صفحه نخست arrow مقالات arrow یهود arrow پروتكل ها ، يهود بين الملل و جوانان-2
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
پروتكل ها ، يهود بين الملل و جوانان-2 چاپ پست الكترونيكي
۰۳ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
پروتكل ها ، يهود بين الملل و جوانان-2
صفحه 2
صفحه 3


« مردخاي فرماني بنام پادشاه نوشت و آن را به همه جا فرستاد . فرماني كه به يهوديان اجازه مي داد متحد شوند و بد خواهان خود را از هر قومي كه باشند ، بكشند و دارايي شان را به غنيمت بگيرند . تورات مي گويد در سراسر مملكت همه از يهوديان مي ترسيدند تمام حاكمان و استان داران ، مقامات مملكتي و درباريان از ترس مردخاي ، به يهوديان كمك مي كردند . و به اين ترتيب يهوديان به دشمنان خود حمله كردند و آنها را از دم شمشير گذرانده ، كشتند. »

تورات توضيح نمي دهد كه چرا همه ي مردم ايران از يهود مي ترسيدند چگونه مي شود در يك مملكت غير يهودي همه ي قدرت در انحصار يك يهودي قرار گيرد و همه ي مقامات از او بترسند مگر اينكه بپذيريم پادشاهان هخامنشي دست نشاندگان يهود بودند . آنچه كه تورات و يهوديان بر آن تاكيد دارند ، اين است كه آنان در ماجراي پوريم كه پانزده ملت ايران را نابود كرده اند و هزاران نفر از هنرمندان ، انديشمندان و مردم عادي را كشته اند ، پيش دستي و قتل عام پيش گيرانه بوده است.

از يهوديان و حاميانشان مي پرسيم ، به چه دليل مردم سراسر شرق ميانه نسبت به اين قوم نفرت و در دل كينه داشته اند ؟ آيا سبب دشمني هميشگي آدمي با يهوديان را نمي توان در رفتار حريصانه و توطئه گرانه اين قوم با ديگران دانست ؟

« تورات مي گويد در آن روز آمار كشته شدگان به عرض پادشاه رسيد . او ملكه استر را خواست و گفت : يهوديان تنها در پايتخت پانصد نفر را كه ده پسر هامان نيز جزو آنها بودند ، كشته اند . پس در ساير شهر هاي مملكت چه كرده اند ؟ روز بعد باز يهوديان پايتخت جمع شدند و سيصد نفر ديگر را كشتند ، بقيه يهوديان در ساير استان ها هفتاد و پنج هزار نفر از دشمنان خود را كشتند و از شر آنها رهايي يافتند . »
از ابتدا تا انتهاي كتاب استر هيچ كلمه اي كه نشان دهد خون از بيني حتي يك يهودي ريخته شده است ، وجود ندارد . به هيچ آزار عملي اي از سوي ايرانيان نسبت به يهود اشاره نشده است . با اين وجود آنان قصاص قبل از جنايت را چگونه توجيه مي كنند ؟

چگونه است كه بعد از 26 قرن همچنان ايام پوريم ، سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم ماه ادار ، روزهايي كه از هر يازده نفر ايراني يك نفر كشته شده است را به عنوان روز سپاسگزاري ، روز امحاء دشمنان يهود و روز پوريم جشن مي گيرند . بسياري از يهوديان اروپا و آمريكا به جاي پوريم ، اين مراسم را جشن ايراني كشي مي نامند .
اما ايرانيان از همان زمان سيزدهم فروردين را كه مصادف با آن ايراني كشي وحشيانه بود به عنوان نماد مبارزه و اعتراض به قوم يهود و وحشيان هخامنشي ، كه سراسيمه از خانه و كاشانه شان فراري شده بودند ، سر به كوه و صحرا مي گذارند . و نافرخندگي سيزده ي فروردين را دور از خانه بدر مي كنند .

اما اينك به دليل هجمه ي گسترده فرهنگي و تسلط فراگير يهود بر رسانه هاي ارتباط جمعي و غفلت نگران كننده ي جمع كثيري از ارباب قلم و دانش ، اين روز نه تنها نمادي از مبارزه با يهود را با خود ندارد ، بلكه در جهت خواسته ي يهود ، آمال و آرزوي يهود را كه همانا غفلت ، جهل ، خرافه پرستي و باستان پرستي ايراني است را بر آورده مي سازد .

پارس و پارسه عناوين تحقير آميزي بود كه از سوي بوميان ايراني به قبيله ي كورش بخصوص بعد از ماجراي پليد پوريم بخشيده شد . پارس صداي سگ درنده ي حمله ور است و واژه پارسه يك ناسزا و به معناي ولگرد و بي خانمان و مهاجم ناشناس است . و اينك دوست جوان من علت اين نامگذاري و ذكاوت ذاتي نياكان ما را بخوبي ميداند . اما ممكن است ، نداند كه چرا اين عنوان اكنون به مردم مهربان و صميمي ما داده شده است . دوست من بداند كه پس از سقوط هخامنشيان ، به دست اسكندر نجات بخش ، طومار هخامنشيان و به دنبال آن ، طومار واژه ي پارس درهم پيچيده شد . اما يهود با روي كار آوردن مهره ي پليد خود ، رضا شاه خبيث ، مجدد به احياء شيوه و روش هخامنشيان و احياء واژه پارس مبادرت ورزيد . آيا براي دوست جوان من جاي سؤال نيست كه چرا تا قبل از حاكميت سلسله پهلوي ، هيچ سلسله و سلطان و سرداري ، خود و سلسله اش را پارسي نخوانده است ؟ يهود بواسطه ي تسلطي كه بر رسانه ها دارد و بخاطر مهارتي كه در تحريف و القاي كلمات و واژه ها دارد و از آنجائيكه امروزه ابلهاني بخاطر هوي و هوس ، لذت جسماني و شهواني شان را در حاكميت وحشيان آمريكايي و انگليسي كه نقش هخامنشيان را در دنياي مدرن بازي ميكنند ، مي بينند ، كلماتي مانند بنيادگرا ، خشونت طلب ، انتحاري ، متحجر و تروريست ، كه همرديف و تداعي كننده ي واژه ي پارس است ، را نيز به كرات براي مردم ما و مردم شرق ميانه تكرار ميكنند ، تا اينكه طعم بد آن و بوي مشمئز كننده ي آن به ذائقه ي ما گوارا ، و براي هميشه براي ما و متعلق به ما باقي بماند . همانطوري كه امروز ذائقه ي كمتر كسي است كه واژه ي پارس را نپذيرد . و براي اينكه خود را آرام كند به مهملات باستان شناسان بيگانه و باستان پرستان داخلي ، و به قوم بي نشانه ي پارسوماش و پارسوا پناه ميبرد .

اما براستي چرا يهود از پيگيري تبعات پوريم نا خرسند است و چرا از اينكه اين خشونت پليد و اين خونريزي وحشيانه به عنوان يك ماجراي تاريخي با تبعات ضد تمدني مخصوص به خود مطرح شود بيم دارد ؟ يهود مي داند كه به دنبال چيست . لذا مي گويد : كسي كه در شكار به دنبال صيد كوچك مي رود ، صيد بزرگ را از دست مي دهد .(پ/20) او براي برپايي حكومت جهاني بايد شكارچي قهاري باشد ، طعمه ي بزرگي را هدف قرار دهد تا طعمه هاي كوچكتر با پاي خود در دام صياد خوناشام قرار گيرند . به همين منظور بندي از پروتكل شماره ي 16 با صراحت مي گويد : تمام حقايق مربوط به قرون گذشته را كه مطلوب ما نباشد ، از لوح ذهن آدميان پاك مي كنيم .

دانش آموزان عزيز تقاضاي اكيد معلمتان را بشنويد و بندي از پروتكل شماره ي 3 كه مي گويد : غير يهوديان عادت به فكر كردن را از دست داده اند ، مگر آنكه متخصصان ما به آنها آگاهي بدهند ، را مرتبه اي ديگر بخوانيد . و در بسياري از داده هاي به اصطلاح علمي و تخصصي ايرانشناسان ، باستان شناسان ، روان شناسان ، جامعه شناسان ، و ... كه اغلبشان دانش آموخته ي دانشكده هاي كنيسه اي در اروپا و آمريكا بوده اند ، به ديده ي ترديد بنگريد . و مجدد در تاريخ ، فرهنگ ، آيين و روش زندگي پيشينيان مطالعه كنيد و در اين مطالعه و كنكاش خود را از اطلاعات ضد و نقيضي كه يهوديان براي گيجي و سرگرداني ما طراحي كرده اند و پروتكل شماره ي 5 تصريح به آن دارد كه بايد ترويج مطالب ضد و نقيض را آنقدر ادامه دهيم كه غير يهوديان خود را در پيچ و خم اطلاعات متناقض گم كنند ، عاري نماييد و با اتكاء به آگاهي ذاتييتان و با برخورداري از دانش محققان نو انديش و درست انديش راه سعادت و رستگاري را براي فرزندان فرداي ايران هموار سازيد .

اينك دوست دانش آموز من ميداند كه شعار جنگ پيشگيرانه ، كه شعار وحشيان آمريكايي و انگليسي است ، و طبق آن سرزمين هاي اسلامي و بويژه ايران عزيز را نشانه گرفته اند ، ريشه در تورات ، كتاب استر و 26 قرن پيش دارد . و نيز بخوبي به اين نكته توجه دارد كه قدرت اقناع انديشه از يهود و به تبع از غرب گرفته شده است . آنان نه تنها به سؤالات مطروحه ي محققين پاسخ نميدهند بلكه با هياهو و هوچي گري در صدد خفه كردن انديشه ها و به خواب كردن مردم جوامع خودشان نيز برآمده اند . با اين همه ، سؤالات و پرسش ها همچنان باقي است و ما مجدد مي پرسيم ، چرا پرسش از هولوكاست را جرم ميشماريد ؟ و چرا از بحث و گفتگوي جست و جو گرانه در باره ي پوريم طفره ميرويد ؟

و اين آخرين قسمت از مقاله را به دوستان شهيدم ، پسران شجاعي كه مرگ را شرمنده ي خود كرده اند و به مردان بزرگي كه شاهد درد و رنج فراوان آنها در زندان هاي بعثي صهيونيستي بوده ام و به همه ي مردان و زناني كه نشان داده اند حوادث روزگار هيچ تزلزلي را در عزم آهنيني آنها بوجود نمي آورد ، تقديم مي كنم

گاهي متوجه ي ابلهاني مي شوم كه مزورانه و مزدورانه ذهن دوست جوان مرا با اباطيلي كه پشتوانه ي آن چيزي جزء آموزه هاي رابي ها و حاخام هاي يهودي نيست آشفته مي سازند و توطئه اي كه در ابعاد مختلف ، زندگي فردي و جمعي ما را در بر گرفته ، توهم مي پندارند و انحطاط مرموزي كه متأسفانه پايه هاي زندگي خانوادگي و ستون هاي محكم جامعه ي ديني را نشانه گرفته است ، را انحطاط طبيعي قلمداد مي كنند و از توطئه ي حساب شده اي كه موريانه وار قصد ويراني سقف رفيع خوشبختي حاصل از تلاش مردان و زنان انقلابي را دارد ، غفلت مي ورزند.

ْآنان به تبع از يهود به تبليغ و ترويج Latitudinarianism مي پردازند . و از اين طريق ذهن دوست خوب مرا آشفته و زمينه هاي استحاله ي فكري و معنوي را در جامعه سبب مي شوند . اعتقادي كه رهايي از هر قيد و بندي را در سر لوحه ي خود دارد و آزادي در تفسير عقائد و سهل انگاري مسائل اساسي ديني را شعار خود قرار داده است . كلماتي كه ظاهري زيبا و فريبنده دارد اما در باطن خود ويراني و از هم پاشيدگي نظام مستقر و موجود را جستجو مي كند . پروتكل شماره يك از عوامل ناآگاه خود كه باعث شده اند با ترويج آئين تساهل و تسامح ديني در طول تاريخ همچون آفتي رفاه ، صلح ، آرامش ، همكاري و اساس حكومت غير يهوديان را نابود كرده اند ، سپاسگزاري مي كند . در اين راستا سكولاريزم كه نابودي هر آنچه را كه غير يهودي است ، توجيه مي كند ، بكار مي آيد . مسيحيت زدايي در سرزمين هاي مسيحي كه امروز در بخش هاي وسيعي به تحقق پيوسته و اسلام زدايي در سرزمين هاي اسلامي كه متأسفانه نمي توان پيشرفتهاي يهود را در ان ناديده گرفت ، محصول سكولاريزم است . آقاي فورد با اعتقاد به اينكه دنيوي كردن ، مقدمه ي يهودي كردن است ، در صفحه ي 47-48 يهود بين الملل راه نفوذ تفكر يهودي در مدارس را Secularism مي داند ، مي گويد : سكولاريزم را در مدارس رواج دهيد تا بعد بتوانيد راه و رسم يهود را در دانشگاه ها حاكم كنيد . پروتكل ها ابزار سكولاريزه كردن ، دنيايي و دنيوي كردن افكار را سوق دادن و غرق كردن جوانان در دريايي از اوهام شاعرانه و تربيت كردن بر اساس تئوري هاي غلط يهود مي پندارد . (پ/9) به همين دليل است كه پروتكل شماره ي 4 مي گويد كه ما بايد شالوده ي ايمان را ويران كنيم ، اصل خدا و روح را از ذهن غير يهود بزداييم ومحاسبات رياضي و اميال مادي را جايگزين اين معاني نمايم . لذا پروتكل شماره ي 17تز بي اعتبار نمودن روحانيت غير يهود را اعلام مي كند و بر خاتمه دادن به مأموريت آنان ، كه آن را مانع بزرگي بر سر راه خود مي داند ، اصرار مي وزرد . و از آنارشيزم Anarchism به عنوان آزادي استمداد مي طلبد . او خوب مي داند در جوامعي كه موفق شده است اخلاقيات را از بين ببرد و وجود خدا را نفي كند ، چيزي جز شعله هاي آتش هرج و مرج طلبي به آسمان زبانه نكشيده است . (پ/23)


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.