صفحه نخست arrow مقالات arrow عدالت arrow نيازعمده امروزكشورماعدالت است
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
نيازعمده امروزكشورماعدالت است چاپ پست الكترونيكي
۰۶ بهمن ۱۳۸۳



اشاره : رهبر معظم انقلاب اسلامى، حضرت آيةاللَّه خامنه اى در بياناتى كه به مناسبت نيمه شعبان ايراد داشتند، عدالت و عدالت ورزى را برجسته ترين شعار مهدويت و عمده ترين نياز امروز كشور ما دانستند و نكات مهمى را در اين زمينه يادآور شدند كه توجه به آنها براى عموم شيعيان و منتظران امام مهدى(ع) و به ويژه كارگزاران نظام جمهورى اسلامى بسيار راه گشاست. در آغاز ويژه نامه عدالت توجه شما عزيزان را به اين بيانات جلب مى كنيم.


بسم اللَّه الرحمن الرحيم
به همه برادران و خواهران عزيز خوشامد عرض مى كنم؛ به خصوص عزيزانى كه از شهرهاى دوردست تشريف آورده اند.
همچنين به همه شما حضار محترم اين عيد سعيد و ميلاد بزرگ را تبريك عرض مى كنم و اميدوارم همه ساعات عمر و تلاش و فعاليت شما، مشمول لطف و نظر محبت آميز آن بزرگوار باشد.
جشن ميلاد حضرت حجت، عج اللَّه فرجه و ارواحنا فداه، براى عموم شيعيان، بلكه همه عدالت خواهان عالم، يك عيد بزرگ است؛ لذا مردم ما در اين جشن با همه وجود، با دل و جان، محبت و ارادت خود را به آستان حضرت بقيةاللَّه، ارواحنا فداه، ابراز مى كنند. آنچه براى ما - به عنوان دوستداران و معتقدان به امامت و ولايت حضرت مهدى، سلام اللَّه عليه، - مهم است، اين است كه علاوه بر اظهار ارادت و شادى، از اين خاطره تاريخى، يا از اين اعتقاد شيعى درس بگيريم. البته اعتقاد به ظهور مهدى در دورانى از تاريخ، مخصوص شيعه نيست؛ همه مسلمانان، اعم از شيعه و سنى به اين معنا معتقدند؛ بلكه غير مسلمانان هم به يك صورت معتقدند؛ منتها امتياز شيعه در اين است كه اين شخصيت نجات بخش بشريت را با نام و نشان و خصوصيات مى شناسد و معتقد است او همواره براى دريافت دستور الهى، حاضر و آماده است. هر وقت پروردگار عالم به او دستور بدهد، او آماده شروع آن كار عظيمى است كه بناست بشريت و تاريخ را متحول كند. آنچه ما به عنوان يك درس و تعليم معرفتى و عملى از اين قضيه بايد بگيريم، مهم است. شما برادران و خواهران توجه داريد كه برجسته ترين شعار مهدويت عبارت است از عدالت. مثلاً در دعاى ندبه وقتى شروع به بيان و شمارش صفات آن بزرگوار مى كنيم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهرش، اولين جمله اى كه ذكر مى كنيم، اين است: »أين المعدّ لقطع دابر الظلمه، أين المنتظر لأقامة الأمت والعوج، أين المرتجى لإزالة الجور والعدوان«؛ يعنى دل بشريت مى تپد تا آن نجات بخش بيايد و ستم را ريشه كن كند؛ بناى ظلم را - كه در تاريخ بشر، از زمان هاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدت وجود دارد - ويران كند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند؛ اين اولين درخواست منتظران مهدى موعود از ظهور آن بزرگوار است. يا در زيارت آل ياسين وقتى خصوصيات آن بزرگوار را ذكر مى كنيد، يكى از برجسته ترين آن خصوصيات اين است كه »الذى يملأ الأرض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً«. انتظار، اين است كه او همه عالم - نه يك نقطه - را سرشار از عدالت كند و قسط را در همه جا مستقر كند. در رواياتى هم كه درباره آن بزرگوار هست، همين معنا وجود دارد. بنابراين انتظار منتظران مهدى موعود، در درجه اول، انتظار استقرار عدالت است.
درد بزرگ بشريت، امروز همين مسأله فقدان عدالت است. هميشه دستگاه هاى ظلم و جور در سطح دنيا به شكل هاى مختلف بر مردم جفا كرده اند؛ بشريت را زير فشار قرار داده اند و انسان ها را از حقوق طبيعى خود محروم كرده اند؛ اما امروز اين معنا از هميشه تاريخ بيشتر است و رفع اين را انسان از ظهور مهدى موعود مى طلبد و انتظار مى برد. مسأله، مسأله طلب عدالت است. اولين درس عملى از اين موضوع اين است كه نابود كردن بناى ظلم در سطح جهان، نه فقط ممكن است، بلكه حتمى است. اين مطلب بسيار مهمى است كه نسل هاى بشرى امروز معتقد نباشند كه در مقابل ظلم جهانى، كارى نمى شود كرد. ما امروز وقتى با نخبگان سياسى دنيا از ظلم هاى مراكز قدرت بين المللى و سيستم جهانى ظلم - كه امروز به سركردگى استكبار در همه دنيا وجود دارد - صحبت مى كنيم، مى بينيم آنها مى گويند بله، چيزى كه شما مى گوييد درست است؛ واقعاً دارند ظلم مى كنند؛ اما كارى نمى شود كرد. يعنى مجموعه بزرگى از نخبگان كه سر رشته كار هم در دنيا در دست آنهاست، اسير يأس و نااميدى اند و اين يأس و نااميدى را به ملت هاى خود سرريز مى كنند و آنها را از اين كه بتوان نقشه ظالمانه و شيطانى امروز دنيا را عوض كرد، مأيوس مى كنند. بديهى است كه انسان هاى مأيوس نمى توانند هيچ حركتى در راه اصلاح انجام بدهند. آن چيزى كه انسان ها را وادار به كار و حركت مى كند، نور و نيروى اميد است.
اعتقاد به مهدى موعود، دل ها را سرشار از نور اميد مى كند. براى ما كه معتقد به آينده حتمى ظهور مهدى موعود(ع) هستيم، اين يأسى كه گريبانگير بسيارى از نخبگان دنياست، بى معناست. ما مى گوييم نخير، مى شود نقشه سياسى دنيا را عوض كرد؛ مى شود با ظلم و مراكز قدرت ظالمانه درگير شد و در آينده نه فقط اين معنا امكان پذير است، بلكه حتمى است. وقتى ملتى معتقد است نقشه ظالمانه و شيطانى امروز در كل عالم قابل تغيير است، آن ملت شجاعت پيدا مى كند و احساس مى كند كه دست تقدير، تسلط ستمگران را براى هميشه به طور مسلم ننوشته است. انسان ها مى توانند تلاش كنند و پرچم عدالت را - ولو در يك نقطه محدود - بلند كنند. شما ببينيد ملت هايى كه امروز در گوشه و كنار عالم زير فشار ظلم و ستم زندگى مى كنند، اگر اين اميد را در دل خود بپرورانند كه مى شود با ظلم مبارزه كرد، چه اتفاقى در دنيا مى افتد و چطور ملت ها بيدار مى شوند. يك روزى ملت ايران هم در پنجه اقتدار رژيم طاغوتى دچار همين يأس بود؛ ولى امام بزرگوار ما با تعاليم اسلامى، اين يأس را از دل ها پاك كرد و به مردم اميد و شجاعت داد. نتيجه اين شد كه اين مردم به پا خاستند، نهضت كردند، تن به سختى دادند، مبارزه كردند، از جان خود دريغ نكردند و توانستند در اين نقطه از عالم، با عوامل ظلم و نظام ظالمانه و شيطانى مبارزه و آن را ريشه كن و سرنگون كنند. امروز دستگاه هاى تبليغاتى مراكز استكبارى دنيا و روشنفكران وابسته به آنها، در سطح عالم اينطور تبليغ مى كنند كه هيچ حركتى در مقابل نظم ظالمانه كنونى ممكن نيست. با فكر انقلاب و آرمان گرايى مبارزه مى كنند و مى خواهند ملت ها را متقاعد كنند كه به همين وضعيت كنونى ظالمانه دنيا بسازند و در مقابل آن، هيچ عكس العملى نشان ندهند. فكر اعتقاد به مهدى، نقطه مقابل اين تبليغات غلط و ظالمانه است. جوانان و روشنفكران و عموم ملت ما با اعتقاد به ظهور مهدى، عليه الصلاة والسلام، اين اعتقاد راسخ را در دل خود پرورش مى دهند كه نظم ظالمانه جهانى، قابل زوال است و ابدى نيست؛ مى شود با آن مبارزه و در مقابل آن ايستادگى كرد.
درس ديگرى كه اعتقاد به مهدويت و جشن هاى نيمه شعبان بايد به ما تعليم بدهد، اين است: عدالتى كه ما در انتظار آن هستيم - عدالت حضرت مهدى، عليه السلام، كه مربوط به سطح جهان است - با موعظه و نصيحت به دست نمى آيد؛ يعنى مهدى موعود ملت ها نمى آيد ستمگران عالم را نصيحت كند كه ظلم و زياده طلبى و سلطه گرى و استثمار نكنيد. با زبان نصيحت، عدالت در هيچ نقطه عالم مستقر نمى شود. استقرار عدالت، چه در سطح جهانى - آنطور كه آن وارث انبياء انجام خواهد داد - و چه در همه بخش هاى دنيا، احتياج به اين دارد كه مردمان عادل و انسان هاى صالح و عدالت طلب، قدرت را در دست داشته باشند و با زبان قدرت با زورگويان حرف بزنند. با كسانى كه سرمست قدرت ظالمانه هستند، نمى شود با زبان نصيحت حرف زد؛ با آنها بايد با زبان اقتدار صحبت كرد. آغاز دعوت پيغمبران الهى با زبان نصيحت است؛ اما بعد از آن كه توانستند طرفداران خود را گرد بياورند و تجهيز كنند، آنگاه با دشمنان توحيد و دشمنان بشريت، با زبان قدرت حرف زدند. شما ببينيد در همين آيه كريمه قرآن كه راجع به قسط صحبت مى كند و مى گويد خداى متعال همه پيغمبران را فرستاد، »ليقوم الناس بالقسط« - براى اين كه قسط و عدالت را در جامعه مستقر كنند - بلافاصله مى فرمايد: »و أنزلنا الحديد فيه بأس شديد و منافع للناس«؛ يعنى پيغمبران علاوه بر اين كه با زبان دعوت سخن مى گويند، با بازوان و سرپنجگان قدرتى كه مجهز به سلاح هستند با زورگويان و قدرت طلبان فاسد معارضه و مبارزه مى كنند. پيغمبر اكرم وقتى به مدينه آمد و نظام اسلامى را تشكيل داد، آيات قرآن را بر مردم مى خواند، به گوش دشمنان هم مى رسانيد؛ اما به اين اكتفا نمى كرد. كسانى كه طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگويان و زياده طلبان و متجاوزان به حقوق انسان ها بايد خود را به قدرت مجهز كنند. لذا شما مى بينيد از روزى كه نظام اسلامى به وجود آمد - يعنى اسلام مجهز به قدرت يك ملت بزرگ و امكانات يك كشور و دولت بزرگ شد - دشمنان اسلام حركت اسلام را جدى گرفتند و علاقه مندان و طرفداران اسلام هم در اطراف و اكناف عالم اميدوار شدند. بسيارى از پيغمبران در ميدان مبارزه و جهاد مقدس و قتال قدم مى گذاشتند؛ »و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثيراً«. كسانى كه خيال مى كنند اسلام بايد برود و در گوشه اى بنشيند و مردان اسلام و دين فقط زبان نصيحت را به كار بگيرند، اينها دانسته يا ندانسته همان چيزى را مى گويند كه مراكز قدرت جهانى آن را مى خواهند و آرزو مى كنند. مراكز قدرت استكبارى از اين كه رهبران اسلامى در هر گوشه اى از دنيا بنشينند و گاهى پيامى بدهند و يك كلمه حرفى بزنند - همچنان كه رهبران مسيحى در هر قضيه اى پيامى مى دهند، نصيحتى مى كنند و جمله اى مى گويند - هيچ ترسى ندارند؛ مى دانند اين خطرى براى آنها نيست. از اين كه ملت هاى مسلمان بيدار شوند و تشكيل حكومت بدهند، از اين كه ايمان اسلامى آحاد مردم در قالب يك نظام و يك دولت و يك حكومت تجسم پيدا كند، واهمه دارند و مى ترسند. نظام اسلامى و ملت مسلمان ايران و دولت جمهورى اسلامى بزرگ ترين قدم را در اين راه برداشت و به بركت مجاهدت جوان ها و مردان و زنان مؤمن و فداكار اين ملت، اسلام در دنيا به عنوان يك قدرت ظاهر شد. هر چه اين قدرت بتواند خود را مستقرتر و پايدارتر كند، نظم ظالمانه و شيطانى دنيا بيشتر تهديد مى شود. بعضى ها بى توجه، از جدايى دين و سياست حرف مى زنند؛ يعنى دين را به گوشه هاى خلوت برانند و انسان ديندار، فقط به نصيحت اكتفا كند. در اينجا نصيحت نمى تواند كارى بكند.
آنچه مى تواند قدرت ها را مهار و تهديد كند و با ظلم و فساد مقاومت كند و ريشه ظلم و فساد را بركند يا آن را متزلزل كند، قدرت الهى و اسلامى است؛ قدرت سياسى اى است كه در اختيار احكام اسلامى باشد. امام زمان، ارواحنا فداه، با اقتدار و قدرت و تكيه بر توانايى اى كه ايمان والاى خود او و ايمان پيروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت كرده است، مى رود گريبان ستمگران عالم را مى گيرد و كاخ هاى ستم را ويران مى كند.
درس ديگر اعتقاد به مهدويت و جشن هاى نيمه شعبان براى من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به حضرت مهدى، ارواحنا فداه، يك آرمان والاست و در آن هيچ شكى نيست؛ اما نبايد مسأله را فقط به جنبه آرمانى آن ختم كرد - يعنى به عنوان يك آرزو در دل، يا حداكثر در زبان، يا به صورت جشن - نه، اين آرمانى است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد. انتظارى كه گفته اند، فقط نشستن و اشك ريختن نيست؛ انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازى امام زمان آماده كنيم. سربازى امام زمان، كار آسانى نيست. سربازى منجى بزرگى كه مى خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن بينى دارد. عده اى اين اعتقاد را وسيله اى براى تخدير خود يا ديگران قرار مى دهند؛ اين غلط است. ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه اى نداريم؛ نه، به عكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. شنيده ايد، در گذشته كسانى كه منتظر بودند، سلاح خود را هميشه همراه داشتند؛ اين يك عمل نمادين است و معنايش اين است كه انسان از لحاظ علمى و فكرى و عملى بايد خود را بسازد و در ميدان هاى فعاليت و مبارزه، آماده به كار باشد. اعتقاد به امام زمان، به معناى گوشه گيرى نيست. جريان هاى انحرافى قبل از انقلاب تبليغ مى كردند، الان هم در گوشه و كنار تبليغ مى كنند كه امام زمان مى آيد و اوضاع را درست مى كند؛ ما امروز ديگر چه كار كنيم! چه لزومى دارد ما حركتى بكنيم! اين مثل آن است كه در شب تاريك انسان چراغ روشن نكند؛ چون فردا بناست خورشيد عالمتاب بيايد و روز بشود و همه دنيا را روشن كند. خورشيد فردا، ربطى به وضع كنونى من و شما ندارد. امروز اگر ما مى بينيم در هر نقطه دنيا ظلم و بى عدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مى آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم. بزرگ ترين وظيفه منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شركت مى كردند، منتظران حقيقى بودند. كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده دفاع از ارزش ها و دفاع از ميهن اسلامى و دفاع از پرچم برافراشته اسلام است، او مى تواند ادعا كند كه اگر امام زمان هم بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدان هاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما آن كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى بازند و زانوانشان سست مى شود، كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند هيچ حركتى را كه مطامع آنها را به خطر مى اندازد، انجام بدهند؛ اينها چطور مى توانند منتظر امام زمان به
حساب بيايند؟ كسى كه در انتظار آن مصلح بزرگ است، بايد در خود زمينه هاى صلاح را آماده كند و كارى كند كه بتواند براى تحقق صلاح بايستد
درس مهم ديگرى كه وجود دارد، اين است كه حكومت آينده حضرت مهدى موعود، ارواحنا فداه، يك حكومت مردمى به تمام معناست. مردمى يعنى چه؟ يعنى متكى به ايمان ها و اراده ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنيا را پراز عدل و داد نمى كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى بخشد و يك حكومت صد درصد مردمى تشكيل مى دهد؛ اما اين حكومت مردمى با حكومت هاى مدعى مردمى بودن و دمكراسى در دنياى امروز از زمين تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنيا اسم دمكراسى و مردم سالارى روى آن گذاشته اند، همان ديكتاتورى هاى قديمى اى است كه لباس جديد بر تن كرده است؛ يعنى ديكتاتورى گروه ها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بين گروه هاست و مردم در اين ميان هيچ كاره اند. يك گروه به قدرت دست پيدا مى كنند و در سايه قدرت سياسى اى كه همه زمام امور كشور را در اختيار او مى گذارد و با سوء استفاده از اين قدرت، ثروت و پول و سرمايه را به نفع خود گردآورى مى كند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف مى كند. دمكراسى هاى امروز دنيا بر پايه تبليغات دروغ و فريبنده و مسحور كردن چشم ها و دل هاست. امروز در دنيا هر جا كه شعار دمكراسى مى دهند، شما ببينيد براى تبليغات كانديداهاى رياست جمهورى و يا نمايندگان مجلس چه كار مى كنند. پول خرج مى كنند. دمكراسى در پنجه اقتدار پول اسير است.
مردم سالارى امام زمان - يعنى مردم سالارى دينى - با اين روش، به كلى متفاوت است. اين كه بنده تأكيد مى كنم بايد مراقب سوء استفاده هاى مالى در دستگاه هاى قدرت وابسته به حكومت بود، به خاطر اين است. زيان بزرگ فساد اقتصادى در دستگاه هاى دولتى اين است كه پول را در خدمت قدرت و قدرت را در خدمت پول به كار مى گيرد و دور باطلى به وجود مى آيد. از قدرت و داشتن مسؤوليت و مديريت در بخش هاى مختلف براى جمع آورى ثروت و پول سوء استفاده بشود؛ بعد همان پول مجدداً در خدمت خريدن آراء رأى دهندگان قرار گيرد؛ حالا يا خريدن آشكار - كه در خيلى جاها در دنيا معمول است پول بدهند - يا خريدن پنهان با شيوه هاى گوناگون؛ يعنى با خرج كردن هاى گوناگون، جلب محبوبيت كنند. وقتى با تبليغات فريبنده پر خرج، آراء مردم را به سمت خود جلب كنند، اين مردم سالارى و دخالت مردم نيست؛ رأى مردم در اينجا بازيچه شده است.
در نظام اسلامى كه مظهر كامل آن، حضرت بقيةاللَّه، اروحنا فداه، است. فريب و حيله گرى براى جلب آراء مردم، خودش جرم است؛ استفاده از قدرت براى به دست آوردن پول، يكى از بزرگ ترين جرائم است. آنجا ياران حضرت مهدى موظفند در سطوح پايين زندگى كنند. نظام اسلامى ما پرتو كوچكى از آن حقيقت درخشان است. ما هرگز اين ادعا را نكرديم و نمى كنيم، اما بايد نشانه اى از او داشته باشيم.
در نظام اسلامى، مراكز قدرت و كسانى كه دستگاه هاى مختلف و مديريت ها و امضاها را در اختيار دارند، بايد به جمع ثروت شخصى براى خود به عنوان يك گناه نگاه كنند. اگر اينطور شد، آنگاه دست ها و دامن ها پاك خواهد ماند؛ والاّ اگر مسؤولى كه فلان تجارت خارجى و فلان مناقصه بزرگ در اختيار اوست، فلان پروژه مهم و پر خرج زير امضاى اوست و فلان صندوق پول زير كليد اوست، به خودش اجازه دهد براى منافع شخصى و جمع آورى ثروت براى خود يا نزديكانش، از اين امكان - كه متعلق به كشور و مردم است - استفاده كند، همان چيزى اتفاق خواهد افتاد كه در كشورهاى دچار سيستم هاى ظالمانه در گذشته و امروز در دنيا اتفاق افتاده است؛ يعنى ثروت در يك نقطه متمركز خواهد شد و جمع كثيرى دچار محروميت و فقر خواهند شد؛ اين تبعيض است؛ اين چيزى است كه اسلام براى مبارزه با آن آمده است. ما هم كه مدعى اسلام هستيم، بايد با آن مبارزه كنيم. اين كه اميرالمؤمنين - طبق نقل نهج البلاغه - مى فرمايد: »ما رأيت نعمة موفورة إلاّ و فى جانبها حق مضيع«؛ يعنى هرجا شما ديديد ثروت انباشته اى به وجود آمده، بدانيد در كنارش حقوق ضايع شده فراوانى وجود دارد؛ مظهر اصلى و مصداق عمده آن همين است كه كارگزاران و مسؤولان حكومت با استفاده از نفوذ و قدرت راحت بتوانند از امكانات عمومى استفاده كنند؛ بانك ها راحت وام بدهند؛ مراكز گوناگون، امكان استفاده از زمين، آب، هوا، تجارت و وارد كردن و صادر كردن را در اختيار آنها بگذارند، ناگهان ببينيد كسانى كه دستشان از مال دنيا تا اندكى پيش خالى بود، حالا ثروت هاى گزاف پيدا كرده اند؛ ظاهر كار هم قانونى است. من يك وقت گفتم قانوندان هاى قانون شكن، خطرناك تر از همه اند؛ كسانى كه قانون را خوب بلدند، پيچ و خم ها و دالان هاى تودرتوى قانون را خوب مى شناسند، اما خودشان قانون شكن اند؛ بدون اين كه معلوم بشود كه كارشان قانون شكنى است. اگر خداى نكرده چنين چيزى براى ملت ما رواج پيدا كند، يك فاجعه است؛ اين چيزى است كه با نظام اسلامى و با انتظار مهدى موعود كاملاً منافات دارد؛ اين حدى است كه من از مسؤولان خواسته ام. به مسؤولان بارها گفته ام، تأكيد هم كرده ام، باز هم مى گويم و پاى اين مطلب ايستاده ام؛ بايد با فساد در دستگاه هاى دولتى و ديگر دستگاه هاى حكومتى مبارزه بشود.
متعهد اين مبارزه، خود مسؤولان قواى مختلف هستند. در درجه اول، براى جلوگيرى از فساد در دولت، خود مسؤولان دولتى، خود وزرا و خود مديران ارشد مسؤولند؛ نگذارند در مجموعه هاى آنها فساد به وجود بيايد. اگر آنها بخواهند مبارزه كنند و اگر اين مبارزه را جدى بگيرند، بهتر از هر كس خواهند توانست مبارزه كنند. البته بايد حواسشان جمع باشد كه دامن هاى خود را پاكيزه نگهدارند. اين را همه بدانند؛ كسى كه خودش آلوده به فساد باشد، قادر نخواهد بود با فساد مبارزه كند. خود مسؤولان بايد با هشيارى و دقت، با اين پديده مبارزه كنند. اگر خداى ناكرده مديران در مقابله با فساد در دستگاه هاى خود كوتاه بيايند، ناگزير بايد قوه قضاييه وارد ميدان شود. دستگاه قضايى هم بايد بى اغماض و بدون ملاحظه، هر جا فساد و يا عملى را بر خلاف قانون و در جهت سوء استفاده ملاحظه كرد، با آن مقابله كند.
برادران و خواهران عزيز! نياز عمده امروز كشور ما عدالت است.
امروز ما به عدالت احتياج داريم. مردم از تبعيض رنج مى برند. مسؤولان كشور - كه بحمداللَّه مسؤولان ارشد كشور مؤمن و پاكيزه اند - اگر مى خواهند آنچه را كه نياز حقيقى مردم است، اعمال كنند، بايد به عدالت بينديشند. اگر فكر و انگيزه عدالت در دل ها زنده باشد، آنگاه فرصت، كار و توفيق براى باز كردن گره ها يكى يكى به وجود خواهد آمد؛ بيكارى و مسائل اقتصادى و مشكلات وجود دارد، حل مى شود و مسأله رشد علم در دستگاه هاى علمى و در دانشگاه ها ممكن خواهد شد.
ملت عزيز ما با ايمان ناب و پاكى كه دارد خواهد توانست در مقابل تهديدهاى جهانى همچنان با استقامت و سرافرازى و با قدرت و شهامت بايستد و متجاوزان سلطه طلب و سيطره طلب جهانى را از نزديك شدن به مرزها و حريم اين ملت برحذر بدارد. پروردگارا! ملت ما را سرافراز كن؛ جوانان ما را حفظ كن؛ پروردگارا!قلب مقدس ولى عصر را از ما راضى بفرما.


 




موعود شماره 35



 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.