صفحه نخست arrow مقالات arrow غيبت arrow غيبت‌ صغري‌ و وضعيت‌ علمي‌، فرهنگي‌ شيعه‌-5
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
غيبت‌ صغري‌ و وضعيت‌ علمي‌، فرهنگي‌ شيعه‌-5 چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳
رفتن به
غيبت‌ صغري‌ و وضعيت‌ علمي‌، فرهنگي‌ شيعه‌-5
صفحه 2


مكتب‌ خراسان‌ و شرق‌

چنان‌ كه‌ گفته‌ شد تشيع‌ در خراسان‌ در شهرهاي‌ سبزوار و نيشابور و در ماوراءالنهر در نواحي‌ سمرقند و كش‌ كمابيش‌ وجود داشت‌. نيشابور شهري‌ عالم‌پرور بود. در اواخر دوران‌ حضور و اوايل‌ عصر غيبت‌، برخي‌ علماي‌ نامدار شيعه‌ در اين‌ شهر مي‌زيستند ولي‌ به‌ جهت‌ برتري‌ جو علمي‌ اهل‌ سنت‌ در اين‌ شهر حوزة‌ علمي‌ تشيع‌ چندان‌ بروز و ظهوري‌ نداشت‌. مشهورترين‌ اين‌ عالمان‌ فضل‌ بن‌ شاذان‌ نيشابوري‌، از اصحاب‌ امام‌ رضا(ع‌) و ساير ائمه‌ بود. شاگردان‌ او پس‌ از وي‌ مكتب‌ نيشابور را اداره‌ مي‌كردند كه‌ برخي‌ از آنها عبارتند از علي‌ بن‌ شاذان‌ و محمد بن‌ شاذان‌، برادران‌ او، علي‌ بن‌ قفتيبه‌ نيشابوري‌، محمد بن‌ اسماعيل‌ بفندقي‌ كه‌ از مشايخ‌ كليني‌ بود. 16
از عالمان‌ نيشابوري‌ در اين‌ عصر داوود بن‌ ابي‌زبير نيشابوري‌ از اصحاب‌ امام‌ عسكري‌(ع‌) بود كه‌ صاحب‌ كتاب‌هايي‌ نيز بود. يكي‌ از متكلمان‌ بزرگ‌ شيعي‌ در نيشابور ابن‌ عبدك‌ جرجاني‌ بود كه‌ از گرگان‌ به‌ نيشابور آمد و راوي‌ احاديث‌ ابن‌ بابويه‌ بود و در مذهب‌ كلامي‌ به‌ شيوه‌ متكلمان‌ بغداد بود و تصنيفاتي‌ از جمله‌ تفسيرالقرآن‌ داشت‌. 17
شهر سمرقند نيز در اين‌ عصر از پايگاه‌هاي‌ علمي‌ شيعه‌ بود. مكتب‌ علمي‌ اين‌ شهر را بايد مرهون‌ فعاليت‌هاي‌ علمي‌ محمد بن‌ مسعود عياشي‌ دانست‌. او از بزرگ‌ترين‌ عالمان‌ شيعه‌ در اين‌ ناحيه‌ بود كه‌ از مذهب‌ تسنن‌ به‌ تشيع‌ گرويده‌ بود. استادان‌ وي‌ گروهي‌ از محدثان‌ بغداد و قم‌ و كوفه‌ بودند مانند ابن‌ فضال‌، طيالسي‌، حسين‌ بن‌ عبيدالله قمي‌ و كسان‌ ديگر. وي‌ شاگردان‌ بسياري‌ داشت‌ و خانه‌ او در سمرقند مجلس‌ درس‌ او بود و همواره‌ اهل‌ علم‌ براي‌ استنساخ‌ و قرائت‌ و يا تصحيح‌ و مقابله‌ بر كتاب‌ها آنجا حاضر مي‌شدند. از جمله‌ شاگردان‌ او ابوعمرو كشّي‌ صاحب‌ كتاب‌ رجال‌ و حيدربن‌ محمدبن‌ نعيم‌ بودند. 18
از ميان‌ تأليفات‌ متعددي‌ كه‌ براي‌ او ذكر شده‌ فقط‌ تفسير قرآن‌ وي‌ به‌ دست‌ رسيده‌ است‌ كه‌ البته‌ كامل‌ نيست‌ و تنها بخشي‌ كه‌ شامل‌ تفسير آيات‌ تا آخر سوره‌ كهف‌ است‌ باقي‌ مانده‌ است‌. 19
از ديگر چهره‌هاي‌ شاخص‌ مكتب‌ سمرقند حسين‌ بن‌ اشكيب‌ سمرقندي‌ بود. وي‌ از اصحاب‌ امام‌ عسكري‌(ع‌) و ظاهراً در مكتب‌ قم‌ تحصيل‌ كرده‌ بود. او فقيهي‌ متكلم‌ بود و كتاب‌هايي‌ در ردّ زيديه‌ و مخالفان‌ داشت‌. وي‌ در اواخر قرن‌ سوم‌ درگذشت‌. 20
عياشي‌ و حسين‌ اشكيب‌ كساني‌ بودند كه‌ مكتب‌ سمرقند را بارور ساختند. شاگردان‌ آنها در طي‌ دوران‌ غيبت‌ طليعه‌داران‌ مكتب‌ علمي‌ شيعه‌ در اين‌ شهر بودند از ميان‌ اين‌ افراد بايد به‌ حيدر بن‌ محمدبن‌ نعيم‌ سمرقندي‌، نزديك‌ترين‌ شاگرد عياشي‌، اشاره‌ كنيم‌. شيخ‌ طوسي‌ در رجال‌ خود مي‌گويد كه‌ وي‌ كليه‌ مصنفات‌ و اصول‌ شيعه‌ را از ابن‌ وليد قمي‌ و ابن‌ ادريس‌ قمي‌ و ابن‌ قولويه‌ روايت‌ مي‌نمود و همچنين‌ تمام‌
مصنفات‌ عياشي‌ را از طريق‌ كشّي‌ روايت‌ مي‌كرد. 21 شيخ‌ طوسي‌ همچنين‌ در الفهرست‌ مي‌گويد:
او هزار كتاب‌ از كتاب‌هاي‌ شيعه‌ را به‌ قرائت‌ و اجازه‌ روايت‌ مي‌كرد و با محمدبن‌ مسعود (عياشي‌) در روايات‌ بسياري‌ شريك‌ است‌.
و سپس‌ كتاب‌هاي‌ وي‌ را نام‌ مي‌برد. 22
شاگرد ديگر عياشي‌ كه‌ از عالمان‌ مبرّز مكتب‌ سمرقند است‌ ابو عمرو كشّي‌، نويسنده‌ كتاب‌ رجال‌ معروف‌، است‌ كه‌ يكي‌ از قديمي‌ترين‌ و معتبرترين‌ كتب‌ رجالي‌ است‌ كه‌ به‌ دست‌ ما رسيده‌ است‌. 23

تأليفات‌ و تصنيفات‌

در عصر غيبت‌ صغري‌ تأليفات‌ و تصنيفات‌ علماي‌ شيعه‌ به‌ نحو چشم‌گيري‌ افزايش‌ يافت‌ و به‌ گونه‌اي‌ انسجام‌ و تمركز رسيد. پيش‌ از غيبت‌ نيز تأليفات‌ بسياري‌ توسط‌ محدثان‌ و فقيهان‌ شيعه‌ صورت‌ گرفته‌ بود كه‌ نمونه‌ بارز آن‌ فراهم‌ شدن‌ اصول‌ چهارصدگانه‌ بود. با اين‌ حال‌ شرايط‌ دوران‌ غيبت‌ اقتضا مي‌كرد كه‌ اين‌ امر با توسعه‌ و گسترش‌ بيشتري‌ صورت‌ پذيرد. مسئله‌ غيبت‌ و عدم‌ حضور امام‌ به‌ عنوان‌ كسي‌ كه‌ پاسخگوي‌ همه‌ مسائل‌ مردم‌ بود و مردم‌ در نهايت‌ امر براي‌ حل‌ مشكلات‌ و رفع‌ اختلافات‌ در مسائل‌ علمي‌ به‌ وي‌ مراجعه‌ مي‌كردند، مهم‌ترين‌ عامل‌ در اين‌ امر محسوب‌ مي‌شد. كساني‌ كه‌ در پي‌ فراگيري‌ علوم‌ بودند و يا آناني‌ كه‌ در عمل‌ به‌ مسائل‌ و احكام‌ دين‌ دچار مشكل‌ مي‌شدند نيازمند مرجع‌ ذيصلاحي‌ بودند كه‌ نياز آنها را برآورد. عدم‌ امكان‌ دسترسي‌ مستقيم‌ به‌ امام‌، اين‌ مشكل‌ را دو چندان‌ مي‌كرد.
محدوديت‌ زماني‌ و مكاني‌ نائبان‌ خاص‌ و همچنين‌ مشكلات‌ سياسي‌ و فشارهايي‌ كه‌ از جانب‌ دستگاه‌ حكومتي‌ بر آنها اعمال‌ مي‌شد بر اين‌ مشكلات‌ مي‌افزود. از اين‌ رو فقيهان‌ و محدثان‌ شيعه‌ به‌ ضرورت‌ اين‌ امر پي‌ بردند كه‌ بايستي‌ علوم‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) به‌ صورت‌ مدوّن‌
درآيد و در اختيار مردم‌ قرار گيرد تا پاسخگوي‌ مسائل‌ و رفع‌ كننده‌ مشكلات‌ آنها باشد. در همين‌ حال‌ تقاضا براي‌ ارائه‌ چنين‌ كتاب‌هايي‌ از طرف‌ مردم‌ و طالبان‌ علم‌ زياد بود به‌ طوري‌ كه‌ برخي‌ از معتبرترين‌ كتاب‌هاي‌ نوشته‌ شده‌ در اين‌ عصر به‌ واسطه‌ درخواست‌ كساني‌ بود كه‌ درگير چنين‌ مشكلاتي‌ بودند و براي‌ رفع‌ آنها به‌ فقيهان‌ و محدثان‌ رجوع‌ مي‌كردند. نمونه‌ بارز اين‌ كتاب‌ها الكافي‌ كليني‌ است‌ كه‌ شايد مهم‌ترين‌ كتابي‌ باشد كه‌ در اين‌ عصر به‌ رشته‌ تحرير در آمد. كليني‌ در مقدمه‌ كتابش‌ كه‌ در واقع‌ پاسخ‌ كسي‌ است‌ كه‌ از وي‌ درخواست‌ نگارش‌ چنين‌ كتابي‌ را داشت‌، به‌ اين‌ امر تصريح‌ مي‌كند. او خطاب‌ به‌ اين‌ شخص‌ مي‌گويد:
و يادآور شدي‌ كه‌ مطالبي‌ برايت‌ مشكل‌ شده‌ كه‌ به‌ واسطه‌ اختلاف‌ روايات‌ وارده‌ در آنها حقيقت‌ آنها را نمي‌فهمي‌ و دانسته‌اي‌ كه‌ اختلاف‌ روايات‌ مربوط‌ به‌ اختلاف‌ علل‌ و اسباب‌ آن‌ است‌ و... گفتي‌ اگر چنين‌ كتابي‌ باشد اميدوارم‌ خداي‌ تعالي‌ به‌ وسيله‌ آن‌ و به‌ ياري‌ و توفيق‌ خود، برادران‌ و هم‌ مذهبان‌ ما را اصلاح‌ كند و هدايتشان‌ كند... خدا را شكر كه‌ تأليف‌ كتابي‌ را كه‌ خواسته‌ بودي‌ ميسّر كرد. اميدوارم‌ چنانكه‌ خواستي‌ باشد...
از گفتار كليني‌ برمي‌آيد عدم‌ وجود عالمان‌ فرهيخته‌ و قابل‌ اعتماد، تشتّت‌ و اختلاف‌ در آراي‌ فقهي‌ و روايات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ كه‌ مردم‌ را دچار پريشاني‌ ساخته‌ و درك‌ و فهم‌ مسائل‌ را براي‌ آنها مشكل‌ مي‌ساخت‌، معضل‌ اساسي‌ در اين‌ زمان‌ بود. در حقيقت‌ اين‌ مشكل‌ عمومي‌ بود كه‌ در اكثر نواحي‌ شيعيان‌ با آن‌ روبرو بودند. در مراكز علمي‌ چون‌ قم‌ و كوفه‌ يا بغداد كه‌ محدثان‌ و فقيهان‌ حضور داشتند اين‌ مشكلات‌ رفع‌ مي‌شد ولي‌ در شهرهاي‌ ديگر چنانكه‌ از گفته‌ اين‌ شخص‌ برمي‌آيد چنين‌ عالماني‌ نبودند مانند همين‌ مشكل‌ را شيخ‌ صدوق‌ پس‌ از غيبت‌ صغري‌ بيان‌ مي‌كند. وي‌ در آغاز كتاب‌ من‌ لايحضره‌ الفقيه‌ اظهار مي‌دارد كه‌ در ماوراءالنهر با يكي‌ از سادات‌ شيعي‌ برخورد داشت‌ و او از وي‌ خواست‌ تا كتابي‌ بنويسد كه‌ مرجع‌ و معتمد او باشد. 24
درك‌ اين‌ امور عالمان‌ شيعه‌ را برآن‌ مي‌داشت‌ تا به‌ تأليف‌ كتاب‌هايي‌ بپردازند كه‌ اين‌ مشكلات‌ را رفع‌ كند.
مسئله‌ غيبت‌، خود مشكل‌ عقيدتي‌ اساسي‌ بود كه‌ شيعيان‌ را دچار حيرت‌ و سرگشتگي‌ كرده‌ بود. در واقع‌ يك‌ علت‌ اين‌ امر اين‌ بود كه‌ مدت‌ها عالمان‌ شيعه‌ با پيروان‌ ساير فرق‌ شيعي‌ كه‌ معتقد به‌ امام‌ غائب‌ بودند ـ نظير اسماعيليه‌، فطحيه‌ و واقفيه‌ ـ مخالفت‌ مي‌كردند و اينك‌ خود بدان‌ اقرار مي‌نمودند. اين‌ مسئله‌ به‌ قدري‌ حساس‌ و خطير بود كه‌ طيف‌ وسيعي‌ از تأليفات‌ در زمان‌ غيبت‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد، به‌ طوري‌ كه‌ كتاب‌هاي‌ متعددي‌ در زمينه‌ تبيين‌ مسئله‌ غيبت‌ و رفع‌
شبهات‌ پيرامون‌ آن‌ و ردّ اقوال‌ ساير فرقه‌ها، نوشته‌ شد، اين‌ كتاب‌ها عمدتاً تحت‌ عنوان‌ كلي‌ كتاب‌ الغيبه‌ و الغيبة‌ و الحيرة‌ و يا عناويني‌ مشابه‌ تأليف‌ مي‌شد كه‌ خود اشاره‌ به‌ وضعيت‌ حيرت‌زدگي‌ و سردرگمي‌ مردم‌ دارد. ابن‌بابويه‌ قمي‌ در ابتداي‌ كتاب‌ خود الامامة‌ و التبصرة‌ من‌ الحيرة‌ ـ كه‌ يكي‌ از بهترين‌ مصاديق‌ اين‌ كتاب‌هاست‌ ـ صراحتاً اين‌ امر را بيان‌ مي‌كند و مي‌گويد:
ديدم‌ امر غيبت‌ بسياري‌ از كساني‌ را كه‌ پيمان‌ ديني‌ آنها درست‌ است‌ و بر دين‌ الهي‌ ثابت‌ قدم‌اند بودند و خشيت‌ آنها به‌ درگاه‌ خدا آشكار است‌، به‌ حيرت‌ واداشته‌ و اين‌ دوران‌ بر آنها طولاني‌ شده‌، به‌ طوري‌ كه‌ وحشتي‌ بر آنها داخل‌ شده‌ و اخبار وارده‌ و آثار مختلف‌ آنها را به‌ تفكّر واداشته‌ است‌... لذا من‌ اخباري‌ را گرد آوردم‌ كه‌ پرده‌ از اين‌ حيرت‌ بردارد و اندوه‌ را برطرف‌ سازد و دربارة‌ عدد خبر دهد و وحشت‌ طول‌ دوران‌ غيبت‌ را به‌ افنس‌ بدل‌ كند... 25
مشابه‌ همين‌ گفتار را شيخ‌ صدوق‌ در آغاز غيبت‌ كبري‌ بيان‌ مي‌كند و علت‌ تأليف‌ كتاب‌ كمال‌الدين‌ و تمام‌ النعمة‌ را همين‌ امور برمي‌شمرد. 26
به‌ هر حال‌ كتاب‌هاي‌ متعددي‌ در اين‌ زمينه‌ در عصر غيبت‌ صغري‌ نوشته‌ شد كه‌ مهم‌ترين‌ آنها كتاب‌ الغيبة‌ والحيرة‌ حميري‌ قمي‌، كتاب‌ الغيبة‌ و كشف‌ الحيرة‌ سلامة‌ بن‌ محمد اَزوني‌، كتاب‌ الغيبة‌ شلمغاني‌ و الامامة‌ و التبصرة‌ من‌ الحيرة‌ ابن‌ بابويه‌ هستند.
با توجه‌ به‌ علل‌ مذكور و پاره‌اي‌ عوامل‌ ديگر كه‌ همواره‌ در تأليف‌ كتاب‌ها نقش‌ داشته‌، كتاب‌هاي‌ بسياري‌ در اين‌ عصر به‌ رشته‌ تحرير درآمد. برخي‌


پي‌نوشت‌ها:

1. النجاشي‌، كتاب‌ الرجال‌، ص‌ 267.
2. الطوسي‌، الفهرست‌، ص‌ 121.
3. النوبختي‌، حسن‌ بن‌ موسي‌، فرق‌الشيعه‌، مطبعة‌ الحيدريه‌، نجف‌، 1355ق‌.
4. الطوسي‌، همان‌، ص‌ 121.
5. ر.ك‌. النجاشي‌، همان‌، ص‌ 96؛ الطوسي‌، همان‌، ص‌31.
6. ر.ك‌: دواني‌، علي‌، مفاخر اسلام‌، اميركبير، 1370 ش‌، ج‌2، ص‌288.
7. ر.ك‌. النجاشي‌، همان‌، ص‌ 388؛ الطوسي‌، همان‌ ص‌ 392؛ الخويي‌، معجم‌ رجال‌ الحديث‌، ص‌ 15 و 336.
8. الطوسي‌، همان‌، ص‌ 402 ؛ النجاشي‌، همان‌، ص‌379.
9. النجاشي‌، همان‌، ص‌ 185.
10. الطوسي‌، همان‌، ص‌ 414.
11. ر.ك‌: النجاشي‌، همان‌، ص‌ 265.
12. ر.ك‌: الكليني‌، محمدبن‌ يعقوب‌، الكافي‌، ترجمه‌ مصطفوي‌، دفتر نشر فرهنگ‌ اهل‌ بيت‌؛ الطوسي‌، همان‌، ص‌ 394.
13. التفرشي‌، نقدالرجال‌، ج‌3، ص‌291.
14. دواني‌، مفاخر اسلام‌، ج‌ 1، ص‌ 161.
15. الطوسي‌، همان‌، ص‌ 183.
16. همان‌، ص‌ 548.
17. النجاشي‌، همان‌، ص‌ 354.
18. العياشي‌، محمدبن‌ مسعود، تفسيرالقرآن‌، مؤسسه‌ الاعلمي‌، بيروت‌، 1411ق‌.
19. التفرشي‌، همان‌، ج‌2، ص‌79.
20. الطوسي‌، الرجال‌، ص‌ 463.
21. همو، الفهرست‌، ص‌ 166
22. ر.ك‌: الطوسي‌، محمدبن‌ حسن‌، اختيار معرفة‌الرجال‌ المعروف‌ برجال‌ الكشي‌، دانشگاه‌ مشهد، 1348 ش‌.
23. ر.ك‌: الكليني‌، همان‌، ج‌1، مقدمه‌ مؤلف‌.
24. ر.ك‌: ابن‌ بابويه‌ (شيخ‌ صدوق‌)، من‌ لايحضره‌ الفقيه‌، مقدمه‌ مؤلف‌.
25. ر.ك‌: همو، الامامة‌ والتبصرة‌ من‌ الحيرة‌، ص‌ 142.
26. همو، كمال‌الدين‌ و تمام‌ النعمة‌، ص‌ 2.
27. الطوسي‌، الغيبة‌، ص‌ 239.
28. همان‌، ص‌ 240.
29. همو، الفهرست‌، ص‌ 215.
30. ر.ك‌: ابن‌بابويه‌ (شيخ‌ صدوق‌)، من‌ لا يحضره‌الفقيه‌، مقدمه‌ مؤلف‌.
31. الطوسي‌، الفهرست‌، ص‌ 411.
32. همان‌، ص‌ 392.
33. همان‌، ص‌ 409.
34. ر.ك‌: البرقي‌، احمدبن‌ محمدبن‌ خالد، المحاسن‌، المجمع‌ العلمي‌ لاهل‌ البيت‌(ع‌)، قم‌، 1416 ق‌.
35. ر.ك‌: الطوسي‌ الفهرست‌، ص‌ 62 و 64 و 70.
36. ر.ك‌: الكليني‌، همان‌.


 



ماهنا مه موعود شماره‌ 33




 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.