spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
استراتژي هايي براي نابودي عالم چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

اشاره: آنچه اينک نومحافظه کاران امريکايي تبليغ مي کنند، ملغمه اي است از عقايد خرافي مبتني بر تحريف تورات و آنچه که صهيونيست ها به گونه اي تخيل آميز از روياي دولت يهود و براساس برخي تفسيرهاي غلوآميز از مکاشفات يوحنا ارائه کرده اند.
اين انديشه افراطي که نومحافظه کاران در امريکا آن را ترويج مي کنند، نمونه ديگري است از گواهي بني اسرائيل در اعتقاد به خرافاتي که موجب شد اهل کتاب از راه راستين ، به دور افتاده ، کج راهه اي را که غايتش جز رسيدن به قدرت و تسلط بر عالم نيست ، به عنوان راه راست معرفي کنند.
جنگ صليبي جورج بوش عليه مسلمانان که هدفي جز غارت منابع نفتي منطقه و تسلط بر مهمترين منطقه استراتژيک جهان ندارد، توسط اين نوع خرافه هاي اسکاتالوژيک و تخيلات آپوکاليپتيک توجيه مي شود؛ بي آن که از گوهر دين آنچنان که در شريعت موسي و عيسي عليهم السلام وجود داشته بهره اي داشته باشد.

وقتي تئودور هرتزل ، روزنامه نگار اتريشي و پدر صهيونيسم سياسي ، در سال 1897 ميلادي نخستين کنگره يهوديان صهيونيست را در تالار موسيقي شهر بال تشکيل مي داد، گمان نمي برد که جنبشي را که پايه گذار آن بوده است ، روزي بتواند از مواهب بي شمار راديکاليسم دسته عظيمي از مسيحيان استفاده کند زيرا وي در آن کنگره گفته بود که همه جهانيان از يهوديان جدا هستند و يهوديان تنها در ميان خودشان مي توانند در امان باشند اما امروزه به نظر مي رسد که يهوديان ، مامني بهتر از ارض موعود (اسرائيل) در جامعه و دولت امريکا يافته اند.
پرسش مهمي که مي تواند در اينجا مطرح شود اين است که چرا چندين ميليون مسيحي امريکايي مشتاق هستند که يهوديان ، همه زمين هاي فلسطين را مصادره کنند و آن گاه آنها را بنا به عقيده خودشان ، «رها سازند»؛ حتي اگر در نتيجه اين کار، جنگ چهارم جهاني و يک آرماگدون هسته اي پيش بيايد، خواهند گفت که خواست خداوند را به تحقق رسانده اند؟!
دليل حمايت اين مسيحيان امريکايي از اسرائيل چيست که حتي حاضر هستند براي حمايت از اين کشور، نقشي حياتي تر از يهوديان امريکايي ايفا کنند؟
پاسخ به اين پرسش ها در گرو شناخت دقيق تر هر دو جريان صهيونيسم سياسي و مسيحيان دست راستي و بازخواني آرائ و عقايد آنهاست که نه تنها به خاطر علاقه اي دو جانبه و استراتژي واحد بلکه به دليل هدفي مشترک ، پايه گذار نامبارک ترين پيوند شده اند.
اين هدف مشترک ، يعني حمايت از برپايي دولت اسرائيل و حيات سياسي آن ، از نظر مسيحيان انجيلي ، از پيش شرطهاي ظهور دوباره حضرت مسيح است و مسيحيان تا آن زمان بايد حمايت هاي بي دريغ خود را نثار اسرائيليان کنند.
صهيونيسم سياسي و بنيادگرا، بيشترين نصيب را از اين تعصب ديني برده است. حتي اعتقاد اين گروه از مسيحيان به اين که حضرت مسيح پس از ظهور، تمام يهودياني را که به وي ايمان نياورده اند را خواهد کشت ، مانع از آن نخواهد شد که آنها از سخاوت هاي بدون چشمداشت خود چشم پوشي کنند.
در ميان همه ملل ، آيين يهود، بيشترين آثار با مضمون پيشگويي حوادث آينده را عرضه داشته است. مهمترين اين پيشگويي ها که مستمسک صهيونيست ها و مسيحيان حامي آنها قرار گرفته ، واقعه اي است به نام «آرماگدون».
واژه آرماگدون در کتاب مکاشفه يوحنا (باب شانزدهم آيه 16) يک بار آمده است. کلمه عبري «آر» به معني کوه است و «ماگدو» نام آن است و ترکيب آنها، «آرماگدون» را تشکيل مي دهد.
بنا به تعريف واژه نامه هاي امريکايي همچون وبستر، اين واژه به معني «نبرد نهايي حق و باطل » در آخرالزمان است. در اين محل ، آخرين نبرد نيروهاي نيکي و نيکوکاري به رهبري مسيح و نيروهاي شيطاني به رهبري دجال رخ خواهد داد و مرحله حاضر از زندگي بشر در آن زمان پايان مي يابد.
علاوه بر تجهيز و آرايش نظامي اسرائيل به گونه اي که براي اين امر و واقعه بزرگ آماده باشد، موسسات ديني به همراه رسانه هاي ديداري و شنيداري طرفدار اين جريان ، از سالهاي دهه 80 ميلادي ، طرفداران صهيونيسم را به اعتقاد جمعي بوقوع حادثه اي بزرگ در سرزمين شام که به نبردي هسته اي خواهد انجاميد، توجه داده اند.
اين موسسات پيوسته مردم خود را به اين اعتقاد فرامي خوانند که به زودي لشکري از دشمنان مسيح که بدنه اصلي آن از ميليون ها نظامي تشکيل يافته ، از عراق حرکت مي کنند و پس از گذشته از رود فرات که در آن زمان به خشکي گراييده است ، به سوي اورشليم رهسپار مي شوند.
نيروهاي معتقد به مسيح ، راه اين لشکر را سد مي کنند و همگي در آرماگدون با يک ديگر برخورد خواهند کرد. در اين امکان که درگيري اتفاق مي افتد، ميليون ها نفر از بين مي روند و اين ، نبردي نهايي و هسته اي است.
سپس مسيح براي بار دوم از جايگاه خود در آسمان بر زمين فرود مي آيد و مرحله جديد زندگي بشر در کانون صلح جهاني آغاز مي شود. تبليغ واقعه حتمي الوقوع آرماگدون از جانب اين جريان به انحائ مختلف پيگيري مي شود.
در اين داستان ، جري فال ول که از مهمترين رهبران مسيحي دست راستي امريکا به شمار مي رود، در کتاب خود با عنوان «جنگ آينده با روسيه»، تهاجمي را از سوي شوروي به اسرائيل پيشگويي مي کند که به نابودي نيروهاي روسيه در کوه هاي اسرائيل خواهد انجاميد.
نظام اعتقادي کساني که آرماگدون را تبليغ مي کنند، بر سرزمين انجيلي صهيون و دولت صهيونيستي اسرائيل متمرکز است که اين دو را برابر هم مي پندارند. به همين دليل است که مسيحيان راستگرا سعي مي کنند پرستش سرزمين اسرائيل را به يک آيين مذهبي مبدل سازند، زيرا بنا بر اعتقاد آنها، اسرائيل بايد مقر فرودآمدن دومين ظهور مسيح باشد.
در اين ديدگاه ديگر جنگ ، پديده اي منفور تلقي نمي شود. از آنجايي که اين مسيحيان افراطي اعتقاد دارند که خداوند، خود در همه کارهايي که توسط اسرائيليان عملي مي شود، دستي دارد، به آساني تصديق مي کنند که ديگران بويژه ايالات متحده امريکا بايد براي شتاب دادن به ظهور حضرت مسيح دست صهيونيست ها را باز بگذارند تا هر آنچه که مي خواهند، انجام دهند و اين خواست خداوند است و مخالفت با آن ، خشم و غضب الهي را به دنبال خواهد داشت.
بنابراين مشاهده مي کنيم که وقتي دولت يهودي در سال 1948 ميلادي بوجود آمد، مسيحيان انجيلي از آن به عنوان يک نشانه ظهور ياد کردند و تصرف و اشغال و کرانه باختري در سال 1967.م آنها را بيش از پيش مسرور ساخت ، به طوري که بر حمايت هاي خود افزودند حتي آنها جنگي که هم اکنون ميان فلسطينيان و صهيونيست ها رخ مي دهد را از جانب خداوند مورد تاييد و حمايت تلقي مي کنند.
همان طور که در ابتدا اشاره شد، افکار و عقايد اين جريان افراطي در هيات حاکمه امريکا، خريدار دارد. نفوذ صهيونيسم مسيحي و مسيحيان محافظه کار در دولت امريکا سابقه اي طولاني دارد و به زمان تشکيل امريکا در قرن 16.م برمي گردد.
امريکا در اين دوران توسط مهاجران پروتستان (اروپايي) شکل مي گيرد و همزمان با آن ، جريان راستگرايان مسيحي نيز متولد شده و مذهب و کليساي راستگرايان در سرزمين جديد حاکم مي شود.
با پايان گرفتن جنگ دوم جهاني ، چند گروه امريکايي با هدف سازماندهي مجدد، در جامعه تحت نظارت کليساي پروتستان ، به تشکيل ائتلاف ها، سازمان ها و هيات هاي چندي در چارچوب جامعه مدني اقدام کردند مانند سازمان اکثريت اخلاقي به رهبري جري فال ول ، ائتلاف انجيلي ملي و....
اين راستگرايان که براي بسط نفوذ و سيطره خود در گام نخست بخش رسانه اي و فرهنگي را برگزيده بودند توانستند با کمک و ائتلاف لابي صهيونيستي رشد کنند که ثمره آن ، ظهور جرياني قوي و نيرومند در داخل مذهب پروتستان بود.
اين جريان افراطي به نام «صهيونيسم مسيحي» شناخته مي شود و رهبري آن به عهده کشيش پت رابرتسون (Pat Robertson) است.
اين جريان در امريکا تحت عنوان «ائتلاف مسيحي» شناخته مي شود و يک ميليون نفر عضو دارد. براي آشنايي بيشتر با اين نحله عقيدتي به بخشي از سخنان کشيش پت رابرتسون اشاره مي شود: «اسرائيل پايتخت معنوي جهان است. اين همان جايي است که خداوند در عهد قديم از آن به عنوان مرکز زمين ياد مي کند... در اين قلمرو چيزي به نام دولت فلسطيني وجود نداشته است.
اکنون ما به آن سمت مي رويم که از متن مقدس منحرف شويم{اگر دست از حمايت اسرائيل برداريم}. خدا امريکا را دوست دارد.
اما اگر ما در برابر خداوند بايستيم و نقشه هاي او را تخريب کنيم ، در گرداب آشفتگي خواهيم افتاد. نقشه راه توسط سازمان ملل ، اتحاديه اروپا و روسيه ترتيب داده شده است و اينها همگي دشمنان اسرائيل هستند.
اگر ما با دشمنان اسرائيل متحد شويم ، در مقابل خواست خدا قرار گرفته ايم».
اين کشيش متعصب و افراطي در جاي ديگري حضور در کنار شارون در حمله به جنين را افتخاري براي خود مي داند. وي همچنين بر موسسات بزرگ رسانه اي نظير Foxnews، NBC و CNNتسلط دارد. در همين راستا جري فال ول (رئيس گروه اکثريت اخلاقي)، پيامبر اسلام و مسلمانان را جنگ طلب و خشن معرفي کرد؛ او دليل مهربان بودن خداوند با امريکاييان را اين مي داند که امريکا نسبت به يهوديان مهربان است و در مقابل جبهه مسلمانان و ساير مخالفين قرار گرفته است.
وي تصريح مي کند: «اگر ما پشتيباني از اسرائيل را رها کنيم ، ديگر اهميت خود را نزد خداوند از دست خواهيم داد». از اين رو بود که وقتي بوش چند ماه پيش ، از اسرائيل خواسته بود تا براي آرام شدن اوضاع از شهرهاي کرانه باختري عقب نشيني کنند، فال ول به همراه عده کثيري از طرفدارانش ، نامه اعتراض آميزي به کاخ سفيد نوشته و با صراحت تمام دولت را از اين کار برحذر داشت.
در نتيجه اين عکس العمل شديد، دولت بوش از موضع خود عقب نشيني کرد.بوش که پيروزي خود را بر رقيبش براي نامزدي حزب جمهوري خواه ، مديون کشيش پت رابرتسون و هوادارانش است ، نمي تواند اهميت اين عقايد را در سياست هاي داخلي و خارجي خود ناديده بگيرد.
اين نفوذ به حدي است که آشنايي با ديدگاه هاي ديني و فکري راستگرايان مانند عصايي سحرآميز براي شکستن طلسم فهم سياست هاي دولت امريکاست. علاوه بر جورج بوش که خود يکي از هواداران اين جريان است ، معاون رئيس جمهور، وزير دفاع ، وزير دادگستري و معاون وزير دفاع امريکا هم به اين جريان وابستگي دارند.
نفوذ راستگرايان محافظه کار تنها به درون دولت بوش محدود نمي شود. جيمي کارتر، رونالد ريگان و جرج بوش پدر هم خود را وامدار اين جريان مي دانند و به پيشگويي هاي کتاب مقدس و تفسيري که از آن مي شود، اعتقاد دارند.
روزنامه لس آنجلس تايمز در بياني واقع گرايانه پرده از قدرت و نفوذ راستگرايان برمي دارد و مي نويسد: «دولت امريکا و موسسات وابسته به آن ، تحت تاثير نفوذ جريان راستگرايان مذهبي تندرو قرار دارند به طوري که آنان خواستار عدم دخالت (امريکا) در برقراري صلح و آرامش در خاورميانه شده اند و بوش نيز به اسرائيل چراغ سبز نشان داده است که در برخورد نظامي با عمليات شهادت طلبانه فلسطيني ها، آزادي کامل داشته باشد».
اصول موضوعه جريان صهيونيسم مسيحي در ميان جامعه مسيحيان محافظه کار امريکا و هيات حاکمه آن از استحکام قابل توجهي برخوردار است به گونه اي که به هيچ روي قابل تغيير نيست زيرا آنها بر اين تصورند که تحقق اين اصول ، خواست خداوند است و امريکا چاره اي جز عملي کردن آنها ندارد ولو به هر قيمتي.
به اين ترتيب جنگ طلبي بوش که خود آن را يک جنگ صليبي تازه ناميده است با اعتقادات صهيونيست هاي مسيحي درهم مي آميزد.

ناصر اسدي
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.