spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
معنا و مفهوم غيبت چاپ پست الكترونيكي
۱۰ تير ۱۳۸۷
 حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود. او شرق و غرب زمين را در مي‏نوردد. سخنان مردم را مي‏شنود و بر جماعت آنها سلام مي‏كند. او مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند تا زماني كه وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.
 با توجه به روايات وارد شده درباره غيبت امام مهدي‏(ع) مي‏توان گفت در مورد چگونگي غيبت آن حضرت، دو صورت قابل تصور است.1

 الف) ناپيدا بودن امام

 اولين صورت، همان است كه به طور متعارف در اذهان مردم در مورد غيبت آن حضرت وجود دارد؛ يعني اينكه امام مهدي‏(ع) در طول مدت غيبت خويش از نظر جسمي از نظر مردم دور است و اگر چه آن حضرت در اين مدت، مردم را مي‏بينند و از حال آنها با خبر مي‏شوند، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد و با حضرتش روبه‏رو نمي‏شود.

 نعماني در كتاب الغيبة، چهار روايت نقل مي‏كند كه همه بيانگر همين صورت اول است. از جمله اين روايات چهارگانه، اين روايت امام صادق‏(ع) است كه مي‏فرمايد:

[در زمان غيبت] مردم، امام خويش را نمي‏يابند. با اينكه او در موسم [حج] حاضر مي‏شود و مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند.2
 
 شيخ صدوق در كتاب كمال الدين نقل مي‏كند كه امام رضا(ع) در پاسخ كسي كهاز آن حضرت در مورد قائم آل محمد(ص) پرسيد، مي‏فرمايد: «لايُري جِسْمُهُ، وَ لايُسَمّي بِاسمِه...؛ جسم [آن حضرت] ديده نمي‏شود و به اسم نام برده نمي‏شود».3

 اميرالمؤمنين علي‏(ع) نيز در روايتي مي‏فرمايد:
 حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‏هاي آن حركت مي‏كند و در قصرها و خانه‏هاي آن داخل مي‏شود. او شرق و غرب زمين را در مي‏نوردد. سخنان مردم را مي‏شنود و بر جماعت آنها سلام مي‏كند. او مردم را مي‏بيند، ولي كسي او را نمي‏بيند تا زماني كه وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.4

 حاصل روايات بالا اين مي‏شود كه در طول زمان غيبت، به دليل مصالحي كه پس از اين به آنها اشاره خواهيم كرد، امام عصر(ع) به كلي از ديدگان مردم غايب است و جز در موارد بسيار اندك و آن هم در مقابل بندگان خاص خداوند حاضر نمي‏شود.

 ب) ناشناس بودن امام

 صورت دومي كه براي غيبت حضرت وليّ‏عصر(ع) مي‏توان تصور كرد، اين است كه اگر چه آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها برخورد مي‏كند، ولي كسي آن امام را نمي‏شناسد و به هويت واقعي ايشان پي نمي‏برد. بنا بر اين فرض، امام مهدي‏(ع) در هر شهر و مكاني كه اراده كند، حضور مي‏يابد و مانند ديگر مردم به زندگي مي‏پردازد، ولي كسي از حقيقت حال ايشان آگاه نمي‏شود.

 رواياتي وجود دارد كه مي‏توان از آنها صورت دوم را استفاده كرد كه از آن جمله بايد به روايتي اشاره كرد كه شيخ طوسي در كتاب الغيبة از دومين نايب خاص آن حضرت؛ يعني محمد بن عثمان عمري نقل مي‏كند:
 به خدا سوگند، صاحب اين امر هر سال در موسم [حج] حضور مي‏يابد، در حالي كه او مردم را مي‏بيند و آنها را مي‏شناسد، ولي مردم با اينكه او را مي‏بينند، وي را نمي‏شناسند.5

 امام صادق‏(ع) نيز درباره غيبت آن حضرت چنين مي‏فرمايد:چگونه اين مردم، اين موضوع را كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد، انكار مي‏كنند؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ـ همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ـ در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش آنها قدم مي‏نهد، ولي او را نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، همچنان‏كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد كه «بلي، من يوسف هستم.»6و7

 بنا بر اين فرض، براي حفظ امام مهدي‏(ع) از شرّ دشمنان لازم نيست كه آن حضرت از نظر جسمي از جامعه دور و ازديدگان پوشيده باشد، بلكه همين قدر كه ايشان در ميان مردم شناخته نشود و هويت حضرتش بر آنها پوشيده بماند، كفايت مي‏كند. شايد از همين روست كه ائمه اطهار(ع) از مردم مي‏خواستند نام و عنوان مهدي‏(ع) را پوشيده دارند و در پي شناسايي حضرتش نباشند. در توقيعي كه از ناحيه مقدسه امام زمان‏(ع) براي محمد بن عثمان، نايب خاص آن حضرت، صادر شده، در پاسخ كساني كه در پي دانستن اسم و عنوان حضرتش بودند، آمده است:
مردم يا بايد سكوت كنند و در نتيجه، بهشت را برگزينند يا در پي سخن گفتن [از مهدي] و در نتيجه، داخل شدن در دوزخ باشند؛ زيرا مردم اگر بر نام آن حضرت واقف شوند، آن را منتشر مي‏سازند [و در نتيجه، دشمنان نيز باخبر مي‏شوند] و اگر از جايگاه او آگاه شوند، آن را به ديگران نيز نشان مي‏دهند.8

 از اين توقيع به دست مي‏آيد كه حضرتش با پنهان داشتن نام و عنوان و مكان خويش به راحتي مي‏تواند از شر دشمنان در امان باشد. در اين صورت، ديگر نيازي نيست كه حتما آن امام از نظر جسمي هم از نظرها به دور باشند. آنچه معناي دوم را تأييد مي‏كند، سخنان كساني است كه در زمان غيبت كبرا آن حضرت را ديده و حالات مختلفي را براي حضرتش برشمرده‏اند. چنان‏كه از سخنان آنها برمي‏آيد حضرت مهدي‏(ع) گاه در موسم حج و با لباس احرام همچون ديگر حجاج با آنها روبه‏رو مي‏شود؛ گاه در لباس تجار و شمايلي كه مخصوص تجارت‏پيشگان است، گاه در صورت يك عرب معمولي كه در بيابان‏ها راه را بر گم‏شدگان مي‏نماياند و نظير آن. اين موضوع حكايت از اين دارد كه حضرت مهدي‏(ع) از نظر ظاهري، با انتخاب پوشش‏هاي مختلف، هويت واقعي خود را از ديداركنندگان پنهان داشته است و بيشتر آنان در نگاه اول موفق به شناخت آن حضرت نشده‏اند. تنها پس از جدا شدن آن جناب از ايشان، به هويت واقعي شخصي كه با او ديدار كرده‏اند، پي‏برده‏اند.9

پي‌نوشت‌ها:

1. سيد محمد صدر، تاريخ الغيبة الكبري، صص 36 ـ 31.
2. كتاب الغيبة (نعماني)، ص 175؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 33، ص 346، ح 33.
3. كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، باب 56، ص 648، ح 2.
3. كتاب الغيبة (نعماني)، ص 14.
4. كتاب الغيبة (طوسي)، ص 221.
5. سوره يوسف(12) آيه 90 و 91.
6. كتاب الغيبة (نعماني)، ص 164؛ الكافي، ج 1، صص 337 ـ 336، ح 4.
7. كتاب الغيبة (طوسي)، ص 222.
8. ر.ك: همان، صص 181 ـ164 ـ156 و 258؛ ر.ك: ميرزا حسين نوري، نجم‏الثاقب، صص 507 ـ 139 .


ماهنامه موعود شماره 86


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.