صفحه نخست arrow مقالات arrow اراده معطوف به حق arrow اراده معطوف به حق(5):حيات كولي وار انسان
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
اراده معطوف به حق(5):حيات كولي وار انسان چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

حاصل و محصول تاريخ چهارصد و اندي سال اخير غرب «دوري» از خود حقيقي، خودبنيادي، نيست انگاري، رويگرداني از غيب عالم و عالم غيبي، «دوري» از خود حقيقي و در نتيجه زمينگير شدن و ابتلا به انواع بلايا بود. اين خودبنيادي بشر را «بي وطن» (1) و «بي ايمان» كرده است و همين باعث شده كه او «كولي وار» در گستره زمين مشي كند.
«پرسش از غرب» پرسش از «بي وطني» و حيات كولي وار انسان است و البته آنكه صورت شاد و رقص و پايكوبي شبانه كوليان را مي نگرد، متذكر رنج و درد بي وطني و آوارگي و هزاران بلاي ديگر زندگي آنان نيست. «اين پرسش» در ابتداي آشنايي با غرب يك معنا داشت و در شرايط امروز معنايي ديگر مي يابد.

در نقطه عطف اول، يعني «درصدر مشروطه»، «پرسش از غرب» ما را در پيوستن به غرب ياري مي داد اما در نقطه عطف دوم، يعني در «انقلاب اسلامي» ما را در نحوه «گسستن» از غرب ياري مي دهد. البته اگر عزمي براي گسستن باشد!
تاريخ جديد با «نيست انگاري» (2) و «خودبنيادي» آغاز شد و دكارت «من انديشنده مستقل خودبنياد مستغني از وحي و آسمان» را براي سير در پهنه عالم و تعيين وضع در هستي «كافي و وافي» مي پنداشت و بدينگونه بود كه بناي اين تاريخ نهاده شد تا در سير تكويني همه مظاهر اين «نيست انگاري» كه انانيت، سلطه و طغيان انسان بود جلوه كند.
اگر امروزه در آخرين منزل اين تاريخ، آمريكا بر طبل جنگ مي كوبد؛
اگر تكنيك و تكنولوژي مجال تجلي هيچگونه مهر و ولايت را نمي دهد؛
اگر نظام مالي و اقتصادي جهاني بر نظام معيشتي تمام عالم چنگ مي اندازد؛
اگر «علم» و «عالم» غربي خود را تنها معيار و تنها دريافت و صحيح ترين و محق ترين دريافت براي شناسايي و تعيين هويت و لياقت عالم و آدم مي شناسد؛
و اگر...
چيزي نيست جز آن كه «تماميت خواهي و سلطه جويي» در سياست، اقتصاد، تكنولوژي، تعليم و تربيت و ساير مناسبات آشكار شده است. در حقيقت اين «حقيقت و ذات» «تاريخ غربي» است كه آشكارتر از هر زمان در اين عصر خود را مي نماياند.
سلطه جويي و غلبه در ذات تفكر و فرهنگ غرب است چيزي كه از آن غفلت مي شود. «پرسش از غرب» امكان تفسير و تبيين «تاريخ و تفكر» غربي را مبتني بر «تفكر بنياد انديش» فراهم مي سازد. چه، هرگونه گفت وگو از غرب با تكيه و توسل به شيوه تحليلي و نقادي برگرفته از «علوم جديد» نه تنها منجر به شناسايي اين تاريخ نمي شود بلكه رهزني عقل نيز مي كند.
«پرسش از غرب» «مبادي و مباني» تفكر و فرهنگ غربي را مورد سؤال قرار مي دهد و موجبات بازپرسي از بنياد آن را فراهم مي سازد وگرنه بدون اين پرسش هيچ چراغي فراروي قومي كه مي خواهد از غرب بگذرد روشن نمي شود.
پرسش از غرب، پرسش از «مبادي و مباني» علوم جديد(3) است.
غفلت از اين پرسش به دليل اشتياق و ميل نفساني به «مدرنيته» و تكنولوژي، هيچگاه اجازه بررسي «مبادي و مباني» علومي را كه موجد تكنولوژي و سيطره تمدن غربي در جهان شده اند نداده است. همواره بر اين فرض اصرار ورزيده ايم كه «مبادي» اين علوم با همه آنچه كه در حوزه اسلامي از «علم» و «معرفت» سخن به ميان آمده يكي است و اين انسانها هستند كه با استفاده نادرست باعث بروز ناهنجاري، بحران، تخريب منابع طبيعي و... شده اند.
اين كلام تنها ناظر بر «ضرورت پرسش» است و هر خردمندي متذكر اين موضوع است كه اختلاط و امتزاج «مباني و مبادي» در ذات خود، آبستن «بحران» و درهم ريختگي است چنانكه اقوام شرقي به دليل تعطيل اين پرسش و بديهي فرض كردن اين مبادي، بحران را در ساحتهاي مختلف زندگي خود وارد كرده اند و همين غفلت آنان را در وضعيتي انفعالي قرار داده و دچار غربزدگي شده اند.
بيش از يكصد و پنجاه سال است كه مردم اين ديار، در هواي مدرنيته از طول و عرض سنتها، احكام ديني و فرهنگ سنتي كاسته اند و حتي با ارائه تفسير جديد از دين و سنتها، بسياري از اصول و فروع آن را به دست تيغ «سكولاريزم» سپرده و دنياوي كرده اند اما، نه تنها قادر به تجربه تمام و كامل مدرنيته نشده اند بلكه با راضي شدن به «مدرنيزاسيون» مناسبات خود را بيش از پيش دچار بحران كرده اند. و اين در حالي است كه با قبول اين شيوه يعني «مدرنيزه كردن» مناسبات فردي و اجتماعي خود، تنها مقلد و مصرف كننده كالاها و دستاوردهاي علوم جديد در عرصه تكنولوژي شده اند و دانشگاههايشان با همه سرمايه هاي مادي و عوامل انساني در مدت بيش از يكصد سال مبدل به آزمايشگاه آموزه هاي علوم جديد شده است.

اسماعيل شفيعي سروستاني

يي نوشت:
1- اين «وطن» مصر و عراق و شام نيست.
2- خودبنيادي، انانيت نفساني، خود را محك و معيار فرض كردن- نفي عالم معني و غيب كردن، حذف خداوند به منزله حقيقه الحقايق از صحنه حيات فرهنگي و مدني انسان.
3- علاقه مندان به كسب اطلاعات در اين خصوص مي توانند به رساله منتشر شده نويسنده در اين باره با عنوان «نقدي بر مبادي علوم جديد»مراجعه فرمايند

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.