مبارك فرزند كشيد و فرمود:

تكلم يا حجة الله و بقية الانبياء و خاتم الاوصياء و صاحب الكرة البيضاء و المصباح من البحر العميق الشديد الضياء. تكلم يا خليفة الاتقياء و نور الاوصياء. (2)

سخن بگو اى حجت خدا و بازمانده پيامبران و آخرين اوصيا و صاحب بازگشت سپيد و درخشان و چراغ درياى ژرف بس فروزان. سخن بگو اى خليفه و جانشين پارسايان و روشناى اوصيا...

آرى، اين حجت الله، حجت اللهى است كه حجت خدا حضرت عسكرى، عليه السلام، از لحظه ولادت، او را حجت الله مى خواند.

و در آخرين لحظه زندگى - در حالى كه پسر پدر را سقايت مى كند و وضو مى دهد - باز همين نويد را به نور ديده دارد:

فقال له ابو محمد، عليه السلام: «ابشر يا بنى فانت صاحب الزمان و انت المهدى و انت حجة الله على ارضه و انت ولدى و وصيى...» (3)

حضرت عسكرى، عليه السلام (پس از آن كه فرزند گرامى اش او را وضو داد) فرمود: «پسرم تو را بشارت مى دهم كه تو صاحب الزمانى. تو مهدى هستى تو حجت خدايى بر زمين او. تو فرزند، وصى و جانشين من هستى...»

كمال ديگر كه در اين سلام آمده «دليل ارادته » است.

آن وجود مقدس و فيض اقدس دليل اراده خداست. دليل اراده خدا يعنى چه؟ اينجا جايى نيست كه ديگر من و امثال من بتوانيم حرفى رقم زنيم و يا سخنى بياوريم. در بيان اين كمال و توضيح اين جلال، كميت كملين هم مى لنگد و راه به جايى نمى برند. ارادة الله چيست؟ دليل اراده او كيست؟ اين چه مقام و منزلتى است؟ آيا مى شود كسى به مقامى برسد كه بر اريكه جلالت دليل ارادة اللهى تكيه بزند؟

آرى، مى شود و شده است. دليل ادل بر امكان شى ء وقوع آن است همان آقا كه به امر او اين زيارت شريفه را مى خوانيم صاحب اين كمال و منزلت است; دليل ارادة الله است.

در اينجا، براى ارباب بصيرت و صاحبان درايت، به يك نكته اشاره مى كنيم و آن اينكه: از مجموع مدارك رسيده در مورد اراده حق متعال و ارتباط اراده بندگان و اوليا با اراده ذات قدوس ذوالجلال سه مرحله استفاده مى شود:

مرحله نخست آن است كه بنده اراده اش را تابع اراده خدا قرار دهد; هر چه خدا مى خواهد او همان را بخواهد. اين حقيقت از گفتگوى جابربن عبدالله انصارى با حضرت باقر، عليه السلام، استفاده مى شود.

در آخر عمر - كه به ضعف پيرى و ناتوانى مبتلا شده بود، حضرت باقر، عليه السلام، حالش را پرسيد. عرضه داشت: در حالى هستم كه پيرى و مرض و مرگ نزد من از جوانى و سلامتى و حيات محبوبتر است. امام، عليه السلام، فرمود:

اما من اگر خدا جوانى يا پيرى، مرض يا عافيت، مرگ يا حيات را برايم قرار دهد و بخواهد، من هم همان را مى خواهم و مى پسندم. (4)

مرحله دوم اتحاد اراده عبد است با اراده رب. اين مقام، گويى بنده خود را مسلوب الاراده ساخته است. اگر از او بپرسند: چه اراده دارى؟ چه مى خواهى؟ مى گويد: من اراده ندارم چيزى نمى خواهم. اين از اسرار عجيبه و نكات دقيقه اى است كه توجه به آن بيشتر لازم است.

انسانى كه كمال او به اراده و اختيار اوست، كمال اراده و انسانيت او به اين است كه خود را مسلوب الاراده نمايد و در برابر اراده خدا هيچ اراده اى از خود نداشته باشد. در مرحله سابق اراده بود ولى تابع بود. در اين مرحله اصلا اراده اى نيست. اتحاد است از حيثى و وحدت از جهتى. گوياى اين مقام سخن حضرت سجاد، عليه السلام، است كه گويد:

وقتى سخت بيمار شدم. پدر بزرگوارم به من فرمود: چه مى خواهى؟ گفتم: مى خواهم كه در آنچه پروردگارم براى من تدبير مى كند (و رقم مى زند) پيشنهادى نداشته باشم. فرمود: آفرين كه با خليل خدا ابراهيم مشابهت دارى؟ وقتى جبرئيل به او گفت: چه مى خواهى، همين پاسخ را داد. (5)

اگر كسى موفق شود در اين وادى قدم بردارد به لذائذى مى رسد كه قابل توصيف نيست و در بحبوحه بلايا و كوران حوادث آنچنان آرامش و آسايشى دارد كه به تصور ما هم نمى آيد. ما عسل نخورده اى هستيم كه تنها مى دانيم شيرين است.

در اين مقام، اراده بنده در اراده حق - تعالى - فانى است. فقط يك اراده نمود دارد و آن اراده خداست. ديگر چيزى نيست.

مرحله سوم بالاتر از اين دو مرحله است و آن اين است كه عبد به مقامى برسد كه اراده او دليل اراده رب باشد و از طريق اراده او بتوان به اراده پروردگار پى برد. اين جمله زيارت ناظر به اين مرحله است.

در مرحله اول اراده بنده تابع اراده خدا بود و از اراده خدا به اراده بنده خدا پى مى برديم. در مرحله دوم دو اراده اى از بين رفته بود. يك نمود اراده بود. ولى مرحله سوم عكس مرحله اول است; اگر مى خواهيم بفهميم خدا چه اراده اى دارد، بايد ببينيم اين عبد صالح خدا چه اراده دارد. براى دانستن اين كه مراد خدا چيست، بايد ديد تعلق حجت خدا چيست؟ خواست و مشيت بارى تعالى به چه چيز تعلق گرفته است؟ به آن چه مشيت و خواست مهدى آل محمد بستگى پيدا كرده است.

اينجا ديگر قلم مى شكند و از تك و تاز در اين ميدان باز مى ماند ديگر اين مقام فوق درك و تصور ماست. سلام بر دليل اراده خدا! درود بر آن كه رهنمون خواست حق است و از طريق اراده و مشيت او مى توان به مشيت و اراده ربوبى واقف شد!

خدايا! تو چه مى خواهى؟ تو چه اراده كرده اى؟ مشيت قاهره و اراده نافذه ات به چه چيز تعلق گرفته است؟ از كجا به اين امور پى ببريم و از پس اين سراپرده اسرار و خلوت سراى راز باخبر شويم؟ جواب همه اين سؤالات را از اين جمله زيارت مى توان گرفت: «السلام عليك يا حجة الله و دليل ارادته.»

براى راه يافتن و مطلع شدن از هر امرى از دليل و رهنمون آن امر جويا مى شويم. بايد برويم از دليل ارادة الله بپرسيم از رهنمون مشيت حق سؤال كنيم كه: خدا چه خواسته و چه اراده نموده است؟

با تذكر اين نكته قلم را در شرح اين جمله از رقم برداريم:

از احاديث رسيده در زمينه پيوند اراده حق متعال با قلوب شريفه حضرات معصومين، عليهم السلام، سه عنوان استفاده مى شود: يكى عنوان «هبوط » كه در زيارت سيدالشهدا، عليه السلام - كه حضرت صادق، عليه السلام، به جمعى از بزرگان شيعه تعليم داده اند - رسيده است:

ارادة الرب فى مقادير اموره تهبط اليكم و تصدر من بيوتكم. (6)

اراده پروردگار در امور مقدرش به سوى شما خاندان فرود مى آيد و از خانه هاى شما صادر مى شود.

ديگرى عنوان «ورود» است.

عن ابى الحسن الثالث، عليه السلام: ان الله جعل قلوب الائمة موردا لارادة فاذا شاء الله شاؤوه و هو قول الله: «و ما تشاؤون الا ان يشاءالله ». (7)

حضرت هادى، عليه السلام، فرمود: براستى كه خداى دلهاى ائمه، عليهم السلام، را محل ورود اراده خود قرار داده است; هر گاه خدا چيزى بخواهد آنان مى خواهند كه در قرآن گويد: «و نخواهيد شما مگر آن كه خدا بخواهد.»

سوم عنوان «وكور» است.

قال الصادق، عليه السلام: ان الامام وكر لارادة الله عز و جل. (8)

حضرت صادق، عليه السلام، فرمود: «بدرستى كه امام، عليه السلام، آشيان اراده خداى عز و جل است.


پى نوشتها:

1. صص 24 -26.

2. مشارق انوار اليقين، ص 101.

3. غيبت، شيخ طوسى، ص 165; الانوارالبهية، ص 166.

4. مسكن الفؤاد، ص 87.

5. رباعيات باباطاهر عريان.

6. بحارالانوار، ص 81، ص 208; منتهى الامال، ص 584.

7. فروع كافى، كتاب الحج، باب زيارت قبر ابى عبدالله الحسين، عليه السلام، ح 2; مفاتيح الجنان، اولين زيارت مطلقه امام حسين، عليه السلام.

8. بحارالانوار، ج 25، ص 272.

 


مجله موعود شماره 19


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.