صفحه نخست arrow مقالات arrow مسيحيت arrow عيسى در قرآن،عيساى تاريخى و اسطوره تجسّد
spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود
addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
عيسى در قرآن،عيساى تاريخى و اسطوره تجسّد چاپ پست الكترونيكي
۰۳ خرداد ۱۳۸۵
رفتن به
عيسى در قرآن،عيساى تاريخى و اسطوره تجسّد
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

مسيحيان از ديرباز حضرت عيسى را تجسد خدا و داراى مقام الوهى مى‏شناسند. با اين حال، در دهه‏هاى اخير گروهى از دانشمندان مسيحى ادبيات تجسّد را بهره‏مند از زبان اسطوره‏اى دانسته‏اند. قرآن كريم انديشه تجسّد را يكسره رد كرده و كفر آن را به صراحت اعلام داشته است. در برابر، مسيحيان معتقدند كه آنچه در قرآن در مورد عيسى آمده، برگرفته از افسانه‏هايى نادرست است كه پيامبر اسلام(ص) از برخى فرقه‏هاى مسيحى ساكن در عربستان شنيده است. همچنين مدعى‏اند كه قرآن اعتقاداتى را به آنان نسبت داده كه هيچ‏گاه بدان اعتقاد نداشته‏اند.

نويسنده در اين مقاله به دسته‏بندى اشكالات مسيحيان در مورد «عيسى در قرآن» پرداخته و با توجه ويژه به سياق آيات و نيز موقعيت تاريخى و جغرافيايى و فرهنگى نزول قرآن، درصدد پاسخ به آنها برآمده است. همچنين نويسنده ضمن مثبت ارزيابى كردن اقدام دانشمندانى چون جان هيك در كتاب اسطوره تجسد، آن را گامى به جلو در جهت گفتگوى بين مسيحيت واسلام مى‏داند. با اين حال، وى مى‏گويد كه ديگر اختلافات موجود بين قرآن وآموزه‏هاى مسيحى درمورد عيسى به گونه‏اى است كه هنوز هم مسيحيان محتواى قرآن در مورد عيسى را غيرواقعى ارزيابى مى‏كنند.

اكنون بيش از ربع قرن از انتشار كتاب اسطوره تجسّد خدا(2) مى‏گذرد.(2) انديشه‏اى كه در اين كتاب مطرح شد، مسيحيان بريتانيا را غافلگير كرد.(3) هفت تن از محقّقانى كه در پديدآوردن اين اثر، با يكديگر همكارى داشتند، بر سر بسيارى از مسائل، از جمله كفنه اين اسطوره و خاستگاه و شكل‏گيرى اوليه اعتقاد به الوهيت عيسى يكسان نمى‏انديشيدند. با اين حال، همه آنهادر اين امر متحد بودند كه بدون صحه گذاردن بر ادعاهاى سنّتىف متافيزيكى در مورد شخص عيسى، اهميت فوق‏العاده او را در ايمان و عمل مسيحيان مورد تأكيد قرار دهند. گرچه بيشتر نويسندگان اين كتاب آگاه بودند كه رها كردن اعتقاد خشك و ساده تجسّد ممكن است براى روابط بين‏اديانى پيامدهايى داشته باشد، اما به نظر مى‏رسد كه هيچ كدام ـ به جز احتمالا جان هيك ـ در نيافته بودند كه آن بى‏باكى در [ساختارشكنى] اعتقادى، براى گفتگوى مسيحيان و مسلمانان تناسب ويژه‏اى دارد. جان هيك در نكته‏اى اذعان مى‏دارد كه:

با برداشت تحت‏اللفظى ازمفهوم «پسرخدا» يا «خداى پسر»، عبارت «تجسّدخدا» به اين معنا است كه، «تنها» از طريق عيسى مى‏توان خدا را شناخت و با او ارتباط برقرار كرد.(4) بدين ترتيب، مجموع حيات دينىف بشر در خارج از چارچوب ايمانف يهودى ـ مسيحى قرار داشته و از شمول رستگارى و نجات بيرون خواهد بود.


از ديدگاه او، اين امر:
مادام كه جهان مسيحيت، تمدنى عمدتا مستقل بود و تنها تعامل نسبتا اندكى با بقيه جوامع بشرى داشت، چندان زيان‏بار نبود؛ اما با برخورد بين دو جهان مسلمان و مسيحى و سپس با گسترش روزافزون استعمار اروپايى در سرتاسر كره زمين تفسير تحت‏اللفظى از برخى آموزه‏هاى مسيحى ـ كه در حقيقت با زبان اسطوره‏اى سخن مى‏گويند ـ آثار مخربى را پديد آورده است.(3)

شگفت است كه جان هيك در گفتار خود به آسيبى كه از گذشته از اين ناحيه بر يهود وارد آمده، اشاره‏اى نمى‏كند. با اين حال، من بيشتر دلمشغولف غفلت آشكارف ديگرى از وى هستم. به رغم آن كه وى برخورد جوامع مسلمان و مسيحى را پيش‏بينى كرده است، ظاهرا به اين نكته توجه نداشته كه نقد او بر عقيده «تجسّد خدا» ـ انديشه جديد و نوپديدى نيست، بلكه بسيار شبيه نقدهاى قرآن است. قرآن كريم تعداد قابل توجهى از آيات خود را به موضوع عيسى اختصاص داده و ضمن تصديق او به عنوان پيامبرف خدا، بارها نيز از او به «مسيح» ياد كرده و در عين حال، مسيحيان را به خاطر آن كه او را خدا انگاشته و به واسطه او، خود را برخوردار از رابطه‏اى ويژه با خدا پنداشته‏اند، مورد انتقاد شديد قرار داده است.(4)

توجيه ممكن براى اين غفلت جان هيك اين است كه گزارش قرآن از جهات ديگر با عيساى تاريخى كه دانشمندان [متخصص در] كتاب مقدّس و الهيدانان بنيادگراى مسيحى ازعيسى ترسيم‏كرده‏اند بسيارمتفاوت‏است. درواقع، بسيارى ازمسيحيان هنوز هم مايلند محتويات قرآن در مورد عيسى را به عنوان مطالبى پراكنده و پريشان و فراهم آمده از افسانه‏هاى مشكوك و بحث‏هاى جدلىف ساده و كودكانه بر ضد مسيحيت كنار بگذارند.

من در اين مقاله در پى آن خواهم بود تا راه چاره‏اى براى اين موضوع بيابم. من استدلال خواهم آورد كه مسيحيان معاصر پيامبر اسلام، بر خلاف هم‏كيشان غربى امروزى خود، مطالب قرآن در مورد عيسى را امورى پريشان و جعلى تلقى نمى‏كردند، بلكه آنها را معتبر و منسجم مى‏يافتند، زيرا قرآن به عمد از داستان‏هايى كه آنها شنيده بودند استفاده كرده و نيز روش‏هاى تفسيرى(5) را كه با آن آشنا بودند به كار گرفته است. دغدغه اصلى قرآن [در نقل مطالب مربوط به عيسى] تاريخ نيست، بلكه خداشناسى است؛ يعنى موضوع اصلى، خودف حوادث نيست، بلكه اهميت و شأن ايدئولوژيكى آنهاست.(6) از آنجا كه قرآن داستان‏هايى را به كار گرفته كه بخش انفكاك‏ناپذير از افكار عمومى مسيحيان [در آن زمان [بوده، تنها در مواردى كه پاى مباحث جدّىف اعتقادى در ميان بوده، صحت تاريخى آنها را زير سؤال برده است. در عوض، قرآن كوشيده تا اذهان مخاطبان پيامبر اسلام را تغيير دهد. از اين‏رو، متفاهمف مسيحيانف آن زمان را از آنچه به ظاهر در زندگى مسيح اتفاق افتاده، به اجمال پذيرفته و همواره براى حوادثف ادعا شده تفسيرى خدا محور ارائه كرده است.


1. انسجام مطالب قرآن در مورد عيسى(ع)

امروزه وقتى مسيحيان درباره «عيسى در قرآن» مطالعه مى‏كنند، معمولاً گيج و مبهوت مى‏شوند. اين امر در درجه نخست به علتف وجود جزئياتى است كه در انجيل‏هاى چهارگانه موجود به آنها اشاره نمى‏شود. آنها عبارت‏اند از: پديد آمدن معجزه‏آساى «رطبف رسيده» و «نهر روان» پس از زايمان مريم (19:24ـ26)، سخن گفتن عيسى در گهواره (19:23ـ29)، آفريدن پرنده از گل (5:110 و 3:49) و پرسش حواريون از عيسى مبنى بر اين‏كه آيا خدايش قادر است براى آنها مائده آسمانى فرو فرستد (5:112ـ115).

ويژگى دوم كه باعث تحيّر [مسيحيان] شده است مخلوط شدن نام مريم و عيسى با شخصيت‏هاى عهد قديم مى‏باشد كه نامى شبيه نام اين دو داشته‏اند، بدين گونه كه مريم با عنوان «خواهر هارون» مورد خطاب قرار گرفته است (19:28)؛ گويى كه مريمف خواهر هارون و [موسى [است.(7) نيز [مطابق قرآن، [عيسى در راه خدا خواهان يارانى شده است (3:54 و 61:14)، گويى كه او يوشع بن نون (وصىفّ موسى) است.

سومين زمينه شگفتى‏ساز، برخى انتقادات قرآن به عقايد مسيحيان است كه [به نظر آنان [خارج از موضوع است. مسيحيان آگاهانه ادعا نمى‏كنند كه «خداوند، سومى از سه است» (5:73) يا اين‏كه «خدا، مسيح پسر مريم است» (5:72) يا اين‏كه «عيسى و مادرش دو خدا در كنار خداونداند» (5:116). نتيجه همه اين‏ها آن است كه آنها مايلند تا تصوير عيسى در قرآن را محصول اطلاعات محدود و پريشان پيامبر اسلام از مسيحيت دانسته، آن را كنار گذارند.

[در پاسخ بايد گفت كه] اين موارد كه مسيحيان امروزى آنها را سخنانى پريشان يافته‏اند، معاصران پيامبر اسلام(ص) را متحيّر نمى‏ساخته است. منبع اطلاعات مسيحيان معاصر پيامبر(ص) از عيسى و مادرش، مبلّغان مذهبى و داستان‏سرايان بوده‏اند. همان طور كه قبلاً اشاره كرده‏ام، قرآن نيز در مواجهه با آنها به همان داستان‏هايى كه با آنها آشنايى داشته‏اند اشاره مى‏كند. برخى از اين داستان‏ها نظير «رفطبف رسيده»، «نهرف روان»، «سخن گفتن عيسى در گهواره»، «معجزه آفرينش پرنده» در برخى انجيل‏هاى آپوكريف مورد تأييد قرار گرفته است.(5)

برخى از اشكالات پيش گفته نيز با استفاده از تفسير تمثيلىف(8) عهد عتيق قابل توضيح است(9) كه تا پيش از مطالعات انتقادى جديد، در ميان مسيحيان رايج بوده است. در اين روش از تفسير، وقايعى كه در عهد قديم حكايت شده صرفا و يا اصلاً به عنوان حوادث اتفاق افتاده در تاريخ تلقى نمى‏شود، بلكه اين حكايت‏ها كليشه‏ها و نمادهايى است كه زندگى عيسى را پيشگويى مى‏كند.(6) براى مثال، مقصود از قربانى‏كردن اسحاق توسط ابراهيم، پيشگويىف آن است كه خداوند عيسى را مى‏فرستد تا كفّاره گناهان انسان شود، زيرا اسحاق و عيسى هر دو، يگانه پسرف(10) خانواده بودند و اسحاق، چوبى را كه قرار بود بر آن بسته شود خودش حمل كرد،(11) همان‏طور كه عيسى، دارش را خود بر دوش كشيد.(7) بنابراين، براى مردمى با چنين پيشينه ذهنى، نبايد همانندسازى داستان مريم، مادر عيسى، با داستان مريم، خواهر هارون [و موسى]، امرى شگفت‏آور باشد. با اين همه [در وجه شباهت داستان دو مريم مى‏توان گفت كه] مريم عيسى را در طفوليت از دست هيروديس ـ كه كودكان بى‏گناه را قتل عام مى‏كرد ـ نجات داد، همان‏طور كه مريم، خواهر هارون، موسى را در كودكى از قتل عامى مشابه به دست فرعون نجات داد.(8) علاوه بر آن، ننگف به دنيا آوردن فرزند بدون داشتن همسر، با شرمى كه خواهر هارون به آن دچار شد قابل مقايسه است. كتاب مقدس مى‏گويد كه خداوند او را به طور موقت دچار مرض جذام كرد، به‏طورى كه پوست بدنش مانند بچه‏اى كه مرده به دنيا مى‏آيد(9) سفيد شده بود.(12)


 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.