صفحه نخست arrow مقالات arrow اراده معطوف به حق arrow اراده معطوف به حق(7):جاذبه غرب و انفعال شرق
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
اراده معطوف به حق(7):جاذبه غرب و انفعال شرق چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

پرسش اصيل »و امكان تجلي «مقام نياز» در وقت مواجه با «بي نياز» را فراهم مي كرد. روي نياز آوردن به درگاه بي نياز انسان را مستعد ترك خود و انانيت مي ساخت تا آنكه در مقام صدق و وفا، مستعد ورود به جمع صديقين شود. اراده اش عين اراده حق، دستش دست حق، قولش قول حق و دوامش الي الابد گردد. ليكن، هوس «استغناء از حق» او را متوجه خود، نفس خود وامارگي آن ساخت تا آنگاه كه در مقام ادعا تمامي كبر و كذب از وي متجلي شد. فرود در مقام كذب و متصف شدن به صفت نامردي او را مستعد همنشيني با مكذبين ساخت، اراده اش عين اراده شيطان وقولش قول او شد تا آنگاه كه در تاريكي خودبيني از هرآنچه نسبتي با نور و نورانيت داشت محروم ماند.


«بايد توجه داشت كه آنچه انسان را «محروم از لطف رب» و «نامحرم» براي ديدار حقيقت كرد همين ترك «ادب بندگي» بود.
«ترك ادب» مخصوص دوره اي خاص نيست، در هر عصري و ميان هر نسلي گونه هاي مختلف ترك ادب قابل مشاهده است ليكن، در ميان همه اعصار وقرون، عصر حاضر و در تاريخ جديدي كه با «رنسانس» غربي آغاز شد، نحوه ويژه اي از اين ترك ادب قابل مشاهده است كه اساساً با آنچه كه ساير انسانها در اعصار ديگر مرتكب مي شدند متفاوت است.
در هيچ عصري بدينسان انسان خود را «بي نياز از آسمان»، «خالق ارزش ها و احكام» و مستغني از لطف آسماني نپنداشته بود كه انسان عصر جديد. اين امر در اساس با همه آنچه ما ازگناه، جرم، جنايت و خيانت ميان اقوام و ملل گذشته مي شناسيم متفاوت است.
در بخش هاي آتي وجوه افتراق تفكر انسان مدارانه و امانيستي غربي و تفكر بنيادانديش ديني را عرض خواهم كرد. مواجهه انسان شرقي و مسلمان با فرهنگ و تمدن غربي، مواجهه با جرياني بسيط نبود بلكه مواجهه با «تاريخ و تفكري» ويژه بود كه درسير تكويني بالضروره در ساحات گوناگوني از فرهنگ و تمدن جلوه گر مي شد وهريك از عناصر اين تمدن نيز (در نسبت با آن تاريخ و تفكر ويژه اش درباره هستي) وجهي از آن رويكرد ويژه را جلوه گر مي ساختند.
آنچه نگارنده برآن اصرار مي ورزد و با عنوان «پرسش از غرب» بيان مي كند، ناظر بر صورت مناسبات فردي و جمعي نيست چه، درهرصورت و در موضع انفعالي ساكنين سرزمين هاي شرقي و اسلامي هم صورت تاريخي فرهنگ و تمدن غربي را پذيرفته و درآن مستحيل شده اند و هم ادب وفرهنگ آن را و بالاتر از آن وجوهي از هستي شناسي غرب را نيز ازطريق بسط و پذيرش علوم انساني غربي جايگزين دريافت ها و باورهاي سنتي خويش ساخته اند. اين درجه از «غربزدگي» بسيط و ساده نيست كه بتوان با دست كاري صورت لباس و رنگ و لعاب كوچه وبازار و وضع چند دستورالعمل وتوصيه براي «شهروندان» ازدست آن خلاص شد. به آن مي ماند كه بيماري تا عمق جسم بيمار رسوخ كرده باشد. در چنين شرايطي هيچ مسكن و پمادي التيام بخش نيست تا چه رسد به معالجه، زيرا تا درجه و سطح گستردگي و ژرفاي بيماري درك نشود راه معالجه مسدود است و معالجه اين بيماري «غربزدگي» با «پرسش از غرب» آغاز مي شود.
پرسش جدي ناظر بر موارد چهارگانه زير است:
1-«ماهيت بيماري» و مرض وجوه افتراق آن با سلامتي و تندرستي؛
2-«منشاء بيماري»، «نحوه رسوخ و نفوذ بيماري»، «نحوه بروز و ظهور تأثير آن»، و ميزان «خسارات و آسيبها» ؛
3-«درجه آسيب پذيري و آمادگي بيمار» براي تأثيرپذيري ؛
4-چاره جويي براي خلاصي از بيماري و كم كردن خسارات و ايجاد مصونيت.
نبايد از نظر دور داشت كه پس از يكصد و اندي سال مجال بسياري از اين پرسش ها ازدست رفته است و امروزه نه شرايط ما شرايط تاريخي سال هاي آغازين آشنايي با غرب است و نه غرب در شرايط تاريخي سال هاي اوليه قرن بيستم به سر مي برد.
در نقطه عطف اول (انقلاب مشروطه) «طرح پرسش» ضروري آشنايي بود و امروز پس از انقلاب اسلامي (با 23سال تأخير) ضروري گذار. در هر دو نقطه عطف، جاذبه غرب و انفعال شرق، مانع از پرسش شد. چنانكه درهر دونقطه عطف شرق ابتدا غرب را انكار كرد، سپس بدان معترض شد و بالاخره به صورت مشروط پذيراي آن گرديد؛
جالب توجه آنكه در هر دونقطه عطف اين عكس العمل ناشي از ملاحظه «صورت تاريخي» مناسبات بود. چنانكه متدينين ابتدا صورت مناسبات و روابط (از پوشش، خورش، بنا و...) غربي را منكر شده و آنها را در معارضه با دين و دينداري دانستند و بر حفظ صورت تاريخي مناسبات خودي اصرار ورزيدند و سپس با اعتراض بنا را بر شناسايي صوري و مقايسه روبنايي گذاشتند و بالاخره با عقب نشيني تن به پذيرش مشروط آن دادند. چنانكه خود را مختار در انتخاب فرض كردند و تماميت غرب را به دو بخش «ظرف» و «مظروف» تقسيم نمودند و براي خلاصي ازسختي هاي «پرسش و مجاهده و ايجاد» فرض را بر «انتخاب ظروف» و «حذف مظروف» گذاشتند

اسماعيل شفيعي سروستاني 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.