spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
جرعه نوشان خم غدير چاپ پست الكترونيكي
۱۴ تير ۱۳۸۵
گفت‌و‌گو با خواهران شیعه‌شده
 اشاره:
جاذبه‏هاي دروني و بيروني مذهب شيعه در نگاه زنان متدين ساير اديان بسيارند. متون ديني متقن و قطعي الصدور، شريعت مستغني و دستورالعمل‏هايي فراواني كه مانع تحير در مقام عمل مي‏شوند و وجود الگوهاي تربيتي متعالي از مهم‏ترين جاذبه‏هاي مذهب تشيع به شمار مي‏آيند. در گفت‌وگوي صميمانه‏اي كه با چند تن از بانوان مسيحي مشرف شده به اسلام؛ «كلارا لانتسل»، «اودوليا مونيس» و «آتانوس رنالان» ترتيب داده شده است بر اين گونه نقاط مثبت در مذهب تشيع تأكيد گرديده است.
 
گفت‌وگو با خانم زينب لانتسل اهل اتريش

 خانم لانتسل، ضمن عرض سلام و تشكر، با اشاره به مليت خود بفرماييد در مذهب تشيّع، چه جاذبه‏هايي وجود داشت كه موجبات كشش شما به اين دين را فراهم نمودند؟
 با سلام، من اهل اتريش هستم. مذهب تشيّع جاذبه‏هاي بسياري دارد، ولي شايد بتوانم در اين ميان، به دو محور اصلي كه براي شخصِ من، بسيار زيبا و دوست داشتني و مهم بوده‏اند، اشاره كنم: يكي از اين جاذبه‏ها، كه در خاطرات دوران كودكي من نيز ريشه دارد، حضور با بركت جانبازان شيعه‏اي بود كه براي معالجه به اتريش مي‏آمدند و بنا به مناسبت‏هايي، ما مي‏توانستيم در ارتباط نزديك با آنان قرار بگيريم و جاذبه‏هاي روحي و رفتاري ايشان را درك نماييم. بعضي از جانبازان در طول جنگ، با وجود اينكه خيلي‏هاشان نه دست داشتند و نه پا و صورت‏هايشان به خاطر گازهاي شيميايي غير قابل تشخيص بود، ولي از روحية بسيار شادي برخوردار بودند و با ما بچه‏ها شوخي مي‏كردند. رفتار آن‏ها به گونه‏اي بود كه تأثير عميقي بر ما مي‏گذاشت. به طور كلي، هميشه ابعاد عاطفي و مهرآميز يك دين يا آيين جاذبه زيادي براي معطوف نمودن دل‌ها به سوي خود دارا هستند. حال اگر اين عواطف در رفتار و شخصيت پيروان يك آيين مجسم شوند، مي‏توانند بهترين زمينه را براي جذب افراد به سوي آن آيين فراهم نمايند.
اما نكته ديگري كه در آيين تشيع براي شخص من جالب بود، وجود «شريعت» محكم در اين آيين است. مراد من از شريعت همان دستورالعمل‏هاي ظاهري اين مذهب است كه براي همه عرصه‏هاي عمل مكلفان، احكامي را پيش‏بيني كرده است.
به نظر من، يكي از دلايلي كه موجب شده است دين مسيحيت براي مردم و جوانان جذابيت‏هاي خود را از دست بدهد، اين است كه از ستون فقرات محكمي برخوردار نيست؛ زيرا احكام آن چارچوب خاصي ندارند و هر كسي مطالب آن را به گونه‏اي تفسير مي‏كند. براي مثال، از روزه‏اي كه در مسيحيت وجود دارد، تعريف‏هاي مختلفي در دست است: بعضي آن را به صورتي سخت‏تر از روزه‏هاي اسلام مطرح مي‏كنند، و بعضي مي‏گويند: براي تحقق روزه فقط نبايد گوشت خورد يا فقط نبايد شيريني خورد و امثال اين مطالب. نماز هم در مسيحيت اختياري است و مراسم روز يكشنبه هم اجباري نيست.
به نظر من، وقتي انسان مي‏خواهد به هدف والايي برسد، بايد تلاش بيشتري بكند و دستورالعمل‏هاي بيشتري انجام دهد. همان گونه كه يك ورزشكار براي كسب مدال تلاش مي‏كند و حاضر است براي رسيدن به پيروزي، هر دستوري را انجام دهد. در هر حال، براي رسيدن به معنويت، انجام حداقلي از امور لازم است تا نتيجه حاصل شود، اين حداقل فرايض، ستون فقرات دين است كه دين بدون آن‏ها كم‏كم فرو مي‏پاشد، و مسيحيت در غرب هم اكنون دچار چنين سرنوشتي شده است. ديني را كه اناجيل و متون مقدس كنوني مسيحيت ارائه مي‏دهند بيشتر مطالبي نظري هستند و در دين مسيحيت، دستورالعمل‏هاي جزئي و دقيق براي چگونه زيستن وجود ندارند. يك مسيحي مؤمن اگر بخواهد به جاي «دِير» و «كليسا» در اجتماع و خانواده زندگي كند با مشكلات خاصي روبه‏روست، زيرا نگاه اين دين به اصل زندگي متأهلي و روابط زناشويي مثبت نيست و تأكيد مسيحيت بيشتر بر تجرد و انزواست. اگر يك مسيحي بخواهد براي درس خواندن و تحصيل مسافرت كند و يا در مقام تربيت فرزند واقع شود و يا در ساير عرصه‏هاي عملي زندگي قرار گيرد، در آموزه‏ها و گزاره‏هاي درون ديني متون مقدّس مسيحيت، نمي‏تواند احكام عملي خاصي راجع به دقايق اين امور به دست آورد.
ولي در آيين تشيع، اين ويژگي منحصر به فرد وجود دارد كه به صورتي بسيار دقيق، درباره همه مسائل و حيطه‏هاي جزئي زندگي انسان احكامي وارد شده‏اند. البته ناگفته نماند كه اين دستورالعمل‏ها واجب نيستند و هر كس بنا به ميزان انگيزه و شوق خود، مختار است آن‏ها را انجام دهد اما براي همه ابعاد انديشه و عمل، پيشنهاداتي وجود دارند. براي مثال، حتي براي نحوه انديشيدن، كه اكنون به عنوان «تكنولوژي فكر» مطرح است و تازه علمي بودن آن به تازگي در علم «روان‏شناسي» كشف شده، دستورالعمل‏هاي ويژه و مدوّني در شريعت مستغني تشيع وجود دارد. شايد بتوان ادعا كرد كه اين نكته از ويژگي‏هاي منحصر به فرد تشيع است و حتي ساير مذاهبِ درون ديني اسلام به خاطر اكتفا نمودن به سنت پيامبر(ص) و محروميت از سنت معصومان(ع) واجد چنين شريعت غني و گسترده‏اي نيستند. مسلم است آييني كه مي‏تواند در تمامي لحظه‏هاي زندگي عملي انسان حضور داشته باشد و با عقل و منطق هماهنگ باشد، جلوي احساس تنهايي و پوچي انسان را در دنيا مي‏گيرد. ناگفته نماند كه اين احساس و بخصوص بي تفاوتي نسبت به هه چيز، در بين جوانان اتريشي خيلي زياد است.
اگر در اناجيل و متون ديني مسيحيت بر مهرورزي و گذشت تأكيد مي‏شود، قالب دقيق چگونگي اين توصيه‏ها بيان نمي‏گردد و افراد ممكن است در مرحله عمل و اجراي اين توصيه‏ها به جهالت دچار شوند. در اتريش، فرق ظاهري يك كاتوليك معتقد با يك شهروند غير معتقد، به حضور او در كليسا در روز يكشنبه و يا بعضي مواقع ديگر محدود مي‌شود و نمي‏توان در عمل، فرق چنداني بين آنان گذاشت. ولي مطلبي كه حايز اهميت است اين است كه اگر يك فرد شيعه به صورت بسيار جدي اهل عمل به همه دستورات ديني، اعم از واجب و مستحب و مكروه و حرام باشد، حتي در بيشتر اعمال روزمره و عادي زندگي خود نيز مي‏تواند به صورتي متفاوت عمل كند و حتي اگر بخواهد و انگيزه داشته باشد، براي نحوة غذاخوردن و توفيق بيشتر در استفاده از امكانات نيز چندين دستورالعمل وجود دارند.
ما در اتريش وقتي مي‏خواستيم به شريعت اسلام عمل كنيم، حضور دين را در جنبه‏هاي گوناگون زندگي به خوبي احساس مي‏كرديم و به دليل اينكه در اسلام ـ مثلاً ـ از شركت در جلساتي كه شراب خورده مي‏شود و خوردن گوشت خوك و غذاهاي غير حلال منع شده است، رفت و آمد هايمان با دوستان و اقوام غير مسلمان محدود مي‏شدند و رفتار ما از طرف آن‏ها شديداً مورد انتقاد قرار مي‏گرفت. با اين وجود، من حُسن و فايده تك تك اين احكام را با وجود خودم لمس كردم. قابل ذكر است كه مصرف بي‏رويه شراب و گوشت خوك جزو مشكلات بزرگ جوامع غرب به حساب مي‏آيد و براي عوارض آن، مثل الكُليسم (اعتياد به شراب)، سرطان و تصادف‏هاي ناگوار تا به حال راه حلي جز ترك مطلق ارائه نشده است.
در غرب، عمل كردن به شريعتي كه در جاي جاي زندگي روزمره حضور دارد دشوار است، ولي در اين دشواري‏ها، حضور خداوند تجربه مي‏شود و حسن تقرّب و ارتباط و محبت به او در عمل ظاهر مي‏گردد. در شريعت مقدس علوي و محمدي(ص) حركت به سوي كمال و معنويت با به جاي آوردن احكام شرع وعبوديت آغاز مي‏شود و عمل به شريعت نقطة آغاز سير و سلوك عارفانه است. در مذهب تشيّ، اركان مسلماني، محبت و معرفت به خدا و پيامبر و فاطمه زهرا و دوازده معصوم(ع) ‏از راه اجراي اعمال شرع تعريف مي‏شود و انسان بدون به جاي آوردن فرايض و مستحبات فقه شيعي نمي‏تواند در وادي محبت و اعتقاد و ايمان و عرفان، ثابت قدم بماند.
 
گفت‌وگو با خانم نرگس شهرابي (اودوليامونيس) اهل آمريكا
 خانم اودوليا مونيس ضمن عرض سلام و تشكر، بفرماييد مليت شما چيست و انگيزة‏تان براي تشرف به مذهب تشيع چه بوده است؟

 با سلام، ارتباطي كه با شيعيان مقيم آمريكا داشتم و بعد از آن، مسافرت به ايران و ارتباط نزديك با شيعيان ايران سبب آشنايي من با اسلام و مذهب تشيع شد. من با تحقيقاتي كه درباره اسلام كردم و آن را با مسيحيت مقايسه نمودم، به اين مطلب پي بردم كه در اين مذهب، نقاط قابل توجهي وجود دارند. من چون مي‏دانستم كه خداوند همه جا هست به اميد او به ايران آمدم. در رسانه‏هاي غربي و دستگاه‏هاي تبليغاتي غرب، درباره اسلام و تشيع، تبليغات سوء فراواني صورت مي‏پذيرد و چهرة بسيار زشتي از اسلام و مسلمانان ارائه مي‏شود. ولي وقتي كه از نزديك با ايشان آشنا شدم، به اين نتيجه رسيدم كه آن تبليغات درست نبوده‏اند.
 
 چه جاذبه‏ها و نقاط جالب توجهي از مذهب تشيع سبب جذب شما به اين دين شد؟

 من اسلام را همان مسيحيت يافتم ولي مسيحيتي كه به استكمال رسيده و نقائص آن برطرف شده است.
در آئين مسيحيت، در مسائل جزئي و دستورالعمل‏هاي مربوط به مطالب به ظاهر ساده و كوچك، حكمي وجود ندارد، ولي در اسلام قوانين فراواني وجود دارند و درباره همه مسائل واقعي حيات فردي و اجتماعي انسان، دستوراتي موجودند. براي مثال، براي تربيت فرزندان، در اسلام دستورات خوب و متعددي وجود دارند و براي هر كس كه مي‏خواهد به جايي برسد راه‏هايي ارائه شده‏اند. من در كليسا مدتي الهيات مسيحي را مي‏آموختم. مادرم نيز يك مسيحي معتقد بود. من تمام مطالب انجيل را مي‏دانم، ولي با وجود اين، ما در اسلام هر روز مطلب تازه‏اي ياد مي‏گيريم. ولي پس از آموختن مطالب، هر كسي دو راه دارد: مي‏تواند عمل كند و مي‏تواند عمل نكند. در اسلام مطالب زيادي وجود دارند. وقتي پله پله و مرحله مرحله مي‏خواهيم عمل كنيم، امكانش هست.
من در آن زمان كه مسيحي بودم با خود مي‏انديشيدم كه كليسا در درون من است و هم اكنون مي‏پندارم كه بايد كعبه در دل من باشد.
يكي ديگر از جاذبه‏هاي دين اسلام اين است كه پايه محبت كردن مردم به يكديگر در اين دين وجود دارد. البته ممكن است مسلمانان در عمل به دين خود، كوتاهي كنند و آن گونه كه اسلام توصيه كرده است، در مقام تحمل و صبر و گذشت نباشند.
 
 از بين جاذبه‏هاي متعدد دين اسلام، آنچه براي شخص شما بيشتر اهميت داشته چه بوده است؟ و آيا به جا آوردن ديني مثل نماز براي شما مشكل نيست؟

 شايد مهم‌ترين نكته اسلام براي من، توجه فراوان اين دين به جايگاه زن بوده است. حقوق و تكاليفي كه در اسلام براي زن در نظر گرفته شده‏اند. و جايگاه او را تعيين مي‏نمايند، بسيار مهم و ارزشمندند. در اسلام، زن به عنوان يك مادر و يا به عنوان يك دختر و يا به عنوان همسر، قابل تجليل و تكريم است. اين مطالب خيلي برايم جالب توجه بوده‏اند. به جاي آوردن اعمال و مراسم ديني براي شخصِ من آسان است زيرا من شاهد ساعت‌هاي متوالي دعا و عبادت مادرم بودم كه در زمينه‏هاي مختلف و به مدت طولاني نيايش مي‏كرد.
 
گفت‌وگو با خانم زهرا زرنوش (آتانوس رنالان)

  ضمن عرض سلام و تشكر، خانم رنالان لطفاً خود را معرفي كنيد و به صورت مختصر، علت شيعه شدن خود را بيان فرماييد.
 من آتانوس رنالان متولد اروميه هستم. بعد از مسلمان شدن، نام خود را به انتخاب همسرم «زهرا» گذاشتم. مدت‏هاي مديدي از زندگي نوجواني و جواني خودم را در فرانسه و شوروي (سابق) گذرانده‏ام و در ايران نيز در كليساي ارتدكس اروميه بخش‏هايي از الهيات مسيحي را تدريس نموده‏ام. اين جانب در اثر يك حسن اتفاق كه با همسر كنوني‏ام آشنا شدم و از اين طريق و با خواندن كتاب‏هاي مذهبي تحت تأثير شخصيت امامان شيعه قرار گرفتم، مجذوب آيين تشيع گرديدم.
 
 محتواي كتاب‏هايي كه انگيزه تشرف به تشيع را در شما زنده كرد چه بود؟

 اين كتاب‏ها بيشتر در زمينه مباحثي همچون نماز و عدل و نبوت و زندگي و رفتار بسيار زيبا و با عظمت پيامبر اكرم(ص) بودند.
 
 جذابيت‏هاي مذهب تشيع بيشتر در چه زمينه‏هايي براي شما نمودار شدند؟

 شايد بيش از هر چيزي، شكنجه‏ها و رنج‏هايي كه شخصيت‏هاي محبوب شيعه در راه گسترش تشيع متحمل شده‏اند، مرا تحت تأثير قرار داده باشد. وقتي با جلوه‏هاي رفتاري و نوع برخوردها و معاشرت معصومان(ع) ‏آشنا مي‏شدم، يك حس دروني مرا به ايشان مجذوب مي‏كرد. همسرم به فاطمه زهرا(س) بسيار علاقمند بود تا آنجا كه مي‏گفت: من با خود عهد كرده بودم كه نام همسر آينده‏ام «فاطمه» يا «زهرا» باشد و اين علاقه نيز سبب شد كه مقدرات به سمت و سويي پيش رود كه نام مستعار من نيز زهرا باشد. وجود حضرت فاطمه(س) نيز به صورت اسرارآميزي مرا مجذوب خود نمود و ايشان از جهات گوناگوني مي‏توانست الگوي كامل و هه جانبه‏اي باشد. من با حس دروني خود، مقام ايشان را بسيار بلند و بلندمرتبه حس مي‏كنم. يكي از اسامي حضرت فاطمه(س) «صديقه» است و چون من قبل از تشرف به تشيع نيز به صداقت خيلي اهميت مي‏دادم، راستي و صداقت وجود ايشان خيلي براي من دوست داشتني بود.
 
 از مقايسة تصوير وجودي حضرت فاطمه(س) و حضرت مريم(س) چه مطلبي به ذهنتان خطور مي‏كند و چه حسي به شما دست مي‏دهد؟

 حضرت مريم(س) يك وجود مبارك و نازنين و مقدس است، ولي مقام حضرت فاطمه(س) متعالي‏تر و بلندمرتبه‏تر از حضرت مريم(س) مي‏باشد. كرامت و معجزة ظهور حضرت عيسي(ع) و تحيت او به مريم باكره(س) نشان دهندة اين است كه آن حضرت منزلت بسيار بلندي نزد خدا داشت، ولي با اين وجود، به اندازة رنج‏هايي كه حضرت فاطمه(س) در راه دين و گسترش آيين حقيقت متحمل شد، رنج نكشيد. سيماي حضرت مريم(س) نزد من يك سيماي مقدس و صبور است، ولي دردها و رنج‏هاي حضرت فاطمه(س) بسيار بيشتر از حضرت مريم عليهما السلام بود. من نه فقط به لحاظ اعتقادات اسلامي، بلكه بنا بر يك حس دروني درمي‏يابم كه مقام حضرت فاطمه(س) بالاتر از مقام مريم قديس است.
 
 چه مسائلي در مذهب تشيع وجود دارند كه وقتي آن‏ها را با بعضي از مسائل متناظر در آيين مسيحيت مقايسه مي‏كنيد، كامل بودن و رجحان داشتن مذهب تشيع را نتيجه مي‏گيريد؟

 در آيين تشيع، در هر مسئلة جزئي كه وارد مي‏شدم در مي‏يافتم كه احكام فراواني تكليف آن مسئله را روشن كرده‏اند، حتي دربارة امور معمولي همچون راه رفتن و خوابيدن، احكام فراواني در مذهب تشيع وجود دارند. يك شيعه حتي در وقت خواب مي‏داند كه بهتر است چگونه بخوابد، بهتر است به كدام جهت قرار گيرد، بهتر است چه ذكري را بر لب جاري كند و بهتر است در چه ساعتي بخوابد و در چه وقتي بيدار شود. وجود اين دستورالعمل‏هاي فراوان باعث مي‏شود كه انسان ديندار قانع شود و در هيچ موردي به بن‏بست نرسد. ولي در مسيحيت، هيچ كدام از اين مطالب وجود ندارند. در مسيحيت، دستورهاي جزئي و دقيق بسيار نادرند.
نكته بسيار مهم ديگري كه در مقام مقايسه، سبب مي‏شود نمود دستورات مذهب تشيع برايم جالب توجه‏تر باشند، اين است كه در اين مذهب، در عين حال كه بر انجام عبادت‏ها و ارتباط با خدا تأكيد شده است، تأكيد زيادي هم بر اين معنا صورت گرفته كه اين عبادات جمعي برگزار شوند؛ يعني يك شيعه با توجه به دستورات آيين خود، مي‏آموزد كه ارتباط با خدا در عين ارتباط با خلق خدا امر ممكن و مطلوبي است. در مسيحيت، امور عبادي، مثل نماز و روزه بيشتر جنبه فردي دارند. در آيين مسيحيت، يكي از تفاسير اين است كه بايد در سال، 50 روز روزه گرفت ولي اين روزه وقت مشخصي ندارد و هر كس هر وقت بخواهد مي‏تواند روزه بگيرد. ولي در اسلام، اين وقت مشخص است و از اين نظر، در يك ماه همه با هم روزه مي‏گيرند. اين عبادت دسته جمعي صفاي بيشتري دارد و انسان را بيشتر به خدا نزديك مي‏كند. نماز جماعت‏هايي كه هر روز شيعيان در سه وعده برگزار مي‏كنند، جلوه‏هايي جذاب و دوست داشتني دارند كه در هيچ  مذهب و آيين ديگري وجود ندارند.
نكتة سومي هم كه در مقام مقايسه بايد ذكر كنم اين است كه بسياري از آموزه‏هاي دين اسلام توسط علوم جديد تأييد شده‏اند. در قرآن و سنت اسلامي، پيش گويي‏هاي علمي فراواني وجود دارند. دستورات جزئي و كلي، كه در تشيع وجود دارند و پس از چهارده قرن، امروزه علم از روي بعضي از اسرار آن‏ها پرده بر مي‏دارد. وجود ميكروبي در آب دهان سگ، كه فقط با خاك پاك مي‏شود (اين عمل در اصطلاح فقه شيعه «تعفير» خوانده مي‌شود). و بسياري از امور ديگر مطالبي هستند كه علم جديد آن‏ها را اثبات كرده است. ولي در آيين مسيحيت، مامطالب مهمي را كه بتوانيم آن‏ها را بدين صورت به عنوان نمونه‏هاي ارتباط علم و دين معرفي كنيم، نداريم و حتي در مواردي نيز علوم جديد بعضي از آموزه‏هاي تحريف شده دين مسيحيت را زير سؤال مي‏برند. مذهب تشيع آنقدر به علم و تحصيل بها داده است كه من فكر مي‏كنم در هيچ مذهب و دين ديگري تا اين اندازه بر علم پافشاري نشده است. اگر اين نكته براي جهانيان بازگو گردد قطعاً قدرت جذابيت آيين تشيع بالا مي‏رود.
 
 يكي از خاطرات مذهبي را كه طي مدت تشرف به مذهب تشيع برايتان جالب توجه بوده و سبب تقويت اعتقاد شما به اين مذهب شده است، بيان نماييد.

 مهم‏ترين خاطره‏اي را كه در اين رابطه دارم خاطرة سفر به حج عمره است. من با همسرم رابطة بسيار خوبي داريم و بسيار به هم نزديك هستيم و هيچ مسافرتي (حتي كوتاه مدت) بدون هم نرفته‏ايم تا اينكه در يك قرعه‏كشي، تشرف به حج عمره به نام همسرم افتاد، ولي ايشان همت كرد و با بيان سابقه من براي مسئولان اجازة مرا نيز گرفت و توفيق يافتيم كه با هم به حج مشرف شويم. من هنگام شنيدن بعضي از مسائل عاطفي كمتر رقت مي‏كردم و اشك مي‏ريختم، ولي نمي‏دانم لحظه‏اي كه در مقابل قبر پيامبر(ص) قرار گرفتم، چه اتفاقي افتاد و در روح من چه تحولي پديد آمد كه بسيار منقلب شدم. من نمي‏توانم اين واقعه را شرح دهم؛ چون آن حالي كه بر قلب من گذشت، نوعي حس دروني بود! نمي‏دانم از آن حالت چه تعبيري داشته باشم.1 ولي شيرين‏ترين و زيباترين لحظة عمرم، لحظه‏اي بود كه با قبر پيامبر(ص) روبه‏رو شدم. از سوي ديگر، وقتي به بقيع مشرف شدم، ارتباطي كه با صاحبان اين قبور برايم پيش آمد، مرا به حقانيت اين مذهب بيشتر معتقد كرد. از آن پس، هر وقت كسي به حج مي‏رود و يا مي‏شنوم كه از حج برگشته است، قلبم مي‏شكند و آرزو مي‏كنم كه اي كاش من هم موفق شوم دوباره به حج مشرف گردم.
 
 آيا در خاطرات قبل از تشرف شما به تشيع، مطلبي وجود دارد كه زمينه‏ساز استقبال شما از آيين تشيع شده باشد؟

 بله، شايد شك‏ها و ترديدهايي كه دربارة بعضي از مطالب الهيّات مسيحيت برايم پيش مي‏آمدند زمينة خوبي براي جذب من پيش آوردند؛ زيرا واقعاً تصويري را كه من از خدا داشتم، با تصوير پسر خدا بودن حضرت عيسي(ع) متناقص مي‏يافتم و حتي در مباني الهيات مسيحي و عرفان و فلسفه مسيحي هم مطالبي كه بتوانند كاملاً اين مطلب را روشن كنند، وجود ندارند. ولي در آموزه‏هاي دين اسلام، مطالبي درباره جايگاه و مقام حضرت عيسي(ع) وجود دارند كه هرگز مقام او را تنزل نمي‏دهند، بلكه بر مقام او مي‏افزايند. در دين اسلام، عيسي «روح الله» است و پسر خدا نيست و اين مطلب حتي از نسبت پسري براي خدا بالاتر است.
البته در پايان مطلب هم بايد ذكر كنم كه نوع برخورد و رفتار همسرم با من، چه قبل از تشرف به اسلام و چه بعد از آن، از زمينه‏هاي جذب من بود؛ زيرا ايشان مرحله به مرحله و آرام آرام مرا با ابعاد گوناگون دين اسلام آشنا كرد.

پي‌نوشت
:
* بر گرفته از فصلنامة تخصصي بانوان شيعه، سال دوم، شمارة 3، بهار 1384.
1. اين بانوي مسلمان شده با يادآوري اين خاطره در حين گفت‌وگو، اشك مي‌ريخت.
 
 
ماهنامه موعود شماره 60 
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.