spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
شوق ظهور چاپ پست الكترونيكي
۲۹ بهمن ۱۳۸۳

گفتگو با ميهمانان خارجى اجلاس دوسالانه بررسى ابعاد وجودى حضرت مهدى
گفتگو: محمود مطهرى نيا


محمد مجتبى عمادالدين از سودان
در حال حاضر در مدرسه امام مهدى، عليه السلام، پاكدشت مشغول ياد گرفتن زبان فارسى و احكام دينى است و قصد دارد پس از فراگرفتن آنها به تحصيل در رشته هاى مهندسى (برق) بپردازد.
از او پرسيديم: ديدگاه سودانيان نسبت به حضرت چيست؟
او در پاسخ گفت: حضرت در ميان سودانيان شناخته شده است اما نه به شكلى كه در ميان شيعيان است چون آنها سنّى اند اعتقادشان اين است كه حضرت در آخرالزمان به دنيا مى آيند. اجلاس از بهترين راههاى شناساندن فرهنگ شيعه به سنيان است. اگر آنها كه دنبال حق مى گردند بتوانند مذهب اهل بيت، عليهم السلام، را آنگونه كه هست بيابند پذيرفتن حق بسيار آسان است ليكن در غير اينصورت است كه سخت مى شود. البته برخى از مردم مريض اند و علاج را نمى پسندند و دوست ندارند سالم بشوند. مكتب اهل بيت، عليهم السلام، را به هر شكل كه بتوان بايد ارائه كرد. خصوصاً بايد از كتب خود سنيان با ايشان استدلال كرد. شيعيان سودان حضرت مهدى، عليه السلام، را كاملاً و بخوبى مى شناسند و تعداد شيعيان در سودان در حال ازدياد است. در نزد شيعيان آنجا هم جشنها و مراسم گوناگونى در رابطه با حضرت دارند و شناخت اكثر ايشان از طريق مطالعه است. البته اكثر سؤالات درباره غيبت و كيفيت زندگى ايشان است.
(مصاحبه به زبان عربى انجام شد جز جمله زير كه پرسيديم اگر بخواهى درباره حضرت مهدى، عليه السلام، صحبت كنى چه مى گويى؟ كه با فارسى مليحى گفت:)
كافى اين چيزى كه محمد طاهرى در نوارش مى گويد: اى گل زهرا، [سلام اللَّه عليها].
مى پرسم: اگر بخواهى به يك سنّى درباره حضرت بگويى چه مى گويى؟
در پاسخ مى گويد: مى گويم او قطب است و براى درك فيض خدا بايد به ديدار او رفت؛ اوست كه فيض خدا را بين بشريت قسمت مى كند. وجودش مانند منبع مغناطيسى است كه اگر قطع شود همه نظامها به هم مى ريزد كه در حديث داريم: »لولاالحجة لساخت الأرض باهلها.«

دكتر اوصاف احسان از كشور هند
برادر شافعى مذهبى كه در نهايت صفا و صميميت از شيعيان به عنوان برادر در طول صحبت ياد مى كند مى گويد تا آن زمان كه از سنيها مطلب مطالعه مى كردم بحث مهدويت چندان وضوحى برايم نداشت ليكن بلافاصله پس از انقلاب اسلامى در ايران به ادبيات امام خمينى، آيت اللَّه طالقانى، سيد محمدحسين طباطبايى و سيد محمدباقر صدر مراجعه كردم و لذا پس از مطالعه اين ادبيات اگر بگويم سنى هستم مشكل پديد مى آورد؛ چرا كه عمده نظريات و عقايدم راجع به امام مهدى، عليه السلام، را از شيعه گرفته ام كه بسيار واضح اين مطلب را بيان كرده اند. آنگونه كه در منابع خوانده ام زمين از ظلم فراگير خواهد شد و در اين زمان امام مهدى، عليه السلام، مى آيند و عدالت را به ارمغان مى آورند. درباره هند بايد بگويم كه هند را نمى توان يك كشور تنها دانست كه چندين كشور و ايالت است و اديان مختلفى در آن يافت مى شود و لذا نظريات مختلفى درباره امام مهدى، عليه السلام، در ميان ايشان وجود دارد. هندوئيسم به گروههاى مختلفى تقسيم مى شود بسته به تولد افراد. لذا اگر كسى به عنوان برهمائى متولد شود وى مقربترين افراد نزد خداوند فرض مى شود و در نظر گرفته مى شود و گروههاى ديگر هم به ترتيب تا پايين. مسأله بعدى اطلاعات افراد است كه مسلمانان هند چه شيعه و چه سنى چندان اطلاعاتى راجع به اين مسائل ندارند و اطلاعاتشان بسيار كم است (متأسفم كه بايد اذعان كنم.)
اين مفهوم ما را به مفهوم عاشورا رهنمون مى سازد، همانطور كه امام حسين، عليه السلام، عاشورا را آغاز كرد و خانواده اش را قربانى كرد در راه اسلام و براى آمدن امام مهدى، عليه السلام، هم قربانى شدن بسيار لازم است.
در هندوئيسم اكثر گروهها راجع به حضرت مهدى، عليه السلام، بسيار كم مى دانند. دست يافتن به رستگارى با تبديل شدن به يك هندوى خوب محقق مى شود. برهما خداست و برهمائيان خود را مقربين درگاه خدا مى دانند و در هند هم گروهها مانند اسرائيل داراى طبقات مختلف است و طبقاتى هستند كه از حقوق پايينى برخوردارند كه بايد خدمت طبقات بالاتر را بنمايند. مثلاً بايد راه آنها را وقتى به جايى مى آيند باز كنند، حق تماس با آنها را ندارند، حق ديدنشان را ندارند، حق خواندن ندارند كه اين قاعده اى است كه در كتب ايشان بيان شده است. رسيدن به آزادى و رستگارى بدون امام مهدى، عليه السلام، براى ايشان غيرممكن است و اوست كه بايد ايشان را به عدالت برساند و ما بايد ايشان را به عدالت و بشردوستى با آشنايى با حضرت مهدى، عليه السلام، نزديكتر كنيم. [چون رهايى يافتن از شرايط فعلى غيرممكن مى باشد.]
او در پاسخ به اين سؤال كه شيوه ترويج فرهنگ مهدويت در ميان هنديان چيست؟ مى گويد:
به نظر من در ابتدا بايد آنها با اهل بيت، عليهم السلام، آشنا شوند. در گام اول وقتى آنها با ايشان آشنا نيستند چطور مى توانند با حضرت مهدى، عليه السلام، آشنا شوند. اصلاً نمى توانند ايشان را بشناسند. ما بايد قلوب ايشان را نسبت به اهل بيت، عليهم السلام، نرمتر سازيم و ما بايد بيشتر از اهل بيت، عليهم السلام، سخن بگوئيم. من مطمئنم و احساس مى كنم كه بسيار مشكل است صرفاً با مفهوم امام مهدى، عليه السلام، بخواهيم سراغ ايشان برويم.
براى تعريف اهل بيت، عليهم السلام، هم بايد اسلام را آنگونه كه هست و شايسته است معرفى كنيم و تبليغات آل سعود و حجاز و برخى ديگر كشورها در خاورميانه را كه دلارها و ريالها را خرج مى كنند خنثى كنيم و به آنها بگوئيم شما بايد در اين مسير گام نهيد و تنها در اين راه به رستگارى مى رسيد كه با اهل بيت و امام مهدى، عليهم السلام، باشيد.
عشق به امام مهدى، عليه السلام، اولين چيزى است كه هر مسلمان بايد داشته باشد و تنها نبايد حضرت رسول، صلّى اللَّه عليه وآله، را دوست داشت. ارزش هر مسلمان به دوست داشتن حضرت مهدى، عليه السلام، است و معيار مسلمانى دوست داشتن و شناختن ايشان است و با واقعيت امام مهدى، عليه السلام، هر كه آشنا شده نمى تواند او را دوست نداشته باشد و مهر و محبت او چيزى نيست كه از قلب كسى براحتى بتواند خارج شود.
از او پرسيديم اگر حضرت را ببينى به او چه مى گويى؟ فرض كن اينجا كنارت نشسته اند.
گفت: نمى دانم سؤال خيلى سختى است نمى توانم جواب دهم. نمى دانم چه بگويم؟ من يك مرد احساساتى هستم، من فقط دوست دارم اگر بدانم كجاست كنارش بنشينم همينقدر كافى است. خود اين افتخار است براى من. وقتى به بهشت زهرا مى روم محيط آنجا آنچنان مرا منقلب مى سازد كه نمى توانم احساساتم را بيان كنم وقتى به قبر امام خمينى، رحمةاللَّه عليه، نگاه مى كنم او را هنوز زنده در آنجا مى بينم او هنوز آنجاست، لذا نمى توانم صحبت كنم نمى توانم اصلاً چيزى بگويم تنها مى توانم مدتهاى طولانى در آنجا بايستم و به او نگاه كنم چرا كه براى من امام همانند پدرم بود.
وى در انتها با حال خاصى گفت: دوست داشتم به جاى هند در ايران رشد مى كردم. من اينجا را بيشتر از آنجا دوست دارم. خاصه پس از انقلاب ايران. احساس مى كنم حداقل يكبار هم كه شده براى ما كه در آنجا غريب افتاده ايم دعا كنيد و به ما بينديشيد كه اين بزرگترين هديه اى است كه شما خواهران و برادران ايرانى مى توانيد به ما بدهيد و بزرگترين عطيه شماست در مقابل من هم براى شما كه در كشور امام زندگى مى كنيد دعا مى كنم.

عليرضا حسين دامجى از تانزانيا
دامجى در حال حاضر در مدرسه امام مهدى، عليه السلام، همراه با محمد مجتبى و نورمحمّد تحصيل مى كند و در آينده مى خواهد به قم برود و طلبه شود.
وى نسبت جمعيت شيعيان به كل جمعيت تانزانيا را يك به صد عنوان مى كند. او مى گويد در نيمه شعبان نماز حضرت و دعاى فرج و هر جمعه بعد از نماز دعاى فرج و هر صبح »أللّهم بلغ مولاى« را مى خوانيم. او مى گفت: از نظر دينى ايران در جهان اول است. سنيها مى دانند كه كسى هست ولى بى نام و نشان كه مى آيد اصلاح مى كند. در عقايد هندوها به كريشنا اعتقاد دارند كه كسى است كه يك چشم بزرگى دارد و همه ماهيها و آبها را مى خورد و آن را تنها به معتقدين خود مى دهد و نه غير آنها و ادعاى خدايى دارد. وى را دجال مى دانند و سنيها هم چنين نظرى دارند و حضرت مهدى، عليه السلام، مى آيد آنها را نجات مى دهد. هندوها در آفريقا زيادند.
او دوست دارد حضرت سريعتر ظهور كنند تا اختلافات ميان شيعه و سنى و ديگر فرق و مذاهب برطرف شده و همگى يكى شوند و خود را منتظر و آماده براى ظهور عنوان مى كند.

نورمحمّد از تايلند (كه شاه وليد، نام تايلندى وى است)
در پاسخ سؤالات ما مى گويد: اكثر مردم تايلند بودائى هستند در عقايد بودا يك منجى هست به نام پاسيان كه در آخرالزمان مى آيد كه وضعيت جهان را اصلاح مى كند و مردم از ظهورش خوشحال مى شوند. در مالزى اهل سنت تعدادشان بيشتر است. 200 سال قبل يك طلبه ايرانى به نام احمد قمى براى تبليغ آمده بود و ترويج شيعه كرده بود. همه مسلمانان 15 شعبان به گلستان مى روند براى دعا چون مى دانند روز امام مهدى، عليه السلام، است. پس از انقلاب امام خمينى وضعيت رويكرد مردم به دين و اسلام و شيعه بهتر شده و برخى كتب شيعى از فارسى به تايلندى ترجمه شده مثل كتب زيارت.
به نظر من امام مهدى، عليه السلام، فقط براى دين اسلام نيست. مى پرسم: اگر حضرت را ببينى به او چه مى گويى؟ پاسخ مى دهد: اگر حضرت را ببينم اولين جمله اى كه مى گويم اين است: »السلام عليك يا امام مهدى« و اولين چيزى كه مى خواهم مسلماً چيزهاى مادى كه اصلاً نيست و هيچ موضوع مادى و دنيايى را از او نخواهم خواست از او معرفت مى خواهم. پدر و مادرم هر دو بودايى هستند و من بسيار ناراحتم. دوست دارم آنها مسلمان شوند اما نمى دانم چطور مى توان ايشان را مسلمان كرد چرا كه در عقيده خودشان بسيار محكم هستند و با من به خاطر مسلمان شدنم مشاجره مى كنند و از من مى خواهند به آئين بودايى برگردم و من خيلى ناراحتم. وى نحوه اسلام آوردن و تشيع خود را چنين بيان مى كند: خداوند خودش مرا هدايت كرد و توفيق خودش بود به وسيله همسرم البته وى سنى است ولى برادرش شيعه است و مرا با شيعه آشنا كرد كه در ابتدا فرق شيعه و سنى را نمى دانستم ولى از او پيروى مى كردم ولى الآن اين تفاوتها را مى دانم و خيلى خوشحالم كه شيعه شدم. همسرم زن خوبى است ولى چندان تمايلى به شيعه شدن ندارد. خيلى خوشحالم كه در ايرانم چون ايران يك كشور اسلامى با مذهب شيعه است. وى خواسته هايش از حضرت را اينگونه بيان نمود: اگر مى توانستم با امام مهدى، عليه السلام، صحبت كنم از او دو خواسته داشتم اول يك زندگى خوب اسلامى همانند آنچه در ايران ديده مى شود و دوم اينكه پدر و مادرم به صراط مستقيم اگر ممكن است هدايت شوند.

زميل حسين از پاكستان (طلبه در قم)
وى مى گويد: پاكستان به مباحث امام زمان، عليه السلام، خيلى احتياج دارد چرا كه كتابهايى كه نوشته مى شود به زبان فارسى خيلى كم است و در اردو كمتر. البته اگر به انگليسى ترجمه شود همه مسلمانان دنيا مى توانند از آن استفاده كنند. مردم به امام زمان، عليه السلام، و بحثهاى مربوط به ايشان خيلى علاقه دارند. چند سال پيش رئيس سپاه صحابه به حضرت توهين كرد و در مقابل او نهضتى با عنوان سپاه محمّد، صلّى اللَّه عليه وآله، شكل گرفت كه خيلى گروه فعالى است. در جواب كتاب نوشتند و سخنرانى كردند. روى بحث غيبت بايد خيلى كار شود. سنيها چند دسته اند كه جز سپاه صحابه همه حضرت را قبول دارند تنها سپاه صحابه است كه حضرت را قبول ندارند همانطور كه خلافت حضرت على را قبول ندارند.

سيد ظهيرالحسنين شيرازى، پاكستان (پنجاب) طلبه در قم
در پاكستان بعد از انقلاب اسلامى بود كه شيعه قوت يافت و در پى آن دست به نهضتهايى از جمله نهضت جعفرى زدند كه رهبر اوليه اش مفتى جعفر حسين و پس از او شهيد علامه عارف حسين كه در خط امام و رهبر بود الآن هم علامه سيد صادق نقوى.
30 سال پيش از سپاه صحابه كه پشتيبانى طالبان و خارجى دارد كتابى شامل فحاشى به حضرت نوشته بودند كه علامه نقوى جواب دادند و به دادگاه كشاندند. سنيها در پاكستان طرفدار شيعه هستند در مقابل سپاه صحابه. اينكه مقام معظم رهبرى گفته اند امسال سال حضرت على بن ابيطالب، عليه السلام، است اگر سال آينده يا سالهاى بعد سال سيده فاطمه يا امام زمان، عليهماالسلام، باشند، خيلى خوب است چون روى اين موضوع خيلى كار مى شود. تبليغات به زبان فارسى كافى نيست. انگليسى و عربى هم لازم است. بايد از اينترنت استفاده كرد. شيعيان پاكستان هم به حكم نقوى همانند ايران امسال را سال حضرت على، عليه السلام، قرار داده اند. موضوع خيلى مهم، نحوه و حكمت غيبت امام است و اينكه ظهور ايشان حكومت نظام عدل است.
وى صحبتهايش را چنين پايان داد كه انقلاب اسلامى در ايران صرفاً مال ايرانيها نيست انقلاب عالم تشيع است و شناخته شدن شيعه و روحانيت در جهان به واسطه انقلاب و امام خمينى بوده است. از خدا مى خواهم كه اين انقلاب را متصل به ظهور حضرت كند.

محمد عبدالقيوم و محمد عبدالجبار سركار از بنگلادش
در مورد شرايط بنگلادش به ما مى گويند: بين شيعه و سنى از لحاظ عقيده فرقى نيست. مثل برادر هستيم و به هم دشنام نمى دهيم و همگى برادر هم فرض مى شويم. اگر لفظ شيعه بيان شود كمى اشكال ايجاد مى شود ليكن وقتى از اهل بيت يا ائمه اثنى عشر، عليهم السلام، نام مى بريم آنها دوست دارند و علاقه مندند. چون اكثر وهابيها به شيعه فحش مى دهند و مى گويند شيعيان كافرند و حقايق را نمى گذارند ظاهر شوند ولى هر كس به حقيقت شيعه آگاه شده اظهار علاقه كرده و آن را قبول مى كند. خود ما هم هفت سال پيش تشيع را قبول كرديم. در خانه فرهنگ جمهورى اسلامى ايران كتب مختلفى است كه وقتى بررسى كرديم شيعه شديم.
مسأله غدير در تاريخ سنيها اصلاً نيست. سنيها نمى دانند امام چيست و چه وظيفه اى دارد ولى وقتى شيعه شدم و مطالعه كردم ديدم كه چقدر امام مهم است.
از علماى سنى پرسيديم از حضرت فاطمه و حضرت على، عليهماالسلام، كه هميشه با پيامبر بودند چرا حديث اينقدر كم است ولى از بقيه بيشتر كه آنها از جواب دادن صريح طفره رفتند.
با حالتى آميخته به سربلندى مى گويند: بدون امام زندگى كردن خيلى مشكل است. وقتى سنى بودم از حقيقت دور بودم. تصميم دارم وقتى برگردم خيلى ها را به اين حقيقت واقف كنم و براى آنها روشن مى كنم كه حق چيست.
چطور مى شود دنيا بتواند بدون امام و رهبر زندگى كند و هدايت بيابد!؟

ادريس تيجانى از نيجريه، طلبه در قم
وى در پاسخ سؤالات مى گويد: نيجريه يكى از بزرگترين كشورهاى غربى آفريقاست. 125000000 جمعيت دارد كه 75% مسلمان و اكثراً مالكى هستند. شيعه ها 1% از مسلمانان نيجريه را تشكيل مى دهند.
همه افراد بافرهنگ و باسواد استدلالهاى قوى را مى پذيرند. مشكل تبعيت از اهل بيت، عليهم السلام، اين است كه دشمنان زيادى داريم و آنها نمى گذارند ما فرهنگمان را به مردم برسانيم و آنها اهداف ما را اگر در مباحث مهدويت بشنوند حتماً مى پذيرند. خود من قبلاً مالكى بودم با بحث و مطالعه شيعه شدم. اگر اين موانع برداشته شود آنها مى توانند مكتب شيعه را بپذيرند. قبل از انقلاب برخى برادران براى يادگيرى علوم اهل بيت، عليهم السلام، به ايران آمده بودند. يكى از آنها نامش ادريس على بود هر وقت به نيجريه برمى گشت با ما بحث و مناقشه مى كرد و برخى نقاط ضعف مذهب مالكى را براى ما روشن مى كرد. از حضرت مى خواهم كه مرا موفق بدارند يكى از اصحاب ايشان باشم كه در مقابل ايشان شهيد مى شوند.

موسى باكومبا از سنگال (داكار) طلبه در قم
او در جوابمان گفت: حوزه را بر دانشگاه در سنگال ترجيح دادم كه نامش سپاه زهرا بود. در آنجا مدرسه شيعى هم هست براى تعليم مذهب اهل بيت. 96% جمعيت سنگال مسلمان هستند؛ اما اكثريت اهل تسنن هستند و شيعيان 1% هم نمى شوند. جهان دائماً از لحاظ عقلى نيازمند يك نجات بخش است و اين امر بدون لطف الهى نخواهد بود و اين لطف الزاماً بايد از ميان مردم باشد. كما اينكه پيامبران از ميان مردم بودند. همه دوست دارند كه او را ببينند. من اگر او را ديدم مى گويم تمام عالم در انتظارش است چرا كه ظلم و مشكلات حتى در ميان مسلمين وجود دارد. مسلمانان به همديگر ظلم مى كنند. چرا كه برخى اسلامشان ظاهرى است و زبانى. وى آرزوى خود را چنين بيان مى كند: حاجت و خواسته ام اين است كه با او باشم در هر جا كه اوست و همراهش مجاهده كنم و در پايان گفت: به خود و همه مسلمين نصيحت مى كنم كه همه ما فرزندان آدميم و همه با هم پدر و برادر هستيم انما المؤمنون اخوة بايد بر اين برادرى بيفزائيم و همديگر را تحقير نكنيم و با هم يكى شويم و دست در دست هم نهيم در مقابل دشمنان و دست از اختلاف برداريم.

ابوصادق جعفرعلى از مجلس اعلاى عراق
او هم با ما چنين گفت: مردم جهان الآن نيازمند دو چيز هستند يكى آزادى و ديگرى عدالت و هر دو در اسلام هست و به اعتقاد ما امام مهدى، عليه السلام، وقتى ظهور مى كنند تمام دنيا را پر از عدل و آزادى و مهر و محبت مى كند. علائم ظهور دارد روز به روز نمايان مى شود. يكى از آنها همين مسأله جهانى شدن است چون امام زمان، عليه السلام، آخرين حجت خدا روى زمين است وقتى كه ظاهر مى شود براى تمام مردم دنيا ظهور مى كند. بايد تمام مردم دنيا به دعوتش آشنا شوند. لذا پيشرفت ارتباطات وسايل ارتباط جمعى همه دارند پيشرفت مى كنند. دنيا دارد كوچك مى شود به نظر من خودش يكى از علامات ظهور است چون حضرت وقتى ظاهر مى شود تا سخنرانى مى كنند تمام مردم دنيا مى شنوند و اين پيشرفتها علامات ظهور است.
الآن همه شيعيان مسؤول اند كه تشيع و مهدويت را منتشر كنند. يك نفر نقل مى كرد (كه از قول دوستانش مى گفت) نمايشگاه يا اجلاسى بود در يكى از كشورهاى آفريقايى رفتم آنجا خواستم به شهر ديگرى بروم كه براى رفتن بايد با قايق به آن طرف درياچه مى رفتم درياچه پر از تمساح بود. وسط درياچه قايق سوراخ شد و آب وارد قايق شد. ما رد مى شديم و مى ديديم كه دهان سوسمارها باز بود و هر كه در آب مى افتاد كارش تمام بود. موتور قايق هم خراب شده بود همه هم آبش را تخليه مى كردند و هم پارو مى زدند. مى گفت من از ترس مردن آنهم مردن در دهان سوسمار متوسل شدم به اهل بيت يك لحظه ديدم روى قايق نوشته يا امام على ادركنى يا امام حسين ادركنى! من تعجب كردم در كشور آفريقايى اسم على و حسين، عليهماالسلام، چه مى كند؟ پرسيدم كه شيعه ايد گفته اند آرى! يكى از علماى ما سنى بود الآن مبلغ تشيع در منطقه است و در مناطق مختلف دارد تبليغات وسيعى مى كند و خيلى ها هم گرايش دارند از جمله خود ما كه افتخار هم مى كنيم. دوستم گفته بود دوست دارم او را ببينم. رفته بود پيش همان عالم. او يكى از عراقيهاى شيعه بود. عراقيها خيلى ايمان و تعصب نسبت به تشيع دارند. متدينين شان احساس مى كنند مسؤوليتى بر عهده شان هست كه براى رضاى خدا هر جا مى روند بايد تبليغ كنند. يك معلم بود كه از ظلم رژيم عراق فرار كرده بود با اين عالم بحث كرده بود و او هم تصميم گرفته بود شيعه شود و گفته بود پس از شيعه شدنم تصميم گرفتم اين شيعه شدن را در آفريقا منتشر كنم. شما ببينيد يك نفر باعث هدايت خيلى از مردم مى تواند بشود. اين ايرانيها، روشنفكرها، مدرسين حوزوى و دانشگاهيان خودشان را به ملى گرايى محدود نكنند. مردم دنيا تشنه اند. الآن تمام دنيا به امام مهدى، عليه السلام، ايمان دارند. خود اروپائيان كم كم دارند به اين مسأله رو مى كنند. باور كنيد دنياى غرب آرام ننشسته اند و غافل نيستند. آنها درباره اسلام بحث جدى دارند يعنى پژوهشكده در كشورهايشان دارند. چند سال پيش از يكى شنيدم كه مى گفت البته شما تعجب نكنيد در آمريكا پژوهشكده درباره امام مهدى، عليه السلام، تأسيس شده است. چون اينها از همين الآن دارند خودشان را حاضر مى كنند. چون اينها فكرشان ماديگرايانه است، عقيده دارند كه با ماديات تسليحات دنيايى مى توانند جلوى امام مهدى، عليه السلام، بايستند. مى گويند او هم يك انسان است ولى چون عقيده به خدا ندارند عقيده به مسائل غيبى ندارند جلوى انقلاب مهدى، عليه السلام، را مى توانند بگيرند. ولى ما هنوز اين مسأله را درك نكرده ايم هرچند انقلاب او الهى است و ايشان با نصرت خدا و مستضعفان جهان پيروز مى شوند. ان شاءاللَّه با ظهور امام مهدى، عليه السلام، از عبوديت شيطان و ماديات و بت پرستى و شرك رهايى پيدا مى كنيم.
والسلام

 



ماهنامه موعود شماره 23

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.