spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
منطق صنعتي چاپ پست الكترونيكي
۲۵ اسفند ۱۳۸۶
 آهنگي كه خط توليد بر ما تحميل مي‌كند و به نحوي در وجود ما نفوذ مي‌كند و به بخشي از ما تبديل مي‌شود كه در غير ساعات كاري هم همراه و همگام ماست. در هر سمت اين معادله انسان و ماشين، نوعي سازگاري بين طرفين شكل مي‌گيرد؛ به طوري كه ماشين خود را با بشر و بشر خود را با ماشين سازگار مي‌نمايد كه البته هدف نهايي هم ادغام اين دو است.


اشاره:
«تكنيك» چيزي جز تجلّي خودآگاهي صنعتي در بشر نيست و گسترش علوم و فنون جديد، به نوعي تعميق­‌دهندة اين نوع تجلّي است، كه در آن جسم و روح ما با نظام ماشيني، هم‌گام و همراه مي‌شود و شرايطي كه هيچ پيشينه‌­اي در زندگي بشر و طبيعت ندارد، براي ما شكل مي‌گيرد. در چنين نظامي است كه همه چيز در ساية تكنولوژي توجيه مي‌شود و ارزش­‌هاي گوناگون به حاشيه رانده مي‌شوند.

«ژاك الول»، فيلسوف فقيد فرانسوي بر اين اعتقاد است كه در يك جامعة تكنولوژيكي، همة اشكال و فعاليت­‌هاي بشري ـ خواه رفتار شخصي يا فعاليت­‌هاي اقتصادي سازمان­دهي شده ـ همه و همه به نحوي اساسي با منطق حاكم و نظام ماشين سازگاري مي‌يابند. بشر حتّي از سازگار شدن هم فراتر مي‌رود و جريان­‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي با ماشين پيوند مي‌خورند و به بخش پيوسته و لاينفكّ آن تبديل مي‌شوند.

الول از واژه «تكنيك» به مثابة شيوه‌­اي كه دربرگيرنده ادغام بشر با اشكال صنعتي و مكانيكي و تجلي خودآگاهي صنعتي در بشر است، بهره برد. اين شيوه نه تنها در اشكال خارجي نظام صنعتي مشهود است بلكه در روند تحوّل بشر دوشادوش ماشين قابل درك است. به عنوان مثال، هنگامي كه با ماشين رانندگي مي‌كنيم، به نحوي با ماشين و جاده تلفيق مي‌شويم و نهايتاً به چيزي «شبيه ماشين» تبديل مي‌شويم. هنگامي كه تلويزيون تماشا مي‌كنيم، واقعاً در تصاوير آن غرق مي‌شويم و آنها را در ذهن خود ذخيره مي‌كنيم و نهايتاً به بخشي از خودآگاهي ما تبديل مي‌شود و در اينجاست كه مي‌توان گفت، با تصاويري كه حامل آن هستيم، ادغام مي‌شويم. وقتي كه از كامپيوتر استفاده مي‌كنيم، در مجموعه‌اي بي‌پايان از بازخوردها درگير مي‌شويم، به طوري كه افكار، دست‌­ها و همة بدنمان با ماشين همراه و همگام مي‌شوند. در واقع اين روند، شبيه فعاليت يك خط توليد صنعتي است كه ما در معرض نوعي آهنگ بيروني «تكرار» قرار مي‌گيريم؛ آهنگي كه خط توليد بر ما تحميل مي‌كند و به نحوي در وجود ما نفوذ مي‌كند و به بخشي از ما تبديل مي‌شود كه در غير ساعات كاري هم همراه و همگام ماست. در هر سمت اين معادله انسان و ماشين، نوعي سازگاري بين طرفين شكل مي‌گيرد؛ به طوري كه ماشين خود را با بشر و بشر خود را با ماشين سازگار مي‌نمايد كه البته هدف نهايي هم ادغام اين دو است.

اين هم‌زيستي ادغام شده، همان چيزي است كه الول آن را تكنيك مي‌خواند. در حقيقت، اين روند، روندي متفاوت از تحوّل بشر است كه پيش‌تر يعني در عصري كه هنوز تكنولوژي شكل نگرفته بود، پيشينه­‌اي نداشته است؛ دوره­‌اي كه در آن رشد بشر در چارچوب طبيعت محدود بود. در حال حاضر، تكامل بشر به نحوي فزاينده با اشكال مكانيكي و الكترونيكي همراه است و اين در حالي است كه طبيعت از اين معادله خارج شده و در اينجاست كه شاهد ظهور پيامدهاي فاجعه­‌بار آن هستيم. در صورتي كه اين روند شكل‌گيري تكنيك به خوبي درك شود و روند تلفيق افكار و رفتار بشر در اشكال صنعتي فهميده شود، آن‌گاه ماهيت الگوها بيش از پيش بر ما آشكار مي‌شود. به عنوان نمونه، شركت‌­ها خود نمادهايي از تكنيك هستند كه به نظامي از قوانين و قواعد ساختاري ذاتي كه فراتر از الگوهاي اخلاقي و ملاحظات اجتماعي هستند و در قبال آسيب­‌هايي كه فعاليت­‌هاي صنعتي بر طبيعت و روند طبيعي وارد مي‌سازد، بي‌­توجه‌­اند. شركت‌ها بر پاية نوعي منطق دروني كه در برگيرندة اصول مشخصي چون رشد اقتصادي، سود، فقدان اخلاق و نياز پايان‌ناپذير تبديل جهان طبيعي به روندهاي صنعتي و كالاهاي تجاري به سريع‌­ترين و كارآمدترين شكل ممكن است، بنيان نهاده شده‌­اند.

در چنين نظامي است كه همة ارزش‌­ها به حاشيه رانده مي‌شوند و در غالب موارد، توجهي به آنها نمي‌شود. مسايلي چون رفاه اجتماعي و پايداري زيست­‌محيطي، تنها در حدّ طرح در جامعه باقي مي‌ماند و نوعي استيلاي تكنيكي و سازماني بر آن احاطه مي‌يابد. ارزش­‌هاي ذاتي همچون حيات وحش و جنگل­‌ها به نوعي كالاهاي تجاري بالقوه تقليل مي‌يابند كه سرنوشت غايي آنها در نظام صنعتي و تكنولوژيكي رقم مي‌خورد.

مثلاً در مورد جنگل­‌ها، تصوير پيش­­‌رو به نحوي تيره و تار است كه در آن، درختان به مثابة قطعاتي از چوب نگريسته مي‌شوند كه هر يك براي خود قيمتي دارد و اصلاً توجهي به سرماية زيستي آن نمي‌شود. ارزش­‌هاي ذاتي اين سرمايه، در بحث­‌ها جايي ندارد و اصلاً دركي نسبت به فيض و جايگاه معنوي آن­ها وجود ندارد. اساساً در چنين نظامي است كه روندهاي پايدار اقتصادي، «ناكارآمد» بوده، توانايي همراهي با نظام ماشين و بازار را ندارد.

بنابراين در جامعة ماشيني، تنها ارزش‌­ها و الگوهاي ابزار تكنيكي و از آن جمله شركت­‌ها هستند كه تعيين‌كنندة ساز و كار رفتار بشري و رابطة ما با طبيعت مي‌باشند. اين رويكرد هم­اكنون در حوزة تلاش­‌هاي اقتصادي و به­‌ويژه در رفتار شركت­‌هايي كه در پي گسترش كنترل خود بر طبيعت هستند، مشهود است. كشاورزي، توليد و پخش غذا، صنعت ماهي‌گيري، حفاظت و استفاده از جنگل­‌ها و منابع طبيعي، درختان، حيوانات، حشرات، ميكروب­‌ها و حتي بشر در معرض منطق ماشين قرار دارد.

در همة حوزه‌­هاي اقتصادي، نشانه­‌هاي صنعتي‌شدن مشهود است كه شايد كشت تك محصولي در عرصة كشاورزي را بتوان نمونه‌­اي بارز از اين مدعا دانست. در عرصة كشاورزي يعني عرصه­اي پيش‌تر بسياري از خانواده­‌ها محصولات خود را با هدف تأمين غذاي خود و ديگر افراد جامعه توليد مي‌نمودند، هم‌­اكنون شاهد حضور نوعي نيروي مخرّب جهاني هستيم و آن چيزي جز انحصار طلبي شركت­‌ها نيست. در اين روند شاهد خريد يك‌جاي زمين­ه‌اي زراعي و بيرون رانده شدن مردم از مزارع هستيم، سپس اين مزارع به زير كشت تك محصولي مي‌رود و ماشين و سموم عهده‌د­ار حفظ و نگهداري محصولاتي مي‌شوند كه زماني خود بشر مسئوليت آن را عهده­‌دار بود.

در جايي كه مزارع كوچك تأمين كننده نياز غذاي بسياري از مردم بود و زمين همواره بارور بود، هم‌اينك محصول اين زمين­ها چيزي جز سويا،  قهوة صادراتي، و موز و ... نيست. اين همان منطق صنعتي است؛ منطقي كه در آن، ورود سموم به رودخانه­‌ها و سپس منابع آب و غذا كم­‌اهميت شمرده مي‌شود و نهايتاً اين مردم هستند كه بي­كار و گرسنه به شهرها رانده مي‌شوند.

در عرصة جنگل­‌داري نيز اوضاع به همين شكل است: در جايي كه تنوع زيستي با همة ثبات و غنايش و با همه پيچيدگي­‌هايش، به دست جنگل­‌داري صنعتي سپرده مي‌شود تا ديگر اثري از آن تنوع باقي نماند. روشن است كه در چنين اوضاعي است كه ديگر جايي براي حيات باقي نمي‌ماند. زمين­‌هاي خالي با درختاني يك شكل در رديف­‌هاي طولاني كاشته مي‌شوند؛ درختاني كه تنوعشان به كاج، صنوبر و اوكاليپتوس محدود مي‌شود و شركت‌­ها با بوق و كرنا به تبليغ اين حركت خود مي‌پردازند. اين نوع درخت­كاري دقيقاً تجلّي خط توليد صنعتي است و در اين روند است كه حيات از چهرة جنگل­‌ها زدوده مي‌شود و تنها جامعه‌­اي يك­دست و خالي از هرگونه تنوع شكل مي‌گيرد.

موارد مشابه اين جريان را مي‌توان در صنعتي شدن نظام ماهي­‌گيري مشاهده نمود؛ نظامي كه در آن كشتي­‌هاي غول­‌پيكر صيّادي، حجم گسترده‌­اي از حيات اقيانوس‌­ها را هزاران برابر آنچه قايق­‌هاي كوچك ماهي­‌گيري توان آن را داشته باشند، به غارت مي‌برند و ديگر نه بقايي براي اقيانوس‌­ها متصوّر است و نه جايي براي شيوه‌­هاي سنتي باقي مي‌ماند.

مي‌توان به صدها نمونه از اين رفتارهاي اقتصادي اشاره كرد كه در همه جا و در تمام روندهاي صنعتي و فني، مشهود و جاري است. در دنياي امروز، همگون‌سازي و تجميع و توليد انبوه، در نتيجه تلاش شركت­‌هايي كه توسعه و رشد اجتناب­‌ناپذير در دستور كار آنهاست، در حال جهاني شدن است و به عبارت ديگر، مي‌توان ادعا كرد كه تكنيك در حال جهاني شدن است.

در حال حاضر، تنها جوامع نادري وجود دارند كه از استيلا و انقياد تكنيك رها شده‌­اند، اما زماني كه اين جوامع هم در برابر فرامين ماشين زانو مي‌زنند و يا به اجبار پذيراي چنين شرايطي مي‌شوند، به سرعت شرايطي مشابه ديگران پيدا مي‌كنند، چون‌كه اساساً كارآيي، هدفمندي، خلاقيت، رشد اقتصادي و سود، جزيي لاينفك از تكنيك مي‌باشد.

تنها تجربة يك قرن حاكم شدن منطق صنعتي، به شكل­گيري فجايعي چون افزايش دماي زمين، تخريب لاية ازن، نابودي گونه­‌هاي جاندار، آلودگي آب­ها، نابودي قابليت­‌هاي اكوسيستم، نابودي گستردة تنوع زيستي و به ويژه جنگل­‌ها و شكل­‌گيري جنگل‌هاي صنعتي يك‌نواخت مي‌انجامد.

جري ماندر1
ماهنامه موعود شماره 85

پي‌نوشت‌ها
:
٭ منبع: www.resurgence.org
1. Jerry Mander: نويسنده و محقق برجستة آمريكايي در زمينة مسائل اجتماعي و ماهيت و كاركردهاي تكنولوژي.




 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.