صفحه نخست arrow مقالات arrow امام مهدي (َعج) arrow عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليه‌السلام
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
عذر تقصير به پيشگاه امام عصر، عليه‌السلام چاپ پست الكترونيكي
۲۵ اسفند ۱۳۸۳
اشاره: بى‏ترديد يكى از اساسى‏ترين مايه‏هاى وحدت شيعه و اهل سنت، اعتقاد به وجود منجى آخرالزمان حضرت مهدى، عليه‏السلام، است. شخصيتى كه همه مذاهب اسلامى با اندك اختلافى، در مورد آن اتفاق نظر دارند و قيام عدالت‏گسترش را انتظار مى‏كشند.
مقاله حاضر كه به قلم يكى از برادران اهل سنت ما در استان كردستان نوشته شده، تلاشى است در جهت تبيين جايگاه اعتقاد به مهدويت در ميان اهل سنت. ضمن تشكر از اين برادر گرامى توجه شما را به مقاله ارزشمند ايشان جلب مى‏كنيم.


سخن گفتن از قائم، عليه‏السلام، و دور نماى حكومت و زمان ظهور و خروجش كار آسانى نيست چون علاوه بر تحقيق و تفحصّ در منابع كهن اسلامى، جانمايه‏اى از عشق و اخلاص و ايمان، نسبت به عدالت گستر گيتى و امام مستضعفان مى‏خواهد. در فرقه‏هاى اهل سنت اين كار بسى دشوارتر است، جداى از قرار ندادن عدل و امامت در اصول دين مذهب اهل تسنن كه عملاً مبحث ظهور امام عصر را نيز در حاشيه احاديث قرار داده‏است، بلكه براى هر منتظر واقعى و دوستدار عدالت حقيقى كه آنهمه احاديث را در كتب معتبر و مختلف اهل سنت در مورد نشانه‏هاى آخر زمان و ظهور ناجى معصوم و سيما و صفات او و انصار او و... مى‏يابد شگفت‏زده مى‏شود كه با وجود اينهمه »اشارات« و »بشارات« باز هم عدّه‏اى منكر مهدويت مى‏شوند و شگفت‏آورتر كسانى هستند كه مهدويت را مسأله‏اى مختص اهل تشيع و اماميه مى‏دانند و هيچوقت زحمت تحقيق درباره چنين انقلاب عظيم و حادثه مهمّى كه سرنوشت جهان را به دست خواهد گرفت به خود نمى‏دهند.
اعتقاد به مهدويت در نظر منتظران واقعى، ايدئولوژى پويا و جوشنده‏اى است كه در كشاكش حوادث تلخ زندگى امروز همواره تسلى بخش و آرامش دهنده است. نه از آن نوع انتظار واداده‏اى كه زمينه را براى اسارت و خوارى بيشتر آماده مى‏كند بلكه آمادگى هميشگى و همه جانبه براى قيام و انقلاب در تمام ابعاد وجودى شخص منتظر است. و حتّى مسأله‏اى مختص اسلام هم نيست بلكه بسيار وسيعتر از مرز فرقه‏هاى اسلامى و اديان آسمانى ديگر است. و حتى هندوها نيز منتظر نجات دهنده‏اى هستند كه روزى ظهور كرده و چنان آزادى و عدالتى را بر پا خواهد كرد كه گرگ و ميش در يك آبشخور با هم آب بخورند و مدينه فاضله‏اى را كه فيلسوفان در خيال خود مى‏سازند او بر روى همين زمين خواهد ساخت و مستضعفانى را كه هيچ كس انتظار آقايى و بزرگى را از آنها ندارد وارث زمين خواهد كرد.
در جهان پر آشوب امروز كه ديندارى همان َمَثل زيباى پيامبر در توصيف ايمان مردمان آخر زمان است كه فرمود:
ايمان همچون پاره‏اى آتش است كه اگر آن رابه دست گيرند مى‏سوزاند و اگر بيندازند، بى‏ايمانى را به دنبال دارد.
اعتقاد به ظهور قائم، عليه‏السلام، يك ضرورت و يك نياز است و اين نياز روز به روز بارزتر مى‏شود.
و حال به برخى از مشخصات و سيما و صفات مبارك امام عصر، عليه‏السلام، در منابع اهل سنت مى‏پردازيم.

1. در آيات قرآنى و تفاسير اهل سنّت
الف) آيه 33 سوره توبه:
هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كلّه و لو كره المشركون.
او كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگر چه مشركان ناخوش دارند.
1. تفسير كبير امام فخر رازى:
قال السدى: ذلك عند خروج المهدى.
پيروز شدن اسلام بر تمام اديان در زمان خروج مهدى اتفاق مى‏افتد.
2. تفسير جامع الاحكام قرطبى، در تفسير آيه فوق:
قال السدى: ذلك عند خروج المهدى. لايبقى أحد إلّا دخل فى إلاسلام أو أدّى الجزية.
سدى نقل مى‏كند كه اين پيروز شدن در زمان مهدى اتفاق مى‏افتد. كسى نمى‏ماند تا اينكه وارد اسلام مى‏شود يا جزيه مى‏پردازد.
و بعد قرطبى مى‏گويد:
مى‏گويند مهدى همان عيسى، عليه‏السلام، است فقط. ولى اين صحيح نيست؛ زيرا اخبار درست و متواتر ثابت مى‏كند كه مهدى، عليه‏السلام، از عترت پيامبر است و حمل آن بر عيسى جايز نيست و احاديثى كه دلالت بر خروج او و اينكه ايشان از خاندان رسول‏اللّه، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، مى‏باشند از نظر سند صحيحتر است.1
 ب) آيه 105، سوره انبياء:
و لقد كتبنا فى الزّبور من بعد الذّكر أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون.
و براستى كه پس از لوح محفوظ در كتابهاى نازل شده بر پيامبران نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته‏ام به ارث مى‏برند.
1. تفسير بيضاوى در تفسير همين آيه:
اى عامة المؤمنين او الذين يستضعفون مشارق الأرض ومغاربها أو أمّة محمد، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله.
بندگان شايسته‏ام از عموم مسلمين و مستضعفانى كه در مشرق و مغرب زمين از امت محمد پراكنده‏اند.
2. تفسير كابلى از پيامبر نقل مى‏كند كه:
زوى لى الأرض فرأيت مشارقها و مغربها سيبلغ ملك أمّتى ما زوى لى الأرض.
زمين براى من پيچيده و جمع شد و من شرق و غرب آنرا ديدم و در آينده ملك امت من به اندازه آنچه من ديدم گسترش مى‏يابد.
و در تفسير آيه آورده است كه درباره مهدى، عليه‏السلام، است.
ج) آيه 5 سوره قصص:
و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين
و مى‏خواهيم برآنان كه در زمين به استضعاف كشيده شده‏اند منّت نهيم و آنها را پيشوا سازيم و آنان را وارث زمين گردانيم.
1. شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحديد حنفى (ج 4 صفحه 336):
قال على كرم‏اللّه وجهه: لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها تلى عقيب ذلك قوله تعالى »و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا«. قال ابن ابى‏الحديد: إنّ أصحابنا يقولون إنّه وعد بإمام [المهدى] يملك الأرض و يستولى على الممالك.
على [عليه‏السلام] مى‏فرمايد: دنيا دوباره به سوى ما [اهل‏بيت] باز مى‏گردد. مانند بازگشت بچه شتر شيرخوار به سوى مادرش و بعد حضرت اين آيه را خواند: »و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا...«. ابن الحديد گويد: اصحاب ما مى‏گويند كه منظور حضرت، امام [مهدى، عليه‏السلام] مى‏باشد كه برجهان و ممالك آن مستولى مى‏شود.

د) آيه 114 سوره بقره:
... لهم فى الدّنيا خزى و لهم فى الاخرة عذاب اليم.
... آنان در دنيا خفت و خوارى ودر قيامت عذابى بزرگ در پيش دارند.
1. تفسير درّ المنثور سيوطى، در تفسير اين آيه:
عن ابى‏هريره: إذ قام المهدى و فتحت قسطنطنية قتلهم فذلك خزى.
از ابوهريره روايت مى‏كند كه خوارى و زبونى آنها (نصارى و يهوديها و كفار) زمانى است كه مهدى قيام مى‏كند و قسطنطنيه را فتح مى‏نمايد پس آن خوارى و زبونى برايشان باشد.2
3 ه’) آيه 86، سوره هود:
بقيّت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين...
بازمانده رحمت الهى برايتان بهتر است اگر ايمان داريد...
1. نورالابصار شبلنجى شافعى: از امام محمدباقر، عليه‏السلام، روايت مى‏كند كه فرمود:[خلاصه حديث]
هنگامى كه مهدى قيام كند پشت به كعبه دهد و 313 تن از پيروانش نزد او گرد آيند، پس اولين چيزى كه گويد اين آيه است: »بقيةاللّه خيرلكم إن كنتم مؤمنين«. پس مى‏فرمايد منم بقيةاللّه و خليفه او و حجت او بر شما...
اين روايت را ابن صباغ مالكى هم در كتاب »فصول‏المهمة« (باب دوازدهم) آورده است.
و) آيه 3، سوره بقره:
الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصّلوة و ممّا رزقناهم ينفقون.
كسانى كه به غيب ايمان مى‏آورند و از آنچه روزيشان كرده‏ايم انفاق مى‏كنند.
آيه 55، سوره نور:
وعد الله الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم... .
خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند وعده داده است كه بى‏شك آنان را در اين سرزمين جانشنى كند چنانكه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين ساخت...
1. تفسير نيشابورى (در حاشيه تفسير طبرى چاپ عصر) در مورد آيه 3 بقره آورده است:
مراد از اين آيه مهدى منتظر است كه خداوند در گفتار خودش، قرآن [سوره نور، آيه 55] بدو وعده داده است. و آنچه از حضرت رسول، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، رسيده است كه فرمودند: »اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماز خداوند آنروز را آنقدر طولانى مى‏كند تا مردى از امت من كه اسم او چون اسم من و كنيه او چون كنيه من باشد قيام كند و زمين را پر از عدل سازد چنانكه از ظلم شده است«.
2. تفسير ابن كثير (ج 3، ص301، چاپ بيروت) در تفسير آيه 55 سوره نور، از صحيح مسلم نقل مى‏كند كه:
عن جابر ابن سمرة: قال سمعت رسول اللّه يقول لايزال أمر الناس ماضياً ماولّيهم اثنى عشر رجلاً ثم تكلم النبى بكلمةف خفيت عنّى، فسألت أبى ماذا قال رسول اللّه، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، فقال: قال، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، كلهم من قريش.
از جابر بن سمره نقل شده كه گفت: از رسول خدا، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، شنيدم كه مى‏فرمود: سرنوشت اين مردم تا زمانيكه سرپرست آنها دوازده مرد باشد از دست نمى‏رود. سپس پيامبر كلمه‏اى فرمود كه من نفهميدم. از پدرم پرسيدم پيامبر چه فرمود: پدرم گفت: فرمود كه همگى از قريش‏اند.
و ابن كثير گويد:
و منهم المهدى الذى اسمه يطابق اسم رسول اللّه، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، كنيته ككنيته يملأ الأرض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.
و مهدى از آن دوازده نفر است كه اسم او مثل اسم پيامبر و كنيه‏اش هم چون كنيه اوست و زمين را پر از عدل و داد مى‏كند زمانى كه پر از ظلم وجود شده باشد.
مشابه اين حديث در غيبت نعمانى نيز آمده است.
ز) آيه 21، سوره سجده:
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون
آنها را به عذاب كوچكتر مى‏چشانيم كه غيراز عذاب بزرگتر است تا شايد به سوى خداى باز گردند.
1. تفسير جامع‏الاحكام قرطبى (ج14، ص107) در تفسير آيه فوق:
»و العذاب الاكبر«، روى عن جعفر بن محمد أنّه خروج المهدى بالسيف و الأدنى غلاء السعر.
عذاب بزرگتر، خروج مهدى با شمشير است و عذاب كوچكتر، گرانى و بالا رفتن قيمتهاست.
2. تفسير مواهب عليه، مشهور به تفسير حسينى، از تفسير نقاش روايت مى‏كند كه:
عذاب ادنى، گرانى كالاها، و عذاب اكبر خروج مهدى با شمشير است.
همچنين برخى ديگر از آياتى كه مفسران اهل سنّت تحقق آنها را در زمان خروج قائم، عليه‏السلام، دانسته‏اند، عبارتند از:
آيه 18 سوره محمد (تفسير درّ المنثور، سيوطى)، آيه 1 سوره بقره (تفسير شيخ محى‏الدين)، آيه‏هاى 4 و 5 و 7 سوره اسراء (تذكره قرطبى)، آيه 9 سوره صف (تفسير طبرى)، آيه 155 بقره (تفسير بحرالمحيط)، آيه 64 زخرف (صواعق‏المحرقة، ابن حجر؛ نورالابصار، شبلنجى و فى ظلال القرآن، سيد قطب)، آيات 51 تا 54 سوره سبأ (تفسير درّ المنثور، سيوطى، ج5، ص240 - 241)، سوره ص، آيه 79 - 80 (فرائد السمطين، حموينى شافعى، ج2)، آيه 46 سوره قمر (تفسير شيخ محى‏الدين)

2. در كتب روايى اهل سنّت
حديث شماره 1:
لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من أهل بيتى يواطئ اسمه اسمى.3
 دنيا تمام نمى‏شود تا اينكه مردى از اهل بيت من بر عرب غالب شود كه اسم او مطابق اسم من است.
حديث شماره 2:
عن على، كرم اللّه وجهه، عن النبى، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، قال: لولم يبق من الدنيا إلّا يوم لبعث اللّه رجلا من اهل بيتى يملأها عدلاً كما ملئت جوراً.4
 از على، عليه‏السلام، و او از پيامبر، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، نقل شده كه فرمود: اگراز دنيا جز يك روز باقى نماند خداوند مردى را از اهل بيت من مبعوث مى‏كند كه زمين را پر از عدل مى‏كند همچنانكه پر از ظلم شده باشد.
حديث شماره 3:
المهدى من عترتى من ولد فاطمه.5
مهدى از خاندان من و از فرزندان فاطمه است.
حديث شماره 4:
المهدى منّا أهل البيت يصلحه اللّه فى ليلة.6
 مهدى از اهل بيت من است كه خدا در يك شب او را اصلاح مى‏فرمايد.
حديث شماره 5:
المهدى من هذه الامة الذى يؤمّ عيسى بن مريم، عليه‏السلام.7
 مهدى از اين امت است و او كسى است كه عيسى پشت سرش نماند مى‏خواند.
حديث شماره 6:
تختصّ الامامة بالمهدى مع نزول عيسى، عليه‏السلام.8
 امامت مخصوص مهدى است همراه و همزمان با نازل شدن عيسى، عليه‏السلام، از آسمان.
حديث شماره 7: ابن عباس روايت مى‏كند كه رسول اللّه فرمود:
المهدى طاووس اهل الجّنه.9
 مهدى طاوس اهل بهشت است.
حديث شماره 8:
عن ابن عباس عن النبى، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، ملك الأرض أربعة، مؤمنان و كافران، فالمؤمنان ذوالقرنين و سليمان و الكافران نمرود و بخت النصر و سيملكها خامس من اهل بيتى.10
 از ابن عباس و او از پيامبر، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، روايت كرده است كه: پادشاهان زمين چهار نفر بودند، دو نفر مؤمن و دو نفر كافر، دو نفر مؤمن، ذوالقرنين و سليمان بودند و دو نفر كافر نمرود و بخت‏النصر و بزودى پنجمين نفر از اهل‏بيت من زمين را مالك مى‏شود.
حديث شماره 9:
كيف أنتم إذا نزل ابن مريم و إمامكم منكم.11
 چگونه‏ايد زمانى كه عيسى بن مريم نازل شود و امامتان از خودتان است.
حديث شماره 10:
لن تهلك أمة أنا فى أوّلها و عيسى بن مريم فى آخرها و المهدى فى وسطها.12
 امت من گمراه و هلاك نمى‏شوند چون من در اول اين امتم و عيسى در آخر آن و مهدى در وسط آنست.
حديث شماره 11:
أخرج ابونعيم و ابن ماجه عن أنس، قال سمعت رسول‏اللّه، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله، قال: نحن سبعة من ولد عبدالمطلب سادة أهل الجنة، أنا و حمزة و على و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى.13
 ابونعيم و ابن ماجه از انس روايت مى‏كنند كه گفت: پيامبر فرمود: ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب بزرگان اهل بهشتيم، من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى.

3. مبحث انتظار فرج امام زمان، عليه‏السلام
حديث شماره 1:
افضل العبادة انتظار الفرج.14
 بهترين عبادتها انتظار فرج است.
حديث شماره 2:
انتظار الفرج من اللّه عبادة.15
 انتظار فرج حضرت قائم عبادت است از طرف خدا.

4. وجوب بيعت با امام عصر، عليه‏السلام
حديث شماره 1:
من مات بغير إمام مات ميتةً جاهليّه.16
كسى كه بدون امام بميرد به مرگ جاهليت مرده‏است.
حديث شماره 2:
من مات و لم يعرف امام زمانه فليشاء ان يموت نصرانية او يهودية.17
 كسى كه بميرد و امام زمان خودش را نشناسد پس موقع مرگ به مذهب نصرانى و يهودى مرده است.
حديث شماره 3:
من مات و لم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهليّة.18
 كسى كه بميرد و امام زمان خودش رانشناسد به مرگ جاهليت مرده‏است.

5. انكار خروج مهدى، كفر است.
حديث شماره 1:
من انكر خروج المهدى فقد كفر بما أنزل على محمد، صلّى‏اللّه‏عليه‏وآله.19
 كسى كه منكر خروج مهدى شود بر آنچه كه بر پيامبر نازل شده، كافر شده است.
حديث شماره 2:
من كذب بالدجال فقد كفر و من كذب بالمهدى فقد كفر.20
 كسى كه دجّال و آمدنش را باور نكند و كسى كه مهدى را تكذيب كند، كافر شده است.
خداوند ما را از ياران واقعى و منتظران راستين امام عصر، عليه‏السلام، قرار دهد. ان‏شاءاللّه


پى‏نوشتها:
1. مصادر ديگر حديث مزبور بدين قرار است: تفسير خواجه عبداللّه انصارى در ذيل همين آيه؛ تفسير درّ المنثور سيوطى در سوره توبه؛ تفسير غرايب القرآن نيشابورى در حاشيه تفسير طبرى؛ المستدرك على الصحيحين، حاكم نيشابورى، ج4، ص430، در تفسير آيه فوق.
2. ساير مصادرى كه آيه فوق در آنها به قيام حضرت امام، عليه‏السلام، تفسير شده است بدون كمترين اختلافى در روايت عبارتند از: تفسير بحرالمحيط ابن حيان اندلسى، همان آيه؛ الحاوى للفتاوى، سيوطى، ج2، همان آيه از سدى مفسر معروف؛ تذكرة، قرطبى [شامل احاديث مهدى، عليه‏السلام]؛ تفسير قرطبى، در تفسير آيه مذكور ايضاً از سدى؛ تفسير ابن كثير دمشقى، ج1، ص157، آيه مزبور.
3. صحيح ترمذى، ج2، ص46، مشابه اين حديث در بيشتر كتب حديث آمده است.
4. سنن ابى داود، ج2، ص207، چاپ مصر؛ مسند امام احمد حنبل، ج1، ص99؛ جامع‏الاصول، ابن‏اثير جوزى، ج11، كتاب 9، ص47؛ النهاية، ابن‏كثير، ج1، ص24؛ صواعق‏المحرقه، ابن حجر هيثمى، ص160، چاپ مصر؛ سنن ابن ماجه.
5. سنن ابن ماجه، ج2، ص22، باب خروج مهدى؛ وفيات‏الاعيان، ابن خلكان، ج4، ص542؛ سنن ابى داود، ج2، ص207؛ عرف‏الوردى،سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى.
6. مسند امام احمد حنبل، ج1، ص84؛ سنن ابن ماجه، ج2، باب‏الفتن؛ فرائد السمطين، سعدالدين حموينى، ج2، ص310؛ عرف‏الوردى، ج2، باب اخبار مهدى.
7. العرف‏الوردى فى اخبار المهدى، عبدالرحمن سيوطى، ج2، باب 2.
8. صحيح مسلم، ج1، ص95؛ الحاوى للفتاوى، سيوطى، ص64؛ صواعق‏المحرقة، ابن حجر هثيمى، ص98؛ اسعاف‏الراغبين، ص150.
9. فصول‏المهمة، ابن صباغ مالكى، فصل11.
10. الفتاوى‏الحديثيّه، ابن حجر هيثمى، چاپ دوم مصر، ص37؛ العرف‏الوردى، ج2، باب اخبار مهدى.
11. ارشادالسارى شرح صحيح بخارى، علامه قسطلانى، ج10، ص205، در تفسير همين حديث از صحيح بخارى؛ شرح فارسى شيخ الاسلام بر صحيح بخارى در حاشيه تيسير القارى، ج6، ص158، چاپ قندهار؛ فيض الغدير، علامه مناوى شافعى، شرح جامع الصغير، سيوطى، چاپ دارالفكر، ج5، ص58، شماره 644.
12. فيض‏الغدير، مناوى، ج5، شماره 7384؛ حاكم نيشابورى در تاريخ نيشابور.
13. العرف‏الوردى فى اخبار المهدى، سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى.
14. كنزالعمال، علامه متقى هندى، چاپ بيروت، ج2، ص325.
15. همان.
16. مسند امام احمد، ج2، ص83؛ مجمع‏الزوائد، هيثمى، ج5، ص218.
17. رسائل خمسون، امام فخر رازى، چاپ مصر.
18. مسند ابوداود طيالسى؛ شرح عقايد نسفى؛ شرح مقاصد، تفتازانى، ج2، ص275؛ در ضمن احاديث فوق در منابع ديگرى از جمله صحيح مسلم، ج6، ص21 و 22، حديث شماره 1849؛ حليةالاولياء، ج3، ص224 و تفسير ابن‏كثير، ج1، ص567 و مسند امام احمد، ج3، ص446 و ج4، ص96 نيز آمده‏اند.
19. فرائدالسمطين، حموينى شافعى، ج2، ص331.
20. العرف‏الوردى، سيوطى، ج2، باب اخبار مهدى، ص166؛ الفتاوى‏الحديثيه، ابن حجر هيثمى، ص30.


موعود شماره 22

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.