صفحه نخست arrow مقالات arrow جهان آينده و آينده جهان arrow در انتظار موعود، استراتژی اسلام برای عبور از بحران
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
در انتظار موعود، استراتژی اسلام برای عبور از بحران چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

يكی از نكات قابل توجه در انديشه‏ورزی آدميان،تامل و تفكر درباره «آينده» است. «آينده پژوهی» در قالبهای مختلفی چون دينی،فلسفی، سياسی و...در تاريخ زيست بشری رواج داشته‏است. همه اديان در قالب تئوريهای آينده پژوهانه،نهايت جهان را «نهايتی ديگر» و در واقع ايجاد جامعه‏ايده آل بشری دانسته‏اند.در اين ميان، اديان ابراهيمی ياغير ابراهيمی، هر كدام به نحوی از آينده و پايان آن‏گفته‏اند، اما آيا در ميان فيلسوفان سكولار و يا در جوامع‏سكولار نيز از آينده پژوهی بدين معنا سخن رفته‏است؟ در پاسخ به اين سوال بايد گفت كه: نظر به‏وجود فطرت آينده جويانه و برتری‏طلبانه در بطن‏آدمی،اين نگرش در ميان فلسفه‏های سكولار نيزموجود است و گرچه در جامعه نيست‏انگار، و«نيهيليسم» توجه به عالم غيب و ماورای طبيعت وجودندارد، اما حداقل آينده پژوهی را به عنوان نسخه‏ای‏برای از ميان بردن دردهای اجتماعی‏شان در نظرگرفته‏اند.



 «ياسپرس»، يكی از اين فيلسوفان غربی است‏كه در پی چاره جويی درد جامعه سكولار، مبنی بر جدإ شدن انسانها در حال و گير كردن در سكون زمانه، به‏فلاسفه پيشنهاد می‏دهد كه در حوزه جامعه‏های‏سكولار به نوعی فلسفه در باب آينده دست بزنند. گرچه در تعليمات سكولاريسم، اين مضمون به‏طوری است كه می‏گويد بی خدا زندگی كنيد، و بی‏حضور او به تنظيم و تمشيت در امور بپردازيد. در عين‏حال توجه به آينده پژوهی در ميان آنها رواج می‏يابد.
تاملی در نظريه‏های فلسفی - سياسی قرن بيستم وقبل از آن، نشان عمل فلاسفه غربی به اين گفته«ياسپرس» است. الوين تافلر، مارشال مك لوهان، كارل‏پوپر، فرانسيس فوكوياما و ساموئل هانتينگتون، هر يك‏به نحوی از آينده سخن گفته‏اند. آينده پژوهی آنها -البته نه به مانند انديشه‏های مدينه فاضله و فلاسفه‏يونانی، چون افلاطون و ارسطو بلكه - نوع جديدی ازآينده پژوهی كه حقاً و انصافاً در بسياری از رگه‏های آن،نوعی «بحران» و «اضطراب» از آينده نيز ديده می‏شود،می‏باشد.
كارل پوپر می‏نويسد:«آينده كاملاً باز است و مامی‏توانيم در آن تاثير بگذاريم. بدين ترتيب بارمسووليت سنگينی بر دوش ما گذارده شده ولی ماچيزی نمی‏دانيم.» به راستی چرا آينده در اين آينده پژوهی فلسفی‏پوپری چنين مغشوش است. به تعبير او گرچه آينده بازاست، اما «ما چيزی نمی‏دانيم»؛ زيرا به تعبير پوپر: «تاريخگران در صدد پيش‏بينی آينده هستند، حال‏آنكه امور واقعی در تاريخ همواره به صورت انقلاب‏است كه اساساً قابل پيش‏بينی نيست ؛ يك نمونه‏اش‏انقلاب الكترونيك » نظر پوپر درباره آينده با رويكرد به تكنولوژی است.او آينده را با همين واقعيات محسوس تبيين می‏كند ؛ ويا موجهای آينده پژوهی «الوين تافلر» آينده را با همين‏اسباب تكنولوژيك می‏بيند، يعنی اسباب تكنولوژيك،آينده ديگری را رقم خواهد زد؛ به طور مثال انقلاب‏الكترونيكی، حوادث جديدی را در عالم به وجودخواهد آورد
اما در اين سخن، جای اين سوال نيز باقی‏است كه اين حوادث دارای چه كميت و كيفيتی‏هستند؟ حدود آنها چيست؟ و... پاسخ به اين سوالات از منظر اين انديشمندان‏ناممكن است ؛ چرا كه اكنون تكنولوژی فربه‏تر از آدمی‏است! و اين تكنولوژی است كه انسان جامعه سكولار ويا همه جهان معاصر را به دنبال خود می‏كشد تا درآينده راهی برايش تصوير كند! در آينده پژوهی فوكوياما و هانتينگتون با عناوين«پايان تاريخ و آخرين انسان» و «برخورد تمدنها» نيزاساساً آينده در اختيار زورمداران، قدرتمندان وصاحبان نيروهای نظامی است. اين آينده اساساًتوجهی به هويت انسانی و نقش ارزشهای انسانی درزيست او وجود ندارد. آينده پژوهی هانتينگتون، به‏درگيريهای فرهنگی عقيدتی گرايش دارد و خط آينده‏در آن، سراسر همراه با بحران و اضطراب است. در اين ميان، برخی از فلاسفه از جوامع نيهيليسم‏غربی، با نگرشی از نوع ديگر البته از آينده سخن‏گفته‏اند، در سخنان آنها تفكر ديگری ديده می‏شود. ازهمان سنخ تفكری كه در ايده‏های »فرد ريش نيچه«درباره گفتمان آينده و هراس از همه‏گير شدن «نهيليسم»در جامعه‏اش سخن می‏گويد و انديشه اومانيسم(انسان‏محوری) را با تمام علوم، هنرها و سياستش به باد انتقادمی‏گيرد و با نگاهی به «شرق»، «از ابر انسان» سخن‏می‏گويد و زمان حاضر را، پلی به سوی آينده می‏داند.او «انسان كامل»خود را برای شدن از «شرق» می‏گيردبه تعبير او «بامداد زرتشت می‏رسيد و شامگاه فرهنگ‏اروپايی ما»، چرا كه بی «ابرانسان» پل زمان در نورديده‏نمی‏شود. او بايد باشد و بيايد تا پل زمان درنورديده‏شود. او می‏گويد: «خود هم، آينده‏ای هم، پلی برای‏آينده. و نيز دردا همچون عاجزی مانده بر اين پل...»
هيدگر، فيلسوف آلمانی هم از «پلن سخن‏می‏گويد: پل زمان است و ما مردمانيم، مردمانيم كه‏می‏گذريم از پل بايد بگذريم و فراتر از آن برويم و خودتبديل بشويم به مردانی فراتر رفته. يعنی بشويم «ابرانسان». موج پست مدرنيسم، شايد خواهان رهايی از زنجيرمدرنيته باشد، اما آيا اين فلسفه، رهاننده است؟ به‏تعبيری: «از پل هم بگذری، با سرپناهت چه می‏كنی؟ آسمان‏دو سوی پل يكی است. فراتر می‏روی. از پل زمان‏می‏گذری .اما از آسمان كه بالاتر نمی‏روی. ابر يا ابرانسان كه نمی‏شوی...» برای بالا رفتن، نيازی ديگر هست كه در اين‏آينده‏پژوهی‏ها نيست. گرچه پوپر هم آينده را كاملاً باز می‏داند اما كدام‏آينده؟
نيچه می‏گويد: «ما كسانی بی‏پناه و بی‏خانه‏ايم...ما كودكان آينده،چگونه می‏توانيم در زمانه خود خانه بيابيم؟... آن يخی‏كه هنوز مردمان را حفظ می‏كند، سخت نازك شده‏است، بادی كه يخها را آب می‏كند، وزيدن گرفته است.ما كه بی‏خانه‏ايم، نيرويی شده‏ايم كه يخها و هر واقعيت‏نازكی را می‏شكند.» اين كدام بی‏خانگی است كه يخهای واقعيت رامی‏شكند و انسان را هر روز فرو می‏برد؟ اين كدام يخ‏است كه هر روز سخت نازكتر شده و جان آدمی را به‏دريای سرد مردن می‏اندازد. اين تعبير نيچه درست‏است. بی‏خانگی انسان، از فرار او، از هر واقعيت‏متافيزيكی مهمتر است، آنجاست كه آينده در چنين‏نگرشهايی، با بحران همراه است، يا اضطراب درون آن‏است و يا نقش آدمی و حرمت انسان بودن در آنها،اصولاً ناديده انگاشته می‏شود.
همين خانه است كه درآثار فلاسفه اسلامی، نمود بارزی در آينده پژوهی آنهادارد. به تعبير فلاسفه اسلامی، اساساً مدينه فاضله‏آينده در اقليم هشتم است، اقليمی كه «ناكجاآباد»ی‏است يعنی همان خانه، همان خانه‏ای كه در برابربادهايی سرد و سوزان، جان آدمی را در خود حفظمی‏كند. همان خانه‏ای كه تحت سايه سنت الهی شكل‏گرفته است و هويت انسانی انسانها را در ارتباط با آن‏معنا می‏بخشد. ظهور و افول ايسم‏های آينده‏گرايانه‏در غرب ،نشان‏از رواج نوعی غيب‏گويی است كه جز در مواردی -هنگام نقد وضعيت جامعه مدرن و سكولار - اساساً برپايه‏ای مستحكم استوار نيست.
سنت الهی و اراده‏انسان در مكتب آينده پژوهانه دينی، شكل دهنده،مستحكم‏ترين نوع آينده پژوهی است كه در آن نه تنهااضطراب و بحران راهی ندارد، بلكه نقطه سكينه وآرامش روحی و جانی انسانهاست .برای آن‏ها انتظاری‏را ترسيم می‏كند كه اراده الهی نيز بدان تعلق گرفته است ؛ يعنی خانه، خانه امن است و انسان‏بدان امنيت می‏يابد و انتظار، انتظار مباركی است كه هم‏حال را می‏سازد و هم آينده را. هم پل را مستحكم‏می‏كند، هم آسمان پل برای انسان گشوده است.
آينده پژوهی اسلامی، مستحكم‏ترين آينده پژوهی‏است كه در آن، هم انسان مومن مورد اجر و قرب قرارگرفته است و هم همه اشيای جهان به تعادل می‏رسند.آنجا كه حق می‏گويد: «و نريدان نمن علی‏الذين‏استضعفوا فی‏الارض ونجعلهم الائمه و نجعلهم‏الوارثين» راهی برای آينده آغاز می‏شود، كه اكنون را نيزمی‏سازد و تبديل و «تحويلی» در اين سنت نيز رخ‏نمی‏دهد. تمام انديشه‏های بشری آينده پژوهانه جوامع‏سكولار و نيهيليست، در قيد و بند محسوساتند. چنين‏است كه نيچه می‏گويد: «مدت زمانی است كه كل‏فرهنگ اروپايی ما به سوی فاجعه‏ای پيش می‏تازد، باشتابی افزون شونده، از دهه‏ای به دهه ديگر، بی‏قرار،پرخاشگر، با سر، همچون رودخانه‏ای كه می‏خواهد به‏آخر برسد كه ديگر باز نمی‏تاباند، كه می‏ترسد بازبتاباند.» برای گريز از بحران آينده، بايد چشم به همان خانه‏دوخت كه در كلام صاحب آن:«بقيةالله خيرلكم ان كنتم‏مؤمنين» است ؛ زيرا چراغی كه بر فراز آن خانه در حال‏برافروختن است، هم چراغ خرد است و هم چراغ دين‏و وحی، كه خاموشی و ميرايی در آن هرگز راه ندارد.
باشد كه هرچه زودتر انتظار معتقدان پايان يابد و درميكده‏ها گشوده شود كه انسان معاصر در بحرانی‏ترين‏وضعيت انسانی قرار دارد. شرحه شرحه است صدا در باد، شب پا رفته است نقل امشب نيست از برصاد امشب پا رفته است

منابع:
1- مدرنيته و انديشه انتقادی - بابك احمدی
2- فلسفه و بحران غرب، مارتين هيدگر و...
3- درس اين قرن، كارل پوپر

ترجمه: سيد امير حسين اصغری

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.