صفحه نخست arrow مقالات arrow اراده معطوف به حق arrow اراده معطوف به حق(6):علم جديد، يك جانبه و انعطاف ناپذير
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
اراده معطوف به حق(6):علم جديد، يك جانبه و انعطاف ناپذير چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

نگاه انسان شرقي و مسلمان نگاهي «شاعرانه» به عالم است و قبل از آنكه «آمپريسم» و «تجربه گرايي» را منشأ دريافتها ومحك پذيرش و رد احكام و آراء بداند و تماميت حيات را منحصر در جهان طبيعي بشناسد قائل به «عالم غيبي» و «غيب عالم» است.
اساسا علماي متدين حسب تربيت ديني خود «روش و متد» خاصي را نيز دنبال مي كردند كه به دليل نسبت آن روشها با مبادي و مباني ديني و مقاصد ويژه شان نه تنها موجب خروج مسلمين از «عالم ديني» نمي شد بلكه آنان را در طي اين طريق راسخ تر مي كرد.
«تجربه تمام و كمال مدرنيته» ضرورتا مشروط و منوط به پذيرش «مبادي و مباني» اين علوم و بسط جهان بيني غربي و اصالت بخشيدن به «عقل كمي» در ميان همه مناسبات ضروري اين امر است و اين در حالي است كه اساسا «نگاه انسان شرقي و مسلمان» نگاهي «شاعرانه» به عالم است و قبل از آنكه «آمپريسم» و «تجربه گرايي» را منشأ دريافتها و محك پذيرش و رد احكام و آراء بداند و تماميت حيات را منحصر در جهان طبيعي بشناسد، حسب آموزه هاي خود، قائل به «عالم غيبي» و «غيب عالم» است و اين دو ساحت در نزد او «واقعيت و حقيقت» دارد و مي داند كه به دليل علو شأن و رفعت، اين ساحات در تجربه حواس ظاهري در نمي آيد.




 

تنزل شأن دين و بينش ديني در حد «مجموعه اي از احكام فردي و شخصي و بالاخره اخلاقي» و مسكوت ماندن وجه «معرفتي» آن طي چند قرن اخير- بويژه به دليل غلبه تاريخ غربي- موجب شد اين دستگاه عظيم معرفتي ذيل تاريخ غربي مستور و پوشيده بماند و علماي متدين نيز با غفلت از مهم ترين وجه اين نظام نظري ميدان چالش و نقد را هم بر خود بسته پندارند.
اين واقعه موجب شد تا نسل «علما و حكماي ديني» رو به ضعف نهد بطوري كه از قبيله بزرگ علما (منجمان، رياضي دانان، اطبا و...) جز تعدادي كتب خطي و يادي و افتخاري هيچ باقي نماند.
«متدولوژي» علوم جديد (Scince) اصالتا موجب بسط عالم غربي و ماندن در همين طريق مي شود و باعث تداوم حيات تفكر «امانيستي» در ميان مناسبات عموم مردم مي گردد.
به قول جناب «سيدحسين نصر» در كتاب «نياز به علم مقدس»:
«آنچه كه در طي رنسانس و بويژه انقلاب علمي سده هفدهم رخ داد، تحميل «صورت» يا الگويي (Paradigm) جديد و بيگانه با محتواي اين ميراث علمي بود، «صورتي، كه مستقيماً از سرشت تفكر انسان گونه (anthrofomorpbic) و عقل باورانه آن عصر و از دنيوي سازي جهان نشهت گرفته بود كه غالباً به رغم كوششهاي برخي از شخصتيهاي فكري برجسته آن عصر براي زنده نگهداشتن «نگرش به سرشت مقدس نظام جهاني»، كل رويداد به اصطلاح رنسانس به آن انجاميد.» اين «صورت» جديد منجر به علمي يك جانبه و انعطاف ناپذير گرديد كه از آن زمان به اين سو باقي مانده و تنها به يك مرتبه از واقعيت ملتزم گرديده و راه را بر هرگونه امكان دستيابي به مراتب بالاتر وجود يا سطوح آگاهي بسته است. علمي كه حتي در مقام تلاش براي رسيدن به دوردست ترين نقاط آسمان يا اعماق روح انسان، عميقاً دنيوي و برون گراست1.
مهمترين چالش دو حوزه شرقي و غربي، در قبول يا رد «سرشت مقدس» جهان است. چنانكه در نظام نظري شرقي و اسلامي، همه مراتب حيات دريافتي منظم، حكيمانه و عالمانه در نسبت با «حقيقت هستي» بسر مي برند و همه امور عادي، ذيل معنا و معنويت جاري و ساري در كل هستي جايگاه خود را مي يابند و بي اين ارتباط هيچ اند.
اين دو حوزه از جهت ديدگاه و جهان بيني با علوم و سنتهاي شرقي متفاوتند چنانكه جناب «نصر» مي نويسد:
]اين دو حوزه[ كاملاً از جهت ديدگاه و جهان بيني با علوم سنتهاي بزرگ شرقي نظير سنتهاي هندي و اسلامي تفاوت دارد و بنابراين لازم است كه براساس مقابله با فرهنگهاي شرقي موردبحث قرار گيرد2.
رجوع انسان به زمين به گونه اي كه ذكر شد و غلبه تاريخ غربي و رويگرداني او از آسمان «پرسش اصيل» را مبدل به «جستجو و كندوكاو صرف» در زمين و كشف روابط كمي ميان پديده ها نمود به گونه اي كه اين جستجو و كشف او را معجوب و مبهوت خويش كرد و چون خود را مطلق العنان و فعال مايشاء يافت از هر نوع بندگي و افتادگي در برابر خالق آسماني روي برتافت و خودمدار شد و عالم و آدم را در زيرنگين حكمراني خود آورد. آنچه بيش و پيش از هرچيز در ميانه غوغا از نظر دور ماند «پرسش اصيل» بود. پرسشي كه جايگاه او را در ميانه هستي و نسبت او را با حقيقت هستي آشكار مي نمود و در حيراني در برابر «عظمت» خالق هستي، او را مستعدپذيرش بندگي و نيل به مقام عبوديت مي ساخت و امكان ظهور صفات و ملكات جلالي و جمالي را در او فراهم مي نمود و تا عاليترين مقام برمي كشيد3.
اسماعيل شفيعي سروستاني

يي نوشت:
1-«صفحات 129 و 130- نياز به علم مقدس»
2-«همان-ص130»
3-«رسد آدمي بجايي كه بجز خدا نبيند- بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت»

  

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.