spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
ارمغان شيعبان چاپ پست الكترونيكي
۱۳ تير ۱۳۸۵




سيدمحمود طاهري

و اذا سئلك عبادي عنّي فانّي قريب أجيب دعوة الدّاع.1
و هرگاه كه بندگان من از تو دربارة من مي‌پرسند، پس «بدانند» كه من به آنان نزديك هستم، و دعاي آنكه مرا مي‌خواند مستجاب مي‌كنم.
هركجا بوي خدا مي‌آيد
خَلق بين، بي سر و پا مي‌آيد
زانكه جان‌ها همه تشنه‌ست به وي
تشنه را بانگ سَقا مي‌آيد
شيرخوار كَرَمند و نگران
تا كه مادر ز كجا مي‌آيد
در فِراقند و همه منتظرند
كز كجا وصل و لقا مي‌آيد
از مسلمان و جهود و ترسا
هر سحر بانگ و دعا مي‌آيد(مولانا)
در اين صحراي سوزانِ غفلت‌ها و لغز‌ش‌ها، در ميانِ اين همه نگراني‌ها و دغدغه‌ها، و در اين سوزِ عطشناك برخاسته از حرمان آب حيات، نيايش و نجوا با موجودي لطيف و دل آرام و دلربا، چه آرام‌بخش و روح افزا خواهد بود.
مي‌توان با نيايشي كوتاه، به واديِ ايمن حضور او نقبي زد و دريچه‌اي از نسيم نوازشگر او را به سوي خود گشود و مرهمي شفابخش براي دردها و نگراني‌هاي خود فراهم ساخت و آب‌راهي به سوي قلب خود باز نمود، تا مجراي آب حياتي باشد كه از آن سرچشمة بي‌نهايت و هميشه جوشان، تراوش كند.
به راستي كه با «مِفتاح دعا» و نيايش، چه گره‌ها گشوده خواهد شد:
به صفاي دلِ رِندانِ صبوحي زدگان
چه گره‌ها كه به مفتاح دعا بگشايند (حافظ)
«حضرت دوست» در ما چه ديده است كه همواره ما را به خود فرامي‌خواند؟!، ما كه باشيم «كه بر آن خاطر عاطِر گذريم»:
من كه باشم كه برآن خاطر عاطِر گذرم
لطف‌ها مي‌كني اي خاك درت تاج سرم(حافظ)
معبود، ما را مشتاقانه، به خود فرامي‌خواند و مشاهده «صدها خطا از ما نيز» «گرهي بر ابروي او» ايجاد نمي‌كند. چه شرم‌ساريم از «سلامِ گرم» او در برابر آن همه لغزش‌ها از ما:
در دو جهان لطيف و خوش همچو امير ما كجا
ابرويِ او گره نشد، گرچه كه ديد صد خطا
من ز سلامِ گرمِ او آب شدم ز شرم او
وز سخنانِ نرم او آب شوند سنگ‌ها
چشم گشا، و رو نگر، جُرم بيار و خو نگر
خويِ چو آب جو نگر، جمله طراوت و صفا(مولانا)
به راستي كه اگر او با آن همه شكوه و عظمت و بزرگي، ما را به خود فرانمي‌خواند، چه كسي جرئت داشت كه نامش را ببرد:
اُذكروني اگر نفرمودي
زهره نام او كه را بودي(عطار)
و نيز به تعبير مولوي:
گر نه حديثِ او بُدي، جانِ تو آه، كي زدي
آه بزن كه آه تو، راه كند سوي خدا
و چه بيچاره است بنده‌اي كه چنين معشوقي «شراب طهور» و خوانِ آسماني خود را «رايگان» در اختيار او قرار مي‌دهد، ولي او روزگار خود را به غفلت سپري مي‌كند‍:
آمد شرابي رايگان، زان رحمت اي همسايگان
وان ساقيان چون دايگان، شيرين و مُشفِق بر وَلَد(مولانا)
و حال آنكه آدمي در برابر چنين معشوق و نازنيني، بايد به هر قيمتي، به بارگاه امن و بي‌نهايت زيبايِ او بار يابد، تا آنجا كه اگر «در راهم ببندد» از «رهِ بام به تماشاي او برود»:
اگرم در نگشايي ز ره بام درآيم
كه زهي جانِ لطيفي كه تماشاي تو دارد(مولانا)
به هرحال، درِ گفت و گو همواره باز است و خوشا به حال آنان كه حلاوتِ اين گفت و گو و نيايش را مي‌چشيدند:
با لب او چه خوش بٌوَد گفت و شنيد و ماجرا
خاصه كه در گشايد و گويد خواجه اندرآ(مولانا)
ولي، هركس مي‌تواند در هر جا و مكان و به هر زبان، با خداي خويش به نجوا و گفت و گو بنشيند. در اين ميان ادعيه‌اي كه از اهل بيت(ع) در اختيار ما قرار گرفته است، يكي از زيباترين شكل راز و نياز است كه عميق‌ترين مضامين آن، از نظر ظاهر و الفاظ، جذّاب و زيباست.
بايد گفت ادعية اسلاميِ ما از محتواي والا و مضموني عميق نيز بهره مي‌برند. امام خميني(ره) در اين زمينه چنين مي‌فرمايد:
ادعية ائمة هُدي همان مسائلي را كه كتاب خدا دارد، دعاهاي آنها هم دارد با يك زبان ديگر. قرآن يك زبان دارد، يك نحو صحبت مي‌كند و همة مطالب را دارد، منتها بسياريش در رمز است كه ما نمي‌توانيم بفهميم و ادعية ائمه(ع) كه وضع ديگري دارد... . آن چيزي كه در قرآن به طور اسرار هست، در ادعية ائمة ما به طور اسرار هست.2
«مناجاتِ شعبانيه» از ادعيه‌اي است كه داراي جايگاه و منزلتي بسيار والا و ممتاز است، به طوري كه براي درك بعضي از مضامين آن، راهي نيست مگر آنكه آدمي، خود به آن عوالم راه پيدا كند، و آن حقايق را از جان و شهود، حس نمايد.
دربارة اهميت اين مناجات، به سخني از امام خميني(ره) بسنده مي‌كنيم كه فرموده‌اند:
اين مناجات حضرت امير(ع) و فرزندان آن حضرت است و همة ائمة طاهرين(ع)، با آن خدا را مي‌خوانده‌اند و كمتر دعا و مناجاتي ديده شده است كه دربارة آن تعبير شده باشد كه: همة ائمه(ع) آنرا مي‌خوانده‌اند و با آن خدا را مناجات مي‌كرده‌اند.3
همچنين عارف سترگ، آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي در مقام والاي مناجات شعبانيّه چنين مي‌گويد:
اين مناجات، مناجات معروفي است و اهلش به خاطر آن، با ماه شعبان مأنوس شده و به همين جهت منتظر و مشتاق اين ماه هستند. اين مناجات شامل مطالب اساسي در مورد چگونگي معامله بندگان با خداي بزرگ بوده و آداب خواستن، دعا و طلب آمرزش از او را آنگونه كه شايسته است، بيان مي‌كند و استدلال‌هاي جالب توجهي جهت اميدوار شدن به درگاه خدا كه با مناجات با او مناسب است در بردارد و به روشني، ملاقات، نزديكي و ديدن خدا را معني مي‌كند... .
به هرحال، اين مناجات بزرگي است و يكي از ارمغان‌هاي آل محمد(ص) مي‌باشد كه بزرگي آن را كسي كه قلب سالم و گوش شنوايي داشته باشد، درك مي‌كند و اهل غفلت از درك فوايد و نورهاي آن بي‌بهر‌ه‌اند.4
ما شبي دست بر آريم و دعايي بكنيم
غم هجران تو را چاره ز جايي بكنيم
دل بيمار، شد از دست، رفيقان مددي
تا طبيبش به سر آريم و دوايي بكنيم
خشك شد بيخِ طرب راه خرابات كجاست
تا در آن آب و هوا نشو و نمايي بكنيم(حافظ)




پي‌نوشت‌ها:
1. سورة بقره(2)، آية 186.
2. صحيفة نور، ج 20، صص 82و 152.
3. همان، ص 17، ص 265.
4. ميرزا جواد ملكي تبريزي، مراقبات، ص 167و 168.

 

ماهنامه موعود شماره 56 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.