spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
خانوادة آسماني چاپ پست الكترونيكي
۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰
  •  ضرورت آشنايي با خانوادة آسماني
ضرورت آشنايي انسان با وطن اصلي و خانوادة آسماني‌اش و اينكه انسان بداند اصل و ريشه‌اش چيست، چگونه به اينجا آمده، قبلاً كجا بوده و به كجا خواهد رفت، موضوع بسيار مهمّي است. اگر انسان شناختي از خانوادة آسماني‌اش نداشته و صرفاً با خانوادة زمينيِ‌اش زندگي كند، در بازگشت به نظام ابدي كه به نزد خانوادة آسماني‌اش بر مي‌گردد، نمي‌تواند با ايشان ارتباط برقرار كند و از وجودشان بهره‌مند شود. در اسلام خوشبختي در نظام دنيايي و آخرتي بر مبناي فهم و كشف خانوادة آسماني و ارتباط با آنهاست و از طرفي هرچه ارتباط انسان با اين خانواده بيشتر باشد، حجم شادي و آرامش او هم بيشتر مي‌شود و هركس بخواهد بداند كه چرا در دلش غصّه، ناراحتي و اضطراب وجود دارد، يقيناً به‌خاطر اينست كه از اصل و خانوادة آسماني خودش دور افتاده است. زيرا خداوند تبارك و تعالي همة اسباب و علل را به‌دست آنها قرار داده است. پس نزديكي به اين خانواده در واقع نزديك شدن به اصل و حقيقت خودمان است و هر اندازه انسان خودش را در كهف آنها قرار دهد، در امان‌تر، آرام‌تر و شادتر خواهد بود. بنابراين مي‌توان نتيجه گرفت كه منشأ همة بدبختي‌ها و تحقير و له شدن‌هاي انسان به اين برمي‌گرد? كه ازخانوادة اصلي و همين طور از حقيقتش فاصله گرفته است؛ يعني دست آنها را از كمك به خودش كوتاه نموده و با اكتفا به توانايي‌هايش حركت مي‌كند.

در زيارت عاشورا اشاره شده است: «أن يجعلني معكم في الدّنيا والآخرة» خطاب به خانوادة آسماني مي‌گوييم كه همة آرزو و دغدغه‌هايم اينست كه بتوانم در دنيا و آخرت با شما باشم. اين را نبايد فقط به‌عنوان يك شعار يا صرفاً يك دعا تلقّي كنيم؛ بلكه بايد يك تقاضاي همراه با يك حركت در نظر بگيريم و انسان بايد براي پيدا كردن و رساندن خودش به خانوادة حقيقي‌اش تلاش كند تا بتواند با آنها ارتباط برقرار كند و اين اتّصال مي‌تواند منشأ خيرات و بركات زيادي باشد كه هر كسي مي‌تواند در وجود خودش احساس كند.

  • آثار ارتباط ضعيف با خانوادة آسماني
اگر انسان ارتباطش را با اين خانواده ضعيف كند، در معرض انواع حمله‌هاي شيطان (حمله از جلو، عقب، راست و چپ) قرار مي‌گيرد و به دنبال اين ارتباط ضعيف، احساس انواع شكست‌ها است؛ مانند كسي است كه هم اكنون نمي‌داند خانواده‌اش در كجا و چه كساني هستند و اگر او را در جامعه كه نه خانه‌اي، نه پدر و مادري و نه حامي‌اي دارد رهايش كنيم، دچار اضطراب و آسيب مي‌شود و زماني اين فرد به آرامش مي‌رسد كه به خانوادة خودش بازگردانده شود. در حركت به سمت ابدّيت، بزرگ‌ترين اشتباه انسان اين است كه فكر مي‌كند با داشتن پدر و مادر، همسر، فرزند و ... به امنيّت و آرامش رسيده است؛ در حالي كه هيچ كدام از اينها براي انسان آرامش و خوشبختي نمي‌آورد؛ بلكه بايد آن را در جايي ديگر جست‌وجو كرد. امروزه اكثر قريب به اتّفاق طلاق‌ها و كشمكش‌ها از عدم شناخت صحيح انسان از خود و خانوادة حقيقي‌اش ناشي مي‌شود و براي انسان اين حائز اهميّت است كه بداند حقيقت و روحي كه ازآسمان به اين دنيا آورده و در اين دنيا با بدن مردانه يا زنانه يا بدن‌هاي خنثي پيوند خورده، جزو حقيقت او نيستند و آن را بايد به جايگاه اصلي و به خانوادة حقيقي خودش پيوند دهد و اگر حواسش نباشد و پدر ? مادر اصلي‌اش را گم كند، بايد منتظر هر بلا و آسيبي باشد.

  • آثار عدم ارتباط با خانوادة آسماني
اگر انسان ارتباطش را با اين خانواده قطع كند يا اصلاً نداند كه كيست، نمي‌تواند تصميمات خوبي يا تفكّرات صحيحي داشته باشد. به تعبير اميرالمؤمنين(ع) كه فرمودند: «من عرف نفسه عقله و من جهله ضلّه؛ هركس خودش را بشناسد مي‌تواند فكر خوبي داشته باشد و هر كس خودش را نشناسد، حتماً گمراه مي‌شود.»1

طبق فرمايش حضرت، انتخاب‌‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و افكار انساني كه عوامل سازندة دنيا و آخرت او هستند، زماني درست و صحيح خواهند بود كه انسان خودش را بشناسد. يعني مثلاً انتخاب همسر، رشتة تحصيلي، دوست و ... همه منوط به تعقّل صحيح مي‌باشد. بنابراين در قرآن اشاره شده است: وقتي كه به جهنّميان گفته مي‌شود كه چه‌طور شد جهنّمي شديد، مي‌گويند: «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ؛ اگر ما مي‌شنيديم يا تعقّل مي‌كرديم، هيچ ‌وقت جزو اصحاب سعير (مكاني در جهنّم را سعير مي‌گويند) نمي‌شديم»2. طبق اين آيه، جهنّم محصول بي‌عقلي و بي‌فكري انسان است؛ يعني كسي كه ساختارحقيقي‌اش را كامل نمي‌داند و بر اساس اين ساختار تصميم نمي‌گيرد و اگرشما خود را زن يا مرد معنا كنيد و نگاه به خود را فقط از تولّد تا مرگ معطوف كنيد؛ چون اين نگاه، نگاه اشتباه و غلطي است، هر تصميمي و تعقّلي و برنامه‌ريزي كه براساس اين نوع نگاه باشد، لاجرم اشتباه ازكار درمي‌آيد؛ مانند كارخانه‌اي كه موادّ اوّليه‌اي را كه مورد استفاده قرار داده خوب نبوده است، در نتيجه نمي‌تواند محصول خوبي هم داشته باشد.

  • شناخت انسان و تفكّرات صحيح
انسان زماني مي‌تواند تفكّر درست و صحيحي داشته باشد كه نگاه به خودش را از زماني كه پيش خداوند بوده تا زماني كه به اين دنيا آمده و ابديّتي كه در پيش رويش قرار دارد، در نظر بگيرد و بر اين اساس به تعقّل و تفكّر بپردازد؛ يعني در انتخاب هر موردي مثل همسر، رشتة تحصيلي، پوشيدني‌‌ها، لمس كردني‌ها و... همين نوع نگاه را مدّنظر داشته باشد و بعد از آن، دست به انتخاب بزند. در اين صورت بي‌ترديد انتخاب صحيحي خواهد داشت.

در تحقيقاتي كه انجام شده و طبق آمار جهاني كه به‌دست آمده، وقتي از افراد دربارة انتخاب‌‌ها، ارتباط‌ها، رفتارها و افكارشان سؤال شده كه اگر به گذشتة خود برمي‌گشتيد، آيا باز هم همين نوع را انتخاب مي‌كرديد يا نه؟ اكثر قريب به اتّفاق گفتند: ما اشتباه كرديم و حاضر نيستيم همين نوع انتخاب را داشته باشيم. به نظر شما چرا چنين اتّفاقي مي‌افتد؟ چون متوجّه شده‌اند هر چيزي را كه انتخاب كرده‌اند، اشتباه بوده است. پس طبق فرمايش اميرالمؤمنين(ع) كسي كه خودش را بد تفسيركند، همة ساختار وجودي‌اش را نمي‌تواند ببيند و اساساً به و?ات، برزخ وآن عظمتي كه ميلياردها برابر جذّاب‌تر و شيرين‌تر از اينجاست، نمي‌تواند فكركند و اين مانند جنيني مي‌ماند كه خودش را براي يك عالمي كه بي‌نهايت بزرگ‌تر از رحم مادر است، آماده نكند؛ پس درك درستي نمي‌تواند از آن داشته و در نتيجه نمي‌تواند تولّد سالمي هم داشته باشد. بنابراين اگر انسان هم نداند كه بعد از مرگ، چه عالمي منتظر اوست، همة افكار، تصميمات و رفتارهاي او اشتباه از كار در مي‌آيد. بنابراين به جاي اينكه به كسي بگوييم كه خوب باشد، بايد به او بگوييد كه خودت را ببين؛ يعني بايد بخش‌‌هاي وجودي‌اش را ببين? تا بتواند خوب باشد. در فرمايش ديگري از اميرالمؤمنين(ع) كه مي‌فرمايد:«لا تجهل بنفسك فإنّ الجاهل معرفة نفسه جاهل بكل شيء؛ نسبت به خودت جاهل نباش؛ چون كسي كه خودش را نمي‌شناسد، هيچ چيز را نمي‌شناسد.»3

داستان زندگي بشر امروزه اينست كه با پيشرفت علم در بدترين وضعيّت و شرايط روحي و رواني قرار گرفته است؛ زيرا اساساً پيشرفت علمي مبتني بر شناخت صحيحي نيست. بنابراين نمي‌تواند شادي و آرامش حقيقي را به دست آورده و آن منِ حقيقي انسان را پيدا كند و اگر اين منِ حقيقي در انسان زنده نشود و انسان نتواند با خودش آشتي كند، بايد هرلحظه منتظرهر نوع خطر و گناهي باشد.

در راستاي همين بحث، تعبيرديگري از حضرت است كه مي‌فرمايند: «من لم يعرف نفسه بعد عن سبيل النجاة وخبط في الضلال و الجهلات؛ هركس خودش را نمي‌شناسد، از راه نجات دور مي‌شود و قدم در گمراهي و جهالت‌ها مي‌گذارد.»4
طبق فرمايش حضرت، نگاه اشتباه به خود مي‌تواند، سرمنشأ تصميمات نادرست باشد و هركس در هر مقام و منصبي اعمّ از شغل، تحصيل، ازدواج و... باشد، اگر توجّه به نوع تصميماتش نداشته باشد، همه به ضرر او خواهد بود؛ يعني انسان هر چه از خودش فاصلة كمتري داشته باشد، سطح اضطراب‌ها و نگراني‌هايش كمتر مي‌شود.

  • راه دستيابي به خوشبختي
قاعدة اساسي و مهمّي كه در اينجا وجود دارد اينست كه اگر بخواهيد خود، خانواده و اطرافيانتان را خوشبخت كنيد، بايد به خود حقيقيتان نزديك شويد و با آن آشتي كنيد و اگر اين خودِ حقيقي قدرت پيدا كند، نيازمند به عاطفه و توجّه كسي نخواهيد شد و با از دست دادن اطرافيانتان، اضطراب و نگراني به سراغ شما نخواهد آمد و اين خودِ حقيقي آن‌قدر ارزش دارد كه قرآن كريم به آن اشاره كرده و مي‌فرمايد: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً؛ همة آنچه در زمين است براي توخلق كردم»5 يا در زيارت عاشورا خطاب به امام حسين(ع) مي‌گوييم: «أسئل الله أن يبلّغني المقام المحمود لكم عندالله؛ من به آن مقامي كه تو داري مي‌خواهم برسم.»؛ يعني وقتي آن خودِحقيقي قدرت پيدا كند، به مقام كمتر از مقام امام حسين(ع) راضي نمي‌شود. بنابراين احساس پوچي داشتن ناشي از اينست كه با خود قيمت‌دار رابطه پيدا نكرديد. مثلاً اگر كسي بداند هر يك‌بار عصبانيت حجم زيادي فشار قبر براي او دارد و اين را به‌عنوان يك حقيقت بپذيرد، حتماً تلا ش مي‌كند كه با آن خود حقيقي‌اش و خانوادة حقيقي انس پيدا كند.

از جمله خيرات و بركات اين ارتبا ط، آرامش و شادي‌اي است كه به روي انسان باز مي‌شود و اين انس آن‌قدر انسان را سرشار از محبّت و عاطفه مي‌كند كه ديگر نياز به محبّت كسي پيدا نمي‌كند. پس براي رسيدن به اين آرامش، به لوازمي نياز است؛ از جمله وقت گذاري وآشتي با خود حقيقي است و نبايد اجازه داد كه امورات ديگري از جمله مشغله‌هاي علمي و شهواني، مسائل اجتماعي و سياسي انسان را بيچاره كند؛ زيرا اين مشغله‌ها باعث جدايي انسان از خود حقيقي‌اش مي‌شود. بنابراين وقتي انسان از خود حقيقي‌اش فاصله بگيرد و با آن بيگانه شود، هلاكت ر? براي خود رقم مي‌زند. امّا اگرانسان با خانوادة آسماني‌اش آشتي و انس برقرار كند همة قدرت‌ها و لذّت‌هاي حقيقي به سراغ او خواهد آمد و اگر بتواند وجودش را احيا كند، انسان خيلي بزرگي مي‌شود و به شادي و آرامش دست پيدا خواهد كرد.

استاد محمد شجاعي
ماهنامه موعود شماره 123

پي‌نوشت‌ها:

1.  غررالحكم؛ ص52.
2. سورة ملك (67)، آية10.
3. غررالحكم، ص233.
4. غررالحكم، ص233.
5. سورة بقره(2)، آية 29.
 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2019 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.