spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
آشنايي اوليه با وهابيت-قسمت دوم چاپ پست الكترونيكي
۱۳ مهر ۱۳۸۷
 وهابيان هر گونه تبرک به آثار اولياء را شرک مى دانند. درحالی که تبرک به پيراهن يوسف چشم نابينا يعقوب را شفا بخشيد.
بخارى در نقل سرگذشت صلح حديبيه: هر گاه پيامبر وضو مى گرفت ياران او براى ربودن قطرات آب وضوى آن حضرت بر يکديگر سبقت مى گرفتند. تبرک به زره، عصا، شمشير، ظروف، مهر، انگشتر، مو و کفن پيامبر در کتاب جهاد بخارى و تبرک به آب وضو و موى تراشيده حضرت در باب صفات پيامبر در صحيح بخارى ذکر می شود.


  • نقد آراء و شبهات

8. تبرک و استشفاء به آثار اوليا


الف- وهابيان هر گونه تبرک به آثار اولياء را شرک مى دانند.
ب- تبرک به پيراهن يوسف چشم نابينا يعقوب را شفا بخشيد اذهبوا بقميصى هذا فلقوه على وجه ابى يات بصيرا (يوسف/ 92) فلما ان جاء البشير القاه على وجه فارتد بصيرا(يوسف/ 96).
ج- بخارى در نقل سرگذشت صلح حديبيه: هر گاه پيامبر وضو مى گرفت ياران او براى ربودن قطرات آب وضوى آن حضرت بر يکديگر سبقت مى گرفتند.
د- تبرک به زره، عصا، شمشير، ظروف، مهر، انگشتر، مو و کفن پيامبر در کتاب جهاد بخارى و تبرک به آب وضو و موى تراشيده حضرت در باب صفات پيامبر صحيح بخارى.
مناسب است در اين زمينه به کتاب تبرک الصحابه باثارالرسول نوشته علامه محمدبن طاهرمکى و نيز التبرک نوشته آية الله على احمدى ميانجى مراجعه نمود.
ه- حضرت زهرا سلام الله عليها پس از دفن پدر کنار قبر ايستاد و خاک قبر را بر سر خود ريخت و گريست و سرود:
ماذا على شم تربة احمدا***ان لا يشم مدى الزمان غوايا
صبت على مصائب لو انها***صبت على الايام صرن لياليا
و-قرآن تبرک صندوِق حمل خاندان موسى و هارون را مايه آرامش و پيروزى مى داند "وقال لهم نبيهم ان آية ملک ان ياتيکم التابوت فيه سکينة من ربکم و بقية مما ترک ال موسى و ال هارون تحمله المئکه (بقره/ 218).
ز-عبدالله پسر احمدبن حنبلى از پدر پرسيد حکم کسى که دست بر منبر رسول خدا مى زند و تبرک مى جويد و مى بوسد چيست. احمد گفت اشکالى ندارد.
ح- شفاعت و تبرک به از فاعلى که در عين بندگى خدا، در فعل خود متکى به قدرت برتر باشد شرک نيست.
ط- اهتمام و اصرار صحابه بر بوسه بر کودکانشان توسط پيامبر.
ى- ابوايوب انصارى از قبر پيامبر تبرک نمود آنرا بوسيد و موجب اعتراض مردان بن حکم شد. ابوايوب در پاسخ گفت که من به سوى سنگ نيامده ام بلکه من آهنگ و قصد خود پيامبر را نموده ام و اين سنگ بهانه است.


9. نذر براى اهل قبور

الف-عبدالله قميصى از نويسندگان معاصر وهابى در کتاب الصراع بين الاسلام و الوثينه در رد کشف الارتياب علامه سيدمحسن امين مى نويسد: شيعيان به خاطر اعتقاد به الوهيت على و فرزندانشان قبرهاى آنان را آباد مى کنند و نذر و قربانى تقديم آنها مى کنند، حکم نذرها و قربانيها همان حکم ذبيحه هاى بت پرستان براى بت هايشان مى باشد.
ب-مولف سنى صلح الاخوان که در نقد وهابيت آنرا نگاشته است مى گويد: ان المسألة تدور مدار نيات الناذرين و انما الاعمال بالنيات فان کان قصد الناذر الميت و التقرب اليه بذلک لم يجز قولا واحداً وان کان قصده وجه الله تعالى و انتفاع الاحياء بوجه من الوجوه وثوابه لذلک المنذور له الميت فيجب الوفاء بالنذر
ج- در احاديثى که نهى از نذر و ذبح شده است، وجود بت در گذشته يا حال و يا وقوع آن براى اعياد جاهلى مطرح شده است.


10. نداى اولياء


الف- نداء و دعا اولياء خلاف آيات و روايات محکم مى باشد از قبيل "و ان المساجد لله فلا تدعو مع الله احدا"(جن18/)يا "ان الذين تدعون من دون الله عباداً امثالکم" (اعراف194/)
ب- هر ندا و دعائى به غير خدا، عبادت و پرستش نيست. "قال رب انى دعوت قومى ليلا و نهاراً"(نوح/5)
ج- مقصود از دعا در آيات مورد استناد، مطلق خواندن و نداء نيست و بلکه دعوت خاصى است که با لفظ و قصد پرستش همراه باشد.به عنوان مثال "فما اغنت عنهم الهتهم التى يدعون من دون الله من شىء"(هود/101) که در آن دعوت بت پرستان با تعبيراتى همراه است که اطلاِق پرستش بر آن صحيح است و ربطى به نداى اولياء از سوى مسلمانان ندارد.
د-دعوت و نداى مورد بحث، درخواست و خواندن بنده اى از بنده اى ديگر است که نه او را رب مى داند و نه مالک و متصرف تام الاختيار، بلکه او را بنده عزيز و گرامى خدا مى شناسد که او را به مقام رسالت و امامت برگزيده و وعده داده است که دعاى او را بپذيرد.(و لو انهم اذ ظلموا انفسهم...نساء/64)


11. شفاعت


الف- وهابيان معتقدند شفاعت از سوى افراد مأذون من عندالله پذيرفته مى شود اما نمى توان از خود آنها خواست بلکه بايد از خدا خواست تا خدا شفاعت وى را به انسان عطا کند يا او را شافع انسان قرار دهد.ابن تميمه مى گويد:"اللهم شفع نبينامحمداً فينا يوم القيامة او اللهم شفّع فينا عبادک الصالحين او ملائکتک او نحو ذلک مما يطلب من الله لا اشکال فيه فلا يقال يا رسول الله او يا ولى الله اسألک الشفاعة او غيرها مما لايقدر عليه الا الله فاذا طلبت فى ايام البرزخ کان من اقسام الشرک"

ب- درخواست شفاعت به نحوى درخواست دعا است و دعا از افراد شايسته امرى پسنديده است "يا وجيهاًعندالله اشفع لنا عندالله" و لذا در صحيح بخارى نيز اين کلمه به معناى دعا به کار رفته است از قبيل باب اذا استشفعوا الى الامام ليستسقى لهم لم يردهم يا باب اذا استشفع المشرکون بالمسلمين عندالقحط.نيشابورى در تفسير خود در ذيل آيه "مومن شفيع شفاعة حسنة يکن له نصيب منها و من يشفع شفاعة سيئة يکن له کفل منها" (نسا/ء85) مى گويد شفاعت به درگاه خداوند همان دعا کردن براى شخص مومن مى باشد.

ج-طلب دعا از مومن نه در حيات وى شرک است (ولوانهم اذظلمواالقسم...نساء/ 64) ونه درخواست شفاعت آخرت پيامبر در زمان حيات همانگونه که ترندى در صحيح خود از انس بن مالک روايت مى کند:" سألت النبى ان يشفع لى يوم القيامة فقال انا فاعل قلت فاين اطلبک قال على الصراط" ونه شفاعت وطلب دعا از ارواح انبياء و اولياء شرک آميز مى باشد چرا که ارتباط ارواح پس از مرگ با دنيا قطع نگرديده و امکان آن موجود است. شاهدآنکه ابن عباس مى گويد: حضرت امير پس از تفسيل پيامبر مى فرمايد: بابى انت و امى اذکرنا عند ربک و جعلنا من ربک يا ابوبکر پس از وفات پيامبر پارچه از صورت آن حضرت کنار مى زند و مى گويد بابى انت و امى طلبت حيا و صيتا واذکرنا عند ربک
د-صرف اينکه شفاعت فعل خداست و انتساب آن به غيرخدا موجب شرک مى شود دليل محکمى نيست چراکه انتساب افعال و اعمالى از اين دست به غيرخدا در خود قرآن وجود دارد افعالى از قبيل اماته، احياء، توفى، اعانه و...

د-روشن است که شفاعت در آخرت به دست خداست منتهى رحمت و مغفرت از مجراى بندگان کمال يافته جارى مى شود که به فرمان و اذن خداوند، گناهکاران از مجراى متعدد به رحمت ايزدى مرتبط مى شوند.

ر-اگر از پيامبر در زمان حياتش مى توان طلب شفاعت نمود و موجب شرک نمى شود، بعد از وفاتش نيز نمى تواند موجب شرک گردد چون اصل عمل تفاوتى نيافته است.

ز-زرقانى در المواهب مى گويد: اگر کسى بگويد اللهم انى استشفع اليک بنبيک يا نبى الرحمة اشفع لى عند ربک استجيب له.

و-اين چنين نيست که اولياء درباره هر کس و بدون دليل شفاعت نکنند بلکه آنرا به کسى متوجه مى سازند که رابطه ايمانى او قطع نشده و به واسطه برخى کارهاى خوب استحقاِ تعلق چنين دعايى و تبديل شدن به يک انسان پاک را مى يابد.

ی-براى توضيح بيشتر مى توان به کتاب شفاعت در قلمرو عقل و قرآن و حديث مراجعه نمود.


12. اعتقاد به سلطه غيبى و قدرتهاى فوِق العاده اولياء


الف-اولياء در برخوردارى از قدرت هاى خارِق العاده، بالاصاله و بالاستقلال قادر نمى باشند.
ب-سلطه غيبى و تصرف حضرت مسيح در قرآن (و تبرى الاکمه و الابرص باذنى واذتخرج الموتى باذنى) مائده /110.
ج-قدرت نمائى ياران سليمان قال الذى علم من الکتاب انا اتيک به قبل يرتد اليک طرفک نمل/ 39
د-تصرف سليمان، و سليمان الريح عاصفة تجرى بامره الى الارض التى بارکنا فيها انبياء/ 81
ه-سلطه غيبى موسى، اضرب بعصاک الحجر فانفجرت منه اثنتاعشرة عينا بقره/ 60
و-قرآن در جاى جاى خود برخى افعال را به غير خدا منتسب کرده است مثل ارزاِ (فارز قدهم منه)، خلق کردن (انى اخلق لکم من الطين کهيئة الطير...)ابراء اکمه و ابراص، احياء موتى، اعتاء(و مانقموا منهم الا ان اعتاهم الله و رسوله) يا شفاى مريض و... همه اين شواهد نشان مى دهد که نسبت دادن افعال الهى به غير خدا نمى تواند شرک باشد مگر اينکه انجام اين امور را بالصالة يا بالاستقلال بدانيم.


13. گريه بر قبور در فراِق عزيزان


الف- استناد وهابيان به حديث "ان الميت يهذب بيکاء اهله" مى باشد.اين حديث از عبدالله بن عمر در صحيح مسلم نقل شده است.
ب- در همان باب از عايشه کلامى نقل شده است تبادر وهابيان را مخدوش مى سازد.هشام بن عروة در صحيح مسلم نقل مى کند که وقتى نزد عايشه حديث ابن عمر نقل شداو گفت: جنازه يهودى از کنار رسول خدا عبور داده شد که بر او گريه مى کردند که پيامبر در اين حال فرمود:شما بر او گريانيد در حاليکه او در عذاب است
ج- گريه بر فراِق عزيزان امرى فطرى است و گريه مصيبت زده تسلى خاطر وى است.
د- پيامبر در وفات ابراهيم، فرزندش فرمود: العين تدمع والقلب يحزن و لا نقول الا بما يرضى ربنا و انا بک ياابراهيم لمحزنون
ه- هنگامى که خبر شهادت جعفربن ابيطالب، زيدبن حارثه و عبدالله بن رواحه به پيامبر رسيد اشک آن حضرت جارى شد
و- پيامبر بر قبر مادرش حاضر مى شد و مى گريست
ز- پيامبر در وفات يکى از دختران خود گريست
ح- پيامبر پس از وفات عثمان بن مظعون گريست.
ط- گريه شيعيان بر امام حسين از اين باب است که "حسين منى و انا من حسين احب الله من احب حسيناً و ابغض الله من ابغض حسيناً"


14. توسل به اولياء


الف- حديث عثمان بن حنيف در خصوص تعليم شخص نابينا از سوى پيامبر براى طلب شفاعت، اللهم انى اسألک و اتوجه اليک نبيک محمدنبى الرحمة يا محمد انى اتوجه بک الى ربى فى حاجتى لتقضى، اللهم شفعه فى ّ
ب- حتى ابن تميمه و نيز نويسنده معاصر وهابى، رفاعى در کتاب التوصلى الى الحقيقة التوسل اين حديث را صحيح مى شمارد و حاکم نيز در مستدرک مى گويد اين حديث به شرط صحيحين، صحيح مى باشد که آنرا ذکر نکرده اند
ج- حديث عطيه عوفى از ابو سعيد خدرى: توسل به حق سائلان اللهم انى اسألک بحق السائلين عليک...ان تعيذنى من النار
د- توسل پيامبر به مقام خود و نيز پيامبران پيشين براى مغفرت فاطمه بنت اسد،اغفر لامى فاطمة بنت اسد و وسع عليهامدخلها بحق نبيک و الانبياء الذين من قبلى
ه- توسل در سيره مسلمانان نيز وجود داشته است مثل توسل عمربن عباس عموى پيغمبر و استسقى عمربن الخطاب بالعباس عام الرمادة لما اشتد القحط فسقاهم الله تعالى يادر جايى ديگر از عمر روايات شده است که "اللهم اناکنانتوسل اليک نبينا فتسقينا وانا نتوسل اليک بهم بنبينا فاسقنا فيسقون" که ابن اثير در اين زمينه مى گويد:"هذا والله الوسيلة الى الله و امکان منه. ابن حجرقسطلانى نيز همين برداشت را مطرح مى کند
و-وقتى منصور نحوه زيارت پيامبر را از مفتى مدينه پرسيد، پاسخ داد: لم تصرف وجهک عنه و هو وسيلتک و وسيلة ابيک آدم عليه السلام الى الله يوم القيامة بل استقبله و استشفع به استشفعک الله، قال الله ولوانهم اذظلمو انفسهم
ز-برخى کتابها در خصوص توسل
-کتاب الوفاء فى فضائل المصطفى اثر ابن جوزى بابى مربوط به توسل
-شفاء القسام اثر تقى الدين مشبکى شافعى
-مصباح الظلام فى المستغيثين بخير الانام اثر محمدبن نعمان مالکى
-وفاء الوفاء اثر سمهودى
-المواهب اثر ابولعباس قسطلانى و شرح المواهب اثر مصرى زرقانى مالکى
ح- کتاب "عقيده اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت از شيخ خليل احمدسهانپورى فتاواى 75 نفر از علماء در جواز توسل ذکر شده است
ط- غزالى در احياءالعلوم، ابن قدامه حنبلى در مغنى 3/ 588، وفاء الوفاء سمهودى 4/1376 در زيارتنامه حضرت پيامبر آيه و لوانهم اذ ظلموا را ذکر کرده اند.
س -ابن حجر در الصواعق المحرقة، شعر منتسب به شافعى امام شافعيه را ذکر مى کند.
ال النبى ذريعتى وهم اليه وسيلتى ارجوا بهم اعطى غدا بيدى اليمين صحيفتى


15. بزرگداشت مواليد و وفيات


الف - بن بارز هر گونه بزرگداشت ميلاد پيامبر را حرام و بدعت مى داند و محمد حامد فقى رئيس انصار السنة المحمدية نيز مى گويد :الذکريات التى ملات البلاد باسم الاولياء هى نوع من العبادة لهم و تعظيمهم
قرآن برخى پيشينيان مثل پيامبران را تجليل کرده و ستوده است. حال چگونه است که اگر همين توضيحات و تجليلها از جانب مسلمانان صورت پذيرد شرک مى شود.
ج- آيا برای ابراز مودت ذوى القربى نمى توان در شادى آنان خوشحال و روزهاى غم و اندوه آنان اندوهناک بود.
د- آيا ارزش وجود پيامبر اکرم و اولياء الهى از يک مائده آسمانى کمتر است که حضرت عيسى (ع) روز نزول آن را عيد دانستند و قرآن بدون اشاره مى نمايد (مائده /114)
ه- بزرگداشت ميلاد پيامبر و ديگر مناسبتهاى مربوط از مصاديق و رفعنا لک ذکرک است.
و- جشن و خوشحالى در روز ميلاد پيامبر از سنت مسلمانان بوده است و مولود متعددى در توايخ شاهد آن است.
ز- برقرارى بزرگداشت و تعظيم مواليد و وفيات بزرگان، اگر چه دليل استحباب خاص ممکن است نداشته باشد اما از ادله کلى وجوب احترام و مودت اهل بيت و تعظيم شعائر الهى قابل استفاده بوده، رابطه عاطفى و روحى ميان مسلمان و پيامبرشان را تعميق مى کند.


16. قسم دادن به حق و مقام اولياء


الف - ابن تميمه: در ميان علماء اجماع وجود دارد که نمى توان به حق غيرخدا قسم ياد کرد. الغّر بن عبدالسلام نيز همين نظر را دارد .
ب - فتواى اين در برابر روايات استوار پيامبر و اهل بيت و ديگر امارات موجود در احاديث تاب مقاومت ندارد، مضاف بر اينکه ادعاى اجماع بى اساس مى باشد.
ج- در تعليم پيامبر به نابينا در حديث عثمان بن حنيف آمده است اللهم انى اسئلک و اتوجه اليک بنبيک محمدنبى الرحمة
د- در حديث عطيه عوفى از ابوسعيد خدرى اللهم انى اسئلک بحق السائلين عليک و اسئلک بحق هذا...
ه- علامه سيد محسن امين نقل مى کند که تدورى مى گويد: بنده برخدا حقى ندارد تا از خدا به حق مخلوِ درخواست شود
اولا اگر چنين است چرا پيامبر خدا تعليم قسم دادن به چنين حقوقى فرموده اند
- يارب اسألک بحق محمد لما غفرت لى
ثانياً قران در مواردى بندگان را صاحب حق مى دانند "وکان حقاً عليناننج المومنين"(يونس/ 103)
"وکان حقاً عليا نصر المومنين" روم/ 47 "و عداً عليه حقاً فى التوراة والانجيل "توبه/ 11
ثالثاً در برخى احاديث بدين حقوِ تصريح شده است از جمله حق على الله عون من نکح التماس العفاف لما حرم الله


17. سوگند به غيرخدا


الف - ابن تميمه سوگند به غيرخدا را موجب شرک صغير دانسته و صنعانى در نظير الاعتقاد نيز آنرا مابه شرک مطرح نموده است
ب - خداوند در قران به غيرخدا سوگند ياد کرده و اگر حرام مى بود بايد متذکر مى شد در حاليکه هدف از آن تحريک براى انديشيدن در آيات الهى بوده است و مقصودى حکيمانه داشته است.
ج- مسنداحمد، فلعمرى لان تکلم بمعروف او تنهى عن منکر خير من ان تسکت
د- اينکه در برخى احاديث از قسم خوردن به پدر نهى شده است. متوجه آن بوده که غالباً پدران مسلمان مشرک بوده و سوگند به آنها که ارزش و احترام خاصى نداشتند توجيهى نداشت و يا اينکه مقصود سوگند در مقام شهادت و اثبات حق است که به اتفاِ علما بايد منحصر در سوگند به خدا و صفات خاص باريتعالى باشد.
ز- در سنت پيامبر هم قسم به غيرخدا و حتى به پدر مخاطب نقل شده است از جمله در پاسخ به مسائلى که پرسيده بود. اى الصدقة اغظم اجرا فرمودند اما و ابيک تنبأنه ، ان تصدِ و انت صحيح شيخ تخشى الفقر و تامل البقاء


18. نامگذارى فرزندان با پيشوند عبد و غلام


الف - وهابيان مى گويند بر مبناى ان کل من فى السموات و الارض الا اتى الرحمن عبدا مريم /93، اين نامگذارى درست نمى باشد.
ب- بندگى و عبد بودن اگر به معناى غير از پرستش خداوند باشد مى تواند به غير خدا منتسب گردد. مثل عبد در معناى اصطلاحى و فقهى آن و انکحوا الايامى منکم والصالحين من عبادکم و امائکم.
ج - هدف از اين نام گذارى ها نوعى تشبيه به بندگان قانونى و حکايت از نوعى حقيقت رمزآلود است.
د- عبد در اينجابه معناى مطيع بوده و بندگان و مومنان هم مطيعان خدا و رسول خدا و اولى الامرند. واطيعوالله واطيعوا الرسول واولى الامرمنکم نساء/ 59


منابع

ا- قران کريم
2- کشف الارتياب فى اتباع محمدبن عبدالوهاب تاليف سيدمحسن الامين، منشورات مکتبة الامين
3- الغدير فى کتاب و السنة تاليف عبدالحسين احمدالامينى النجفى، دارالکتب الاسلامية
4- آيين وهابيت تاليف استاد جعفرسبحانى. دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم
5- وهابيان بررسى و تحقيق گونه اى درباره عقايد و تاريخ وهابى تاليف على اصغر فقيهى، انتشارات صبا
6- وهابيت مبانى فکرى وکارنامه عملى، آية الله سبحانى، موسسه تعليماتى و تحقيقاتى امام صادِ (ع)
7- الوهابية والتوحيد تاليف على الکورانى العاملى، دارالسيرة بيروت
8- الدعوة فى کلمة التوحيد تاليف شيخ محمدصادِ آل شيخ مبارک الخطى الصفوانى، دار المصطفى لاحياء تراث
9- پيام حکمت و تدوين محمدتقى فخلعى، آموزش اداره کل مبلغان



 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.