صفحه نخست arrow مقالات arrow گفتگو arrow گفت‌وگو با مرجع‌ عالي‌قدر حضرت ‌آية‌الله العظمي‌ صافي‌ گلپايگاني
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
گفت‌وگو با مرجع‌ عالي‌قدر حضرت ‌آية‌الله العظمي‌ صافي‌ گلپايگاني چاپ پست الكترونيكي
۰۷ بهمن ۱۳۸۳


اشاره‌ :
 بسيارند پژوهشگران‌، نويسندگان‌، اديبان‌، شاعران‌، سخنوران‌ و هنرمنداني‌ كه‌ خاموش‌ و گمنام‌ اما عاشق‌ و دلباخته‌ عمر خود را وقف‌ برافروختن‌ چراغ‌ انتظار در شبستان‌ غيبت‌ نموده‌اند. اگر چه‌ اين‌ گروه‌ در نزد مولا و صاحبشان‌شناخته‌ شده‌اند، اما حيف‌ است‌ كه‌ جامعة‌ مهدوي‌ ما كساني‌ را كه‌ سال‌ها به‌ عشق‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) قلم‌ زده‌اند و يا اثري‌ را خلق‌ نموده‌اند نشناسد. از اين‌رو تصميم‌ گرفتم‌ كه‌ از اين‌ پس‌ در هر شماره‌ موعود گفت‌وگويي‌ داشته‌ باشيم‌ با يكي‌ از اين‌ عزيزان‌. اميد كه‌ مقبول‌ حضرتش‌ واقع‌ شود.
در اين‌ شماره‌ با فقيه‌ عاليقدر حضرت‌ آية‌اللهالعظمي‌ حاج‌ شيخ‌ لطف‌الله صافي‌ گلپايگاني‌ ـ كه‌ به‌ حق‌ از شيفتگان‌ و ارادتمندان‌ حضرت‌ بقية‌اللهالاعظم‌، ارواحناله‌ الفداء، و از نويسندگان‌ پرتلاش‌ عرصه‌ مهدويت‌ و انتظار هستند ـ به‌ گفت‌وگو نشسته‌ايم‌.
پيش‌ از پرداختن‌ به‌ متن‌ اين‌ گفت‌وگو لازم‌ است‌ كه‌ اشارة‌ مختصري‌ به‌ زندگي‌ و آثار اين‌ فقيه‌ وارسته‌ داشته‌ باشيم‌.
ايشان‌ در 19 جمادي‌الاول‌ 1337ق‌. در گلپايگان‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشودند. پدر بزرگوارشان‌ حضرت‌ آية‌الله مرحوم‌ آخوند ملامحمد جواد صافي‌ از علماي‌ بزرگ‌ و از اخيار و اوتاد زمان‌ خود و صاحب‌ تأليفات‌ ارزشمندي‌درفقه‌، اصول‌، كلام‌، اخلاق‌ و شرع‌ و تفسير احاديث‌ بودند. مادر ارجمند ايشان‌ نيز بانويي‌ فاضل‌ و شاعر و شيفتة‌ اهل‌ بيت‌ عصمت‌ و طهارت‌(ع‌) بودند.
اين‌ فقيه‌ عاليقدر تحصيلات‌ خود را در رشته‌هاي‌ ادبيات‌، كلام‌، تفسير، حديث‌، فقه‌ و اصول‌ در گلپايگان‌ ابتدا در خدمت‌ عالم‌ جليل‌القدر، آخوند ملاّ ابوالقاسم‌ مشهور به‌ «قطب‌» و سپس‌ در محضر پدر ارجمندشان‌ ادامه‌ دادند و از سال‌ 1360ق‌. به‌ شهر مقدس‌ قم‌ مهاجرت‌ و با حضور در مجالس‌ درس‌ و بحث‌ اساتيد بزرگ‌ حوزه‌ و مطالعه‌ و تدريس‌ و تحقيق‌ به‌ تكميل‌ تحصيلات‌ و تحقيقات‌ علمي‌ خويش‌ پرداختند. مدتي‌ نيز به‌ نجف‌ اشرف‌ مشرف‌ و در جوار حرم‌ مطهر باب‌ مدينه‌ علم‌، علي‌(ع‌) از محضر چند تن‌ از مراجع‌ و اساتيد عاليقدر استفاده‌ نمودند.
مهمترين‌ اساتيد ايشان‌ در قم‌ و نجف‌ اشرف‌ عبارت‌ بودند از: حضرات‌ آيات‌ مراجع‌ بزرگوار تقليد آقايان‌ حاج‌ سيد محمدتقي‌ خوانساري‌، سيد محمد حجت‌ كوه‌ كمري‌، حاج‌ سيد صدرالدين‌ صدرعاملي‌، حاج‌ سيد محمد حسين‌ بروجردي‌، حاج‌ سيد محمدرضا گلپايگاني‌، شيخ‌ محمد كاظم‌ شيرازي‌، سيدجمال‌الدين‌ گلپايگاني‌ و شيخ‌ محمد علي‌ كاظمي‌، قدس‌اللهاسرارهم‌.
ايشان‌ تأليفات‌ فراواني‌ در زمينة‌ فقه‌، اصول‌، كلام‌، تفسير، اخلاق‌، حديث‌، تاريخ‌ اسلام‌ و... دارند و ديوان‌ اشعاري‌ نيز از ايشان‌ منتشر شده‌ است‌. اما آنچه‌ بيش‌ از همه‌ در ميان‌ آثار ايشان‌ قابل‌ توجه‌ است‌ كتاب‌ها و رساله‌هاي‌ متعددي‌ است‌ كه‌ با هدف‌ تبيين‌ و تفسير فرهنگ‌ مهدويت‌ و انتظار و پاسخ‌ به‌ شبهات‌ در اين‌ زمينه‌ نگاشته‌ شده‌اند. در حقيقت‌ اين‌ آثار ترجمان‌ عشق‌ و ارادت‌ خالصانه‌ اين‌ فقيه‌ وارسته‌ به‌ امام‌ و مقتداي‌ خويش‌ حضرت‌ ولي‌عصر، ارواحناله‌الفداء، است‌.
مهمترين‌ آثاري‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ از ايشان‌ منتشر شده‌اند عبارتند از: منتخب‌الاثر في‌الافمام‌ الثاني‌ عشر(ع‌)، امامت‌ و مهدويت‌ (2ج‌)، العقيدة‌ لالمهدوية‌، نويد امن‌ و امامان‌، اصالت‌ مهدويت‌، انتظار عامل‌ مقاومت‌ و حركت‌، فروغ‌ ولايت‌ در دعاي‌ ندبه‌، وابستگي‌ جهان‌ به‌ امام‌ زمان‌، معرفت‌ حجت‌ خدا (شرح‌ دعاي‌ اللهم‌ عرفنّي‌ نفسك‌) و...

در نوشته‌ها و آثار شما توجه‌ به‌ موضوع‌ امام‌ عصر(ع‌) زياد به‌ چشم‌ مي‌خورد، لطفاً بفرماييد از چه‌ زماني‌ اين‌ موضوع‌ نظر شما را به‌ خود جلب‌ كرد؟
بسم‌اللهالرحمن‌الرحيم‌، الحمدلله رب‌العالمين‌ و صلّي‌الله علي‌ محمد و آله‌ الطاهرين‌، پاسخ‌ سؤال‌ شما را با اين‌ شعر آغاز مي‌كنم‌:
لا عَذَّبَ اللهف افمّي‌ أنَّها شَرفبَت‌ حفبَّ الوَصفيّف وَ غَذَّنسيهف بفاللَّبَنف
وَ كانَ بي‌ والدف يَهوي‌ أباحسن‌ فَصفرتف مفن‌ ذَي‌ و ذا افهوي‌ أباحسن‌
در خانوادة‌ ما به‌ موضوع‌ مهدويت‌ بسيار توجه‌ مي‌شد و اين‌ موضوع‌ هميشه‌ در خانواده‌ ما مطرح‌ بود. از وقتي‌ كه‌ خود را شناختم‌ با نام‌ مبارك‌ امام‌ زمان‌(ع‌) و مطالبي‌ دربارة‌ حالات‌ و معرفت‌ آن‌ حضرت‌ آشنا شدم‌ و هميشه‌ با آن‌ مأنوس‌ بودم‌. پدر بزرگوارم‌ كه‌ از فقهاي‌ عاليقدر عصر خود بودند علائق‌ خاصي‌ به‌ آن‌ حضرت‌ داشتند كه‌ مي‌توان‌ گفت‌ زندگي‌شان‌ با ياد حضرت‌ بود. ايشان‌ حدود چند هزار بيت‌ شعر در مدح‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) و اظهار شوق‌به‌ زيارت‌ آن‌ حضرت‌ سروده‌اند. مرحوم‌ پدرم‌ همه‌ ساله‌ مجلس‌ جشن‌ نيمه‌ شعبان‌ را در گلپايگان‌ برگزار مي‌كردند. از سوي‌ ديگر مادرم‌ كه‌ خود بانويي‌ فاضله‌ بود در ولايت‌ ائمه‌(ع‌) و مخصوصاً حضرت‌ صاحب‌الامر(ع‌) اهتمام‌ تمام‌ داشت‌ و به‌ كتاب‌ نجم‌الثاقب‌ ميرزاي‌ نوري‌ كه‌ دربردارندة‌ حكاياتي‌ از تشرفات‌ به‌ پيشگاه‌ امام‌ عصر(ع‌) بود علاقه‌مند بود و به‌ همين‌ دليل‌ از همان‌ اول‌ طفوليت‌ حكايات‌ صدگانه‌ آن‌ را بارها خوانده‌ بودم‌. جهت‌ ديگري‌ كه‌ از همان‌ زمان‌ نوجواني‌ موجب‌ آشنايي‌ بيشتر حقير با مسائل‌ مهدويت‌ شد حضور يك‌ نفر مبلغ‌ بهايي‌ در شهر گلپايگان‌ بود كه‌ شرح‌ حضور او و فعاليت‌هاي‌ مخرب‌ او در دورة‌ رضاخاني‌ مفصل‌ است‌ و شايد يك‌ كتاب‌ شود. مرحوم‌ پدرم‌ حسب‌ وظيفه‌اي‌ كه‌ علما در حفظ‌ عقايد مردم‌ دارند و به‌ مصداق‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ امام‌ هادي‌(ع‌) كه‌ مي‌فرمايند: «لولا من‌ يبيق‌ بعد غيبة‌ فائمكم‌(ع‌)، من‌ العلماء الداعين‌ إليه‌ والدالين‌ عليه‌ والذابين‌ عن‌ دينه‌ بحجج‌الله... لما بقي‌ أحد إلاّ ارتدّ عن‌ دين‌الله...» در مقام‌ دفع‌ اضلال‌ او برآمدند و با مجاهدات‌ طاقت‌ فرساي‌ خود بسياري‌ از مردم‌ را از ارتداد نجات‌ دادند و شرّ او را برطرف‌ ساختند. اين‌ جريان‌ موجب‌ شد كه‌ اينجانب‌ نيز كتاب‌هايي‌ را كه‌ در رد بهاييت‌ نوشته‌ شده‌ بودند؛ همچون‌ مجلدات‌ كشف‌الحيل‌ آيتي‌، فلسفة‌ نيكو، ايقاظ‌ و...؛ همچنين‌ كتاب‌هايي‌ را كه‌ مرحوم‌ پدرم‌ در زمينة‌ موضوع‌ مهدويت‌ و بررسي‌ آيات‌ و روايات‌ مربوط‌ به‌ اين‌ موضوع‌ نوشته‌ بودند، مطالعه‌ كنم‌ و از اين‌ طريق‌ اطلاعات‌ زيادي‌ نصيبم‌ شد كه‌ در اينجا مجال‌ شرح‌ آن‌ نيست‌.
مرحوم‌ پدرم‌ علاوه‌ بر اينكه‌ در كتاب‌هاي‌ خود؛ از جمله‌ نفايس‌ العرفان‌ مشروحاً به‌ موضوع‌ مهدويت‌ و اثبات‌ امامت‌ حضرت‌ ولي‌عصر(ع‌) و ردّ فرق‌ ضاله‌ و متمهديان‌ پرداخته‌اند. منظومه‌اي‌ نيز با عنوان‌ اشعاري‌ شيوا در ردّ باب‌ و بها سروده‌اند كه‌ در آن‌ با بياني‌ شافي‌ و كافي‌ و به‌ گونه‌اي‌ علمي‌ مطالب‌ و استدلالات‌
واهي‌ و بي‌اساس‌ بهايي‌ها را پاسخ‌ داده‌اند. حقير هم‌ بر اين‌ منظومه‌ ذيل‌ و شرحي‌ نوشته‌ام‌ كه‌ به‌ همراه‌ آن‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌ است‌.
حاصل‌ اينكه‌ اين‌ افتخار خاكساري‌ و چاكري‌ حقير در آستان‌ ملازمان‌ آن‌ حضرت‌ ـ ارواح‌ العالمين‌ له‌ الفداء ـ در طول‌ زندگاني‌ مستمر بوده‌ است‌.
اين‌ حقير در كودكي‌ بيانه‌هايي‌ را كه‌ پدرم‌ به‌ مناسبت‌ نيمه‌ شعبان‌ مي‌نوشتند حفظ‌ مي‌كردم‌ و در مجالس‌ مي‌خواندم‌. اين‌ بيانيه‌ها بسيار لطيف‌، زيبا و اديبانه‌ نوشته‌ مي‌شد و علاوه‌ بر عبارات‌ زيباي‌ فارسي‌ و عربي‌ اشعاري‌ را نيز كه‌ مرحوم‌ پدرم‌، اعلي‌ الله مقامه‌، خود سروده‌ بود، دربر داشت‌.
به‌ خاطر دارم‌ كه‌ ايشان‌ در يكي‌ از اين‌ بيانيه‌ها شب‌ و روز نيمه‌ شعبان‌ را چنين‌ توصيف‌ كرده‌ بود: «فروزان‌ شبي‌ كه‌ از صبح‌ وصال‌ نكورويان‌ ] گوي‌ [ سبقت‌ ربوده‌ و درخشان‌ روزي‌ كه‌ چون‌ عارض‌ خوبان‌ رنگ‌ غم‌ از آينة‌ دلها زدوده‌...».

اولين‌ اثري‌ كه‌ قبل‌ از منتخب‌ الاثر در اين‌ باره‌ نوشتيد، چه‌ بود؟

مرحوم‌ پدرم‌ در جشن‌ها شعرهاي‌ زيادي‌ مي‌خواندند و از من‌ كه‌ بچه‌اي‌ بودم‌ مي‌خواستند كه‌ آن‌ها را حفظ‌ كنم‌، لذا فكر مي‌كنم‌ اولين‌ كتابم‌ شرحي‌ بود كه‌ بر اشعار شيواي‌ پدرم‌ نوشتم‌.
چه‌ قدر زمان‌ صرف‌ تدوين‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر كرديد؟
الان‌ يادم‌ نيست‌. ولي‌ گمان‌ مي‌كنم‌ دو سه‌ سالي‌ طول‌ كشيد. من‌ غير از وقتي‌ كه‌ صرف‌ درس‌ آية‌الله بروجردي‌ مي‌كردم‌، در بقيه‌ اوقات‌ حتي‌ موقع‌ غذا خوردن‌ در فكر نوشتن‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر بودم‌، چون‌ در اين‌ كتاب‌ ابتكاراتي‌ به‌ كار رفته‌ است‌ كه‌ در هيچ‌ كتابي‌ سابقه‌ ندارد. اگر اين‌ كتاب‌ را به‌ سبك‌ كتاب‌هاي‌ قبل‌ از آن‌ مي‌نوشتم‌ شايد ده‌ جلد كتاب‌ مي‌شد. من‌ سعي‌ كردم‌ در هر باب‌ به‌ روايت‌هايي‌ كه‌ در ابواب‌ ديگر آمده‌ است‌ اشاره‌ كنم‌ و تواتر عناوين‌ روايات‌ را بيان‌ كنم‌ و اين‌ كاري‌ ابتكاري‌ بود كه‌ سابقه‌ نداشت‌. چنين‌ كاري‌ خيلي‌ فكر و تأمل‌ مي‌خواهد، آدم‌ بايد تأمل‌ كند و دلالت‌ هر روايتي‌ را ببيند كه‌ به‌ چه‌ موضوعي‌ اشاره‌ دارد. ممكن‌ است‌ روايتي‌ به‌ ده‌ مطلب‌ اشاره‌ كرده‌ باشد كه‌ بتوان‌ آن‌ را در ده‌ باب‌ نوشت‌ ولي‌ ما آن‌ را فقط‌ در يك‌ باب‌ مناسب‌ نوشته‌ و به‌ جاي‌ تكرار آن‌ در ابواب‌ ديگر، تنها به‌ آن‌ باب‌ اشاره‌ كرده‌ايم‌؛ مثلاً نوشته‌ايم‌ كه‌ «يملا الارض‌ قسطاً و عدلاً » دويست‌ يا سيصد روايت‌ دارد. چنين‌ كاري‌ بي‌سابقه‌ بود.
البته‌ بايد عرض‌ كنم‌ كه‌ شناخت‌ كامل‌ منتخب‌الاثر و احاطه‌ به‌ فوائد و نتايجي‌ كه‌ از اين‌ كتاب‌ حاصل‌ شده‌ است‌. خود نياز به‌ تحقيق‌ گسترده‌ و بحث‌هاي‌ عميق‌ دارد.

از تأليف‌ اين‌ اثر چه‌ منظوري‌ داشتيد؟

چه‌ منظوري‌ بالاتر از خدمت‌ به‌ فرهنگ‌ تشيع‌ و مهدويت‌ و كسب‌ افتخار و نيل‌ به‌ ثواب‌ است‌. اميد است‌ به‌ اين‌ نيت‌ از حقير به‌ شرف‌ قبول‌ نائل‌ گردد. البته‌ اشارة‌ مرحوم‌ استاد آيت‌اللهالعظمي‌ بروجردي‌، قدس‌سره‌، سبب‌ شروع‌ به‌ نگارش‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر شد. براي‌ تدوين‌ اين‌ كتاب‌ نخست‌ ابوابي‌ را در 24 يا 28 عنوان‌ تنظيم‌ و به‌ عنوان‌ طرح‌ كتاب‌ به‌ ايشان‌ نشان‌ دادم‌؛ ايشان‌ هم‌ آن‌ را تأييد كردند اما بعدها عناوين‌ اين‌ ابواب‌ به‌ 100 عنوان‌ رسيد.

آيا در تأليف‌ اين‌ كتاب‌ مشكلاتي‌ هم‌ داشتيد؟

مشكل‌ اساسي‌ در دسترس‌ نبودن‌ منابع‌ و مصادر مورد نياز بود. الا´ن‌ بنده‌ بسياري‌ از كتاب‌هاي‌ مهمي‌ كه‌ مصادر موضوع‌ مهدويت‌ هستند در كتابخانه‌ام‌ دارم‌، ولي‌ آن‌ زمان‌؛ يعني‌ نيم‌ قرن‌ پيش‌ كتاب‌هاي‌ اندكي‌ در دسترس‌ بود؛ مخصوصاً كتاب‌هاي‌ اهل‌ سنت‌ به‌ زحمت‌ يافت‌ مي‌شد. از آن‌ زمان‌ تا الا´ن‌، بيشتر يا همة‌ كتاب‌هاي‌ معتبري‌ كه‌ در موضوع‌ حضرت‌ نوشته‌ شده‌، از منتخب‌الاثر الهام‌ گرفته‌اند. البته‌ برخي‌ به‌ اين‌ موضوع‌ اشاره‌ نكرده‌اند ولي‌ بسياري‌ از بزرگان‌ از جمله‌ شهيد سيد محمد صدر و آقاي‌ نجم‌الدّين‌ عسكري‌، در كتاب‌هايشان‌ نوشته‌اند كه‌ از اين‌ كتاب‌ استفاده‌ كرده‌اند. من‌ براي‌ تدوين‌ منتخب‌الاثر كتاب‌هاي‌ زيادي‌ را مطالعه‌ و بررسي‌ كردم‌. من‌ تمام‌ كتاب‌ تاريخ‌ بغداد را كه‌ چهارده‌ جلد است‌ مطالعه‌ كرده‌ و در آن‌ دو يا سه‌ روايت‌ در اين‌ زمينه‌ يافتم‌ و يا همة‌ مسند احمد را ديده‌ و صحيح‌ مسلم‌ و كتاب‌هاي‌ مفصل‌ ديگر را در اين‌ زمينه‌ مطالعه‌ كرده‌ام‌. با اين‌ حال‌ برخي‌ كتاب‌ها به‌ سختي‌ گير مي‌آمدند؛ مثلاً مي‌خواستم‌ اليواقيت‌ والجواهر شعراني‌ را ببينم‌؛ چون‌ معروف‌ بود كه‌ محي‌الدين‌ عربي‌ در كتاب‌ فتوحات‌ المكيه‌ اسامي‌ همة‌ ائمه‌ را نقل‌ و آنها را قبول‌ كرده‌ است‌ و همچنين‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌و را فرزند امام‌ حسن‌ عسكري‌(ع‌) دانسته‌ است‌. اما اين‌ مطلب‌ در فتوحات‌ المكيه‌ چاپ‌ شده‌ وجود نداشت‌.
از اين‌ سرو سراغ‌ اليواقيت‌ والجواهر كه‌ اين‌ مطلب‌ را از فتوحات‌ نقل‌ مي‌كند رفتم‌ و براي‌ يافتن‌ آن‌ راهي‌ تهران‌ شديم‌ و بالاخره‌ با گشتن‌ در كتابخانه‌ها و كتابفروشي‌ها در يك‌ كتابفروشي‌ در خيابان‌ باب‌همايون‌ آن‌ را يافتيم‌. من‌ هم‌ مطلبي‌ را كه‌ مي‌خواستم‌ همانجا پيدا كردم‌ و چون‌ مي‌خواست‌ كتاب‌ را به‌ 45 تومان‌ كه‌ آن‌ وقت‌ پول‌ زيادي‌ بود بفروشد، من‌ آن‌مطلب‌رابااجازه‌كتابفروش‌درهمانجا يادداشت‌ كردم‌.
شما براي‌ نوشتن‌ اين‌ كتاب‌ به‌ چند منبع‌ مراجعه‌ كرديد؟
من‌ به‌ مصادر زيادي‌ از مصادر عامه‌ و خاصه‌ مراجعه‌ كرده‌ و هر كدام‌ را جداگانه‌ نوشتم‌ و تمام‌ مطالب‌ بلاواسطه‌، نقل‌ شده‌ است‌. البته‌ اگر روايتي‌ از كتابي‌ نقل‌ مي‌شد، مجدداً آن‌ را از كتاب‌ ديگري‌ نقل‌ نمي‌كردم‌. از صفحه‌ پنجم‌ تا بيست‌ و يكم‌ كتاب‌، فهرست‌ منابع‌ و مصادر است‌ كه‌ همه‌ را بي‌واسطه‌ نقل‌ كرده‌ام‌. در مجموع‌ در اين‌ كتاب‌ از حدود 65 منبع‌ اهل‌ سنت‌ و 95 منبع‌ شيعه‌ استفاده‌ شده‌ است‌.

آيا در تدوين‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر به‌ ارزيابي‌ متني‌ و سندي‌ روايات‌ هم‌ توجهي‌ داشته‌ايد؟

ما به‌ «تواتر» توجه‌ خاص‌ داشتيم‌. براي‌ استناد به‌ خبر واحد بايد سندش‌ ثابت‌ شود، اما اگر خبري‌ متواتر شد (متواتر لفظي‌، معنوي‌ يا اجمالي‌) ديگر نيازي‌ به‌ بررسي‌ سند ندارد و موجب‌ قطع‌ مي‌شود. مثلاً روايت‌ «المهدي‌ من‌ ولد فاطمة‌» روايتي‌ متواتر است‌ و محتاج‌ به‌ بررسي‌ سند نيست‌.
من‌ بسياري‌ از مطالبي‌ را كه‌ به‌ صورت‌ خبر واحد موضوع‌ مهدويت‌ را مطرح‌ كرده‌اند، ننوشته‌ام‌ و عمدتاً مطالبي‌ را نقل‌ كرده‌ام‌ كه‌ خبر آن‌ متواتراست‌.
اين‌ كتاب‌ ويژگي‌هاي‌ فني‌ و علمي‌ فراواني‌ دارد و به همين‌ دليل‌ مي‌تواند بسياري‌ از شبهات‌ را جواب‌ دهد. من‌ اين‌ روايت‌ها را به‌ سه‌ واسطه‌ نقل‌ مي‌كنم‌ و سند برخي‌ مطالب‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ نيازي‌ ندارد طولاني‌ ذكر شود؛ مثلاً اين‌ مطلب‌ كه‌ مهدي‌(ع‌) «من‌ ولد اميرالمؤمنين‌» در 214 روايت‌ آمده‌ و يا اين‌ مطلب‌ كه‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) «من‌ اهل‌ البيت‌» در 389 روايت‌ آمده‌ و لذا انسان‌ يقين‌ مي‌كند كه‌ از اين‌ همه‌ روايت‌ حداقل‌ يكي‌ از آنها درست‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ ديگر لازم‌ نيست‌ كه‌ سند روايات‌ را مورد بررسي‌ قرار دهيم‌. بنابراين‌، در اين‌ كتاب‌ بررسي‌ كامل‌ اسناد روايات‌ خيلي‌ مدنظر من‌ نبوده‌ است‌ و بيشتر به‌ كثرت‌ روايات‌ نظر داشته‌ام‌، البته‌ در آن‌ زمان‌ كه‌ امكانات‌ امروزي‌، مانند كامپيوتر وجود نداشت‌ بررسي‌ اين‌ همه‌ روايت‌ كار ساده‌اي‌ نبود. در هر حال‌ ما در اين‌ كتاب‌ در پي‌ اين‌ بوده‌ايم‌ كه‌ نشان‌ دهيم‌ در مورد ويژگي‌هاي‌ حضرت‌ ولي‌عصر(عج‌) و علائم‌ و صفات‌ ايشان‌ روايات‌ زيادي‌ داريم‌؛ مثلاً در اين‌ موضوع‌ كه‌ «أنّه‌ يملا الارض‌ قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت‌ ظلماً و جوراً» 123 روايت‌ و در موضوع‌ غيبت‌ آن‌ حضرت‌ 91 روايت‌ دلالت‌ دارد.
كتاب‌الغيبه‌ شيخ‌ طوسي‌، كتاب‌الغيبه‌ نعماني‌ و كمال‌الدين‌ شيخ‌ صدوق‌ از كتاب‌هايي‌ نقل‌ كرده‌اند كه‌ در زمان‌ ائمه‌(ع‌) و قبل‌ از ولادت‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكري‌(ع‌) تأليف‌ شده‌اند و من‌ براي‌ رفع‌ شبهه‌ در تجديد نظري‌ كه‌ در منتخب‌الاثر كرده‌ايم‌ روايات‌ را مستقيماً از خود آن‌ كتاب‌ها به‌ واسطة‌ شيخ‌ طوسي‌ و امثال‌ ايشان‌ نقل‌ كرده‌ام‌؛ مثلاً شيخ‌ مي‌گويد فلان‌ شخص‌ كه‌ معاصر با حضرت‌ صادق‌(ع‌) است‌ اين‌ كتاب‌ها را داشته‌ و «و أخبرنا بجميع‌ كتبه‌» . ما هم‌ الان‌ مي‌توانيم‌ بدون‌ واسطه‌ مطلبي‌ را از خود شيخ‌ نقل‌ كنيم‌ چون‌كتابش‌هست‌واگرسندهم‌ذكرشودتشريفاتي‌ است‌.
من‌ در درس‌هايم‌ اين‌ مطلب‌ را مطرح‌ كرده‌ام‌ كه‌ ما وقتي‌ مطلبي‌ را از كتاب‌ مرحوم‌ كليني‌ نقل‌ مي‌كنيم‌ مثل‌ اين‌ است‌ كه‌ داريم‌ آن‌ مطلب‌ را به‌ سه‌ واسطه‌ از امام‌(ع‌) نقل‌مي‌كنم‌،لذانياززيادي‌ به‌ بررسي‌ سندي‌ وجود ندارد.
اخذ روايت‌ از كليني‌ به‌ چند صورت‌ امكان‌ دارد: يكي‌ اين‌ كه‌ از خودش‌ بشنويم‌؛ ديگر آن‌ كه‌ آن‌ را براي‌ كليني‌ بخوانيم‌ و سوم‌ اين‌ كه‌ كتابش‌ را خودش‌ به‌ شما بدهد يا كتابش‌ در دسترس‌ باشد و شما از كتابش‌ نقل‌ كنيد در اين‌ صورت‌ سندها مهم‌ نيست‌ و شواهدي‌ اين‌ مطلب‌ را تأييد مي‌كند كه‌ در كتابم‌ نوشته‌ام‌.
وقتي‌ ما براين‌ اساس‌، روايتي‌ را كه‌ راجع‌ به‌ ولادت‌ امام‌ مهدي‌(ع‌) از نسل‌ حضرت‌ رسول‌(ص‌) است‌، با دو سه‌ واسطه‌ از راوي‌ اول‌ نقل‌ كنيم‌، ديگر جايي‌ براي‌ شك‌ و شبهه‌ باقي‌ نخواهد ماند.

در پاسخ‌ به‌ شبهات‌ و پرداختن‌ به‌ اصل‌ مهدويت‌ چه‌ كتابي‌ را تأليف‌ كرده‌ايد؟

تمام‌ ابواب‌ همين‌ منتخب‌ الاثر پاسخ‌ به‌ شبهات‌ است‌ و حتي‌ به‌ ساير فرق‌ شيعه‌ مثل‌ زيديه‌ هم‌ جواب‌ مي‌دهد. الان‌ بعضي‌ از سنّي‌ها با خواندن‌ اين‌ كتاب‌ شيعه‌ شده‌اند. البته‌ به‌ طور مستقيم‌ مگر در موارد استثنايي‌، در مقام‌ جواب‌ نبوده‌ايم‌؛ مثلاً گمان‌ نمي‌كنم‌ در منتخب‌الاثر نامي‌ از بهايي‌ها برده‌ باشم‌ با اين‌ كه‌ بر عقايد آن‌ها خيلي‌ تسلط‌ هم‌ داشتم‌؛ حال‌ همة‌ اين‌ كتاب‌، به‌ يك‌ معنا جواب‌ به‌ آن‌ها و جواب‌ به‌ كساني‌ است‌ كه‌ مدعيان‌ مهدويت‌اند. جواب‌ به‌ كساني‌ است‌ كه‌ مدعي‌ مهدويت‌ شده‌اند، كه‌ اميد است‌ در پاسخ‌ به‌ همة‌ جهات‌ و ابعاد موضوع‌ فراگير باشد.

الان‌ برخي‌ نزديك‌ بودن‌ حادثة‌ ظهور را در نشست‌ها و سخنراني‌هايشان‌ مطرح‌ مي‌كنند، نظر شما در اين‌ مورد چيست‌؟

كسي‌ از من‌ پرسيد: آيا ظهور حضرت‌ نزديك‌ است‌؟ گفتم‌: بله‌، نزديك‌ است‌. گفت‌: چطور؟ گفتم‌: خدا در قرآن‌ مي‌فرمايد: «اقتربت‌ الساعة‌ و انشق‌ القمر» و از حضرت‌ رسول‌(ص‌) نقل‌ شده‌ است‌: «أنا و الساعة‌ كهاتين‌». آن‌ حضرت‌ بر حسب‌ عمر دنيا حساب‌ مي‌كنند و مي‌فرمايند، قيامت‌ و بعثت‌ من‌ به‌ هم‌ نزديك‌ است‌؛ يعني‌ آن‌ قدر از عمر دنيا گذشته‌ كه‌ به‌ نسبت‌ آن‌ قيامت‌ و بعثت‌ نبي‌اكرم‌(ص‌) فاصله‌ زيادي‌ ندارند. به‌ اين‌ معنا، هر روز ما به‌ ظهور نزديك‌تر مي‌شويم‌. شاعر عربي‌ هم‌ قصيده‌اي‌ دارد و مي‌گويد:
لقدظهرت‌بين‌ الانام‌ علائم‌ و هذا امام‌العصر بالنصر قادم‌
يعني‌ علائم‌ ظهور در حال‌ آشكار شدن‌ است‌. پس‌ به‌ يك‌ معنا ظهور نزديك‌ است‌. اما اگر كسي‌ بخواهد براي‌ ظهور تعيين‌ وقت‌ كند و يا بخواهد بگويد علائمي‌ كه‌ الان‌ آشكار شده‌ همان‌ علائم‌ ظهور است‌، اين‌ مشكل‌ است‌. به‌ هر حال‌ وقتي‌ كسي‌ منتظر است‌ همة‌ جريان‌ها را به‌ فال‌ نيك‌ مي‌گيرد و همه‌ را نشانه‌اي‌ بر تحقق‌ آنچه‌ در انتظارش‌ به‌سر مي‌برد مي‌بيند. اما روي‌ هم‌ رفته‌ اوضاع‌ و احوال‌ جهان‌ به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ مي‌شود گفت‌ عالم‌ به‌ سمت‌ واقعه‌ ظهور پيش‌ مي‌رود؛ يعني‌ با توجه‌ به‌ وضعيت‌ فعلي‌ دنيا و مسائلي‌ كه‌ روز به‌ روز پيدا مي‌شود، ان‌شاءالله ظهور نزديك‌ است‌.

اتفاق‌ بزرگي‌ در عالم‌ در حال‌ رخ‌ دادن‌ است‌ و اين‌ اتفاق‌ را با پوست‌ و گوشت‌ مي‌توان‌ لمس‌ كرد و اين‌ خارج‌ از ارادة‌ مردم‌ است‌، كسي‌ در آن‌ دخالتي‌ ندارد و مثل‌ موجي‌ در جامعه‌ روان‌ شده‌ است‌. تنها اختصاص‌ به‌ ايران‌ هم‌ ندارد، دشمن‌ را به‌ نوعي‌ درگير كرده‌ است‌ و دوست‌ را هم‌ به‌ نوعي‌ ديگر.
بله‌، همينطور است‌. الحمدلله توجه‌ به‌ حضرت‌ ولي‌عصر(عج‌) خيلي‌ در جامعه‌ ما افزايش‌ يافته‌ است‌ و شما مي‌بينيد كه‌ شب‌هاي‌ چهارشنبه‌ قم‌ اصلاً غوغايي‌ است‌ و جمعيت‌ وسيعي‌ از شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ سوي‌ مسجد جمكران‌ حركت‌ مي‌كنند و اين‌ يك‌ سرّ غيبي‌ دارد كه‌ مردم‌ اينگونه‌ به‌ حضرت‌ توجه‌ كرده‌اند من‌ اين‌ واقعه‌ را عادي‌ نمي‌دانم‌ و معتقدم‌ به‌ واسطة‌ تصرف‌ خود حضرت‌ در قلوب‌ مردم‌ واقع‌ شده‌ است‌. اينكه‌ مردم‌ اينگونه‌ ملتزم‌ و مواظب‌ باشند كه‌ مرتب‌ هر هفته‌ به‌ جمكران‌ بيايند، اين‌ خيلي‌ قابل‌ توجه‌ است‌، وگرنه‌ مسجد جمكران‌ قبلاً هم‌ بود.

براي‌خوانندگان‌ مجله‌ موعود كه‌ همگي‌ علاقه‌مند به‌ حضرت‌ مهدي‌اند، چه‌ پيام‌ و تذكري‌ داريد؟

الان‌ عصر غيبت‌ و عصر امتحان‌ است‌. روايات‌ زيادي‌ داريم‌ كه‌ در آ



پي‌نوشت‌ :

1 . اخيراً دانشمند و محقق‌ محترم‌ آقاي‌ علي‌اكبر مهدي‌پور رساله‌اي‌ در معرفي‌ و شناساندن‌ كتاب‌ منتخب‌الاثر نوشته‌اند كه‌ مطالعة‌ آن‌ براي‌ علاقه‌مندان‌ بسيار مفيد است‌.


 



ماهنامه موعود شماره‌ 34


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.