spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
در انتظار بها چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵

آخرين موعود


تنها گواه پرسه‌ام در جستجوي آخرين موعود
از كوچة آيينه تا بن‌بست حيرت، ساية من بود
آري! تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو
اما زمين، پژواك سرد آسمان، بر من دري نگشود
شبگير تا شبگير بر سطح نمك از جادة زنجير
برگرده، بار درد مي بردي مرا اي زخم بي بهبود
اكنون مرا بيهوده وامگذار و بي‌فردا به شب مسپار
مپسند ـ اي يار! ـ از خدايم نااميد از خاك و ناخشنود
موعود فرداي مرا با خود كجا بردي كه با فرياد
مرگم درودي مي‌فرستد؛ زندگي مي‌گويدم بدرود؟
ننگ نشستن را چه بايد نام كرد اينجا كه خاكستر،
خورشيد عنوان مي‌كند خود را به جز فرداي وهم‌آلود؟

يوسف علي مير شكاك

 

 

 

     د ر انتظار بهار حقيقي

     بگذار
     گنجشك‌هاي خرد
     در آفتاب مه‌آلود
              بعد از ظهر زمستان
به تعبير بهار بنشينند
و گل‌هاي گلخانه
    در حرارت ولرم والر
        به پيشواز بهاري مصنوعي بشكفند.
سلام بر آنان
    كه در پنهان خويش
        بهاري براي شكفتن دارند
و مي‌دانند
    هياهوي گنجشك‌هاي حقير،
        ربطي با بهار ندارد
        حتي كنايه‌وار
بهار غنچة سبزي است
        كه مثل لبخند بايد
        بر لب انسان بشكفد
بشقاب‌هاي كوچك سبزه،
تنها يك «سين»
        به سين‌هاي ناقص سفره مي‌افزايد
بهار كي مي‌تواند
        اين همه بي‌معني باشد؟
بهار آن است كه خود ببويد؛
        نه آن كه تقويم بگويد!
   
                                      سلمان هراتي(ره)

 

 

 

 عيد در دو نگاه

نگاه اول
عيد، «حوّل حالنا» است
    كه واجب است بفهميم
عيد، شوقي است
    كه پدرم را به مزرعه مي‌خواند
عيد، تن‌پوش كهنة باباست
    كه مادر
    آن را به قد من كوك مي‌زند
و من آن قدر بزرگ مي‌شوم
    كه در پيراهن مي‌گنجم
عيد، تقاضاي سبز شدن است
        يا مقلّب القلوب!
نگاه دوم
عيد،
سوپرماركتي است
    كه انواع خوردني‌ها در آن هست
عيد، بوتيكي است
    كه انواع پوشيدني‌ها در آن هست
عيد،
ملودي مبارك باد است
    كه من با پيانو مي‌نوازم
        شب بخير دوست من!


                                  سلمان هراتي(ره)

 

 

لحظة سرشاري


خيال سبز تماشايت، به ذهن آينه‌ها جاري است
و چشم آينه‌ها انگار، بدون چشم تو زنگاري است
شب من و شب گيسويت، قصيده‌اي است چه طولاني
حكايتي ز پريشاني، هميشه مبهم و تكراري است
ميان رخوت دستانم، حضور مبهم پاليز است
و روح سرد خزان انگار، هنوز در تن من جاري است
 من و تلاطم تو خالي، تو و زلالي و سرشاري
بيا و جام مرا پر كن، كنون كه لحظة سرشاري است
چراغ روشن شب پژمرد، ستاره‌ها همه خوابيدند
به ياد تو، دل من اما، هنوز در تب بيداري است
در اين تلاطم دلتنگي، بيا و از سر يكرنگي
دلي بده به غزل‌هايم، اگر چه از سر ناچاري است

سيد مهدي حسيني
 

 

ماهنامه موعود شماره 62 

 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.