spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
جمكراني ديگر چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵

 گاه برخي از بخش‌هاي زمين آنقدر عزيز مي‌شوند و اعتبار مي‌يابند كه آسمان حتي به حال آنها غبطه مي‌خورد و در سر خود آرزوي خاكي شدن را مي‌پرورد، جمكران نيز از همين دست است.
جمكران مسجدالاقصاي دل است، وقتي از طرف عرش به معراج خوانده مي‌شود و تا قاب قوسين خدا پيش مي‌رود.
جمكران نقطة تلاقي پيشاني است با خاك. يعني درست همانجايي كه غرور و تكبر قرباني مي‌شوند و تا خونشان ريخته نشود هيچ نمازي قبول نمي‌شود.
جمكران نمايش تصويري «إياك نعبد و إيّاك نستعين» است كه صف طويلي از فرشتگان به تماشاي آن نشسته‌اند.
جمكران قطعه‌اي از آخرين عاشقانه‌اي است كه خداوند سروده و آهنگ بي‌نظير آنرا تقديم حجتش نموده است.
جمكران آوردگاهي است كه ذكر برفراز آن مي‌ايستد، دست‌هايش را تا نزديكي گوش بلند مي‌كند و تكبيرة الاحرام مي‌گويد تا فراداي ظلم و جور را به جماعتِ «يا عدلُ يا عدلُ يا عدل» فرابخواند.
شاعران معاصر هريك از دريچة جان خود به اين قطعة سبز زمين نگريسته و حس و حال خود را بيان داشته‌اند. از جمله محمدعلي مجاهدي كه جمكران را چنين مي‌بيند.

جمكران درمانگاهي است كه دوا و شفا و طبيبش بي‌مزد و منّت در خدمت آنانند كه بيمة ولايت شده‌اند:
اگر درمان درد خويش مي‌خواهي، بيا اينجا
دوا اينجا، شفا اينجا، طبيب دردها اينجا
جمكران بلند جايي است كه دامنه‌اش پوشيده از پر و بال ريختة از «خود» گذشتگاني است كه مي‌روند تا قلّة رفيعش را فتح كنند و پر و بالي ديگر بيابند:
شكسته بالي ما، مي‌دهد بال و پري ما را
اگر از صدق دل آريم روي التجا، اينجا
جمكران اجابتگاه همة حرف‌هاي نگفتني است و چه مغبونند آنان كه خاموش بمانند و هيچ نخواهند:
طلب كن با زبان بي‌زباني، هرچه مي‌خواهي
كه سر داده‌ست گلبانگ اجابت را خدا اينجا
جمكران عظمت لبيك خداست بي‌گفت و شنود عبد و بنده.
به گوش جان توان بشنيد لبيك خداوندي
نكرده با لب خود آشنا حرف دعا، اينجا
جمكران ايستگاه اهالي كوي دل است:
هزاران كاروان دل، در اينجا مي‌كند منزل
اگر اهل دلي اي دل! بيا اينجا، بيا اينجا
جمكران پژواك رساي نگاه بيدلان مؤمني است كه سراغ گمشدةشان را از يكديگر مي‌گيرند:
دل ديوانة من همچو او گم كرده‌اي دارد
ز هر درد آشنا گيرد سراغ آشنا، اينجا
جمكران تابلوي بي‌شمار طرح و رنگي است كه هر بيننده‌اي، سزاوار عقل و عشق خود از لذت نگاهش سرمست مي‌شود:
ز هر سو جلوه‌اي، دل را به خود مشغول مي‌دارد
هزاران پرده مي‌بينند ارباب صفا اينجا
جمكران، تكرارِ چشم به راهيِ آمدنِ آرامشي است كه اگر نباشد، خورشيد هرگز از پسِ ابر سر برون نمي‌كند:
صداي پاي او در خاطر من نقش مي‌بندد
مگر مي‌آيد آن آرام جان‌ها از وفا اينجا؟!
جمكران گذرگاه عزيزي است كه هواي پيراهن يوسف، تا بدين جا او را كشانده و تا سيراب نگردد، خيال رفتن ندارد:
به بوي يوسف گمگشته مي‌آيد، مشو غافل
تواني چنگ زن بر دامن خير النساء اينجا
جمكران جمع دو بيكران است: مسجد و ميخانه ـ كه وسعت هريك از ازل است تا ابد ـ و چون به هم مي‌پيوندند شوريدگي پامي‌گيرد و مخلص‌ترين عشاق عالم دست به دامان آن مي‌شوند.
خوشا به حال راهيانِ جمكران...
سهيلا صلاحي اصفهاني

ماهنامه موعود شماره 58 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.