spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
« فطرت » و اعتقاد به مصلح جهاني چاپ پست الكترونيكي
۰۴ خرداد ۱۳۸۵

قال الله تعالي : « فطرت الله التي فطر الناس عليها » (1 )
دين مبين اسلام براساس فطرت بشري تاسيس شده و از اين رو هر كسي بالفطره به سوي اسلام و مسائل اصلي آن رهنمون مي گردد.
توضيح اينكه در فطرت و ذات بشر , معارفي بالقوه لحاظ شده كه نسبت به آن معارف نياز به تعليم و تعلم نيست مثل حس زيبايي كه چون يكي از ابعاد فطرت است , نيازي به آموزش آن نيست كه هنگامي كه انسان به حد تميز رسيد , براي او كلاس و جلسه درسي تشكيل دهند تا زيبايها و زشتيها را به او بياموزند بلكه در يك مقطع سني اين معرفت را بالفطره در خود احساس مي كند و خود به خود به روشني درمي يابد كه مثلا يك فضاي سبز و چمن زاري كه در ميان آن نهرهاي آب جاري است , زيبا بوده و در مقابل آن يك بيابان بي آب و علف زشت و نازيبا است و اي حقيقت را در ام المعارف خود كه فطرت باشد به وضوح احساس مي كند.

و همين طور است مسئله خداشناسي كه يكي ديگر از ابعاد فطرت است زيرا هر كسي از درون خود به سوي حضرت حق تعالي دعوت مي شود و خود به خود مي يابد خدا و خالقي دارد كه بايد او را عبادت كند و لذا اين دعوت دروني را اجابت كرده , بدان سو حركت مي كند و به جستجوي معبود خود مي پردازد. و در نهايت به دليل ضعف ادراك و تعقل , در مصداق به اشتباه افتاده منحرف مي شود زيرا كه خداوند سبحان را موجودي مادي فرض كرده در لابلاي موجودات مادي و طبيعت در جستجوي او برآمده و از هر چيزي كه خوشش مي آيد مي گويد : « هذا ربي » , به همين جهت است كه يكي ستاره پرست مي شود و ديگري آفتاب پرست و... و عده اي هم احيانا به اين چيزها قانع نشده به سليقه خود از چوب و سنگ , بتي تراشيده و مي پرستند.
به همين علت است كه ارسال رسل و بعثت انبيا(ع ) ضرورت پيدا كرده و خداوند رحمن و رحيم پيامبران خود را به كمك فطرت فرستاده تا انسانهاي منحرف را از عبادت مخلوق به عبادت خالق راهنمايي كنند و حجت خداي متعال بر مردم به اتمام برسد و خود فرموده است :
« رسلا مبشرين و منذرين لئلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل ... » (2 )
بنابراين مسئله انبيا(ص ) با مردم در اصل خداشناسي نبود زيرا كه آنها بالفطره خداشناس بوده و به سوي او حركت مي كردند بلكه مشكل در اين بود كه مي خواستند آنها را از آن مصاديق مادي لاشعور كه براي خود معبود انتخاب كرده بودند جدا نموده به سوي معبود حقيقي و ذات اقدس الهي راهنمايي كنند.
ولي چون اين عقيده باطل را به وراثت از پدران جاهل خود اخذ نموده و در بين آنها اين عقيده و عبادت رسم شده بود , سماجت كرده از دستورات انبيا سرپيچي مي كردند زيرا كه دو عامل وراثت و رسم موجب حبس فكري و تهجر در انسان مي شود.
اكنون كه روشن شد خداشناسي امري فطري است , اضافه مي كنيم كه بقيه اصول دين از قبيل توحيد , عدل , معاد , نبوت و امامت نيز فطري است . يعني قطع نظر از دلايل نقلي و عقلي كه بر اثبات اين اصول اقامه شده مستقلا از راه فطرت نيز مي توان همه آنها را به اثبات رسانيد. ازجمله اين مسائل , موضوع امامت به ويژه امامت حضرت مهدي موعود و انتظار جامعه بشري نسبت به ظهور آن مصلح جهاني است .


فطرت و امامت

امامت و پيشوايي جامعه از اصولي است كه ضرورت آن نه تنها براي انسانها بلكه بر هر موجودي كه زندگي جمعي براي او ضرورت داشته باشد محرز است از اين رو اگر فطرت و غريزه را دو مقوله جداي از هم تلقي كنيم اصل امامت هم از طريق فطرت و هم از راه غريزه قابل اثبات است .
اما از راه فطرت بايد گفت در هيچ زماني , هيچ قومي زندگي نكرده كه يكي از آنها پيشوا و مقتداي آنها نباشد حتي اگر عده اي از بچه هادور هم جمع شده مشغول بازي شوند فردي را به عنوان مسئول و رئيس انتخاب مي نمانيد و اين خود دليل بر فطري بودن آن است كه بدون نياز به تعليم فطرتا مسئله را درك كرده بدان عمل مي نمايند حتي انسانهاي اوليه نيز طبق بررسيهاي باستان شناسان به اين اصل عمل مي كردند.
و از طريق غريزه , موجوداتي از قبيل مورچه , زنبور عسل و موريانه كه زندگي جمعي دارند به حكم غريزه مسئول و پيشوا انتخاب مي نمايند و از او پيرو مي كنند چنانچه اگر ملكه زنبور عسل از كندو خارج شود همه زنبورها به تبع او خارج مي شوند و هرجا او استقرار پيدا كند آنان نيز مستقر مي شوند. اين موضوع و اين برنامه در بين مورچه گان نيز جريان دارد كه در همين رابطه داستان رهبر مورچه گان و حضرت سليمان بن داود معروف است و در قرآن مجيد مطرح شده كه پيشواي مورچه گان وقتي جنود عظيم حضرت سليمان را مشاهده كرد به پيروان خود دستور داد به لانه هاي خود پناه ببرند تا زيرپاي لشكريان حضرت سليمان نابود نشوند :
« يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنكم سليمان و جنوده و هم لايشعرون . » (3 )
و بر همين قياس است وضعيت و زندگي موريانه ها كه حيوان شناسان مطالب حيرت آوري در اين خصوص در كتابهاي خود نوشته اند.
در اينجا لازم است جهت اثبات اين ضرورت به فرمايش مولاي متقيان حضرت علي (ع ) در خطبه چهلم نهج البلاغه استشهاد كنيم كه مي فرمايد :
« و انه لابد للناس من امير برا او فاجر يعمل في امرته المومن و يستمتع فيها الكافر » .
و در اصل [ امير و فرمانروا ضرورت دارد ]وجود و حضور[براي مردم نيكوكار باشد و يا فاجر , تا در تحت مديريت ]اين ضرورت فرقي نمي كند كه او مومن بتواند به زندگي خود ادامه دهد و كافر نيز به لذايذ مادي خود نايل .]و جامعه از هرج ومرج نجات پيدا كند[آيد
كه از اين بيان نوراني استفاده مي شود كه حتي وجود امير و فرمانرواي فاجر بهتر از عدم آن است . و نيز مي فرمايد :
« لو بقيت الارض بغير امام لساخت » (4 )
اگر زمين بدون پيشوا باشد از هم خواهد پاشيد.
از اين دو روايت ضرورت و فطري بودن امامت استفاده مي شود.


فطرت و مصلح جهاني

اكنون ببينيم مسئله انتظار فرج و ظهور مصلح و پيشواي جهاني , اختصاص به شيعه دارد يا به عموم مسلمين و يا به قاطبه جوامع بشري مربوط مي شود كه در فرض سوم (به همه بشر مربوط باشد) فطري بودن آن نيز روشن خواهد شد , زيرا دو اصل , علامت فطري و غريزي بودن است : يكي اينكه در امور غريزي و فطري نياز به تعليم و تعلم نيست و نشانه دوم فراگيربودن آن است يعني امور فطري و غريزي اختصاص به نژاد و قشر خاصي از جامعه ندارد مانند محبت مادر نسبت به فرزند كه در جوامع اجتماعي بشري استثنا نمي پذيرد.
در موضوع انتظار فرج و اعتقاد به وجود مصلح حقيقي عالم ولو در پشت پرده غيبت مي توان ادعا نمود كه آن از امور فطري است زيرا از سويي اين اعتقاد برخاسته از درون انسانهاست مانند اصل امامت و امام كه قبلا بررسي شد و از سويي ديگر مسئله اي عمومي است كه فراتر از سطح سني و شيعه مطرح مي باشد.
توضيح اينكه با دلايلي كه بعدا بيان خواهيم داشت همه ملل و نحل به نحوي در انتظار فرج هستند و اعتقاد دارند كه در پشت پرده غيبت مصلحي در انتظار است كه روزي ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود. جز آنكه در مصداق و نام اين مصلح به اشتباه افتاده اند. دقيقا مانند خداشناسي و خداگرايي كه پيشتر به آن اشاره كرديم و گفتيم همه انسانها از فطرت و درون خود به سوي خداوند سبحان خوانده مي شوند و اين نداي دروني را نيز لبيك مي گويند و به سوي حضرتش حركت مي كنند ولي به دليل قصور فهم و محدوديت فكر , خدا و معبود خود را در لابلاي موجودات مادي و طبيعي تفحص كرده , هر قومي و بلكه هر كسي چيزي را براي خود خدا مي پندارد.
درخصوص مصلح جهاني نيز اين اتفاق افتاده است كه از سويي انسانها فطرتا مي يابند كه براي جهان رهبر و امامي كه حقيقتا مصلح و عدل باشد ضرورت دارد و از سويي ديگر آن خصوصيات را در هيچ يك از مدعيان حقوق بشر مشاهده نمي كنند و وجدانشان به آنها قانع نمي شود و لذا همه مي گويند مصلحي در پشت پرده غيبت قرار دارد كه روزي ظهور خواهد نمود در حالي كه واجد همه شرايط رهبري و امامت است گرچه در مصداق و نام او منحرف شده به بيراهه رفته اند كه از اين گرايش هاي باطل چند نمونه بيان خواهيم داشت .


پندارهاي باطل درباره مصلح جهاني

1 ـ ايرانيان باستان معتقد بودند كه « گرزاسپه » , قهرمان تاريخي آنان زنده است و در كابل زندگي مي كند و صد هزار فرشته او را پاسباني مي كند تا روزي قيام كند و جهان را اصلاح نمايد.
2 ـ گروهي ديگر از ايرانيان مي پنداشتند كه كيخسرو پس از تنظيم كشور و استوار ساختن فرمانروايي و پادشاهي براي فرزند خود به كوهستان رفت و از آن زمان در آنجا آرميده تا روزي كه ظاهر شود و گيتي را از اهريمنان پاك نمايد.
3 ـ برهمائيان معتقدند شخصي به نام « ويشنو » قيام خواهد كرد .
4 ـ ساكنان جزاير انگلستان از چندين قرن پيش منتظرند كه شخصي به نام « آرتور » روزي از جزيره آوالون ظهور نمايد.
5 ـ نصارا و مسيحيت نيز به وجود مهدي قائلند و مي گويند كه در آخرالزمان ظهور خواهد كرد و عالم را خواهد گرفت ولي در اوصافش اختلاف دارند. (بلكه احيانا اين مصلح را خود حضرت عيسي (ع ) مي شناسند).
6 ـ چيني ها اعتقاد دارند كه فردي به نام « كرشنا » ظهور كرده جهان را نجات خواهد داد.
و موارد ديگري كه از ذكر آنها صرف نظر شد.
از مجموع اين عقايد روشن مي شود كه نه تنها اصل امامت فطري است بلكه اعتقاد به وجود و ظهور مصلح عالم گير نيز در همين رابطه است پس كساني كه منكر غيبت و ظهور حضرت خاتم الاوصيا امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشند از مسير فطرت خارج شده منحرف گشته اند.
در خاتمه اين بحث نكته اي كه ذكر آن لازم و ضروري به نظر مي رسد آن است كه هيچ ميل فطري و غريزي در مخلوقات وجود ندارد كه دين مقدس اسلام بدان پاسخ نداده باشد زيرا در غير اين صورت در نظام خلقت كاستي و خيانت احساس مي شود.
بنابراين اگر تشنگي در موجودات اعم از نبات , حيوان و انسان وجود دارد آب نيز خلق شده و اگر غريزه جنسي در انسان و حيوان هست وسيله دفع آن نيز آفريده شده از ناحيه فطري . اگر انسانها ميل به خلود دارند عالم جاويدان كه عالم آخرت است نيز خلق شده و... در نتيجه اگر فطرت بشر طالب پيشوا و رهبري شايسته باشد كه واجد همه فضايل اخلاقي و از هر نوع رذيله اي بري بوده , قطعا از نظر اسلام براي پاسخ به اين طلب و ميل مصداقي در خارج بايد باشد كه همان مهدي موعود(ع ) است .
و در سخن آخر به عبارتي مي شود گفت : « نفس ميل فطري و غريزي به چيزي , دليل بر وجود آن چيز است و الا فطرت و غريزه به آن ميل نمي كرد. »


حسن طاهري پور


پاورقي :
1 ـ سوره روم آيه .30
2 ـ سوره نسا , آيه .165
3 ـ سوره نمل , آيه .18
4 ـ اصول كافي , جلد اول , ص .252
برگرفته از كتاب مهدي منتظر(عج )

منبع: روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1384


1 ـ سوره روم آيه .30
2 ـ سوره نسا , آيه .165
3 ـ سوره نمل , آيه .18
4 ـ اصول كافي , جلد اول , ص .252
برگرفته از كتاب مهدي منتظر(عج )

منبع: روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1384


 

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.