spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
شعر و ادب چاپ پست الكترونيكي
۱۳ تير ۱۳۸۵

 

 اينجا
از نور روي ماه تو هرگز
در ماهواره‌ها اثري نيست
صد آه،
از نام و از نشانِ تو اينجا
حتي
    «در روزنامه هم خبري نيست»...
امّا
    فردا كه ماهِ روي تو تابيد
ديگر
    از ماهواره‌ها اثري نيست
فردا
    با روشنايي همه عالم
    از گام‌هاي سبز عبورت،
    با مُژده‌هاي پيك ظُهورت
        ديگر
        از روزنامه‌ها خبري نيست.
٭ ٭ ٭
به طلوع مي‌نگرم؛
به غروب مي‌نگرم؛
خورشيد،
گلِ آفتابگردانِ روي توست.
٭ ٭ ٭
به طلوع مي‌نگرم
به غروب مي‌نگرم
وقتي تو گريه مي‌كني؛
خورشيد كاسة خون مي‌شود٭
٭ ٭ ٭
آنهايي كه به جاي تو براي همه تصميم مي‌گيرند؛
به همه ظلم مي‌كنند.
آنهايي كه غافل از تو به زندگي خويش مي‌پردازند،
به خويش ظلم مي‌كنند.
امروز، ظلم همه جاي زمين را فراگرفته است؛
بيا!

 

 

پي‌نوشت:
٭ اشاره به: «لأندبنّ عليك صباحاً و مساءاً»
    و «لأبكينّ عليك بدل الدموع دما».
حسين بياتاني

 

 زلال نگاه

تمام خانه پر از آفتاب خواهد شد
دوباره برف و يخ كوچه آب خواهد شد
شكوفه‌ها به چمن دسته دسته خواهد رُست
زمين پر از گل و عطر گلاب خواهد شد.
بزن تو پرده به سويي وگرنه ـ اي همه خوب!ـ
در انتظار تو دل‌ها كتاب خواهد شد.
دلا! دعاي فرج را بخوان كه مي دانم،
دعاي زنده‌دلان مستجاب خواهد شد.
زلال سبز نگاهت، عنايت ار بكند،
سؤال تشنگي‌ام را جواب خواهد شد.
گل محمّدي(ص) ار بشكفد به طرف چمن،
دهان دوباره پر از شعر ناب خواهد شد.
من اين فراز، شما را دوباره مي‌گويم،
تمام خانه پر از آفتاب خواهد شد.
اميرعلي مصدق

 

 

 

دستان تنها

آقا نگاهت جاي آهوهاست، مي‌دانم
دستان پاكت مثل من تنهاست، مي‌دانم
آقا دلت در هيچ ظرفي جا نمي‌گيرد
جاي دل تو وسعت درياست، مي‌دانم
برگشتنت در قلب‌هاي مردة مردم
هم‌رنگ طوفاني‌ترين درياست، مي‌دانم
آقا؛ اگر تو برنمي‌گردي، دليل آن
در چشم‌هاي پرگناه ماست، مي‌دانم
جاي سرانگشتان پرنورت، در اين ظلمت
مانند ردّ باد بر شن‌هاست، مي‌دانم
اي كاش برگردي كه بعداز اين همه دوري
يكباره حسّ بودنت زيباست، مي‌دانم
كي باز مي‌گردي؟ برايم بودن با تو
زيباترين آرامش دنياست، مي‌دانم
تو باز مي‌گردي؛ اگر امروز نه، فردا
از آتشي كه در دلم برپاست، مي‌دانم
سپيده شمس

 

 

چشم‌هاي منتظر

اي حضور سبز!
كوچه‌هاي روشن فردا،
از همين امروز
        چشم در راه‌اند.
چشم‌هاي منتظر
ـ اي مثل باران پاك! ـ
    باغ را سرشار از عطر نفس‌هاي تو مي‌خواهند.

هركجاي شهر،
    خانه خانه، كوچه كوچه،
    عاشقان جمع‌اند.
دوستان تو،
    جمعشان تنها تورا ـ اي دوست! ـ كم دارد.
شهرما هرچند
    جشن ميلاد تو را هر سال،
    غرق در نور و سرور و شور و لبخند است،
تا نيايي،
    شادماني نيز،
        طعم غم دارد.

آه اي همسايه با خورشيد!
آه، اي هم‌خانه با مهتاب!
اشتياق و خلوت شب زنده‌داران را،
    با طلوع جاودان خويش درياب!
سهيل محمودي

 

ماهنامه موعود شماره 56 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.