صفحه نخست arrow مقالات arrow گفتگو arrow گفتگو با حجت‌الاسلام‌ سيدمهدي‌ حائري‌قزويني‌
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
گفتگو با حجت‌الاسلام‌ سيدمهدي‌ حائري‌قزويني‌ چاپ پست الكترونيكي
۲۳ اسفند ۱۳۸۳


بسم‌ الله‌ الرحمن‌ الرحيم‌
وصلي‌ الله علي‌ محمد و آله‌ الطاهرين‌
السلام‌ علي‌ المهدي‌ وعلي‌ آبائه‌

لطفاً مختصري‌ از زندگي‌ و سوابق‌ علمي‌ و فرهنگي‌ خود را براي‌ خوانندگان‌ موعود بيان‌ فرماييد.
در سال‌ 1334 شمسي‌ در كربلا متولد و از ده‌ سالگي‌ به‌ سلك‌ اهل‌ علم‌ و طلبگي‌ وارد شدم‌. در كربلا خدمت‌ استادان‌ بزرگي‌ كه‌ مقدمات‌ و سطوح‌ را تدريس‌ مي‌كردند مثل‌ مرحوم‌ شيخ‌ جعفر رشتي‌ و دايي‌ام‌ مرحوم‌ آسيد محمد رضا حايري‌ طبسي‌ تلمذ كردم‌ و بعد در حدود سال‌ 49، 50 شمسي‌ درآن‌ زمان‌ كه‌ ايرانيها را از عراق‌ بيرون‌ مي‌كردند همراه‌ مرحوم‌ والد به‌ ايران‌ آمديم‌ و در قزوين‌ ساكن‌ شديم‌. در قزوين‌ هم‌ خدمت‌ اساتيد بزرگي‌ مثل‌ مرحوم‌ آيت‌ الله صامت‌، مرحوم‌ آيت‌ الله شريعتمداري‌ و مرحوم‌ آيت‌ الله سيد عباس‌ ابوترابي‌ و حضرت‌ آيت‌ الله مظفري،‌ كه‌ الآن‌ در قيد حياتند، و بعضي‌ بزرگان‌ ديگر دروس‌ حوزوي‌ را ادامه‌ دادم‌. بعد براي‌ ادامه‌ تحصيلات‌ و شركت‌ در درس‌ خارج‌ به‌ قم‌ آمدم‌ و در درس‌ اساتيد و علماي‌ بزرگي‌ مثل‌ مرحوم‌ آيت‌ الله شيخ‌ مرتضي‌ حائري‌ و مرحوم‌ آيت‌ الله سيد محمد روحاني‌ تلمذ كردم‌ و الآن‌ هم‌ در خدمت‌ آيت‌ الله سيد محمد علي‌ ابطحي‌ تحصيلات‌ خودم‌ را ادامه‌ مي‌دهم‌. در خلال‌ اين‌ مدت‌ به‌ منبر و نوشتن‌ هم‌ اشتغال‌ داشته‌ام‌.

فعاليتهاي‌ خود را در حوزه‌ فرهنگ‌ مهدوي‌ از كي‌ شروع‌ كرديد؟
نوشتن‌ دربارة‌ ايشان‌ را از حدود سال‌ 59 شروع‌ كردم‌. يك‌ شب‌ چهارشنبه‌اي‌ به‌ مسجد جمكران‌ مشرف‌ شده‌ بودم‌. آنجا يك‌ مرتبه‌ به‌ نظرم‌ رسيد كه‌ كتاب‌ مكيال‌المكارم به‌ فارسي‌ ترجمه‌ نشده‌ و خوب‌ است‌ كه‌ مردمان‌ فارسي‌ زبان‌ از اين‌ كتاب‌ استفاده‌ كنند و بيشتر به‌ وظايفشان‌ راجع‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) توجه‌ داشته‌ باشند؛ مخصوصاً دعا براي‌ تعجيل‌ در فرج‌ حضرت‌. در اين‌باره‌ با بعضي‌ از دوستان‌ كه‌ در آنجا بودند مطرح‌ كردم‌ معلوم‌ شد كه‌ آقاي‌ حاج‌ مهدي‌ جعفريان‌، كه‌ از اعضاء هيأت‌ امناي‌ مسجد جمكران‌ بودند، دنبال‌ كسي‌ مي‌گردند كه‌ اين‌ كتاب‌ را ترجمه‌ كند، من عرض‌ كردم‌ كه‌ بنده حاضرم‌ منتهي‌ بايد كسي‌ كار را پيگيري‌ كند تا به انجام آن‌ تشويق‌ بشوم‌ و سرعت‌ عمل‌ پيدا كنم‌ لذا قرار براين‌ شد كه‌ بنده‌ هفته‌ به‌ هفته‌ مقداري‌ از آن‌ را ترجمه‌ كنم‌ و تحويل‌ بدهم‌ تا ايشان‌ اقدام‌ به‌ چاپ‌ كنند. اين‌ كار انجام‌ شد تا بحمدالله جلد اول كتاب‌ «مكيال‌المكارم‌» در مدت‌ يك‌ سال‌، ترجمه‌ شد. جلد دوم‌ هم‌ يك‌ سال‌ طول‌ كشيد كه‌ چون‌ كار به‌ تدريج‌ انجام‌ مي‌شد مستمر نبود و در سال‌ 62 يا 63 از چاپ‌ خارج‌ شد و بحمدالله اين‌ كتاب‌ تا به‌ حال‌ چندبار تجديد چاپ‌ شده‌ و مورد استقبال‌ قرار گرفته‌ است‌. كتاب‌ ديگري‌ بعد از آن‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ ترجمه‌ كردم‌ كتاب‌ مرحوم‌ علامه‌ سيد هاشم‌ بحراني‌ به‌ نام‌ «سيماي‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در قرآن‌» است كه‌ اسم‌ عربي‌ آن‌ المحجه‌ في‌ ما نزل‌ في‌ القائم‌ الحجه‌ مي‌باشد و‌ منتشر شده‌ است‌.

چه‌ عواملي‌ را در ورود به‌ چنين‌ حيطه‌اي‌ مؤثر مي‌دانيد؟
عامل مقدماتي‌اش همان‌ اشتياق‌ به‌ ظهور حضرت‌ و توجه‌ دادن‌ ديگران‌ به‌ اين‌ امر است كه‌ بايد متوجه‌ به‌ امام‌ زمان،‌ ارواحنا له‌ الفداء، بشوند و بدانند كه‌ تنها راه‌ نجاتشان‌ ظهور حضرت‌ بقيه الله (ع) و برپايي حكومت‌ آن حضرت، طبق‌ بشارتهايي‌ كه‌ در همه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ داده‌ شده‌ است مي باشد چراكه در كلمات‌ اولياء حق‌ و انبيا و ائمه‌(ع‌) تأكيد شده است تنها راه‌ نجات‌ مردم‌ به‌ دست‌ امام‌ ‌(ع‌) است‌. روزي‌ كه‌ دنيا پر از عدل‌ وداد بشود روز ظهور آن‌ حضرت‌ است‌: يملأ الله الارض‌ به‌ قسطاً و عدلاً كما ملئت‌ ظلماً و جوراً پس‌ من‌ طلبه‌ بايد در اين‌ مسير قدم‌ بزرگي‌ بردارم‌ سعي‌ كنم‌ تمام‌ زندگي‌ ام‌ را در مسير امام‌ ‌(ع‌) قرار بدهم‌ و در صدد جلب توجه‌ مردم‌ به‌ ايشان‌ باشم‌. لذا در منبرها از سالها قبل‌ ازترجمه‌ اين‌ كتاب‌ مقيد بوده‌ام‌ كه‌ حتماً ابتدا و انتهاي‌ منبر به‌ نام‌ آن حضرت‌ باشد و براي‌ تعجيل‌ در فرجشان زياد دعا بكنم‌ و غير از اين‌كه‌ در خلال‌ مباحث‌ هم‌ مطالب‌ زيادي‌ راجع‌ به‌ امام‌ زمان‌ در منبرها براي‌ مردم‌ عرض‌ كنم‌. همان‌ اشتياق‌ قبلي‌ سبب‌ شد كه‌ كار نوشتن‌ را هم‌ دنبال‌ كنم‌. ديدم‌ توان‌ نويسندگي‌ هم‌ دارم‌ و بعضي‌ كتابهاي‌ ديگر را در صدد هستم‌ كه‌ بنويسم‌ يا ترجمه‌ كنم‌ چه‌ بهتر كه‌ كتابي‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ بنويسم‌ يا ترجمه‌ كنم‌. كار را دنبال‌ كردم‌.

آيا در مورد حضرت‌ فعاليتهاي‌ ديگري‌ هم‌ داشته‌ايد؟
به‌ همين‌ ترتيب‌ كه‌ عرض‌ كردم‌ براي‌ توجيه‌ جوانان‌ در منبر و غير منبر در گفتگوها و مذاكرات‌ شفاهي‌ و راهنمايي‌هايي كه‌ از بنده‌ خواسته‌اند تذكراتي‌ داشته‌ام‌ و نويسندگي‌ و توسلات‌ شخصي‌ هم‌ تبعاً به‌ حضرت‌ هست‌.

براي‌ آينده‌ چه‌ برنامه‌ هايي‌ داريد؟
كارهايي‌ دارم‌ كه‌ آرزو دارم‌ قبل‌ از مردنم‌ سروساماني‌ پيداكند و منتشر بشود. از كارها كه‌ اشتياق‌ زيادي‌ هم‌ براي‌ آن‌ دارم‌، يكي‌ شرحي‌ است‌ بر زيارت‌ آل‌ ياسين‌ كه‌ مواد خام‌ اين‌ كار الآن‌ آماده‌ است‌ ولي‌ تنظيم‌ و ترتيب‌ و پاكنويس‌ كردن‌ آن‌ مانده‌ است‌ كه‌ بايد از صورت‌ يادداشت‌ برداريها بيرون‌ آمده‌ و به‌ صورت‌ مكتوب‌ و نوشته‌ دربيايد و آرزويم‌ هست‌ كه‌ اين‌ كتاب‌ را به‌ طبع‌ برسانم‌. يكي‌ ديگر هم‌ كتابي‌ است‌ با نام‌ «منشور سعادت‌» كه‌ شرحي‌ است‌ بر دعاي‌ امام‌ زمان‌(عج‌): اللّهم‌ ارزقنا توفيق‌ الطاعه‌ و بعد المعصيه‌ كه‌ دربارة‌ آن‌ هم‌ يادداشتهايي‌ دارم‌ و اميدوارم‌ خداوند به‌ بنده‌ توفيقي‌ عنايت‌ كند كه‌ اينها را هم‌ انجام‌ دهم‌ .

تا به‌ حال‌ شاهد چه‌ بركاتي‌ از ناحيه‌ معصومين‌ در اين‌ مسير بوده‌ايد؟
بركات‌ كه‌ در اين‌ كار بسيار است‌ و عنايات‌ امام‌ زمان‌، ارواحنا له‌ الفداء، نسبت‌ به‌ هر كسي‌ كه‌ درباره‌ امام‌ زمان‌(ع‌) قدمي‌ بردارد به‌ موجب‌ «هل‌ جزاء الاحسان‌ إلا الاحسان‌» كه‌ البته‌ من‌ كارهايم‌ را خدمت‌ محسوب‌ نمي‌كنم‌ و كاري‌ هم‌ نكرده‌ام‌ ولي‌، همين‌ كه‌ در اين‌ مسير قرار مي‌گيرم‌ عنايت‌ حضرت‌ را حس‌ مي‌كنم‌ كه‌ شامل‌ حالم‌ هست‌ و وضع‌ روحي‌، فكري‌ من‌ وزبان‌ گفتاري‌ و نوشتاري‌ من‌ حال‌ و هواي‌ ديگري‌ پيدا مي‌كند و عنايتهاي‌ حضرت‌ شامل‌ حال‌ بنده‌ مي‌شود. چيزهاي‌ ديگري‌ هم‌ بوده‌ كه‌ از گفتن‌ اينها معذورم‌. بعضي‌ از موارد الطاف‌ خاص‌ حضرت‌ شامل‌ حال‌ بنده‌ بوده‌ و حضرت‌ در موارد حساسي‌ عنايت‌ فرموده‌اند.

چرا برخي‌ از طرح‌ اين‌ مسائل‌ در جامعه‌ مي‌ترسند؟
هر ترس‌ يك‌ سلسله‌ عواملي‌ دارد. يكي‌ از مهم‌ترين‌ عوامل‌ آن‌ جهل‌ و ناداني‌ است‌. كودكان‌ يا افراد ضعيف‌ الفكر معمولاً از تاريكي‌ و تنهايي‌ مي‌ترسند. برخي‌ از آنها را ديده‌ام‌ كه‌ حتي‌ در سنين‌ بالا هم‌ اگر يك‌ شب‌ بخواهند تنها در منزلي‌ باشند كاملاً وحشت‌ مي‌كنند. آقايي‌ مي‌گفت‌ اگر من‌ در خانه‌ تنها باشم‌ شب‌ تا صبح‌ خوابم‌ نمي‌برد. اين‌ ترس‌ از روي‌ جهل‌ و وهم‌ وخيال‌ است‌ نسبت‌ به‌ امام‌ زمان‌، ارواحنا له‌ الفداء، هم‌ يكي‌ از مهم‌ترين‌ عوامل‌ اين‌ است‌ كه‌ افرادي‌ مي‌ترسند اسم‌ حضرت‌ برده‌ بشود. همين‌ جهل‌ است‌؛ چون‌ تصوير نادرستي‌ از امام‌ زمان‌، ارواحنا له‌ الفداء، در ذهنشان‌ ترسيم‌ كرده‌اند و امام‌ زمان‌(ع‌) را نمي‌شناسند لذا از طرح‌ نام‌ ويادحضرت‌ مي‌ترسند مثل‌ اين‌كه‌ متأسفانه‌ در اذهان‌ افراد اين‌ مطلب‌ هست‌ كه‌ حضرت‌ وقتي‌ ظهور مي‌كنند تمام‌ برنامه‌ و كارشان‌ كشتن‌ است‌ و تصفيه‌. لذا اينها مي‌ترسند كه‌ نكند من‌ يا كسان‌ من‌ هم‌ جزو كساني‌ باشيم‌ كه‌ به‌ دست‌ حضرت‌ كشته‌ مي‌شوند. در صورتي‌كه‌ برنامه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) كشتن‌ نيست‌ بلكه‌ برنامه‌ مهم‌تر و اساس‌ برنامه‌هاي‌ ايشان‌ چنانكه‌ در شرح‌ زيارت‌ آل‌ ياسين‌ هم‌ بنده‌ اين‌ مطلب‌ را مطرح‌ كرده‌ام‌ توجيه‌، راهنمايي‌ و ارشاد و در گشودن‌ به‌ روي‌ مشتاقان‌ است‌؛ لذا در سر لوحة‌ كارهاي‌ امام‌ زمان‌(ع‌) بعد از سلام‌ كلي‌ سلام‌ علي‌ آل‌ يس‌ مي‌خوانيم‌ السلام‌ عليك‌ يا داعي‌ الله و رباني‌ آياته‌ يعني‌ سر لوحة‌ برنامه‌هاي‌ امام‌ زمان‌(ع‌) دعوت‌ به‌ خداست‌ پس‌ كسي‌ كه‌ مردم‌ را دعوت‌ مي‌كند شمشير در مقابل‌ آنها نشان‌ نمي‌دهد باز در همين‌ زيارت‌ آل‌ يس‌ مي‌خوانيم‌: و الغوث‌ والرحمه‌ الواسعه‌ وعداً غير مكذوب‌ پناه‌ مردم‌ امام‌ زمان‌(ع‌) است‌ رحمت‌ واسعه‌ الهي‌ امام‌ زمان‌(ع‌) است‌ كه‌ ما در مورد دو نفر از ائمه‌(ع‌) خصوص‌ رحمت‌ واسعه‌ در روايات‌ و زيارات‌ مكرر داريم‌ يكي‌ آقا امام‌ حسين‌(ع‌) و ديگري‌ آقا امام‌ زمان‌(ع‌) هستند كه‌ حضرت‌ بقيه‌ الله، سلام‌ الله عليه‌، رحمت‌ واسعه‌ الهي‌ هستند بنابراين‌ ترس‌ اين‌ افراد بي‌ مورد است‌ بر فرض‌ كه‌ اينها در ذهنشان‌ اين‌ باشد كه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) آنها را مي‌كشد در صورتي‌كه‌ چنين‌ نيست‌ و اگر كسي‌ در مسير امام‌ زمان‌(ع‌) قرار بگيرد از كشتن‌ خبري‌ نيست‌ و هر چه‌ هست‌ لطف‌ و عنايت‌ حضرت‌ است‌، حافظ‌ مي‌گويد:
طالع‌ اگر مدد كند دامنش‌ آورم‌ به‌ كف‌
گر بكشد زهي‌ طرب‌ ور بكشد زهي‌ شرف‌
كه‌ اگر هم‌ بكشد او بكشد و اگر من‌ مخل‌ به‌ وضع‌ امام‌ زمان‌(ع‌) هستم‌، اگر نباشم‌ بهتر است‌ تا جامعه‌ رو به‌ صلاح‌ و درستي‌ و انسانيت‌ توجه‌ داشته‌ باشد و اين‌ همه‌ مفاسدي‌ كه‌ ما در اجتماع‌ مي‌بينيم‌ ريشه‌‌كن‌ بشود.

براي‌ بحث‌ كردن‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ از كدام‌ نقطه‌ شروع‌ مي‌كنيد؟
مطالب‌ متنوعي‌ است‌ و معمولاً شرايط‌ زمان‌ و مستمعين‌ را درنظر مي‌گيرم‌ تا آن‌ مستمعين‌ چه‌ كساني‌ باشند. گاهي‌ در پاي‌ منبرهاي‌ بنده‌ نوعاً اهل‌ علم‌ و علما، فضلا و طلاب‌ هستند طبعاً بايد درچنين‌ مجلسي‌ مطالبي‌ گفته‌ شود كه‌ هم‌ در خور استفاده‌ علما و فضلا باشد و از براي‌ آنها مطلب‌ تازه‌ و ممتازي‌ باشد و هم‌ جنبة‌ وعظ‌ و پند و اندرز نداشته‌ باشد ولي‌ اگر مجلسي‌ از طبقات‌ مختلف‌ مردم‌ تشكيل‌ شده‌ باشد بيشتر روي‌ سخن‌ با مردم‌ به‌ اعتبار توجيه‌ آنهاست‌. نسبت‌ به‌ شرايط‌ ظهور و آثار و بركات‌ امام‌ زمان‌(ع‌) و وظايف‌ ما به‌ خصوص‌ در عصر غيبت‌ ايشان‌ كه‌ بيشتر تأكيد روي‌ همين‌ چند مطلب‌ است‌: يكي‌ اين‌كه‌ ما اذهان‌ را از آن‌ ترس‌ و واهمه‌اي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ ظهور امام‌ زمان‌(ع‌) دارند خالي‌ كنيم‌ تا متوجه‌ اصلاحات‌ امام‌ زمان‌(ع‌) و بناي‌ جامعة‌ ديني‌ و انساني‌ كامل‌ بشوند. بعد هم‌ دربارة‌ وظايف‌ شيعيان‌ در زمان‌ غيبت‌ صحبت‌ مي‌كنم‌.
منبرها را هم‌ معمولاً با دعاي‌ فرج‌ شروع‌ مي‌كنم‌ و با دعاهايي‌ دربارة‌ حضرت‌ و دربارة‌ كساني‌ كه‌ در مسير حضرت‌ باشند خاتمه‌ مي‌دهم‌ و همچنين‌ دعا براي‌ مستمعين‌ تا در مسير امام‌ زمان‌(ع‌) و از ياران‌ و خدمتگذاران‌ ايشان‌ باشيم‌.
البته‌ در مواقعي‌ كه‌ تشخيص‌ بدهم‌ بايد در اينجا كل‌ منبر درباره‌ حضرت‌ باشد، مخصوصاً روزهاي‌ جمعه‌، مقيدم‌ كه‌ اين‌ كار را بكنم‌ و حتماً قسمتي‌ از منبرها را درباره‌ حضرت‌ داشته‌ باشم‌ و احياناً همه‌ آن‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ باشد طبعاً در آنجا منبر بر حسب‌ اختلاف‌ موارد مختلف‌ خواهد بود كه‌ چه‌ مطالبي‌ عنوان‌ بشود. معمولاً آياتي‌ از قرآن‌ را كه‌ دربارة‌ حضرت‌ است‌ موضوع‌ سخنانم‌ قرار مي‌دهم‌ .
البته‌ بسته‌ به‌ حالم‌ گاهي‌ ابياتي‌ را درابتداي‌ منبر مي‌خوانم‌ براي‌ دعاي‌ آخر منبر هم‌ كه‌ معمولاً مي‌گويند خدايا بيماران‌ ما را شفا بده‌! بنده‌ اينطور مي‌گويم‌ كه‌ به‌ عنايت‌ حضرتش‌ بيماران‌ ما را شفا بده‌! به‌ لطف‌ حضرتش‌ قرضهاي‌ ما را ادا كن‌ كه‌ در دعاي‌ ندبه‌ به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ داده‌اند كه‌ و اجعل‌ صلاتنا به‌ مقبوله‌ و ذنوبنا به‌ مغفوره‌ و دعائنا به‌ مستجابا. همه‌ اين‌ امور بايد به‌ دست‌ امام‌ زمان‌(ع‌) انجام‌ بشود. اگر شفاي‌ بيمار يا اداي‌ قرض‌ را مي‌خواهيم‌ و يا فراهم‌ شدن‌ شرايط‌ ازدواج‌ را براي‌ جوانان‌ با نام‌ حضرت‌ و با عنايت‌ حضرت‌ توأم‌ كنيم‌ و توجه‌ داشته‌ باشيم‌ كه‌ هر دعايي‌ بايد به‌ امضاي‌ امام‌ زمان‌ برسد و اين‌ را بنده‌ با لحن‌ خود دعا به‌ هم‌ متصل‌ و دعا مي‌كنم‌.

به‌ نظر شما كدام‌يك‌ از مباحث‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ جذابيت‌ بيشتري‌ دارد؟
چند مطلب‌ است‌ يكي‌ مسئله‌ علائم‌ ظهور حضرت‌ و مقدمات‌ ظهور حضرت‌ كه‌ مردم‌ بيشتر مايلند بدانند كه‌ چه‌ اتفاقاتي‌ قرار است‌ بيفتد. ديگر در خصوص‌ حوادث‌ و رويدادهاي‌ بعد از ظهور است‌ كه‌ در زمان‌ ظهور ايشان‌ چه‌ اموري‌ در عالم‌ واقع‌ مي‌شود؟ عنوان‌ سومي‌ كه‌ جذاب‌ است‌ وظايف‌ مردم‌ در عصر غيبت‌ است‌ و به‌ طور كلي‌ وظايف‌ و مسئوليتها و چهارمين‌ موضوعي‌ كه‌ جذابيت‌ دارد تشرفاتي‌ است‌ كه‌ براي‌ مردان‌ حق‌ انجام‌ شده‌ و كساني‌ كه‌ خدمت‌ آقا امام‌ زمان‌، ارواحنا له‌ الفداء، شرفياب‌ شده‌اند و حضرت‌ آنها را مورد عنايت‌ قرار داده‌اند؛ خواه‌ از طبقة‌ علما و خواه‌ از مردم‌ عادي‌، اين‌ هم‌ مورد توجه‌ مردم‌ است‌ و اشتياق‌ مردم‌ بيشتر مي‌شود كه‌ در اين‌ جهت‌ قدم‌ بردارند تا شايد يك‌ روزي‌ حضرت‌ راببينند و مورد عنايت‌ خاص‌ ايشان‌ قرار بگيرند. البته‌ در حاشيه‌ اين‌ تشرفات‌ گاهي‌ انسان‌ برخي‌ مطالب‌ و رموز را بيان‌ مي‌كند و خوب‌ است‌ اگر در مجله‌ هم‌ اين‌ مطالب‌ را طرح‌ مي‌كنيد در كنار آن‌ برخي‌ مطالب‌ ديگر هم‌ گفته‌ شود.

تأثير مطرح‌ كردن‌ چنين‌ مطالبي‌ را چگونه‌ مي‌بينيد؟
ما عقيده‌مان‌ اين‌ است‌ كه‌ دين‌ يك‌ ضرورت‌ است‌ و توجه‌ به‌ امور ديني‌ لازمة‌ زندگي‌ مردم‌ است‌ و تجلي‌ اين‌ امر در قضيه‌ امام‌ زمان‌، ارواحناله‌ الفداء، است‌ كه‌ چكيدة‌ تمام‌ مباحث‌ دين‌ در همين‌ يك‌ نقطه‌ و نكته‌ است‌ كه‌ اين‌ دين‌ روزي‌ از روزها عالم‌ را در اختيار خواهد گرفت‌ و همة‌ افراد اجتماع‌ را تربيت‌ خواهد كرد و اگر افرادي‌ در گذشته‌ بودند و در حال‌ هستند كه‌ مردم‌ را نسبت‌ به‌ دين‌ دچار ترديد مي‌كنند با اين‌ مباحث‌ به‌ شبهه‌افكنيهاي‌ واهي‌ و سست‌ آنان‌ جواب‌ داده‌ مي‌شود انگيزه‌ها در اذهان‌ مردم‌ محكم‌ مي‌شود. طبعاً در زندگي‌ شخصي‌ افراد هم‌ غير از عنوان‌ اجتماعي‌ تأثيرات‌ بسيار دارد؛ چرا كه‌ افرادي‌ كه‌ متوجه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) بشوند در زندگي‌ شخصي‌ خودشان‌ بركاتي‌ را احساس‌ مي‌كنند كه‌ آنها را به‌ يك‌ حال‌ و هواي‌ ديگري‌ مي‌كشاند كه‌ ازآن‌ گرفتاريها و مشكلاتي‌ كه‌ معمولاً براي‌ آنها و براي‌ هر كسي‌ هست‌ راهي‌ براي‌ نجات‌ وخلاصي‌ پيدا مي‌كنند .

از چه‌ راهي‌ مي‌توان‌ اين‌ مطالب‌ را در جامعه‌ و در ميان‌ افراد عملي‌ كرد؟

ما با گفتار تنها نمي‌توانيم‌ در جامعه‌ موج‌ و تغيير ايجاد كنيم‌ بلكه‌ بايد توأم‌ با عمل‌ و رفتار مناسب‌ باشد يعني‌ چنانچه‌ ما مي‌گوييم‌ وقتي‌ امام‌ زمان‌(ع‌) ظهور مي‌كنند وضع‌ اقتصادي‌ مردم‌ بهبود پيدا مي‌كند مي‌بايست‌ اين‌ مطلب‌ را از همين‌ الان‌ در حس‌ و رفتار مردم‌ نشان‌ بدهيم‌. مثلاً با تأسيس‌ صندوقهاي‌ قرض‌ الحسنه‌ و يا تقويت‌ و تشويق‌ قرضهاي‌ شخصي‌ به‌ طوري‌ كه‌ اغنيا نسبت‌ به‌ فقرا اين‌ احساس‌ را داشته‌ باشند كه‌ حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند: وشاركوهم‌ في‌ اموالكم‌ كه‌ نه‌ تنها كمك‌ ناچيزي‌ به‌ فقرا بكنيد بلكه‌ آنها را شريك‌ اموالتان‌ بدانيد يعني‌ فقرا واقعاً حقي‌ در اموال‌ اغنيا دارند. اين‌ را بايد افراد فقير در جامعه‌ احساس‌ بكنند و بفهمند كه‌ اين‌ مطلب‌ حقيقت‌ و واقعيت‌ است‌ ولي‌ بسته‌ به‌ رفتار ماست‌ كه‌ تعاطف‌ و همكاريمان‌ نسبت‌ به‌ ديگران‌ چگونه‌ باشد. و الاّ صرف‌ اين‌كه‌ ما حرف‌ بزنيم‌ و كتاب‌ و مقاله‌ بنويسيم‌ و منبر برويم‌ كفايت‌ نمي‌كند و بايد در امور اقتصادي‌، فرهنگي‌ خانوادگي‌ و جهات‌ مختلفي‌ كه‌ در جامعه‌ مطرح‌ است‌ ما اين‌ مسئله‌ را به‌ طور عيني‌ براي‌ مردم‌ واضح‌ و نمايان‌ كنيم‌ كه‌توجه‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) چه‌ موفقيتهايي‌ براي‌ انسان‌ ايجاد مي‌كند.

براي‌ كساني‌ كه‌ مي‌خواهند در اين‌ طريق‌ قدم‌ بگذارند چه‌ توصيه‌هايي‌ داريد؟
ابتدا بايد توسل‌ زياد به‌ حضرت‌ داشته‌ باشند كه‌ توسل‌ به‌ حضرت‌ بهترين‌ وسيله‌ است‌ براي‌ جلب‌ عنايت‌ ايشان‌ و توسل‌ بايد به‌ طور مستمر باشد نه‌ اين‌كه‌ انسان‌ از توسل‌ به‌ حضرت‌ خسته‌ و ملول‌ بشود همانطور كه‌ اشاره‌ كردم‌ در مرحلة‌ عمل‌ هم‌ بايد رفتار طوري‌ باشد كه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) او را بپسندند و بپذيرند و الاّ چنانكه‌ رفتار و گفتار او با هم‌ متفاوت‌ باشند نه‌ تنها موفق‌ نخواهد شد كه‌ بدتر ماية‌ سقوط‌ شديدتر او خواهد گشت‌ ولو از نظر ظاهر هم‌ رسم‌ و نام‌ و عنواني‌ از او ظاهر بشود و مثلاً يك‌ امور دنيوي‌ از براي‌ او حاصل‌ بشود ولي‌ سقوط‌ معنوي‌ او حتمي‌ خواهد بود؛ چون‌ اين‌ كار در واقع‌ نفاق‌ است‌ و نفاق‌ بدتر از كفر است‌ و بايد انسان‌ صددرصد پرهيز كند از اين‌كه‌ مخصوصاً با حضرت‌ از در دورويي‌ و نفاق‌ وارد بشود.

عملكرد مسئولان‌ فرهنگي‌ كشور را چگونه‌ مي‌بينيد؟
در اين‌ جهت‌ و اين‌ زمينه‌ متأسفانه‌ كاري‌ انجام‌ نشده‌ است‌؛ يعني‌ اين‌ كارهايي‌ كه‌ ما مي‌بينيم‌ در حد بسيار ضعيف‌ و ناقصي‌ است‌ و يكي‌ از جهاتش‌ همان‌ جهل‌ و غفلتي‌ است‌ كه‌ در بعضي‌ از سؤالات‌ گذشته‌ عرض‌ كردم‌ كه‌ نسبت‌ به‌ امام‌ زمان‌(ع‌) وجود دارد بسياري‌ مقام‌ و خصوصيات‌ حضرت‌ را نمي‌شناسند چه‌ رسد به‌ اين‌كه‌ در اين‌ جهت‌ قدم‌ بردارند و چنانچه‌ اين‌ جهل‌ برطرف‌ بشود و يا لااقل‌ با برخي‌ از افراد مشورت‌ بشود طبعاً برنامه‌ها درباره‌ امام‌ زمان‌(ع‌) مي‌تواند خيلي‌ زيادتر از اين‌ باشد و تشريح‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ حضرت‌ در رسانه‌هاي‌ عمومي‌ و توجيه‌ مردم‌ نسبت‌ به‌ مسئله‌ انتظار فرج‌ مردم‌ را از اين‌ حالت‌ بي‌ خبري‌ بيرون‌ مي‌آورد.
اهتمام‌ به‌ امر امام‌ زمان‌، ارواحنا له‌ الفداء، بايد به‌ صورتي‌ باشد كه‌ در تمام‌ كارهاي‌ روزمرة‌ مردم‌ وارد بشود يعني‌ وقتي‌ كه‌ ما به‌ منزل‌ كسي‌ وارد مي‌شويم‌ بايد با ياد و نام‌ حضرت‌ مواجه‌ بشويم‌. اگر اهل‌ آن‌ خانه‌ اهل‌ توجه‌ به‌ حضرت‌ هستند اگر بر در مغازة‌ شخص‌ منتظر امام‌ زمان‌(ع‌) مي‌رويم‌ با همين‌ وضعيت‌ روبرو بشويم‌؛ سوار ماشين‌ مي‌شويم‌ بايد با همين‌ كيفيت‌ مواجه‌ شويم‌. متأسفانه‌ جامعة‌ ما اين‌ حالت‌ را پيدا نكرده‌ البته‌ نه‌ اين‌كه‌ كل‌ جامعه‌ چرا كه‌ معلوم‌ است‌ خيلي‌ها هستند كه‌ ضد امام‌ زمان‌(ع‌) هستند ولي‌ افرادي‌ كه‌ خود را در مسير امام‌ زمان‌ مي‌دانند به‌ اين‌ مرحله‌ نرسيده‌اند كه‌ تمام‌ حركات‌ و سكنات‌ ونشست‌ و برخاست‌ خود را با نام‌ و ياد حضرت‌ قرار دهند.
زليخا از شدت‌ علاقه‌اي‌ كه‌ به‌ يوسف‌ داشت‌ هر چيزي‌ را كه‌ مي‌خواست‌ اسم‌ ببرد به‌ نام‌ يوسف‌ اسم‌ مي‌برد پس‌ ما اگر مي‌نشينيم‌ بايد به‌ نام‌ حضرت‌ بنشينيم‌ اگر برمي‌خيزيم‌ به‌ نام‌ حضرت‌ باشد قدم‌ برمي‌ داريم‌ به‌ ياد حضرت‌ باشد نام‌ حضرت‌ را در اتاق‌ منزلمان‌، در ماشيني‌ كه‌ سوار مي‌شويم‌، در محل‌ كارمان‌ و بالاتر از آن‌ در ذهنمان‌ قرار بدهيم‌. در دلمان‌ قرار بدهيم‌ و بر زبانمان‌ جاري‌ كنيم‌ تا وجود ما عطر و بوي‌ امام‌ زمان‌(ع‌) را پيداكند و ديگران‌ را كه‌ متوجه‌ نيستند با اين‌ عطر و بو به‌ سمت‌ ايشان‌ متوجه‌ كنيم‌. تا اينكه‌ آن‌ مقام‌ انتظار كه‌ فرمودند بايد در نوع‌ شيعيان‌ حاصل‌ شود تا ظهور نزديك‌ گردد در محدودة‌ زندگي‌ ما ايجاد شود. جلسات‌ دعا براي‌ تعجيل‌ در فرج‌ امام‌ زمان‌(ع‌) بايد بيشتر از الان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ ايران‌ و غير ايران‌ و مجموعة‌ عالم‌ و همه‌ دنيا برگزار شود همانطور كه‌ مجلسي‌ براي‌ عزاداري‌ امام‌ حسين‌(ع‌) منعقد مي‌شود مجالسي‌ براي‌ دعاي‌ فرج‌ امام‌ زمان‌(ع‌) برگزار بشود و يا شعبه‌اي‌ از همان‌ مجالس‌ عزاداري‌ به‌ نام‌ امام‌ زمان‌(ع‌) بايد باشد چرا كه‌ در خود زيارت‌ عاشورا دو جا مي‌بينيم‌ ما را متوجه‌ امام‌ زمان‌(ع‌) و دعا براي‌ تعجيل‌ فرج‌ و انتظار فرج‌

 

موعود شماره 50


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.