spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
يهود و آمريكا چاپ پست الكترونيكي
۲۵ دي ۱۳۸۶
 هنرى فورد در سال 1920 ميلادى و در مقاله‏ى در روزنامه دييربورن اينديپندنت چنين نوشته بود: «چگونه يهوديان اين‏چنين عادى و بدون هرگونه‏مقاومتى به بالاترين جايگاه‏ها دست مى‏يابند؟ چگونه و چه كسانى آنان را به اين موقعيت‏ها مى‏رسانند؟ چرا اصولاً آنان در اين جايگاه‏ها حضور دارند؟يهوديان در مناصب خود چه مى‏كنند؟



توجه: نويسنده در مقدمه مقاله خود ذكر كرده است كه به دليل ترس از فشارها و تهديدات احتمالى از ذكر نام خود، خوددارى كرده است.

  • چكيده:
تلاش اقليتى كوچك به نام يهود در جهت سلطه بر تمامى منابع و مراكز ايالات متحده آمريكا مدت‏هاست كه شروع شده است. اين گروه با نفوذ در تمام‏مراكز تصميم‏گيرى، آموزشى و مالى آمريكا عملاً كنترل اين كشور را در دستان خود گرفته است و مى‏رود تا با تخريب زيرساخت‏هاى فرهنگى واقتصادى آمريكا آن را به ورطه نابودى بكشاند. نويسنده اين مقاله با پرهيز از افشاى نام خود به علت ترس از اين گروه، به تشريح چگونگى اين سلطه‏و نقشه‏هاى آنان در جهت براندازى مى‏پردازد. البته بايد به اين نكته اشاره نمود كه در جامعه يهودى نيز افرادى هستند كه از اين‏گونه اعمال برى و بركنار باشند.

  • دولت جهانى
آيا نابودى «آمريكا» به صورتى اتفاقى روى مى‏دهد؟ و آيا ملت ما كوركورانه، برنامه‏هاى يك گروه كوچك ولى قدرتمند از بانكداران ثروتمند بين‏المللى راكه مى‏خواهند بر ما همانند بردگان ولى با نام «نظم نوين جهانى» و يا يك «دولت جهانى» حكمرانى نمايند، دنبال خواهد نمود؟

پس از سال‏ها مطالعه و بررسى، ما مطمئن شده‏ايم كه طرحى بين‏المللى وجود دارد تا يك دولت جهانى ايجاد گرديده و اقتدار و استقلال آمريكاييان ازبين برود. گروه بين‏المللى حامى اين نقشه، در وضعيتى كاملاً محرمانه كار خود را به پيش مى‏برد، اما چرا؟ زيرا آنان مى‏دانند كه اگر آمريكاييان از خواب‏غفلت بيدار شده و حقيقت را در مورد آنچه بر ملت ما مى‏گذرد، دريابند؛ و اگر آمريكاييان درك نمايند كه دشمن واقعى آنان كيست و اين دشمن چگونه‏كار خود را انجام مى‏دهد، آن‏گاه اين آمريكاييان وطن‏پرست قيام خواهند كرد و همه آنانى را كه در پس پرده اين برنامه شيطانى هستند، از بين خواهندبرد.

براى قرن‏هاى متمادى، يك دار و دسته كوچك ولى قدرتمند تلاش مى‏كند تا ايالات متحده و ساير ملت‏هاى دنيا را به يك دولت جهانى تبديل كند. دراين ميان، «سازمان ملل» تنها به يك آلت دست در بين اين مجموعه از توطئه‏گران بدل گرديده است، آنان به دنبال تحميل يك سيستم پولى جهانى‏كنترل شده از سوى خودشان بر همه كشورهاى دنيا هستند تا همه مردم برده‏وار در جهت خواسته‏هاى آنان و تحت نام نظم نوين جهانى كار كنند.

آنان از آغاز فعاليت‏هاى خود مى‏دانستند كه براى برده كردن ما، بايد ما را از مسيحيت دور نمايند. آنان در حوزه ايجاد محدوديت براى «مسيحيت» و«انجيل» كه قطب‏نماى اخلاقى كشور ما شناخته مى‏شدند، بسيار موفق بوده‏اند. از سوى ديگر، آنها با ايجاد «دادگاه‏هاى فدرال» و دور نمودن انجيل ومسيحيت از مدارس، نظام اخلاقى و همه سازمان‏ها و مؤسسات ايالات متحده، اهداف خود را به صورتى موفقيت‏آميز دنبال كرده‏اند. براساس طرح آنان،نظام اخلاقى و خانواده‏هاى ما نيز به اضمحلال كشيده شدند. اما آنان چگونه اين كارها را انجام دادند؟ بايد به‏خاطر داشت كه آنان كنترل تقريباً كاملى برهاليوود، شبكه‏هاى تلويزيونى و تقريباً همه روزنامه‏ها و نشريات و كتاب‏هاى منتشره در جامعه ما داشته‏اند. همچنين آنان به طور مداوم با فيلم‏هاى‏سينمايى مستهجن و هرزه و همچنين شوهاى تلويزيونى سخيف و مبتذل توليدى رسانه‏هاى تحت سيطره‏شان، به صورتى كاملاً هدف‏دار، ملت ما وافكار ما را با تصاوير مستهجن بمباران مى‏نمايند تا شخصيت اخلاقى ما را بيش از پيش رو به انحطاط ببرند. از سوى ديگر، آنان با استفاده از اتحاديه‏آزادى‏هاى مدنى آمريكا، تلاش مى‏نمايند تا آخرين بقاياى اعتقاد به «خدا» و «مسيحيت» را از اذهان مردم ما بزدايند.

در سال 1913 ميلادى، بانكداران بين‏المللى، سيستم بانكى ملى ما را بنيان نهادند كه امروزه ما آن را با نام «سيستم منابع فدرال» مى‏شناسيم. با استفاده‏از بانك‏هايى كه براى قرن‏هاى متمادى به صورت خصوصى فعاليت مى‏كردند، اين سيستم را ايجاد نموده‏اند تا به عنوان وسيله‏اى جهت ربودن منابع‏طلاى كشور ما به‏كار رود و در عوض، ما صاحب اسكناس‏هاى كاغذى‏اى شده‏ايم كه روزبه‏روز بى‏ارزش‏تر مى‏شوند.

  • بزرگ‏ترين انحصار مالى
بزرگترين انحصار مالى چارلز ليندبرگ نماينده اسبق كنگره آمريكا در سال 1913 ميلادى، با توجه به تصويب «قانون منابع فدرال» در آن سال چنين‏گفته بود: «اين قانون، باعث ايجاد بزرگ‏ترين انحصار تك قطبى مالى كره زمين خواهد گشت. پس از امضاى اين قانون توسط رييس‏جمهور وقت‏ايالات متحده (ويلسون)، دولت ناپيداى به‏وجود آمده توسط قدرت پول، شكلى قانونى خواهد يافت. اين قانون جديد در هر زمان كه صاحبان تراست‏بخواهند، به ايجاد تورم دست زده و به صورتى علمى، فعاليت‏هاى خود را توجيه مى‏نمايند. با اين قانون، بدترين جرايم قانونى دوران‏ها شكل خواهدگرفت.» اما وودرو ويلسون رئيس‏جمهور وقت آمريكا، با ناديده گرفتن همه هشدارهاى اعلام شده از سوى ميهن‏دوستان آمريكايى، اين قانون را درسال 1913 ميلادى امضا نمود تا كنترل متمركز پول‏ها و منابع مالى آمريكا در دستان گروهى كوچك از مردانى كه اين شركت كوچك را اداره مى‏نمودند،بيافتد. يك دهه بعد، پرزيدنت ويلسون اظهار كرد كه «من يك مرد بسيار غمگين هستم. من ناخواسته باعث نابودى كشورم شده‏ام. يك ملت بزرگ‏صنعتى به‏وسيله سيستم مالى و اعتبارى خود اداره مى‏گردد. سيستم كنونى اعتبارى ما، اينك متمركز گرديده است. لذا رشد ملت ما و همه فعاليت‏هاى مادر دستان چند نفر محصور شده و كشور ما با يكى از بدترين روش‏ها و به صورتى كاملاً كنترل شده و با دولتى تحت سيطره آنان، مديريت مى‏شود. لذاما ديگر دولتى با عقايد مستقل و آزاد، دولتى با حاكميت رأى اكثريت و دولتى مردمى در دنيا با نام ايالات متحده نداريم و تنها صاحب كشورى هستيم كه‏دولت آن با عقايد و سلطه و فشارهاى گروه كوچكى از مردان سلطه‏گر و با نفوذ اداره مى‏شود.»

بارون روتز چيلد در قرن هجدهم ميلادى چنين گفته بود: «كنترل سيستم مالى يك كشور را به من بدهيد و ديگر براى من قانون‏گذاران كشور اهميتى‏نخواهند داشت.» صد سال بعد، پرزيدنت جيمز گرفيلد (كه بعدها ترور شد)، نظر بارون روتز چيلد را بدين‏گونه تكرار نمود: «هركس كه بر پول‏هاى يك‏جامعه تسلط داشته باشد، حاكم مطلق بر صنعت و تجارت آن جامعه خواهد بود.»

آنانى هم كه كنترل نظم نوين جهانى را در دستان خود دارند، در طول قرن‏هاى متمادى اين برنامه را تنظيم و سازمان‏دهى نموده و با زيركى دريافته‏اند كه‏با كنترل سيستم‏هاى مالى، مى‏توان كنترل يك جامعه را در دست گرفت. يكى از اقتصاددانان برنده جايزه نوبل به نام پل ساموئلسون در چهارمين‏ويرايش كتاب خود با عنوان «دانش اقتصاد» چنين نگاشته است: «بانك مركزى آمريكا يا «سيستم منابع فدرال»، يك مركز تقلبى ولى قدرتمند درايالات متحده است.»

  • تحميق مردم
يكى از بخش‏هاى داخلى برنامه‏اى كه براى سلطه بر دنيا تدارك ديده شده، تحميق آمريكاييان طبقه متوسط است. تدارك‏دهندگان طرح نظم نوين‏جهانى، با استفاده از مدارس دولتى ما و ترويج سياست‏هاى ضدمسيحى و ضدآمريكايى، اهداف پنهانى خويش را دنبال مى‏كنند. اين مدارس، اسلحه‏نخست آنان در جنگى است كه با هدف تخريب آينده فرزندانمان، ترويج تفكر ليبرال در ميان آنان و تعمد در ارائه آموزش‏هاى پايين‏تر از حداستاندارد، تدارك ديده شده است. توانايى آمريكاييان در مطالعه، تفكر و استدلال‏هاى روشن در همه زمان‏ها پايين بوده است. يك دليل اين اتفاق،اين حقيقت مى‏باشد كه مدارس دولتى ما از آموزش و آواهاى زبان در آموختن روش خواندن به فرزندان ما سرپيچى مى‏نمايند. اما چرا؟ زيرادانشكده‏هاى تعليم و تربيت با استفاده از منابع «بنياد راكفلر» تأمين ملى شده و آنان به معلمان آينده، روش آوايى را در آموزش‏هاى مربوط به مهارت‏خواندن، تعليم نمى‏دهند. به جاى اين كار، آنان از روش «نگاه كن - بگو» بهره مى‏برند كه امروزه ناكارايى آن به اثبات رسيده است. امروزه مدارس‏دولتى ايالات متحده تمايل بيشترى به آموزش استفاده صحيح از كاندوم، به نسبت آموزش رياضيات دارند. ولى چرا؟ زيرا آنان كه سيستم‏هاى آموزشى‏ما را تحت سيطره دارند، مى‏دانند كه بايد تلاش در جهت انحطاط اخلاقى و تحميق، خلع سلاح مردم آمريكا، مسكوت گذاردن قانون اساسى ايالات‏متحده و كنترل مطلق مردم را تسريع نمايند.

اما چه كسانى در فراسوى اين حركت پرقدرت به سوى يك دولت جهانى قرار دارند؟ به صورت كلى بايد گفت كه اين افراد، ليبرال‏هايى مى‏باشند كه‏شامل سوسياليست‏ها، كمونيست‏ها، رهبران اتحاديه‏ها، افراد ملحد، اومانيست‏ها، فمنيست‏ها، همجنس‏بازان، شهوت‏رانان، بروكرات‏ها و فعالان‏زيست‏محيطى‏اى هستند كه مخلوقات را بيش از خالق مى‏پرستند. اما به هر حال، رهبران جامعه، ثروتمندان و افراد با نفوذ، همگى جزء كارگزاران‏شكل‏گيرى نظم نوين جهانى‏اى هستند كه با همراهى بانكداران و سياست‏مداران، به‏ويژه بانكداران بين‏المللى يهودى، اهداف خود را پى مى‏گيرند.

  • ديدگاه‏هاى هِنرى فورد
يكى از معروف‏ترين آمريكايى‏هايى كه به صورتى مفصل در مورد قدرت بين‏المللى يهوديان مطالبى نگاشته، خودروساز معروف و نامدار آمريكا«هنرى فورد» است. او ميليون‏ها دلار به پژوهشگران پرداخت نمود تا فعاليت‏ها و اهداف پشت پرده اين يهوديان فعال در عرصه بين‏الملل را موردتحقيق و بررسى و كاوش قرار دهند. فورد در مقالاتى كه در روزنامه «دييربورن اينديپندنت» در ماه ژوئن سال 1920 ميلادى منتشر گرديده، مطالبى‏عنوان نموده كه هنوز هم (و حتى در زمان ما) خواندنى و ارزشمندند. كتاب فورد با عنوان «يهوديان بين‏الملل» ممكن است هنوز هم در تعدادى ازكتابخانه‏ها يافت گردد.

هنرى فورد در سال 1920 ميلادى و در مقاله‏ى در روزنامه دييربورن اينديپندنت چنين نوشته بود: «چگونه يهوديان اين‏چنين عادى و بدون هرگونه‏مقاومتى به بالاترين جايگاه‏ها دست مى‏يابند؟ چگونه و چه كسانى آنان را به اين موقعيت‏ها مى‏رسانند؟ چرا اصولاً آنان در اين جايگاه‏ها حضور دارند؟يهوديان در مناصب خود چه مى‏كنند؟ واقعيت حضور آنان در اين جايگاه‏ها چه پيامى براى دنيا خواهد داشت؟ اينها سؤالات اساسى در مورد يهوديان‏مى‏باشد. 50 سال قبل، بانكدارى بين‏المللى كه همانند فعاليت‏هاى دلالى ارزى دنيا تقريباً به صورت كامل در اختيار يهوديان قرار داشت، در اوج‏شكوفايى خود قرار داشت. اين وضعيت آنان را به كنترل كامل و تمام عيار دولت‏ها و مراكز مالى و اعتبارى همه دنيا سوق داد. اما اهميت اين مطلب دراين است كه اين رشد، تنها در مراكز مالى‏اى اتفاق افتاد كه يهوديان در آن سهيم بودند و هيچ عامل نژادى و ملى ديگرى هم در اين اتفاق سهيم نبود.اين امر صرفاً به اين معنا نيست كه چند يهودى، كنترل‏كنندگان فعاليت‏هاى مالى بين‏المللى هستند، بلكه بيانگر اين است كه اين كنترل‏كنندگان‏بين‏المللى بازارهاى مالى و پولى، منحصراً يهودى‏اند.

از زمانى كه كنترل دنيا به عنوان آرمان يهوديان مطرح شده است و آنان از هيچ يك از روش‏هاى گذشته فاتحان دنيا بهره نمى‏برند، بايد اين مسأله راپذيرفت كه آنان به برترى يك نژاد مشخص چشم دوخته‏اند.»

چند سال بعد، آقاى فورد اظهار نمود: «اين درست است كه افراد ملت ما سيستم مالى و بانكى كشورمان را درك نمى‏كنند، چرا كه من معتقدم، در صورتى‏كه مردم ما حقايق فراسوى آن را بفهمند، قبل از طلوع خورشيد در صبح فردا، دست به يك انقلاب خواهند زد.»

همچنين فورد در كتاب خود با عنوان يهوديان بين‏الملل نيز چنين نگاشته است: «هنگامى كه يهوديان قدرتمند بالاخره رديابى شوند و حقايق موجودآشكار گردد، جنجال واقعى و پيامدهاى آن در مطبوعات سراسر دنيا فراگير خواهد شد. هر چند اين اتفاق در هيچ زمانى روى نخواهد داد.»

على‏رغم اتفاق نظر مسيحيت و عالمان آن و به‏ويژه كليساى كاتوليك و حتى تفسيرهاى ارائه شده غير از انجيل، در مورد پاره‏اى مسائل اجتماعى نظيردريافت ربا در هنگام باز پس‏گيرى وام‏هاى اعطايى، يهوديان، كنترل سيستم‏هاى مالى و بانك‏هاى دنيا را در اختيار دارند.

امروزه بانكداران يهودى، كنترل بانك مركزى آمريكا و در نتيجه اقتصاد ما را در اختيار دارند. نويسنده و اقتصاددان مسيحى نامدار آراى مكمستر معتقداست كه سيستم بانك مركزى آمريكا به‏وسيله هشت خانواده يهودى تملك گرديده و اداره مى‏شود. فقط 3 خانواده از اين هشت خانواده در اين ليست،آمريكايى هستند؛ خانواده روتز چيلد (لندن)؛ برادران لازارد (پاريس)؛ بانك اسراييل - موشه (ايتاليا)؛ خانواده كوهن - لويب (آلمان)؛ واربورگ (هامبورگ‏آلمان)؛ برادران ليچمن (نيويورك)؛ خانواده گلدمن - ساچز (نيويورك) و خانواده راكفلرها (نيويورك).

  • كنترل رسانه‏ها
در ادامه، واقعيت‏هايى در مورد يهوديان ارائه مى‏گردد كه ممكن است شما آن را نشنيده باشيد:
1- يهوديان كنترل تقريباً تمام عيارى بر همه رسانه‏هاى مهم و كليدى نظير «اخبار ايالات متحده»، «مجله تايم»، «نيويورك تايمز»، «واشنگتن‏پست»، «اى‏بى‏سى»، «ان‏بى‏سى»، و «سى‏بى‏اس» دارند.
معاون سابق رياست جمهور آمريكا اسپيرو آنجيو، بيست سال پيش در اين مورد چنين گفته بود: «افرادى كه مالكيت و مديريت رسانه‏هاى ملى ما را برعهده دارند، همگى يهودى‏اند و در كنار ساير يهوديان با نفوذ، سياست‏هاى رسانه‏اى اسفناك كنونى حاكم بر ايالات متحده را ايجاد نموده‏اند. هم‏اكنون‏همه سرويس‏هاى كابلى، مراكز سنجش افكار عمومى، مجلات تايم و نيوزويك، روزنامه نيويورك تايمز، واشنگتن پست و هرالد تريبون بين‏الملل،تحت سيطره يهوديان هستند»

2- از سوى ديگر، اكثر نويسندگان نامدار جنبش‏هاى فمنيستى يهودى‏اند. چرا؟ زيرا كنترل يهوديان بر صنعت نشر، انكارناپذير است. همچنين آياتاكنون دقت نموده بوديد كه اكثر مردان همجنس‏بازى كه در شوهاى تلويزيونى حاضر مى‏شوند، يهودى‏اند؟ از سوى ديگر، اين حقيقت كاملاً پذيرفته‏شده است كه يهوديان كنترل‏كننده هاليوود، علاقمند به ساخت فيلم‏هايى هستند كه «مسيحيت» و «عقايد مذهبى» را به تمسخر مى‏گيرند. اما چرا؟ زيراآنان علناً ضدمسيحى هستند.

  • والت ديسنى
3- يكى ديگر از مثال‏هاى بارز تصميم يهوديان براى ايجاد تنفر نسبت به آمريكا، مسيحيت و اخلاق را مى‏توان در تملك استوديوى فيلم‏سازى شركت«والت ديسنى» توسط ميشل اينسر مشاهده نمود.

در چند سال اخير، وى محصولات اين استوديو را به سوى ساخت فيلم‏هايى غيراخلاقى، حامى همجنس‏بازى و ضدمسيحيت سوق داده است. دقيقاً به‏همين دليل است كه بسيارى از فعالان مذهبى ايالات متحده خواهان تحريم محصولات ارائه شده اين شركت و عدم بازديد از پارك‏هاى تفريحى اين‏شركت از سوى مردم و خانواده‏ها هستند.
همچنين آيا مى‏دانيد كه مدير عامل استوديويى كه فيلم «آخرين مصائب مسيح» را ساخت، يك يهودى به نام ليو وارسرمن بوده است؟ اما اگر يك‏كارگردان مسيحى فيلمى با هدف تمسخر «هولوكاست» مى‏ساخت، چه اتفاقى مى‏افتاد؟ يهوديان قادرند كه در فيلم‏هاى خود آزادانه به همه مقدسات ماتوهين كنند، اما اگر شما اين شهامت را داشته باشيد كه در مورد نسخه هاليوودى هولوكاست از آنان سؤال كنيد، آنها از همه توان خويش براى نابودى‏زندگى شما بهره خواهند برد.

4- آيا تاكنون به اين نكته توجه نموده‏ايد كه قريب به اتفاق فيلم‏ها و مجلات سخيف و مبتذل و مستهجن (پورنو) به يهوديان تعلق داشته و يا از سوى‏آنان كنترل مى‏گردد؟ نه تنها در هاليوود كه در ساير نقاط دنيا نيز اين مافياى يهودى توليد محصولات مستهجن به فعاليت مشغول است. حتى تعدادى ازسردمداران اين گروه‏ها، همزمان به فعاليت‏هاى روسپيگرى و توليد فيلم‏هاى مستهجن مشغولند. همچنين فراموش نكنيد كه يهودى‏اى به نام سيگل‏بنيان‏گذار «لاس و گاس» بوده است.

مهم‏ترين فعاليت‏هاى آنان كه همچون سرطان در سراسر خاك آمريكا و به‏ويژه لاس و گاس گسترش يافته، شامل قاچاق زنان و كودكان با هدف‏روسپيگرى و تهيه فيلم‏هاى پورنو، تهيه و توزيع مشروبات الكلى غيرقانونى، تأسيسات مراكز فحشا و توزيع مواد مخدر است. يهوديانى نظير براون‏برونفمن و پسرش كه مالكان شركت عظيم ويسكى‏سازى «سياگرامز» هستند، فعاليت‏هاى توليد و عرضه مشروبات الكلى خود را در دوره‏اى آغازنمودند كه ارائه اين محصولات در بازار آمريكا، غيرقانونى بود. حقيقت اين است كه يهوديان و نه ايتاليايى‏ها، كنترل و سازمان‏دهى جرايم سازمان يافته‏را در دنيا برعهده دارند.

5- آيا مى‏دانيد كه يهوديان بانكدار فعال در شهر نيويورك، نظير جاكوب شيف و ديگران، در سال 1917 ميلادى با پرداخت 20 ميليون دلار (كه ارزش آن‏مبلغ در سال 1998 ميلادى 500 ميليون دلار است) از شكل‏گيرى يك انقلاب كمونيستى از سوى طرفداران لنين و ماركس حمايت مالى نمودند؟ با اين‏اقدام، مسلماً اين يهوديان در قتل عام ده‏ها ميليون انسان بى‏گناه در دوران حكومت كمونيست‏ها در سراسر دنيا، شريك هستند.

به علاوه، آيا مى‏دانيد كه قريب به اتفاق نظريه‏پردازان ايدئولوژى كمونيسم، يهودى بوده‏اند؟ و آيا مى‏دانستيد كه كارل ماركس و تروتسكى يهودى‏بوده‏اند؟

پدر بزرگ لنين هم جزء يهوديان بوده است. در ايالات متحده نيز رهبر حزب كمونيست براى چند دهه، يهودى‏اى با نام گوس هال بود. همچنين در قرون‏نوزدهم و بيستم ميلادى، يهوديان هر ملتى، رهبران و حاميان مالى كمونيسم در آن كشور بوده‏اند. در ادامه، نظر روزنامه‏نگار و فيلمنامه‏نويس نامدارميرون فاگون را در مورد اين موضوع، كه در سخنرانى خود در دهه 60 ميلادى، بيان نموده بود، مى‏خوانيم: «امروزه تنها يك واقعيت وجود دارد و آن هم‏اين است كه رژيم كمونيستى شوروى، مستقيماً از انديشه‏هاى ژاكوب شيف آمريكايى و روتزچيلد انگليسى به‏وجود آمده است. چندى بعد نيز من‏دريافتم كه بدون هيچ‏گونه ترديدى، حزب كمونيست بدان‏گونه كه ما آن را مى‏شناسيم، از سوى اين مدافعان انديشه‏هاى سرمايه‏سالارانه نظير شيفت،واربورگز و روتزچيلد شكل گرفت و آنان با حمايت مالى از انقلاب روسيه و براندازى حكومت تزارى و خاندان سلطنتى‏اش و سپس با استفاده از افرادى‏نظير لنين، تروتسكى و استالين، توانستند رژيم‏هاى كمونيستى را در دنيا به‏وجود آورند.

«وينستون چرچيل» در مقاله‏اى با عنوان «بحثى در مورد اصل و نسب يهوديان» به چاپ رسانده بود، چنين نوشت:
«عده‏اى از مردم يهوديان را دوست دارند و عده‏اى از آنان بيزارند، اما هيچ انسان عاقلى در اين واقعيت شك ندارد كه بدون هيچ‏گونه ترديدى، يهوديان‏خوفناك‏ترين و استثنايى‏ترين نژادى هستند كه تاكنون در دنيا به وجود آمده‏اند. امروزه اين نژاد عجيب در صدد ايجاد اصول اخلاقى و فلسفى خاصى‏نظير مسيحيت هستند. البته فعاليت‏هاى گسترده و عالم‏گير آنان، محدود به عصر كنونى نيست.

از قرن نوزدهم تاكنون نيز در هر رويداد سياسى كليدى،آنان در رأس جريان بوده‏اند. به عنوان مثال، در شكل‏گيرى جريان‏هاى بلشويكى روسيه و انقلاب روسيه، نقش آنان بسيار قابل توجه است.»

  • پدر بمب اتم
6- پدر بمب اتم ايالات متحده، يك يهودى آمريكايى به نام روبرت اوپنهايمر بود كه در سال 1954 ميلادى به جرم ايجاد خطر امنيتى مورد محاكمه قرارگرفت؟

7- در قرون هفده و هجده ميلادى، يهوديان جزء سردمداران تجارت برده بوده‏اند. حتى در كتب تاريخ دوره دبيرستان هم اين واقعيت عنوان شده‏است. آنان با دستگيرى و فروش صدها هزار برده آفريقايى در آغاز شكل‏گيرى آمريكاى جديد، سود هنگفتى به دست آوردند. هرچند امروزه يهوديان‏خود را دوست سياه‏پوستان معرفى مى‏كنند. در سال‏هاى قرن بيستم، يهوديان با بهره‏گيرى از سياهان آمريكا تلاش مى‏كردند كه الگوى سوسياليستى‏نظم نوين جهانى خود را به پيش ببرند، چرا كه در آن قرن، پيوندهاى خانوادگى اكثر سياهان آمريكايى را از بين بردند.

از سوى ديگر، يهوديان ليبرال با تشويق گسترده هرزه‏گرى جنسى در ميان جوامع سياه‏پوستان، آنان را به سوى شهوترانى سوق دادند. اما دليل اصلى‏اين اقدامات چه بوده است؟ به روشنى مى‏توان اظهار نمود كه آنان با هدف تضعيف ارزش‏هاى اخلاقى مسيحيت در ميان شهروندان آمريكايى و پيشبردبرنامه‏هاى سوسياليستى خود، از اين فعاليت‏ها حمايت مى‏نمودند.

در سال‏هاى اخير نيز يهوديان مالك رسانه‏هاى ارتباط جمعى، از طريق برنامه‏هاى خود مصرف «كراك» را در شهرهاى ما تشويق مى‏كنند، چرا كه درشوهاى تلويزيونى، مجلات، كتاب‏ها و فيلم‏هاى سينمايى توليدى اين مراكز، استفاده از انواع مواد مخدر ترويج مى‏گردد.

  • آموزه‏هايى از تلمود
8- كتاب مقدس يهوديان، «تلمود» نام دارد. يهوديان از اين كتاب به عنوان منبع قوانين خود بهره مى‏گيرند. اما در تلمود موارد متعددى را مى‏توان يافت‏كه كاملاً حيرت‏انگيز است. مثلاً در اين كتاب، بارها اشاره شده كه يهوديان بايد سرور همه افراد جهان باشند. در اينجا به چند مورد اشاره مى‏كنيم:

- واييكرا رابا (36): بهشت و زمين فقط براى خاطر يهوديان خلق گرديده است.

- بابا ميزيا (114 و 114): فقط يهوديان انسان هستند، اما سايرين جزء انسان‏ها به شمار نمى‏روند.

- ميناهوت (43 و 44): يك يهودى بايد همه روزه اين ذكر را قرائت نمايد: «خدايا، از اينكه مرا زن، برده و يا غيريهودى خلق ننمودى، از توسپاسگزارم.»

- سانهيدرين (57): يك يهودى الزامى به پرداخت دستمزد غيريهوديانى كه براى وى كار كرده اند، ندارد.

- بابا مزيا (24): اگر يك يهودى، كالايى متعلق به يك غيريهودى را پيدا كند، هيچ الزامى به بازگرداندن آن ندارد
.
- ميدارش مزيا (225): غيريهوديان حيواناتى هستند كه به شكل انسان آفريده شده‏اند تا روز و شب به يهوديان خدمت كنند.

يكى ديگر از راه‏هايى كه از طريق آن، يهوديان به گسترش مصرف مواد مخدر در كشور ما آمريكا كمك نموده‏اند، از طريق تحريف سيستم حقوقى‏ماست. حقوقدانان يهودى، قضات يهودى و ساير افراد ليبرال يهودى، از دادگاه‏هاى ما در جهت محدود كردن اختيارات مأموران قانون استفاده‏مى‏نمايند، به‏طورى كه امروزه مجرمان در سيستم حقوقى ما، حقوق بيشترى به نسبت قربانيان جرايم خود دارند.

به علاوه، يهوديان حقوقدان با ابداع اصطلاحى به نام «جنون موقتى»، راه را براى گسترش جرايم مربوط به تجاوزات جنسى گشوده‏اند. لذا با اطمينان‏مى‏توان ابراز نمود كه يهوديان از مسيحيت متنفرند؛ البته ممكن است گفته شود، آنان به دليل مذهب مسيحى هيتلر از مسيحيت بيزارند، اما بايد بدانيد كه‏هيتلر براى اقدامات خود از كمك‏هاى مالى گسترده يهوديان ثروتمند و بين‏المللى نظير روتز چيلد بهره برده است.

10- ميرون فاگون نويسنده و روزنامه‏نويس مشهور، در سخنرانى خود كه در سال 1965 ميلادى ايراد نموده بود، اعتقاد داشت كه يهوديان براى سه‏جنگ جهانى برنامه‏ريزى نموده‏اند. وى با اشاره به طرح بانكداران بين‏المللى در مورد ايجاد جنگ جهانى دوم چنين گفته است: «بايد بدانيد كه باكمك‏هاى مالى گسترده اشخاصى نظير گراپ، روتز چيلد به هيتلر، اين يهوديان زمينه ايجاد جنگ جهانى دوم را فراهم نمودند. به‏طور خلاصه، اين جنگ‏جهانى با هدف از بين بردن نازيسم و افزايش قدرت سياسى صهيونيسم و به دنبال آن، تشكيل دولت اسراييل در خاك فلسطين، تدارك و اجراگرديد.» به هرحال، جنايات هيتلر در جنگ جهانى دوم، بهانه‏اى براى يهوديان به وجود آورد تا پس از پايان جنگ، در سرزمين فلسطين، كشورى‏يهودى را بنيان‏گذارى نمايند. امروزه نيز يهوديان با سلطه‏اى آشكار بر هاليوود، همه ساله فيلم‏هاى متعددى عليه دولت نازى و جنايت‏هاى هيتلر بر ضديهوديان اروپا توليد مى‏نمايد، اما هرگز در توليدات خود اشاره‏اى به قتل عام‏هاى گسترده نظام كمونيستى در سراسر جهان كه با حمايت يهوديان شكل‏گرفت و بسيارى از مسيحيان نيز قربانى آنان گرديدند، نمى‏نمايند.

منبع: WWW.Compuserb.com

نشريه سياحت غرب شماره 38
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.