spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
پرسش شما، پاسخ موعود چاپ پست الكترونيكي
۲۷ اسفند ۱۳۸۶

 
يكي از خوانندگان گرامي اين پرسش را مطرح كرده‌اند كه، مردم از حضرت مهدي(ع) در زمان غيبت چه بهره‌اي مي‌برند؟
كه پاسخ را از بيان حضرت آيت‌الله جعفر سبحاني، از اساتيد محترم حوزه تقديم اين عزيز و همة خوانندگان مجله مي‌نماييم.

از نظر قرآن شريف، اولياي الهي بر دو نوع‌اند: وليّ ظاهر كه مردم وي را مي‌شناسند، و وليّ غايب از انظار كه مردم او را نمي‌شناسند گرچه او در ميان آنها بوده و از حال آنان باخبر است.

در سورة كهف وجود هر دو وليّ ـ به طور هم‌زمان ـ بيان شده است: يكي «موسي بن عمران» و ديگري مصاحب موقت او در سفر دريايي و زميني كه به نام «خضر» معروف است. اين وليّ الهي به گونه‌اي بود كه حتي موسي با او آشنا نبود و تنها به راهنمايي خدا او را شناخت و از علمش بهره گرفت، چنانچه مي‌فرمايد:

فوجدا عبداً من عبادنا آتيناه رحمةً من عندنا و علّمنا من لدنّا علماً٭قال له موسي هل أتّبعك علي أن تعلّمن ممّا عُلّمت رشداً.1

موسي و همراهش بنده‌اي از بندگان ما را (در لب دريا) يافتند كه وي را مشمول رحمت خود قرار داده و از جانب خويش به او علمي آموخته بوديم ٭ موسي به وي گفت: آيا اجازه مي‌دهي همراه تو باشم تا از علوم رشد آفرين خويش به من بياموزي؟

قرآن سپس شرحي از كارهاي مفيد و سودمند آن وليّ الهي بيان را مي‌كند و نشان مي‌دهد كه مردم او را نمي‌شناختند ولي از آثار و بركات او بهره‌مند بوده‌اند.2

حضرت ولي عصر(ع) نيز به‌سان مصاحب موسي، وليّ ناشناخته‌اي است و در عين حال مبدأ كارهاي سودمندي براي امت مي‌باشد. بدين ترتيب غيبت امام به معني انفصال و جدايي او از جامعه نيست بلكه او ـ همان‌گونه كه در روايات معصومين(ع) نيز وارده شده ـ به‌سان خورشيد در پشت ابر است كه ديدگان آن‌را نمي‌بينند اما به اهل زمين نور و گرمي مي‌بخشند.3

پيامبر گرامي(ص) فرمود:
آري، سوگند به خدايي كه مرا به نبوّت برگزيد مردم از او سود مي‌برند و از نور ولايتش در دوران غيبت بهره مي‌گيرند چنان كه از خورشيد به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مي‌برند.4

اشعة معنوي وجود امام(ع) در حالي كه در پشت ابرهاي غيبت نهان است داراي آثار قابل ملاحظه‌اي است كه علي‌رغم تعطيلي مسئلة تعليم و تربيت و رهبري مستقيم، حكمت وجودش را آشكار مي‌سازد. در اينجا به بيان برخي از اين آثار مي‌پردازيم.

1. پاسداري از آيين الهي

با گذشت زمان و آميختن سليقه‌ها و افكار شخصي به مسايل مذهبي و گرايش‌هاي مختلف به مكتب‌هاي انحرافي و دراز شدن دست مفسده‌جويان به سوي مفاهيم آسماني، اصالت پاره‌اي از اين قوانين از دست مي‌رود و دست‌خوش تغييرات زيان‌بخشي مي‌گردد.

اين آب زلال كه از آسمان وحي نازل شده با عبور از مغزهاي اين و آن، تدريجاً تيره و تار گشته، صفاي نخستين خود را از دست مي‌دهد. اين نور پرفروع با عبور از شيشه‌هاي ظلماني افكار تاريك كم‌رنگ‌تر مي‌گردد. خلاصه با آرايش‌ها و پيرايش‌هاي كوته‌بينانة افراد و افزودن شاخ و برگ‌هاي تازه به آن، چنان مي‌شود كه گاهي انسان در بازشناسي مسايل اصلي دچار اشكال مي‌گردد. آن شاعر خطاب به پيامبر(ص) مي‌گويد:

شرع تو را در پي آرايشند
دين تو را از پس پيرايشند
بس كه فزودند بر آن برگ و بر
گر تو ببيني نشناسي دگر

با اين حال آيا ضروري نيست كه در ميان جمع مسلمانان كسي باشد كه مفاهيم فناناپذير تعاليم اسلامي را به شكل اصلي‌اش حفظ و براي آيندگان نگهداري كند؟

مي‌دانيم در مؤسسات مهم، صندوق نسوزي وجود دارد كه اسناد مهم را در آن نگه‌داري مي‌كنند تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند. و در صورت آتش‌سوزي از خطر حريق مصون باشد، زيرا اعتبار و حيثيت آن مؤسسه در گرو حفظ آن اسناد و مدارك است.

سينة امام و روح بلند او صندوقچة حفظ اسناد آيين الهي است كه همة اصالت‌هاي نخستين و ويژگي‌هاي آسماني اين تعليمات را در خود نگاه‌داري مي‌كند تا دلايل الهي و نشان‌هاي روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشي نگرايد؛ و اين يكي ديگر از آثار وجود او است.


2. تربيت منتظران آگاه

برخلاف آنچه بعضي مي‌پندارند رابطه امام در زمان غيبت به كلي از مردم بريده نيست بلكه آن‌گونه كه از روايات اسلامي برمي‌آيد شمار اندكي از آماده‌ترين افراد ـ كه سري پرشور از عشق خدا و دلي پر ايمان و اخلاصي فوق‌العاده براي تحقق بخشيدن به آرمان اصلاح جهان دارند ـ با حضرتش در ارتباطند.

معناي غيبت امام(ع) اين نيست كه آن حضرت به شكل روحي نامرئي و يا شعاعي ناپيدا درمي‌آيد، بلكه او از يك زندگي طبيعي و آرام برخوردار است؛ به طور ناشناخته در ميان همين انسان‌ها رفت و آمد دارد دل‌هاي بسيار آماده را برمي‌گزيند و در اختيار مي‌گيرد و آنها را بيش از پيش آماده مي‌كند و مي‌سازد. افراد مستعد به تفاوت ميزان استعداد و شايستگي خود توفيق درك اين سعادت را پيدا مي‌كنند. بعضي از آنان چند لحظه و برخي چند ساعت يا چند روز و جمعي سال‌ها با حضرت بقية‌الله(ع) در تماس بوده‌اند.

آنان كساني هستند كه آن‌چنان بر بال و پر دانش و تقوا قرار گرفته و بالا رفته‌اند كه همچون مسافران هواپيماهاي دور پرواز بر فراز ابرها قرار مي‌گيرند؛ آنجا كه هيچ‌گاه حجاب و مانعي بر سر راه تابش جهان‌بخش آفتاب نيست در حالي كه ديگران در زير ابرها و در تاريكي و نور ضعيف به سر مي‌برند.

به‌درستي حساب صحيح نيز همين است. اگر كسي انتظار داشته باشد كه آفتاب را به پايين ابرها فرود آورد تا چهره آن را ببيند، چنين انتظاري اشتباهي بزرگ و پنداري باطل بيش نيست. اين ما هستيم كه بايد بالاتر از ابرها پرواز كنيم تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشيم و سيراب گرديم.

به هر حال تربيت اين گروه منتظر يكي ديگر از حكمت‌هاي نهفته در غيبت امام(ع) است.


3. نفوذ روحاني و ناپيدا

چنان كه مي‌دانيم خورشيد يك پرتو مرئي دارد كه از تجزيه آنها هفت رنگ معروف پيدا مي‌شود؛ و يك سلسله اشعه نامرئي نيز دارد كه «اشعة ماوراء بنفش» و «اشعة مادون قرمز» ناميده شده است. هم‌چنين يك رهبر بزرگ آسماني خواه پيامبر باشد يا امام علاوه بر تربيت تشريعي ـ كه از طريق گفتار و رفتار و تعليم و تربيت عادي صورت مي‌گيرد ـ تربيت روحاني دارد كه از راه نفوذ معنوي در دل‌ها و فكرها اعمال مي‌شود و مي‌توان آن را تربيت تكويني نام گذاشت. در آنجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار به كار نمي‌آيد بلكه تنها جاذبه و كشش دروني مؤثر است.

در حالات بسياري از پيشوايان بزرگ الهي مي‌خوانيم كه گاه بعضي از افراد منحرف و آلوده با يك تماس مختصر با آنان به كلي تغيير مسير مي‌دادند و سرنوشتشان يك‌باره دگرگون مي‌شد و به قول معروف با 180 درجه بازگشت، راه كاملاً تازه‌اي را برمي‌گزيدند و به يك‌باره به فردي پاك و مومن و فداكار تبديل مي‌شدند كه از بذل همه وجود خود نيز مضايقه نداشتند. اين دگرگوني‌هاي سريع و همه جانبه و اين تحولات جهش‌آسا و فراگير آن‌هم با نگاه و برخوردي كوتاه ـ البته براي آنها كه در عين آلودگي نوعي آمادگي نيز دارند ـ نتيجة جاذبة ناخودآگاه است كه گاهي از آن به «نفوذ شخصيت» تعبير مي‌شود.

بسياري اين موضوع را در زندگي خود تجربه كرده‌اند كه به هنگام برخورد با صاحبان روح‌هاي بزرگ و متعالي چنان بي‌اختيار و ناخودآگاه تحت تأثير آنان قرار مي‌گيرند كه حتي سخن گفتن در برابر آنان برايشان مشكل مي‌شود و خود را در ميان هاله‌اي مرموز و وصف‌ناپذير از عظمت و بزرگي مي‌بينند.

البته ممكن است گاهي اين امور را با تلقين و امثال آن توجيه كرد ولي مسلماً اين تفسير براي همة موارد صحيح نيست. راهي جز اين نيست كه بپذيريم اين آثار نتيجة شعاع اسرارآميزي است كه از درون ذات انسان‌هاي بزرگ برمي‌خيزد.

سرگذشت‌هاي فراواني در تاريخ پيشوايان بزرگ مي‌بينيم كه جز از اين راه نمي‌توان آنها را تفسير كرد. در اينجا چند نمونه را ذكر مي‌كنيم:

برخورد «اسعد بن زراره» بت‌پرست به پيامبر اكرم(ص) در كنار خانة كعبه و تغيير جهش‌آساي طرز تفكر او و يا آنچه دشمنان سرسخت پيامبر(ص) نام آن را سحر مي‌گذاردند و مردم را به خاطر آن از نزديك شدن به او بازمي‌داشتند.5

تأثير پيام امام حسين(ع) بر فكر «زهير» در مسير كربلا تا آنجا كه با شنيدن پيام امام حتي نتوانست لقمه‌اي را كه در دست داشت به دهان بگذارد و آن را به زمين نهاد و حركت كرد.6

كشش عجيب و فوق‌العاده‌اي كه «حر بن يزيد رياحي» در خود احساس مي‌كرد و با تمام شجاعتش همچون بيد مي‌لرزيد و همين حالت سرانجام او را به صف مجاهدان كربلا كشيد و به افتخار بزرگ شهادت نائل آمد.7

داستان جواني كه در همسايگي «ابوبصير» سكونت داشت و با ثروت سرشار خود ـ كه از خوش خدمتي به دستگاه بني‌اميه فراهم ساخته بود ـ به عيش و نوش و بي‌بند و باري پرداخته بود و سرانجام با پيام امام صادق(ع) به كلي دگرگون شد و تمام اموالي را كه از طريق نامشروع گرد آورده بود به صاحبانش داد و يا در راه خدا انفاق كرد.8

همة اين موارد، نشانه و نمونه‌هايي از همين تأثير ناخودآگاه است كه مي‌توان آن را شعبه‌اي از ولايت تكويني معصومين
ـ اعم از پيامبر(ص) و امام(ع) ـ دانست؛ زيرا عامل تربيت و تكامل در اينجا الفاظ و جمله‌ها و راه‌هاي معمولي و عادي نيست بلكه جذبة معنوي و نفوذ روحاني عامل اصلي محسوب مي‌شود.

همان‌گونه كه گفتيم پيامبران و امامان ـ بر اساس فضايل موهبتي ـ و رجال راستين و شخصيت‌هاي بزرگ الهي ـ بر اساس فضايل اكتسابي ـ به تناسب ميزان شخصيت خود، هاله‌اي از اين نفوذ ناخودآگاه در پيرامون خود ترسيم مي‌كنند. البته قلمرو گروه اول با گروه دوم از نظر ابعاد و گستردگي قابل مقايسه نيست.

وجود مبارك امام(ع) در پشت ابرهاي غيبت نيز اين اثر را دارد كه از طريق شعاع نيرومند و پردامنة «نفوذ شخصيت» خود دل‌هاي آماده را در نزديك و دور تحت تأثير جذبة مخصوص قرار داده به تريبت و تكامل آنها مي‌پردازد و از آنان انسان‌هايي كامل‌تر مي‌سازد. ما قطب‌هاي مغناطيسي زمين را با چشم خود نمي‌بينيم ولي اثر آنها روي عقربه‌هاي قطب‌نما در درياها راهنماي كشتي‌هاست و در صحراها و آسمان‌ها راهنماي هواپيماها و وسايل ديگر است.

در سرتاسر كرة زمين از بركت اين امواج ميليون‌ها مسافر راه خود را به سوي مقصد پيدا مي‌كنند. وسايل نقلية بزرگ و كوچك به فرمان همين عقربة ظاهراً كوچك از سرگرداني رهايي مي‌يابند.

آيا تعجب دارد اگر وجود مبارك امام(ع) در زمان غيبت با امواج جاذبة معنوي خود افكار و جان‌هاي زيادي را كه در دور يا نزديك قرار دارند هدايت كند و از سرگرداني رهايي بخشد؟ البته نبايد فراموش كرد كه امواج مغناطيسي زمين روي هر آهن‌پارة بي‌ارزشي اثر نمي‌گذارد بلكه تنها بر عقربه‌هاي ظريف و حساسي كه خاصيت آهن‌ربايي يافته و يك نوع سنخيت و شباهت با قطب فرستنده امواج مغناطيسي پيدا كرده‌اند اثر مي‌گذارد. بدين ترتيب دل‌هايي كه ارتباطي با امام(ع) دارند و شباهتي را در خود ايجاد نموده‌اند تحت تأثير آن جذبة روحاني قرار مي‌گيرند.

آثار وجودي و بركات آن حضرت در زمان غيبت بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد، از اين رو به همين مختصر بسنده مي‌كنيم. خوشبختانه محققان اسلامي در اين‌باره به نگارش و شرح و بسط پرداخته‌اند كه مطالعة آنها را به علاقه‌مندان توصيه مي‌كنيم.

پي‌نوشت‌ها:

٭ برگرفته از: افق حوزه، سال ششم، شمارة 159.
1. سورة كهف (18)، آيات 65 و 266.
2. سورة كهف (18)، آيات 71-82.
3. شيخ صدوق، كمال‌الدين، باب 45، ح 4، ص 485.
4. مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 93، (به نقل از شيخ صدوق، همان).
5. اعلام الوري، صص 35-40؛ مشروح اين ملاقات را در كتاب فروغ ابديت، ج 1 بخوانيد.
6. ابن طاووس، اللهوف، صص 62-63.
7. همان، ص 68.
8. محدث قمي، منتهي الامال، ص 719، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.

ماهنامه موعود شماره 82

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.