spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
ناگفته‌هاي تاريخ جنگ‌هاي صليبي چاپ پست الكترونيكي
۲۳ شهريور ۱۳۸۷
 صلاح الدين نبوع نظامي عجيبي داشت كه مي‌بينيم صليبيان در يك محلّ پر آب و مستحكم و خوش آب و هوايي به نام «صافوريه» موضع گرفته بودند، ولي او با لطايف‌الحيلي آنها را تحريك مي‌كند كه از مواضعشان حركت كنند و به يك صحراي باز بي آب و علف، بيايند. آنجا اينها را مي‌زند و حتي علف‌هاي خشك را آتش مي‌زنند و چون مي‌ديدند باد به سمت آنها مي‌رود، دود را هم اضافه مي‌كند، آب هم كه نداشتند، بنابراين از يك فكر عالي نظامي برخوردار بود.
 
 

  • گفت‌وگو با دكتر ستار عودي محقق و استاد دانشگاه
  • اشاره:
دكتر ستار عودي عضو هيأت علمي و مدير گروه تاريخ اسلام در شمال آفريقاي بنياد دايرة‌المعارف اسلامي، استاد دانشگاه‌هاي تهران و قم و يكي از محققان بنام و پركار در حوزة تاريخ و تمدن اسلامي است. تاكنون ده‌ها مقاله در شاخه‌هاي مختلف و مرتبط با تاريخ اسلام، در دانشنامة جهان اسلام به قلم او منتشر شده است. آخرين پژوهش اين استاد، تحقيق مفصل و جامعي دربارة تاريخ جنگ‌هاي صليبي مي‌باشد كه براي تدوين و نگارش آن، بيش از هزار منبع غير فارسي ـ غالباً دست اول و مهم ـ بررسي شده و اميد است به زودي به بازار عرضه شود. جامعيت تحقيق و منابع ديده شده در اين كتاب، ما را بر آن داشت تا گفت‌وگويي جذاب و خواندني با ايشان داشته باشيم.

در قسمت نخست اين گفت‌وگو، با علل آشكار و پنهان شروع جنگ‌هاي صليبي و تعداد آن، سير جنگ، عكس‌العمل مسلمانان و پيامدها و آثار آن براي جهان اسلام و مسيحيت، آشنا شديم. اكنون ادامة آن را پي مي‌گيريم.

  •  اگر بخواهيم اختصاصاً به موضوع قدس و بيت‌المقدس بپردازيم، در طول اين دو قرن چه جايگاهي داشت؟

 در عمل ثابت شد، قدس و بيت‌المقدس براي صليبياني كه مدعي بودند براي آزادي به آن سمت حركت مي‌كنند، هيچ‌گونه منزلتي نداشت. حتي بيت‌اللحم كه محل تولد حضرت مسيح(ع) هم بود، همين‌طور. دليل آن هم اينكه وقتي كم مي‌آوردند، از قدس به عنوان پناهگاه استفاده مي‌كردند تا ديگر سپاهيانشان برسند و سقوط نكند. چون مي‌دانستند اسلام براي آن نقطه احترام خاصي قائل است. ما مي‌بينيم كه آنها، به محض ورود براي قدس هيچ‌گونه شأني قائل نيستند. قدس براي آنها تبديل به بهانه‌اي شده بود كه مي‌بينم بعد از فتح قدس، انگيزه‌هاي اصلي‌شان را مطرح مي‌كنند.دليل ديگر آن هم اينكه مي‌بينيم بعد از يك قرن، همين مسئله دوباره تكرار مي‌شود. امپراطور «لويي نهم» حاضر مي‌شود قدس را بدهد و يك محل ديگر را به جاي آن بگيرد. آنجا براي مسلمانان مهم بوده است. حتي يهوديان هم به اندازة مسلمانان براي قدس اهميت، قائل نبودند. در جايي مي‌بينيم حاكم (صليبي) قدس پيش صلاح‌الدين ايوبي مي‌آيد و مي‌گويد اگر قرار باشد قدس را به زور از ما بگيري، اولاً زن و بچه‌هاي خودمان را ـ داخل مسجد ـ مي‌كشيم، بعد پنج، شش هزار مسلمان را همان‌جا سر مي‌بريم، گنبد معروف قبة الصخرة را تخريب مي‌كنيم، مرقد را هم تخريب مي‌كنيم، بعد هم مي‌آييم با شما تن به تن مي‌جنگيم تا كشته بشويم. بنابراين ببينيد از ابتدا تا انتهاي اين جنگ‌ها كوچك‌ترين اهميت و احترامي براي آنها قائل نيستند. اين صرفاً يك بهانه بود تا بتوانند بر منطقة شرق تسلط پيدا كنند. نمونه‌هاي عيني آن هم فراوان است كه يكي، دو مورد آن را گفتم.


  •  قدس، در ميان مسلمان‌ها چه جايگاهي داشته است؟

 جايگاه قدس نزد مسلمانان، هميشه مقدس و محترم بوده است. مي‌بينيم كه صلاح‌الدين ايوبي براي اينكه قدس و آثار تاريخي آن را نگه دارد، حاضر شد با صليبيان صلح كند؛ گفت شما مي‌توانيد با هر ثروتي كه داريد، خارج شويد، مشروط بر اينكه در آن مكان‌هاي مقدس تخريبي صورت نگيرد. و بعد از صلاح الدين هم همين‌طور و بعد مي‌بينم وقتي مسيحيان مي‌آيند، صلاح‌الدين مي‌گويد شما با احترام كامل برويد مكان‌هاي مقدس را زيارت كنيد.مسلمانان بر خلاف مسيحيان مدعي، تمام مدت، براي قدس حرمت كامل قائل بودند و آن را طبق آية شريفة قرآن، نقطة آغاز معراج پيامبر اكرم(ص) مي‌دانند.  آنها حتي معتقدند كه جاي پاي اسب حضرت(ص) در آنجا است. لذا قبة الصخرة براي ما مسلمانان خيلي مقدس است. من در تحقيقي كه كردم معلوم شد  مسيحيان كوچك ترين حرمتي براي قدس قائل نبودند تا آنجا كه اسب‌هاي خود را در آن نگهداري مي‌كردند و آن را به طويلة اسبانشان تبديل كردند؛ به خصوص آن دو گروهي كه معقتدند ما كشيش‌هايي هستيم كه به مجاهدان در راه خدا تبديل شديم؛ يعني «شواليه‌هاي معبد» و «شواليه‌هاي اسپتاليه».

  •  حالا كه صحبت از صلاح الدين ايوبي پيش آمد، لطفاً بفرماييد صلاح‌الدين كه بود و چگونه به قدرت رسيد؟
 
صلاح‌الدين در حالي كه پدر و مادرش در سفر بودند، به دنيا مي‌آيد. در واقع، پدرش در مسير سقوط حركت مي‌كند. ايشان در قرن ششم هجري سال 532 متولد شد. و سال 589 از دنيا رفت. اوج كارش فتح قدس و فتح «حطين» است. ايشان از نظر نژادي كُرد، و از نظر مذهبي سنّي است. به نحوي مي‌توانيم بگوييم اهل «موصل» است. خانواده‌اش در موصل عراق ـ محلي معروف به جزيرة ابن عمر ـ بودند. پدرش مدتي در حكومت بود. جدّ ايشان از سلسلة ايوبيان معروف بود. خانوادة صلاح الدين، در منطقة شبه‌جزيره حكومتي تشكيل دادند كه بعداً به شام و مصر گسترش يافت. خودش يكي از سردارهاي «محمود زنگي» بود، و همراه او به عنوان يكي از سرداران به مصر مي‌رود و در مصر، بعد از سه، چهار حمله، در سال 567 دولت شيعي فاطميان مصر را منقرض مي‌كند. انقراض اين دولت شيعي، به دست صلاح‌الدين ايوبي سني متعصب رخ مي‌دهد. از آن موقع وي حكومت مصر را به دست مي‌گيرد. در ابتدا نمايندة زنگي است و بعد از مرگ وي در سال 569 استقلال پيدا مي‌كند. وي بعد از آن حمله‌اي به شام مي‌كند و آنجا را در اختيار مي‌گيرد، ده سال بعد حمله‌اي به موصل مي‌كند، موصل را مي‌گيرد و كلاً امپراطور جهان اسلام مي‌شود. صلاح‌ الدين بسيار قدرتمند بود و از خليفه هم تبعيت مي‌كرد. در واقع براي مشروعيت بخشيدن به حكومتش از خلفاي سني عباسي بغداد هم حمايت مي‌كند و مرتب برايشان هدايا و پول مي‌فرستد.

صلاح‌الدين بعد از اينكه عملاً جهان اسلام را متحد كرد، حركتش را به سمت فتح قدس شروع مي‌كند. وي از سال 581 برنامة بلندمدتي را براي متحد ساختن مسلمانان مناطق مختلف طراحي، و بعد به سمت حطّين ـ كه محلي نزديك فلسطين امروزي است ـ حركت مي‌كند، سپس در كنار درياچة طبريه شكست فاحشي به صيلبيان مي‌دهد. اين شكست چنان قوي بود كه بعداً هم نتوانستند مناطق مختلفشان را پس بگيرند.وي به سرعت همه جا را مي‌گيرد و بعد از سه ماه قدس را فتح مي‌كند. بعد از فتح قدس در ميان فرزندانش اختلافاتي ايجاد شد. مقداري از امپراطوري‌اش را بين فاميل‌ها و فرزندانش تقسيم كرد كه همين هم باعث مقداري تشتّت شد و حتي يمن را هم ‌گرفت. و بعد از مرگش در سال 589 ـ در حالي كه جوان بود ـ به عنوان فاتح قدس و شكست دهندة صليبيان در حطّين نام نيكي از خودش به جا مي‌گذارد.

  •  رويكرد و عملكرد اصلي صلاح‌الدين را چگونه توصيف مي‌كنيد؟

 شكي در اين نيست كه او يك سني متعصب و مخالف تشيع بود و سقوط دولت فاطميان به دست وي نمود عيني آن است. به عنوان يك فاتح و سردار نظامي مسلمانان مي‌گويند كه سردار فوق‌العاده مهمي است؛ از نظر تاكتيك‌هاي جنگي عالي كار كرده، در همة جنگ‌هايش به خصوص در اوج جنگ حطين. حتي الآن هم بسياري از بزرگان علوم نظامي معتقدند كه او حطين را به بهترين وجه اداره كرده است. نه اينكه بگويم تعداد سپاهيانش بيشتر بود يا كمتر؟ بلكه جنگ حطين، معروف است به جنگ آب.

او يك نبوع نظامي عجيبي داشت كه مي‌بينيم صليبيان در يك محلّ پر آب و مستحكم و خوش آب و هوايي به نام «صافوريه» موضع گرفته بودند، ولي او با لطايف‌الحيلي آنها را تحريك مي‌كند كه از مواضعشان حركت كنند و به يك صحراي باز بي آب و علف،  بيايند. آنجا اينها را مي‌زند و حتي علف‌هاي خشك را آتش مي‌زنند و چون مي‌ديدند باد به سمت آنها مي‌رود، دود را هم اضافه مي‌كند، آب هم كه نداشتند، بنابراين از يك فكر عالي نظامي برخوردار بود.

به عنوان يك مسلمان ـ جداي از مسئلة مذهب ـ براي ايجاد اتحاد ميان مسلمانان سعي خود را كرد و تا حدّ زيادي هم موفق شد. در مصر ـ كه از نظر مذاهب هم با هم متفاوتند ـ شام و جزيره، طيف‌هاي مختلف را زير يك بيرق به نام اسلام با هم متحد كرد. كه همين هم در حطين و بعد هم در جنگ‌هاي ديگر زمينة پيروزي شد. علاوه بر جنبة نظامي، از نظر حكومتي هم كارش عالي بود. قضّاتي دارد كه چند نفر از مورخان بزرگ ما از جمله «ابن شدّاد» قاضي اويند (قاضي عسكر) و مورخ هم هستند. كتاب سيرة صلاح‌الدين را همين ابن شداد نوشته است. مي‌بينيم كه وي توانسته‌ است از افراد درست در جاي درست استفاده كند، حكومت‌ها را به نحو شايسته تقسيم مي‌كند، و فقط آن را به سبب نسبت فاميلي به اشخاص واگذار نمي‌كند. اين هم كار مهمي است كه وي انجام مي‌دهد. روي هم رفته حكومت وي، كه حدود بيست سال به طول انجاميد (569 ـ 589) نقطة اوجي در تاريخ اسلام، و به خصوص در تاريخ شام است كه حاكم آنجا بود. غربي‌ها هم براي ديدگاه وي احترام عجيبي قائل‌اند. البته به دليل اينكه شكست‌دهنده‌شان هم هست. ولي به علّت مسائل انساني به عنوان يك انسان بسيار وارسته به او نگاه مي‌كنند.

  • علل موفقيت صلاح‌الدين را در چه مي‌دانيد؟

 اول، ايجاد انسجام اسلامي در جهان اسلام، اين انسجام‌سازي مقدماتي نياز داشت و مي‌بينيم كه دو سال به طول انجاميد و توانست مسلمانان و امراي مناطق مختلف را با هم متحد كند؛

دوم، برنامه‌ريزي دقيق براي بيرون راندن صليبيان و شكست دادن آنها؛

سوم، انجام مقدمات لازم براي سركوبي و فتح قدس ـ در مدت دو سال و نيم ـ صلاح‌الدين مديريت فوق‌العاده قوي داشت، تا حدي كه ديكتاتوري هم گفته مي‌شد. وي عده‌اي از مشاوران را داشت، با آنها مشورت مي‌كرد كه هم نظامي بودند، هم حقوقي و هم فرهنگي. مشورت با كارشناسان امر و بعد انجام آن با صلابت تمام و مديريت قوي و برنامه‌ريزي دقيق و نبوغ ذاتي كه داشت، مجموعه عواملي بود كه وي را به پيروزي مي‌رساند.

  •  در دوره‌هاي بعد چه حضوري را از شواليه‌ها مي‌بينيم؟

 اينها در دوره‌هاي بعدي در حملات مختلفي حضور داشتند و در اروپا، تبديل به دو سازمان مي‌شوند، كه اين سازمان‌ها تا دويست، سيصد سال بعد از جنگ‌هاي صليبي هم بودند و بعد منقرض مي‌شوند و بعد خود اروپايي‌ها اينها را از بين مي‌برند.

  •  ما وقتي سخن بوش را در اوايل حمله به عراق مرور مي‌كنيم, او بر وقوع مجدد جنگ‌هاي صليبي تأكيد كرد. وقتي به لباس سربازان اسپانيايي نگاهي مي‌كنيم همان نمادهاي صليبي را مي‌بينيم. در حالي كه حدود نه قرن از آن جنگ‌ها گذشته است. به نظر شما چرا غرب مي‌خواهد نمادها و خود جنگ‌هاي صليبي را احيا بكند؟

 ما بايد اول نگاه كنيم كه جنگ‌هاي صليبي چه نتايجي در برداشت. به نظر من اين جنگ‌ها نتايج بسيار پرباري براي غرب داشت: كشتار مسلمانان, ايجاد تفرقه و تشتت در جهان اسلام, غارت كردن ثروت‌هاي اسلامي, كه تماماً به بركت جنگ‌هاي صليبي بود. حالا هم دقيقاً همان شرايط در جهان فعلي وجود دارد. همان افراد كه فقط اسم و شكل و شمايلشان عوض شده, با همان انگيزه‌ها و اهداف، ـ يعني غارت ثروت‌هاي اسلامي ـ وجود دارند. به عنوان مثال، نفت يك ثروت عظيمي است. امروز، تمام صنعت غرب بر آن استوار است. بنابراين غربي‌ها با همان لباس آمده‌اند تا به شرق نشان بدهند كه ما با همان برنامه‌ها آمده‌ايم و با همان هدف پوشالي، كه انگيزه‌مان همان است ولو به شكل ديگري.

انگيزة صليبيان فتح بيت‌المقدس و رها كردن مسيحيان از فشار مسلمانان ولي در واقع ايجاد مستعمره در شرق بود كه شد. الآن هم انگيزه‌شان سركوب تروريسم و سركوب مخالفان است، ولي عملاً غارت كردن ثروت‌ها و ايجاد تشتت بين جهان اسلام است. اينكه همان لباس يا نمودي از آن را نشان مي‌دهد، مي‌خواهد بگويد ما همان غربي‌ها هستيم كه نهصد سال پيش آمديم و اينجا را گرفتيم و دويست سال هم مانديم. الآن هم همين هدف را دارند. اين يك جنگ رواني است كه نمود عيني‌اش همان لباس‌ها و تهديدهاي توخالي است.

وقتي بوش آن تهديدها را صادر مي‌كند، اتفاقاً پاپ هم آن را تأييد مي‌كند. يعني من معتقدم تمام اين يك سناريو است؛ دوباره بر اساس آنچه كه نهصد سال پيش رخ داد، يك پاپ مي‌آيد حمايت ديني و عقيدتي مي‌كند؛ آن هم پاپي كه يهودي است و بعد اين حمايتي كه كرد ادعاي باطلي كرد و نتوانست آن را ثابت كند. غرب بدون ثروت شرق مفلس است. از اين طرف در شرق هم متأسفانه انسجام اسلامي نداريم كه  نمونة عيني‌اش عراق و افغانستان است.

مجموعاً هر چند نهصد سال از آن جنگ‌ها گذشته، ولي مي‌بينيم انگيزه‌ها كماكان باقي است؛ غرب به شرق، چشم طمع و قصد توسعه‌طلبي دارد، ادعاها هم مهم نيست. اينكه  بگوييم عراق بمب اتمي دارد حالا اگر هم نداشت، مي‌مانيم. آن موقع هم همين بود؛ مي‌گفتند آزادي قدس. شما كه آمديد راجع به قدس معامله كرديد، به يك جاي ديگر آن را فروختيد، هفتاد هزار نفر را طي يك روز كشتيد و سر بريديد، كمااينكه الآن هم همان صحنه است كه تكرار مي‌شود.

الآن هم ديوارهاي قدس را دارند تخريب مي‌كنند، كه قبلاً هم همين كار را در سال 1967 كردند، چون مي‌گفتند معبد سليمان، زير مسجد قرار دارد و ما مي‌خواهيم آن را كشف كنيم. اينها همه نشانه‌هايي است كه به دنبال منافع مادي هستند. ضمناً من يك گزارش و مقالاتي هم دارم كه نشان مي‌دهد مسيحيان بيت‌المقدس قبل از حملة صليبيان، تحت حكومت سلاجقه و حتي فاطميان به مراتب شرايط بهتري داشتند. زماني كه مسيحيان قدس آمدند، شرايط آنها به مراتب بدتر شد و خيلي از مسيحي‌ها به اردوگاه اسلام رفتند. اين به صراحت نشان مي‌دهد كه قصد مهاجمان، آزاد كردن مردم و آزاد كردن قدس نبود بلكه منافع خودشان بود. الآن هم كه با شعار مبارزه با تروريسم آمدند، مگر خودشان كه هستند؟ حاكم آمريكا و حاكم انگليس و حاكم آلمان و حتي فرانسه، كه مي‌شوند همان چهار امپراطوري قديم، همان پاپ با همان اندازه‌ها، و همان شرق با همان شرايط نهصد سال پيش؛ دقيقاً صحنه همان است. الآن اين نداي برخي از رهبران جهان اسلام، مانند امام خميني، مقام معظم رهبري يا برخي از روشنفكران شرق را مبني بر انسجام اسلامي بايد جدي گرفت، بايد به خودمان بياييم.

آن‌وقت چنين بود كه دو تا برادر‌ ـ حاكم شام و حاكم حلب ـ هيچ‌كدام حاضر نبود با ديگري متحد بشود. هر يك گمان مي‌كرد كه آن غربي اگر بيايد، به نفع اوست. اما وقتي غرب آمد، هر دويشان را از بين برد. الآن هم همين است. الآن هم اگر برخي از حكام خليج‌فارس معتقد باشند كه بروند با غربي‌ها متحد بشوند، دقيقاً همان صحنه تكرار خواهد شد.

روشنفكران بزرگي مي‌طلبد كه بيايند پايه‌هاي اين انسجام را در جهان اسلام بنا كنند كه اگر اين اتفاق نيفتد، و جنگ‌هاي صليبي واقع شود، معلوم نيست اين بار چند سال به طول بينجامد. آنها مي‌خواهند براي هميشه بمانند. مي‌‌گويند: آمديم تا بمانيم. آمده‌اند تا به اهداف خودشان برسند، همان اهدافي كه از قديم‌الايام حكام صهيون در پي آن بوده‌اند و آمده‌اند كه پروتكل‌هاي خودشان را عملي كنند.

  •  غرب امروز، مي‌خواهد چه عوامل و عناصري را از جنگ‌هاي صليبي اقتباس و در دنياي امروز بازسازي ‌كند؟

 من به يقين مي‌گويم، اصلي‌ترين هدف جنگ‌هاي صليبي‌، اهداف اقتصادي استعماري بود. من معتقدم همين انگيزه، قوي‌ترين عامل مشترك آن جنگ‌ها با جنگ امروزي است. محيط يكي است، قدرت و قلدري غرب مثل آن زمان است، آنها در تنگنا هستند، تجارت، بازرگاني و شركت‌هاي فراملي‌شان به دنبال كار هستند و اين مستلزم آن است كه در اين منطقه كاملاً سيطره داشته باشند. پس اصلي‌ترين و مهم‌ترين وجه مشترك جنگ‌هاي قديم و جديد، برد اقتصادي‌اش است. غرب مي‌خواهد شركت‌هايش، كالاهاي مصرفي (به درد نخورش) را در اين بازار جهان اسلام به مصرف برساند. پس بايد بر منطقه تسلط يابد و ديگر، قسمت‌هايي كه با آن مخالف هستند را نيز در محاصره قرار دهند؛ افغانستان و عراق را بگيريم، تركيه لائيك هم كه از خود ماست بنابراين ايران در انزوا قرار مي‌گيرد.

الآن كشورهايي مثل فرانسه و انگليس و خود آمريكا، اگر اين بخش جهان اسلام از آنها گرفته بشود، به همان حالتي برمي‌گردند كه غرب در زمان جنگ‌هاي صليبي داشت. وقتي شما كالا و اسلحه‌شان را نخريد، اقتصادي ندارد. لذا هر چه بتوانند در اين منطقه نزاع و تشتت ايجاد كنند به نفع آنهاست.
 
اين ما هستيم كه بايد هوشيار باشيم، اين تشتت و تفرقه را كنار بگذاريم. اختلاف تشيع و تسنن ـ كه بين خودمان است ـ نبايد به ما لطمه بزند... ما بايد معيار برادر مسلمان را مطرح و تبليغ كنيم. من خودم شيعه هستم و براي خودم اعتقاداتي دارم، همچنين معتقدم برادر سني من نيز همين‌طور، اما مي‌گويم بايد برويم روي عوامل مشترك فيمابين و آنها را قوي كنيم. ما بياييم الآن با برادرانمان در كشورهاي منطقه روي وحدت و انسجام اسلامي كار كنيم. آن احاديثي را كه پيامبر بر آن تأكيد كردند، فرموده است: «هر كس لا اله الا الله گفت مسلمان است». همة ما اين (توحيد) را قبول داريم. پس جهان اسلام بيايد متحد و منسجم بشود و جلوي اين همهمه را بگيريم. والا من اعتقاد راسخ دارم اگر ما جهان اسلام در افغانستان كاري نكرديم، به عراق آمدند و آنجا را هم از ما گرفتند. اگر الآن هم كاري نكنيم، فردا نوبت كشور و سرزمين بعدي است. بنابراين اتحاد اسلامي بهترين عاملي است كه مي‌تواند جلوي حملات وحشيانه‌اي را كه اينها در پيش گرفته‌اند، بگيرد.

  •  با تشكر از فرصتي كه در اختيار ما قرار داديد.
 من هم از شما متشكرم.

ماهنامه موعود شماره 91
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.