صفحه نخست arrow مقالات arrow اراده معطوف به حق arrow اراده معطوف به حق (18) :غربي شدن هم در گرو پرسش است.
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
اراده معطوف به حق (18) :غربي شدن هم در گرو پرسش است. چاپ پست الكترونيكي
۰۸ خرداد ۱۳۸۵

جمله معروف و مشهور «عقب ماندن از قافله تمدن!» را سالهاست كه در گوش پدران ما، ما و فرزندان ما زمزمه كرده اند و حرص وولع رسيدن به اين قافله را با هزاران تمنا و توصيه به گوشمان خوانده اند چنانكه آخرين سالهاي قرن بيستم را آخرين فرصت كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه (اين هم از اصطلاحات مجعول علماي علم الاجتماع غربي است) براي دستيابي به آن قافله اعلام كرده اند. البته طي پنجاه سال گذشته غرب بيش از خود ما (ساكنان شرق و سرزمين توسعه نيافته ها) براي جبران اين عقب ماندگي دل سوزانده است.
توسعه همان Development يا مدرنيته است و مدرنيزاسيون، شيوه اي كه امكان خلاصي از عقب ماندگي مذكور را فراهم مي سازد. البته در اينكه غرب چرا از طريق سازمانها و بانكهاي جهاني و صندوق بين المللي پول براي عقب ماندگي اين اقوام دل مي سوزاند گفتني بسيار است. ذكر اين نكته كفايت مي كند كه غرب هم از عقب ماندگي بيش از حد توسعه نيافته ها طرفي نمي بندد چه، از سويي باقي مانده سنتهاي فرهنگي و تأثير آنها بر انسانهاي شرقي عاملي مزاحم بر سر راه غرب و ارابه سلطه جويي اوست و از ديگر سو توسعه نيافتگي امكان بالقوه بزرگي را در وقت بازاريابي و فروش كالاي غربي از بين برده است. بي گمان كمي تا قسمتي توسعه يافتگي (مدرنيزاسيون) مي تواند توسعه نيافتگان را مستعد مصرف بيشتر كالاهاي مدرن غربي كند و بازار راكد صنايع غربي را به گردش درآورد.
آيا «توسعه يافتگي و مدرنيزاسيون» به غربي شدن شرق مي انجامد و آنان را از رتبه «غربزدگي» فرا مي كشد؟

البته اين آرزوي همه اقوامي است كه خود را عقب افتاده و دورمانده از قافله تمدن مي شناسند.
دلمشغولي دويست ساله ما دور ماندن از صناعت و دستاوردهاي عصر مدرن است و براي حصول اين منظور بسياري از سرمايه هاي شرق بزرگ را به دست يغماگر دهر سپرده ايم. نظام مدرسي جديد را جايگزين نظام تعليمي پيشين خود ساخته ايم. بر عرض و طول متون درسي افزوده ايم و هر سال سرفصلي نو را بر سفره كلاس و درس محصلان وارد كرده ايم و صدها ترفند ديگر تا شايد صاحب علم و تكنيك و صناعت شويم و در قافله تمدن درآئيم اما هيچگاه اين معنا چنانكه راضي كننده باشد و ما را مستغني كند حاصل نشده است.
روزگاري حجاب از سر زنان برداشتيم و محاسن را از صورت مردان تا شايد به مدد كلاه شاپو و نظام مدرسي فرانسه و بلژيك بر سرعت سير قافله جوياي تمدن افزوده شود اما، هيچگاه شرق بيشتر از رسم «طفيلي گري» نصيبي از غرب نبرد. نه اينكه معماري و شهرسازي مدرن و آپارتمانهاي لوكس و اتومبيلهاي امروزي نداشته باشند اين همه را همپا با آشپزخانه اوپن (باز) و پيتزا و... دارند اما «غربزده اند» و نه «غربي».
جايي ميان زمين و آسمان، نه همزبان و هم افق با شرق و نه هم عالم و همزبان با غرب.
ميل و هوس تند دستيابي به زندگي مدرن با چاشني بي فكري و لاقيدي ما را از كاروان هميشه در جريان شرق دور كرد و سكوت در وقت پرسش و فراهم نياوردن اسباب (چنانكه بايد) از قافله تمدن.
اين حكايت، حكايت حيراني و ندانم به كجايي عموم ساكنين مشرق زمين است. جملگي شيفته صورت تاريخي غرب، مصرف كننده محصول علم و تمدن آن و در تلاش و رقابت براي دستيابي به مدرنيته، بي آنكه هيچكدام قادر به تدارك مقدمات لازم اين امر باشند. چنانكه طي يكي دو قرن اخير همواره از طول و عرض سنتهاي شرقي كاسته و با عقب نشيني ميدان جولان غرب و فرهنگ و تمدنش را بيش از پيش فراهم ساخته اند.
«علم و تكنولوژي» مرغي نبوده كه بر هر بام و دري بنشيند و با صورت سازي هم هيچگاه كسي صاحب علم نشده است. طي همه سالهاي گذشته عليرغم تاسيس دهها فرهنگستان و پژوهشكده و مراكز مطالعاتي هيچ مجمع انديشمندي مكلف به پرسش از «علم جديد» و همه آنچه ضرورتا مي تواند عوامل و ابزار اوليه دستيابي بدان شود نشده است. به عبارتي همواره با عينك و نگاه شرقي به غرب نگريسته و همين ديد را معيار سنجش، انتخاب و پيروي علمي و تكنيكي قرار داده ايم.
شرق درهاي هرگونه پرسش را بر خود بسته است. حتي پرسش از مقصد و مأواي همه آنچه كه بر آن نام «علم» گذارده شده است.
آفت بزرگ «تقليد تفكر» موجب شد تا جمله كساني كه سردر پي علم و معرفت جديد نهاده بودند از «اشتراك لفظي» ميان مهمترين اصطلاحات، عبارات، اسمها و الفاظ مهم و كليدي مطرح در نظام سنتي و جديد غربي غفلت كنند. چنانكه عموما براي تصور قابل نقد و رد پاي فشردند كه «علم» و ادب و عقل و فكر و هزاران كلمه ديگر كه امروزه در گستره علم جديد منتشر است حامل همان بار معنايي و مفهومي اند كه در سنت ديني و شرقي رايج بوده. و گاه حسب همان عارضه جمله دستاوردها و قوالب و روشهاي نوين را فاقد جان مايه فرهنگي و فكري فرض نمودند و از نسبت ميان ظروف و مظروف، اسم و مسمي غفلت كردند. چنان كه امروزه نيز به جمله علوم و فنون غربي به چشم ظروفي مي نگرند كه قابليت انتقال مفاهيم و معاني سنتي و معارف حقه الهي را دارند و با تكيه بر اينكه صرفا نحوه استفاده انسانها از اين فنون و ظروف بروز بحران و تباهي فرهنگي و اخلاقي شده برآنند تا به عالم ثابت كنند كه شرقيان (البته بي نياز و مستغني از شرق و سنت شرقي) قادر به كنترل و اداره و هدايت اين اسب توسن در مسير صلاح و تقوي هستند و از آن همه جمله نور و معرفت قلبي و اشراق را جلوه گر خواهند نمود.
حاصل اين تصور آن شده كه از اولين سالهاي آغاز تعليم و تعلم كودكان و نونهالان را وادار به انباشتن ذهن و قلب و زبان از انبوهي از منابع و كتب و مواد درسي تاريخي، ادبي، ديني، رياضي، زبان خارجه و امثال اينها كنند.
جمله دانش آموزان بي آنكه بدانند هر ساعت از روز از منظري به عالم مي نگرند، گاه از منظر گاليله و كپرنيك و نيوتن و گاه از منظر بايزيد و جنيد و بوريحان، جالب آنكه ناگزير حسب تعليم معلم جمله نظرها را هم متقن، حقيقي و واقعي فرض مي كنند. نتيجه معلوم است، ذهني مغشوش، رواني نژند، جاني بيقرار و آينده اي درهم و برهم. واقعه اي كه طي يكي دو قرن اخير عموم محصلان عصر ما را در اقصي نقاط شرق بزرگ و از جمله سرزمين هاي اسلامي با خود درگير ساخته است.
«پرسش از غرب» و جان روح «علم و تكنولوژي»، پرسش مقدمي ورود به ساحت علم و تكنولوژي غربي و كسب آنست. پرسشي كه همواره مغفول مانده است.
اسماعيل شفيعي سروستاني

 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.