spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
غرب و آخرالزمان چاپ پست الكترونيكي
۰۷ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
غرب و آخرالزمان
صفحه 2
صفحه 3

پايانعنوان «غرب و آخرالزمان» بلافاصله دو موضوع مرتبط اما مجزا را متبادر به ذهن مي‌سازد و اين سؤال را در ذهن شنونده ايجاد مي‌كند كه منظور گوينده كدام يك از اين دو موضوع است و يا اين مقاله كدامين موضوع را مورد بررسي و مطالعه قرار داده است؛ اول، مفهوم و مصداق آخرالزمان در فرهنگ و ادب غربي (غرب مسيحي) و دوم، رويكرد غرب به موضوع آخرالزمان‌ در عصر حاضر..


موضوع اول نگاه و نگرش حاكم و منتشر در ادب و ادبيات مذهبي غرب را دربارة «آخرالزمان، منجي‌گرايي و موعودگرايي» مورد مطالعه قرار مي‌دهد و ويژگي‌هاي كلامي، تاريخي و گاه اجتماعي اين بحث را در ميان منابع و سابقه مذهبي غرب جست‌وگو مي‌كند در حالي كه در موضوع دوم جنبه و وجه اجتماعي و سياسي پررنگ‌تر از وجه كلامي و تاريخي موضوع خود را مي‌نمايد

آنچه اين مقاله بر محور و بنياد آن استوار شده وجه دوم، يعني رويكرد غرب در عصر و شرايط حاضر به موضوع و مفهوم آخرالزمان و جست‌وجوي علت و انگيزه مخفي پشت اين رويكرد است.


اگر چه باور به موضوع آخرالزمان و انتظار ظهور منجي همواره جزء لاينفك حيات فرهنگي و مذهبي عموم ملل جهان و از جمله غرب مسيحي بوده و مشرب‌هاي مختلف مذهبي علي‌رغم گوناگوني ادبيات و برداشت‌ها به نحوي بر اين نكته تأكيد داشته و آن را در ميان خود زنده نگه داشته‌اند و بر اين باورند كه در موقعيت و زماني خاص در آخرالزمان مردي براي رهايي بخشي انسان از عسرت و بحران و آلودگي ظهور خواهد كرد، ليكن مجموعه‌اي از حوادث و عوامل آشكار و نهان از نيمه دوم قرن بيستم ميلادي باب گفت‌وگوي گسترده در اين باره را گشود و سبب شد تا منابع، آرا و ادبيات موجود اما مسكوت و خاموش و مهجور در صورت‌هاي مختلف تجديد حيات بيابند و موجب بروز رويكرد جديد و بالنده به موضوع آخرالزمان و منجي‌گرايي شوند. اين توجه و رويكرد محدود و منحصر به غرب مسيحي (ساكنين امريكا و اروپاي غربي) نبود بلكه به صورت‌هاي مختلف تجلي و مصاديق اين توجه و رويكرد را در اقصا نقاط عالم و از جمله شرق اسلامي نيز مي‌توان ملاحظه كرد.
تحولات مختلف و چند وجهي (سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و در عرصة طبيعت) نه تنها مسبب طرح مباحثي چون: آخرالزمان، پايان تاريخ، آينده جهان، حكومت جهاني و جهان آينده و ضرورت آمادگي براي استقبال از منجي موعود شد بلكه، موجب بروز:

1. ادبيات مخصوص اين عناوين در «سينماي غرب»،
2. توسعه شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني مذهبي به قصد گفت‌وگو دربارة ظهور منجي،
3. توسعه فعاليت‌هاي تبليغي و تبشيري مذهبي با نگرش به آخرالزمان،
4. ظهور آموزه‌هاي آخرالزماني و مذهبي در ادبيات سياسي سياستمداران غربي،
و بالاخره؛
5. بروز موج گرايش به منجي‌گرايي و ادبيات انتظار در ميان عموم ملل و نحل منتشر در جغرافياي خاكي جهان شد.
عموم پژوهشگراني كه موضوع بروز بنيادگرايي در غرب و به ويژه امريكا را (طي دهه‌هاي 60 و 70 ميلادي به بعد) مورد مطالعه قرار مي‌دهند به خوبي واقف به نحوة بسط و بروز بنيادگرايي در سينما، رسانه‌هاي عمومي و فعاليت‌هاي اجتماعي و حتي سياسي در غرب هستند. جرياني كه طي همين مقاله مصاديق و آمار فراوان آن مطرح و بررسي مي‌شود.
صرف‌نظر از رويكرد جديد و جدي غرب -به صورت عام- و مستكبرين پشت پرده -به صورت خاص- به اين موضوع، امروزه شاهد گفت‌وگوي وسيع از آخرالزمان و قريب‌الوقوع بودن ظهور منجي آخرالزمان در ميان ساير ملل و از جمله شرق اسلامي نيز هستيم چنانكه در ايران اسلامي، طي ده سال اخير، بيش از تمامي ادوار گذشته باب گفت‌وگو از اين موضوع باز شده و آثار فراواني نيز منتشر شده است؛ اما چرا اين همه گفت‌وگو؟

عوامل مؤثر در بسط گفت‌وگو از آخرالزمان
عواملي چند در بسط گفت‌وگو و كنكاش همه جانبه دربارة آخرالزمان، ظهور منجي، كيفيت ظهور و پيامدهاي آن مؤثر است. چند وجهي بودن اين امر، آن را نسبت با ساير موضوعات و مباحث متفاوت مي‌سازد.
در ميان جملة عوامل، از «مشيت خداوندي» و وقت گشوده شده نبايد غفلت كرد. شايد ساير عوامل به تبع اين امر حادث شده‌اند. وقت همان بخت است. «دولت بيدار» جناب حافظ شيرازي كه وقتي روي مي‌نمايد، همه موانع را دور مي‌سازد، نا ممكن‌ها را ممكن مي‌سازد، شرايط موافق را ايجاد مي‌كند و قلب‌ها را مساعد همراهي مي‌كند.
نبايد از نظر دور داشت كه «انتظار» ذاتي وجود آدمي است و امر مشترك ميان عموم ملل است كه خارج از ظرف زمان و مكان به عنوان محركي قوي انسان را متوجه و متذكر «آينده» و ضرورت «نيل به كمال» مي‌سازد. از همين روست كه وجوه مختلف آن را در ميان آثار فرهنگي همه اقوام مي‌توان ملاحظه كرد ليكن گاه غفلت چون خاكستري آن را مي‌پوشاند و وقتي ديگر حوادث و شرايطي آن را چون اخگري سرخ نمايان مي‌سازد. با تذكر دربارة اين موضوع عوامل زير را براي كنار رفتن اين خاكستر و گرد و غبار مي‌توان برشمرد:
1. ظهور تمام قد بحران و بن‌بست در مناسبات فردي و جمعي مردم.
2. ورود به هزارة جديد و احياي انديشة هزاره‌گرايانه.
3. رويكرد گستردة ساكنان غرب به معنا، مذهب و منجي‌گرايي.
4. ظهور مصاديق پيشگويي‌هاي پيشينيان دربارة عصر ظهور در عرصه‌هاي مختلف.
5. گفت‌وگو از پايان تاريخ در مطالعات اجتماعي- سياسي.
6. مشيت الهي و... .
عوامل ديگري را به اين مجموعه مي‌توان افزود. هر يك از اين عناوين به تدريج مورد بررسي قرار خواهد گرفت اما پيش از هر گفت‌وگو مي‌بايست از خود «گفت‌وگو از پايان» پرسش كرد و به اين سؤال جواب داد كه چرا انسان اين‌گونه ازپايان پرسش مي‌كند، و منشأ اين سؤال كجاست؟

1. ظهور تمام‌قد بحران و بن‌بست
پرسش از سرانجام و پايان سير و سفر دراز انسان در عرصة زمين و گسترة تاريخ، متقدم، پرسابقه و ذاتي وجود بشر است. به همان سان كه انسان از «مبدأ» مي‌پرسد از «مقصد و پايان» نيز پرسش مي‌كند.
اساطير و اديان هر كدام به نوعي پاسخگوي اين سؤال ناگزير بوده‌اند. اين عبارت ترجمة شاعرانه و زيبايي نزد مولوي دارد:
از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود
به كجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم؟
اين پرسش و پاسخ ناظر بر دو وجه است. وجهي ناظر بر سرانجام غايي آمد و شد انسان در عرصة زمين است. رازي ناگشوده و سر به مفهر كه به قول حكيم طوسي ـ فردوسي ـ دست‌يابي به پاسخ مناسب مشروط به گذر از نشئه دنيا و نيل به نشئه آخرت است.

همـه تـا در آز رفتـه فـراز
به كس وا نشد اين در راز باز
به رفتن مگر بهتر آيدت جاي
چو آرام‌گيري به ديگر سراي


 
< قبل
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.