صفحه نخست arrow مقالات arrow انتظار arrow نيم نگاهي به انتظار در آينه روايات
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
نيم نگاهي به انتظار در آينه روايات چاپ پست الكترونيكي
۰۵ بهمن ۱۳۸۳
اشاره :
روايات بسياري وارد شده كه با انتظار ،‌نصرت و ياري امام (ع) حاصل مي شود ، از جمله در «نورالابصار» از حضرت صادق (عليه السلام)روايت شده است كه فرمود :
«هر كس از شما بميرد در حالي كه انتظار ظهور حضرت قائم (ع)‌را داشته باشد ، مانند كسي است كه با آن حضرت و در خيمه ايشان باشد .
آنگاه اندكي ساكت شد و سپس فرمود : مانند كسي است كه در ركاب او جهاد كند.


پس از آن فرمود: نه ، والله ، بلكه مانند كسي است كه در ركاب رسول اكرم (صل الله عليه و اله) شهيد شده باشد .»1
و نيز روايت ديگري در «نورالابصار » از ابي حمزه نقل شده كه گفت : به حضرت صادق (صل الله عليه و اله) عرض كردم : فدايت شوم ، پيرو ناتوان شده ام ،‌و اجلم نزديك شده است و ميترسم پيش از وقوع امر فرج شما بميرم .
«فرمود : اي ابا حمزه !هر كس كه ايمان داشته باشد و گفتار ما را تصديق كند ، و منتظر فرج ما باشد ، مانند كسي است كه در زير پرچم حضرت قائم (عليه السلام) شهيد شده باشد ، بلكه ثواب كسي را دارد كه در ركاب حضرت رسول (صل الله عليه و اله) شهيد شده باشد .»2

و در روايت ديگري از آن حضرت نقل شده كه فرمود:
« هر كدام از شما كه در حال انتظار فرج از دنيا رود، حق تعالي از بسياري از شهيدان بدر و احد افضل است .»3

و از اين روايات استفاده مي شود كه : خداوند به واسطة انتظار ،‌اجر و ثواب مجاهدين و شهداي در ركاب حضرت قائم (عليه السلام)‌را مرحمت مي فرمايد ، و منتظرين فرج را در زمره ياوران ايشان محشور مي فرمايد .

و در فصل سوم در بيان معناي انتظار روشن مي شود كه هر گاه حقيقت انتظار در كسي حاصل شود ، با همان انتظارش در حقيقت نصرت و ياري امام (عليه السلام) نموده است .

ذكر رواياتي در ساير فضيلت هاي انتظار


در اين جابه برخي ديگر از فضائل انتظار ، و بيان وجوب انتظار و آن كه انتظار از لوازم حقيقية ايمان، و از شرايط قبولي اعمال و عبادات است مي پردازيم .

در «نورالابصار» از تفسير «برهان » از مسعده روايت شده كه گفت:

« در محضر مبارك حضرت صادق (عليه السلام)‌بودم كه پيرمرد قد خميده اي وارد شد، در حالي كه به عصاي خود تكيه كرده بود ، پس سلام كرد، و حضرت جواب سلامش را دادند .

آن گاه عرض كرد: يا بن رسول الله !دست خود را بدهيد ببوسم؟

آن گاه دست حضرت را بوسيد ، و سپس شروع كرد به گريه كردن .

حضرت فرمودند اي پيرمرد !چرا گريه مي كني ؟

عرض كرد:‌فدايت شوم . صد سال است كه عمرم در انتظار قائم شما سپري گشته ، هر ماه جديدي كه مي آيد مي گويم : در اين ماه ظاهر مي شود . و هر سالي كه تازه مي شود مي گويم :‌در اين سال واقع مي شود ، اكنون پير و ناتوان شده ام و اجلم فرا رسيده ، و هنوز به مراد دل خود نرسيده ام ، و فرج شما را نديده ام ،‌چرا گريه نكنم و حال آن كه بعضي از شما را در اطراف زمين پراكنده و بعضي را به ظلم دين كشته مي بينم .

پس حضرت صادق (عليه السلام) گريان شدند و فرمودند:«اي پيرمرد !اگر زنده ماندي تا زماني كه ببيني قائم ما را ، مقام رفيع و بسيار والائي خواهي داشت ، و اگر پيش از ظهور آن حضرت در انتظار او از دنيا رفتي ، پس در روز قيامت در زمرة‌آل محمد(صل الله عليه و اله) محشور خواهي شد.

و آن ها ما هستيم كه امر به تمسك به ما نمو ده ،‌در آن جا كه فرمود:

« اني مخلف فيكم الثقلين ، فتمسكوا بهما لن تضلوا ، كتاب الله و عترتي اهل بيتي »

من در ميان شما دو گوهر گرانبها را بر جاي مي گذارم ، پس به آن دو تمسك كنيد كه هيچ گاه گمراه نشويد : كتاب خدا و عترت يعني خاندانم .»

اما زين العابدين (عليه السلام)‌ به ابي خالد كابلي فرمود:

« ثم تتمد الغيبه بولي الله عشر(عليه السلام) من اوصيا ء رسول الله (صل الله عليه و اله) و الائمه بعده . يا ابا خالد!ان اهل زمان غيبته القائلون بامامته ، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان ، لان الله – تعالي ذكره ـ اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغيبه عندهم بمنزله المشاهده ،‌وجعلهم في ذلك الزمان بمنزله المجاهدين بين يدي رسول الله (صل الله عليه و اله) بالسيف ، اولئك المخلصون حقا ،و شيعتنا صدقا ،‌والدعاه الي دين الله سرا و جهرا .»

و قال :« انتظار الفرج من اعظم الفرج »4

« سپس غائب ماندن ولي خدا كه دوازدهمين جانشين رسول خدا (صل الله عليه و اله) و امامان بعد از او مي باشد طولاني خواهد گشت .

اي ابو خالد ،‌همانا اهل زمان غيبت او كه امامتش را باور دارند ،ومنتظر ظهور او هستند از مردم همة‌زمانها بهترند ، زيرا كه خداوند تبارك و تعالي آن چنان عقل و شعور و معرفت به آن ها عنايت فرموده كه غيبت نزدآنان مانند حضور و مشاهده است ،و آنان رادر آن زمان به منزلة‌ كساني قرار داده كه در پيشگاه رسول خدا (صل الله عليه و اله) با شمشير جهاد كرده اند ،‌آنان حقا مخلص هستند ، و راستي كه شيعيان ما هستند ، ودعوت كنندگان به دين خداي عزوجل در پنهان و آشكار مي باشند .»

و فرمود :« انتظار فرج خود از بزرگترين فرجها است .»

درروايت ديگري ابي بصير گويد : روزي امام جعفر صادق (عليه السلام) فرمودند :

«آيا شما را خبر ندهم به چيزي كه خداوند جزبه آن عملي رااز بندگان قبول نمي كند ؟ گفتم :‌بلي .

فرمود: شهادت به وحدانيت و يكتائي خداوند و رسالت پيامبر اكرم و اقرار به آن چه امر فرموده ، ودوستي مابيزاري از دشمنان ما ، و تسليم بودن در برابر ما و داشتن ورع و اجتهاد و اطمينان،وانتظار كشيدن براي قيام قائم (عليه السلام) .

آن گاه فرمود : به درستي كه براي ما دولتي است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد ظاهر مي گرداند.

سپس فرمود: هر كس دوست دارد كه از اصحاب قائم (عليه السلام)‌باشد پس هر آينه بايد انتظار كشد ،و با ورع و محاسن اخلاق عمل كند در حالي كه انتظار دارد ، پس اگر بميرد و قائم پس از او خروج كند از براي او اجر كسي است كه آن حضرت را درك كرده است . پس كوشش كنيد و انتظار بكشيد ، گوارا باد براي شما اي گروهي كه مورد لطف و رحمت خداهستيد .»5

در «كافي» است كه ابي جارود به امام محمد باقر (عليه السلام) عرضه داشت:

«يابن رسول الله ؛ هل تعرف مودتي لكم و انقطاعي اليكم و موالاتي اياكم ؟ قال : فقال : نعم .

قلت: فاني اسئلك مسئله تجيبني فيهافاني مكفوف البصر ، قليل المشي و لا يستطيع زيارتكم كل حين .

قال : هات حاجتك.

قلت : اخبرني بدينك الذي تدين الله عزوجل به : انت و اهل بيتك لادين الله عزوجل به .

قال: ان كنت اقصرت الخطبه قد اعظمت المسئله ، والله لاعطينك ديني و دين آبائي الذي ندين الله و عزوجل به شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدارسول الله (صل الله عليه و اله) و الاقرار بما جاء من عند الله و الولايه لولينا و البرائه من عدونا ،و التسليم لامرنا ،و انتظار قائمنا، و الاجتهاد و الورع .»6

«اي فرزند رسول خدا! آيا مودت و دلبستگي و پيروي مرا نسبت به خودتان قبول داريد ؟

فرمود :آري

عرضه داشتم : من از شمامطلبي را مي پرسم و مي خواهم به من پاسخ دهيد ، زيرا كه چشم من نابينااست و كمتر راه مي روم و نميتوانم هر وقت بخواهم به ديدار شما بيايم .

فرمود : خواسته ات را بازگوي!

عرض كردم: ديني كه تو و خاندان شما خداي عزوجل رابا آن دينداري ميكنيد برايم بيان فرما تا خداوند را با آن دينداري كنم؟

حضرت فرمود: گرچه سوال را كوتاه كردي ولي مطلب مهمي پرسيدي ، به خدا قسم ، ديني را كه من و پدرانم خداوند را با آن دينداري مي كنيم برايت مي گويم :

گواهي دادن به اين كه هيچ معبود حقيقي جز خداوند نيست ، و اين كه محمد (صل الله عليه و اله) پيامبر خدااست ، و اقرار به آن چه از طرف خداوند آورده ، ودوستي با دوستان ما و بيزاري از دشمنان ما ، وتسليم بودن به امر ما ، وانتظار قائم ما ، وتلاش و پرهيزكاري مي باشد .»

و هم چنين در اخبار بسياري تصريح شده است كه : انتظار فرج از فضل عبادات نزد خداوند عزوجل است.7


معناي انتظار ، شرايط و آثار و علائم آن


حقيقت انتظار بر حسب مفهوم لفظي آن ضد ياس است ، و مراداز انتظار چيزي ، آن است كه يقين به وقوع آن داشته و چشم به راه آن باشد ، واميدوار به زمان وقوعش باشد .

كيفيت انتظار فرج حضرت حجت (عليه السلام) در هر زماني چه قبل از زمان غيبت و چه در حال غيبت ، بر دو قسم است :

قسم اول : انتظار قلبي .
قسم دوم: انتظار بدني .

قسم اول : انتظار قلبي .

انتظار قلبي داراي درجات سه گانه است :

- درجه اول :آن كه يقين داشته باشد ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و آن وعده‌الهي است كه تخلفي در آن نيست ، و هر قدر هم در تحقق آن تاخير شود، مايوس و نااميد نگردد و منكر اصل آن نشود.

- درجه دوم :‌آن ظهور را موقت به وقت خاصي نداند كه قبل از آن مايوس از وقوع آن شود.

- درجه سوم : آن كه بر حسب آن چه در روايت است كه :

«توقعوا الفرج صباحا و مساء اً».8
«هر صبح و شام منتظر فرج باشيد».

و آن چه در وارد است كه:
«ياتي بغته كالشهاب الئاقب»9

«او هم چون شهاب فروزاني ناگهان خواهد آمد »
و در فقره اي از دعا است :

«انهم يرونه بعيدا و نريه قريبا »10
و امثال اين ها ، پس در هر حال و هر زماني منتظر باشيد ،‌يعني اميد وقوع آن را داشته باشيد .



- درجة اول انتظار
اين درجه واجب است و حقيقت ايمان به آن بستگي دارد ، ونبود آن در باطن امر موجب كفروضلالت مي شود، اگر چه به حسب ظاهر محكوم به احكام اسلام باشد ، و براي هميشه در آتش با كفار خواهد بود ،‌چون انكار امر امامت است ، هر چند در ظاهر اقرار به توحيد و رسالت دارد ، ودليل بر آن ازآيات و اخبار بسيار زياد است ، چنانكه به بعضي ازآ‌ن اشاره شد.

و آن چه از آيات وروايات بعد از ملاحظه وعده هاي الهيه كه در بعضي از آيات قرآن11 داده شده ،‌استفاده مي شوداين است كه بر حسب دليل عقلي ونقلي ،‌كساني كه شايستگي خلافت و وراثت نبويه و ولايت الهيه را دارند ، منحصرند به دوازده وجود مقدس كه حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آن ها از جهت پدري و مادري ، در اخبار متواتر ذكر شده است، و بعد از ملاحظه آن كه آن وعده هاي الهيه تا كنون ـ برآن وجهي كه درآن آيات و‌آن اخبار است ـ هرگز در هيچ زماني نسبت به هيچ كدام ازآن دوازده نفر و درحق غير آن ها وقوع نيافته ، و دين الهي در كل عالم بر همة‌دين ها غلبه پيدا نكرده كه جميع مردم به آن معترف شده باشند ، و به ملاحظة آن كه امامان معصوم عليهم السلام همگي تا كنون مظلوم واقع شده و ضعيف شمرده شده اند و تمكين و استخلاف و وراثت آن ها در زمين با نبود خوف و ترس براي هيچ يك تحقق نيافته ،پس بايد انتظار تحقق آن وعده هاي الهي رابه وجود حضرت مهدي (عليه السلام) و نيز براي پدران بزرگوارش بعد از رجعت ايشان به اين دنيا ،‌چنانچه در اخبار متواتره بر آن تصريح شده، داشته باشد .

و بعد از تامل منصفانه و بدون تعصب و عناد در اين آيات اخبار ، واضح و روشن مي شود كه انكار و شبهه در امر ظهور و فرج حضرت مهدي ونيز در رجعت پدران گراميش (عليه السلام) ، انكار و تشكيك در آيات قرآني و ادله قطعي نقلي است ، و حقيقت كفر و ضلال جز همان انكار امر حق يا تشكيك در آن بعد از وضوح نيست .



- درجه دوم انتظار
اين درجه نيز واجب است ، لكن بر وجهي كه اگر نباشد موجب فسق است، و آن ياسي است كه حرام است و از آن نهي شده است ، و اين حرمت به مقتضاي تكذيب و قاتون (كساني كه وقت براي ظهور تعيين مي كنند) است12 .



- درجه سوم انتظار
اين درجه مقتضاي كمال ايمان است و نبود آن موجب نقصان درايمان است ، پس لازمة كمال ايمان مومن آن است كه بر حسب احاديث زيادي كه درآن ها امر فرج را تقريب فرموده اند :‌آن را نزديك بداند و پيوسته چشم به راه باشد ، وبايد حال مومن مانند حال كسي باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده اند، و مسافر او درحال بازگشت است ،و او با اين احتمال كه موانع سبب تاخير در رسيدن او شده ، همه روزه انتظار آمدن آن مسافر را دارد .

بنابراين ؛ بايد براي ظهور آن حضرت و نيز ملاقات باايشان ـ‌ به آدابي كه ذكر مي شود ـ‌مهيا شود ، همان طور كه انسان از براي مسافر عظيم القدر تهيه مي بيند.



قسم دوم :‌انتظار بدني

هر گاه مزرعه اي داشته باشد ، آن را اصلاح كرده و تخم بكارد و آب دهد ، چون احتمال وقوع آفات زميني و آسماني مي رود ،‌دعا مي كند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از‌آن آفات طلب ميكند،‌و با اين حال انتظار مي كشد كه زمان رسيدن محصول آن فرارسد.

خداوند عالم جل شانه در هر زمان وجود مبارك امام (عليه السلام) را وسيلة بقاء عالم و عطا كردن نعمتعاي خود قرار داده است ،‌كه بدون آن نه عالمي باقي مي ماند و نه نعمتي عطا مي شود و ظهور امر امام (عليه السلام) را ـ‌ كه تصرفات ظاهري داشته باشد ـ‌ وسيله از براي ظهور كامل همة‌نعمتهاي ظاهري و باطني قرار داده است ،‌كه بدون آن در هر قسم از آن نعمتها نقصان پيدا مي شود ، و در هر كدام سرور و خوشحالي او مقرون به حزن و غم خواهد شد .

و همان گونه كه در نعمتهاي دنيوي خداوند متعال بعضي اسباب را مهيا كرده و آن نعمتها را به وسيلة آن اسباب عطا مي فرمايد ، چون بذر كاشتن و آب دادن كه وسيلة‌ظاهر شدن حبوبات و ميوه جات و گلهاي گوناگون است ، هم چنين براي تعجيل در ظهور امام كه وسيله ظهور همه نعمتها است ، اسبابي مقرر فرموده است كه به دست خود بندگان است ، و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالحه است ، چنانچه دراين آية‌شريفه مي فرمايد:

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماءو الارض »13

و آفت تعجيل در ظهور آن حضرت ، اعمال قبيحه زشت و گناهان بندگان است ، و از همه آنها بدتر افشاء‌كردن اسرار آل محمد عليهم السلام و تقيه نكردن از دشمنان مي باشد ، كه خود امر فرج رابه تاخير مي اندازد ، و لذا بندة مومن با توبه از همه گناهان و خطاها از خداوند دفع‌ آفات و اثر آن ها راطلب مي كند ، و با اين حال انتظار ميكشد كه زمان رسيدن محصول يعني روز ظهور و فرج امام عليه السلام فرارسد ، و اين حال با خصوصيات ، انتظار كامل بدني است كه از لوازم كمال ايمان است .



شرايط انتظار

شرايط انتظار يعني : اموري كه مترتب شدن فضائل انتظار ـ‌ كه ذكر شدـ به آن بستگي دارد ، وهر قدر درآن امور نقصان حاصل شود ، موجب نقصان در فضائل و ثوابهاي آن خواهد شد ، از مهمترين آن شرايط ، دو امر است كه دراين مقام ذكر مي شود .



خلوص نيت ، اولين شرط انتظار
همچنان كه گفتيم انتظار فرج از بهترين و ارزنده ترين عبادات نزد خداوند است ، و شرط صحت و قبولي هر عبادتي اخلاص است و توضيح آن چنين است كه در هر عبادتي انگيزه و محرك آدمي بر انجام آن ممكن است يكي از وجوه زير باشد .

وجه اول :‌آن كه انگيزه و محرك بر عمل ، اصلاح امور دنيوي باشد ، و آن به دو گونه است :

اول :‌آن كه در عمل قصد ونيت او فقط رسيدن به امر دنيوي باشد ، بدون آن كه درآن رضاي الهي را تصور نمايد ، واين مانند مزدور و اجرت بگيري است كه قصدش ، گرفتن اجرت است ، و چيز ديگري را هرگز ملاحظه نمي كند .

پس هر گاه در مقام عبادت قصد بنده چنين باشد ، اين عبادت به طور كلي از درجه خلوص ساقط است ، و علماءدر چنين حال به بطلان آن حكم مي كنند .

دوم :‌آن كه قصد در عبادت رضاي الهي است ، و لكن رضاي الهي را وسيلخ حصول امر دنيوي قرار ميدهد ، يعني : چون معرفت پيدا نموده كه خداوند عالم اين عبادت را دوست دارد ،بجا مي آورد كه رضاي الهي به آن حاصل شود ، و خداوند به وسيلة آن امر او را اصلاح فرمايد .

پس اگر چنانچه در كليه عبادات، نيت و قصدش همان به دست آوردن امور دنيوي و رسيدن به مقاصد آن باشد كه برگشت همه اش به دنيا است ، مانند رياست طلبي و راحت طلبي و لذت جويي و امثال اين ها ، پس از عبادت ، عبادت شيطاني است ، و چنين شخصي از زمرة اهل اخلاص به طور كلي خارج است.

و لكن اگر اين نوع قصد درامور اضطراري باشد ، يعني در بعضي از حوائج دنيوي چون اداء قرض يا رفع امراض يا رفعپيشاني و امثال اين ها به بعضي از عبادتها بر همان وجهي كه دستور داده شده است ، متوسل شود ،‌و نيت اودرآن عبادت ، رضاي الهي و‌آن را وسيله‌ امر دنيائي قرار دهد، اين كمترين درجه خلوص مي باشد ،‌و علماء به صحت اين عمل به وجه مزبور حكم فرموده اند .

وجه دوم : آن كه انگيزه عمل او ، محض فوائد اخروي ،‌مانند رسيدن به مقامات عاليه بهشت ، يا نجات از دركات آتش و دوزخ باشد .

گرچه در اين مورد نيت و قصد واقعي در عبادت حصول رضاي الهي است، و به وسيلة رضاي الهي در آن عبادت ، بنده از خداوند جل شانه بهشت يا خلاصي از جهنم را طلب مي نمايد ،‌ولي با اين حال ، خلوص حاصل مي شود .

لكن خلوص حقيقي حاصل نمي شود ، زيرا خلوص حقيقي در مقام عبادت آن است كه بنده هيچ منفعتي كه برگشت آن به خودش باشد ـ ولو منافع اخروي ـ‌ در نيت لحاظ نكند ، و حقيقتا جز رضاي الهي چيز ديگري در نظرش نباشد وجه سوم :‌آن كه در مقام عبادت قصد واقعي او جز رضاي الهي چيز ديگري نباشد ، و اين خلوص كامل حقيقي است .

ولكن منافات ندارد كه بنده با اين درجه خلوص از كمال رغبت و اشتياق به نعمتهاي الهي در بهشت ، و ترس از عذاب الهي در جهنم داشته باشد ، به واسطه‌ آن كه خلوص او در مقام عبادت و بندگي است كه دراين مقام جز رضاي الهي هيچ امر ديگري را ملاحظه نمي كند .

و اما نعمتهاي الهي و هم چنين نجات از عذاب او را از جود و عفو او سئوال مي نمايد ، بدون آن كه هيچ يك از اين ها رادر حال عبادت در قصد و نيت خود ملاحظه كرده و به نظر آورد .

چنانكه حال اولياء الله چنين بوده ، وشرح حال مناجات آنها و فقرات دعاهاي آنان قوي ترين شاهدبر اين مطلب مي باشد .

درجات سه گانه نيت در انتظار و ظهور حضرت مهدي (عليه السلام)

درجه اول :
بعضي از بندگان عمده‌ غرض آن ها در انتظار فرج حضرت صاحب الامر (عليه السلام) اشتياق به زيادي نعمتهاي الهي و وسعت در امور زندگي ،و رفع شدائد و سختيها مي باشد كه در دوران ظهور وجود دارد ، و اين خود بر دوگون است:

اول :‌آن كه غرض و هدف او مجرد رسيدن به همين جهات مزبوره است ،‌به گونه اي كه اگر چنانچه در همين حال از براي او اين جهات اصلاح شود، يعني خداوند به او وسعت در نعمتهاي خود عطا فرمايد ، و از او سختيها و بلاها را دفع نمايد ،‌پس آن حال اشتياق ازاو زائل مي شود و به كلي از ذكر آن حضرت و از ياد فرج وظهور ايشان غافل مي گردد.

پس اگر چنين باشد ، به طور كلي از عنوان خلوص خارج خواهد شد ،‌و به فضيلت انتظار فرج فائز نخواهد گرديد ، ودر اين انتظارش از اهل دنيا خواهد بود .

چنانچه در كتاب «كافي» از ابي بصير روايت كرده كه گفت به امام صادق (عليه السلام)‌عرض كردم : كي فرج خواهد شد ؟ فرمود :

«و انت ممن تريد الدنيا ؟ »

« قصد و اراده تو در طلب اين امر دنيا است ؟».

سپس فرمود : هر كس به اين امر معرفت پيدا نمايد پس به واسطة‌انتظار فرج الهي به تحقيق از براي او فرج حاصل شده است .»14

دوم : آن كه غرض از اشتياق داشتن او به آن جهات مزبوره ،‌به ملاحظه آن است كه آن گشايش ها و آن نعمت هاي فراوان ،‌مخصوص آن زمان است ،‌وچيزي است كه آن را خداوند از براي اولياء مقربين او صلوات الله عليهم اجمعين پسنديده است ، چنين اشتياقي نزد خداوند محبوب است .

چنانچه مضمون حديثي است كه از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) كه فرمود:

« ما اهل بيت در مقام رضاي الهي چنانيم كه اگرخداوند فقر را برما مقدر كند ،‌دوست مي داريم ، و اگر وسعت و غنا مقدر نمايد آن را نيز دوست مي داريم .»


و در روايت ديگري نقل شده است كه :‌

«چون خداوند عالم براي حضرت ايوب (عليه السلام) بعد از برطرف شدن بلا ،‌ملخ طلا نازل كرد ،‌آن حضرت تمام ملخها رااز اطراف برمي داشت ، جبرئيل (عليه السلام) عرض كرد:‌خوب در جمع آوري آن ها اهتمام داريد ! چون كه عطاي پروردگار من است .»15

پس از اين گونه احاديث ظاهر مي شود كه هرگاه بنده نعمت هاي دنيوي را به اين عنوان كه آن عطائي است كه خداوند به رضاي خود مرحمت فرموده است ، دوست داشته باشد ، اين دوستي از موضوع اخباري كه در مذمت دنيا و دوست داشتن آن وارد شده ، خارج است .

و چون همه نعمت هاي الهي كه در زمان فرج آل محمد عليهم السلام وعده داده شده است ،‌خداوند آن هارا براي اولياء مقربين خود پسنديده ، و گوارا قرار داده است ، پس اشتياق به آن ها محبوب و الهي خواهد بود ، چرا كه بنده در اين اشتياق و انتظارش ؛ رضاي الهي را ملاحظه دارد ، و لهذا به همة‌فيوضات و ثوابهاي مقرره براي انتظار فرج فائز خواهد شد .

لكن اين نوع قصد و غرض مرتبة‌ اول خلوص در امر انتظار فرج مي باشد ، به واسطة آن كه نهايت آن طلب نعمتهاي دنيوي است .

درجه دوم :
بعضي از بندگان عمده غرض در اشتياق به فرج آن حضرت ، برخورداري از علوم و معارف و حكمتهاي الهي باشد.

زيرا علومي كه در آن زمان ظاهر مي شود مافوق تمام علومي است كه از اول عالم تا آن زمان ظاهر شده ، و درآن زمان هركس به كمال علم خود از ديگري بي نياز مي گردد، و در تفسير اين آية مباركه «يغن الله كلاً من سعته »16 آمده است كه حتي زنان در خانه هاي خود به احكام دين ، به درجة علماء ، عارف و عالم مي شوند.17

و اين به بركت دست مبارك آن حضرت است كه سر بر شيعيان مي گذارد ، و عقول آنها كامل مي شود ، چنانچه در روايات متعددي در كتاب «كافي» و غير آن وارد شده است.18

و ظاهر فرمودن همة‌بيست و هفت حرفي است كه مبناي علوم الهي است كه حضرتش افاضه مي فرمايند ، و از اول عالم تا كنون بيش از دو حرف آن ظاهر نگرديده است .

و هم چنين اشتياق به فرج آن حضرت دارد ، به خاطر آن كه درآن زمان اسباب عبادت به اعلي درجه آن آماده است ، چون كه شيطان و اتباع او همگي كشته و نابود مي شوند ، و به خاطر مخذول بودن شياطين ظاهري، ترس از بندگان برداشته مي شود.

پس هرگاه غرض اصلي و حقيقي در اشتياق و انتظار فرج آن حضرت رسيدن به اين دو مقصد مهم ـ يعني كمال معرفت و عبادت ـ‌ باشد ، روشن است كه از نظر خلوص چندين برابر از درجة اولي كاملتر است ، و به همين جهت به آن فيوضات و ثوابهاي خاصة انتظار فرج هم به كاملترين درجه فائز مي شود .

ولكن اين درجه هم خلوص كامل نيست ،‌چرا كه خلوص كامل آن است كه بنده در مقام عبادت هيچ جهت از جهاتي كه برگشت به خود او دارد ، حتي از منافع اخروي ، ملاحظه ننمايد .

درجه سوم :
بعضي از بندگان غرض اصلي از اشتياق به فرج آن حضرت ، ظهور امرالهي و دين مبين او در همة دنيا و غلبة‌ آن بر همة اديان باطله و ظهور امر اولياء الهي و ائ
برگرفته شده از كتاب شيوه هاي ياري قائم آل محمد
نويسنده : آيت الله ميرزا محمد باقر فقيه ايماني


پي نوشت :

1- بحارالانوار ج 52 ص 126 حديث 18
2- تفسير برهان ج 4 ص 293 حديث 9 به نقل از مکيال المکارم ج 2 ص 147 خديث 1234
3- کافي ج 1 ص 334 ذيل حديث 2
4- بحارالانوار ج 36 ص 387 حديث 1
5-غيبت نعماني ص 200 حديث 15
6-کافي ج 2 ص 22 حديث 10
7-رجوع شود به مکيال المکارم ج 2 ص 150
8- کافي ج 1 ص 333 حديث 1
9- بحارالانوار ج 51 ص 72
10- سوره معارج آييه 6
11-( هولذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله ولو کره المشرکون) سوره صف:9.
(وعد الله الذيآمنوا و عملوالصالحات ليستخلفهم في الارض ) سوره نور:55 .
(ونريد ان نمن علي الذين استضعففوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين ) سوره قصص آيه 5 .
12- کافي ج 1 ص 386 حديث 2،3،5
13- سوره اعراف آييه 13 آيه 96
14- کافي ج 1 ص 372 حديث 3
15- بحارالانوار ج 12 ص 352 حديث 22
16- ترجمه : خداوند هر کس را به رحمت واسع خود بي نياز خواهد کرد (سوره نسا. آيه 130 )
17- بحارالانوار ج52 ص 309
18- بحارالانوار ج 51 ص 35 و ج 52 ص8 32
19- کافي ج1 ص 233 حديث 2 ، کمال الدين ص 645
20- بحارالنوار ج 10 ص 353 حديث 1
21- بحارالنوار ج 46 ص 31 حديث 31 ، خرائج ص 596
22- کافي ج2 ص 79 حديث 15
23- کافي ج 1 ص336 حديث 3
24- بحارالنوار ج 102 ص 108
25- کمال الدين ص 448
26- بحارالنوار ج 22 ص 431 حديث40
27- سوره صافات آيه 105

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.