spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
حافظ و مهدويت-1 چاپ پست الكترونيكي
۱۶ بهمن ۱۳۸۳


مجتبى معظمى



حافظ را كمتر كسى است كه نشناسد، شهرتش جنبه جهانى دارد و نام او براى ايرانيان نامى كاملاً آشناست و اغلب آنها از اشعار او ابياتى را از بر دارند.

انتخاب تخلّص »حافظ«، حكايت از ذوق هنرى و تعلق خاطر سراينده، به قرآن و مفاهيم ملكوتى آن دارد. پيوند عشق و عرفان حافظ را موفق كرد تا از تركيب اين دو عنصر مجموعه‌‌اى شگفت‌‌انگيز و دلپذير بوجود آورد.

در غزليات حافظ، علاوه بر عشق الهى كه سرچشمه عرفانى دارد، موارد بسيارى درباره عشق انسانى و نشانه‌‌هاى آن يافت مى‌‌شود. در اينگونه از غزلها آشكارا از اندام آدمى: چشم، ابرو، خال، زلف، لب لعل و خصوصيات جسمانى و مادى صحبت مى‌‌شود و سراينده آن را به‌‌صورت يك ارتباط منطقى با محبوب ازلى مرتبط مى‌‌سازد، اين عشق انسانى در نهايت منجر به عشق الهى مى‌‌شود.

در تعريف عشق آمده است كه: عشق بر دوگونه است، يكى احساسات و عواطف و محبت انسانها نسبت به يكديگر كه آن را عشق مجازى مى‌‌گويند و ديگرى عشق به پروردگار جهانيان كه آنرا عشق حقيقى گويند و در اين مقال مى‌‌خواهيم بدانيم كه عشق به حضرت پيامبر، صلّى‌‌اللَّه‌‌عليه‌‌وآله، و خاندان طاهرينش در كداميك از اين دو تعريف مى‌‌گنجد، در اين‌‌باره از پيامبر اكرم، صلّى‌‌اللَّه‌‌عليه‌‌وآله، نقل است كه: »هيچ بنده‌‌اى مؤمن نيست تا اينكه من نزد او از زن و فرزند و مال و همه مردم محبوب‌‌تر باشم.« و در روايتى آمده است: »از خودش«.1

 و در حديث ديگرى مى‌‌فرمايد: »خدا را به‌‌خاطر نعمتهايى كه به‌‌شما داده دوست بداريد و مرا به‌‌خاطر دوستى خدا.«2

 حاصل آنكه دوستى و محبت به اولياى حق همان مسأله محبت به خداست، عشق ورزيدن به اهل بيت، عليه‌‌السلام، همان عشق ورزيدن به  مقام ربوبيت است و درحقيقت دوستى اهل بيت، عليهم‌‌السلام، حكم پلى را دارد كه عاشق را به‌‌سوى حق و حقيقت هدايت مى‌‌كند.

حافظ نيز سرمنشأ عشق و راه وصل را در جمال يار جستجو مى‌‌كند و جمال يار را بازتاب جمال حق در عرصه آفرينش مى‌‌داند. طى اين سلوك و وجود روح‌‌افزاى محبوب به عاشق حياتى دوباره مى‌‌بخشد و اثر فنا را در وى مى‌‌زدايد و نامش را براى ابد در جريده عالم ثبت مى‌‌كند.

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جريده عالم دوام ما

اكنون مى‌‌خواهيم بدانيم چه‌‌كسى مى‌‌تواند بر فردى مثل حافظ اثر بگذارد و اساساً انسان كامل در عصر حافظ چه‌‌كسى بوده است؟

آيا مشايخ شهر كه الگوى عوام به‌‌عنوان يك انسان كامل بوده‌‌اند مى‌‌توانستند الگوى حافظ باشند؟ به‌‌طور يقين پاسخ منفى است.

نشان اهل خدا عاشقى است با خود دار
كه در مشايخ شهر اين نشان نمى‌‌بينم

نشان انسان كامل و در لسان حافظ (مرد خدا) عاشقى است و خواجه عشق را در مشايخ شهر نمى‌‌بيند.
زاهد ظاهربين نيز از نمادهاى منفى شعر حافظ است. زاهد فقط به‌‌ظاهر مى‌‌نگرد و از باطن و نهانخانه دل بى‌‌خبر است.

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نيست
در حق ما هرچه گويد جاى هيچ اكراه نيست

چنانچه پيداست، حافظ زاهد را به‌‌عنوان راهبر نمى‌‌پذيرد، معشوق حافظ از خاك بوجود آمده، ولى به آن دلبستگى ندارد و به‌‌عبارتى رنگى از تعلق بر خويش ندارد.

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود
ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

پس محبوب حافظ بايد انسان كامل باشد، استاد مطهرى، رحمةالله‌‌عليه، در شرح انسان كامل مى‌‌گويد:
»انسان، مانند بسيارى از چيزهاى ديگر كامل و غيركامل دارد و شناخت انسان كامل و انسان نمونه از ديدگاه اسلام، از آن نظر براى ما اهميت دارد كه اگر بخواهيم يك مسلمان كامل باشيم، بايد بدانيم كه انسان كامل چگونه است و سيماى معنوى انسان كامل چه مشخصاتى دارد، تا در پرتو اين شناخت بتوانيم خود و جامعه خود را آنگونه بسازيم. انسان كامل در اسلام يك انسان ايده‌‌آل و ذهنى نيست، بلكه وجود عينى دارد«.

استاد مطهرى، پيغمبر اكرم، صلّى‌‌اللَّه‌‌عليه‌‌وآله، را به عنوان يك نمونه انسان كامل و بعد از ايشان حضرت امام على، عليه‌‌السلام، را به‌‌عنوان نمونه ديگر معرفى مى‌‌نمايد.

استاد ادامه مى‌‌دهد:
»عقل، عشق، محبت، عدالت، خدمت و آزادى از انواع ارزشهاى انسانى هستند، حال كدام انسان، انسان كامل است، او كه فقط عابد محض است؟ يا عاشق محض؟ عادل محض؟ و... نه هيچكدام، انسان كامل نيست، انسان كامل انسانى است كه همه اين ارزشها، [درحد اعلى] و [هماهنگ با يكديگر] در او رشد كرده باشد و على، عليه‌‌السلام، چنين انسانى است«. 3
 
انسان كامل در شعر حافظ

استاد مطهرى در كتاب آيينه جام، ابياتى را تحت عنوان انسان كامل در شعر حافظ گردآورى نموده است، كه از آن جمله‌‌اند:

گرچه شيرين دهنان پادشهانند، ولى
او سليمان زمانست كه خاتم با اوست

در احاديث شباهتهاى فراوانى براى آن حضرت با انبيا ذكر شده است و از آن جمله در شباهت آن حضرت با سليمان، عليه‌‌السلام، آمده است: بادها به‌‌اذن خداوند مسخّر وى مى‌‌گردند و سلطنت او بر تمام زمين گسترده خواهد شد و امير مؤمنان در اين رابطه مى‌‌فرمايد:

»نخستين‌‌كارى كه قائم در انطاكيه انجام مى‌‌دهد اين است كه تورات را از غارى بيرون مى‌‌آورد كه عصاى موسى و انگشتر سليمان در آن است.«4

 و نيز مى‌‌فرمايد:
»در بيت‌‌المقدس، تابوت سكينه و [انگشتر سليمان] و الواحى را كه بر موسى نازل شده بيرون مى‌‌آورد.«5
 همچنين امام صادق، عليه‌‌السلام، مى‌‌فرمايد:
»عصاى موسى و انگشتر سليمان در دست او خواهد بود.«6
 
تو خود چه لعبتى اى شهسوار شيرين كار
كه در برابر چشمى و غايب از نظرى

امير مؤمنان در اين رابطه مى‌‌فرمايد:
»هنگامى كه امام غايب از ديده‌‌ها پنهان شود و مردم از غيبت او ازحد شرع بيرون روند، توده مردم خيال مى‌‌كنند كه حجت خدا ازبين رفته و امامت باطل شده است. سوگند به خداى على در چنين روزى »حجت خدا در ميان آنهاست«، در كوچه و بازار آنها گام برمى‌‌دارد و بر خانه‌‌هاى آنها وارد مى‌‌شود و در شرق و غرب عالم به سياحت مى‌‌پردازد و گفتار مردمان را مى‌‌شنود بر اجتماعات آنها وارد شده سلام مى‌‌فرمايند...«7

 در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌‌اى برون آى اى كوكب هدايت

روايت زير با مصرع دوم بيت مذكور مطابق است.

امام زين‌‌العابدين، عليه‌‌السلام، مى‌‌فرمايد:
»فتنه‌‌هايى چون امواج تاريك شب بر آنها هجوم مى‌‌آورد كه كسى از آنها رهايى نمى‌‌يابد، بجز افرادى كه خداوند از آنها پيمان گرفته است، آنها شعله‌‌هاى هدايت و سرچشمه‌‌هاى دانش و فضيلت هستند، كه خداوند آنها را از هر فتنه تاريك نجات مى‌‌دهد«.8

 حاصل آنكه بيت ياد شده از حافظ برگرفته از واقعياتى است كه در متن احاديث نقل است: خواجه شيراز در شرايط نابسامان جامعه در جستجوى كوكب هدايت، حضرت مهدى موعود، عجّل‌‌اللَّه‌‌تعالى‌‌فرجه، است تا ازطريق وى به حقايق دست يابد.

هواخواه توأم جانا و مى‌‌دانم كه مى‌‌دانى
كه هم ناديده مى‌‌بينى و هم ننوشته مى‌‌خوانى

پيامبر اكرم، صلّى‌‌اللَّه‌‌عليه‌‌وآله، مى‌‌فرمايد:
»نيكان عترت من، و پاكان بستگان من، در كودكى حكيم‌‌ترين مردمان، و در بزرگى داناترين آنان هستند. آگاه باشيد كه ما خاندانى هستيم كه از علوم خدا به‌‌ما تعليم شده است و از حكمت خدا به‌‌ما عطا شده، و از صادق مصدق فرا گرفتيم«.9

 آرى آن حضرت خزانه‌‌دار علوم الهى است و اسرار الهى را از صادق مصدق فرا گرفته و به‌‌همين علت از اسرار درونى خواخواهان خود مطلع است.
ادامه دارد


 ماهنامه موعود شماره25

پى‌نوشتها:
× برگرفته از كتاب: دلبرى برگزيده‌ام، مجتبى معظمى
1 و 2. مجموعه ورّام »آداب و اخلاق در اسلام«، ج اول.
3. انسان كامل، ص51.
4. بشارةالاسلام، ص253.
5. الزام الناصب، ص202.
6. منتخب‌الاثر، ص221.
7. بشاره‌الاسلام، ص37.
8. غيبت نعمانى، ص84.
9. منتخب‌الاثر، ص151.



 




 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.