spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
سخن حق، دوستي برايم باقي نگذاشت چاپ پست الكترونيكي
۲۳ فروردين ۱۳۹۰
http://mouood.org/images/news3/shiaSunni.jpgمدّتي پيش مقالاتي دربارة شيعه و اهل سنّت براي مردم عامّي و کوچه بازار نوشتم و هدفم از اين نوشته ها، اين بود كه بگويم شيعه و سنّي دو بال اين امّت بيچاره اند كه متأسّفانه با وجود آن دو بال، نمي تواند پرواز كند و تنها به كاوش در خرابه ها و ويرانه هاي گذشته بسنده ميكند؛ امّا اين روزها اين گونه به نظر ميرسد كه مصيبتِ کوتاه فکری تنها در ميان مردم عامّي و كوچه و بازار نيست؛ بلكه اين مصيبت را در ميان عقلا و انديشمندان نيز ميتوان ديد و از جملة آن عقلا و انديشمندان، شيخ يوسف قرضاوي، رئیس اتّحادیة علمای مسلمان است.

به همين دليل اين داستان خود را براي شيخ قرضاوي تعريف ميكنم. شيخ ببين، من كلاس دوم ابتدايي بودم كه براي اوّلين بار نماز خواندم در آن زمان پس از نصيحتهاي معلّم مدرسه، از مدرسه به خانه بازگشتم و سر و گوش و پاهايم را شستم و وضو گرفتم. در اتاق ايستادم و دستانم را روي سينهام گذاشتم و به روش اهل سنّت نماز خواندم. در آن زمان پدرم كه خداوند او را قرين رحمت خود سازد، وارد اتاق شد و من گوشه چشمي به او نگاهي كردم و منتظر بودم، پدرم مرا به خاطر نماز خواندن و پرهيزكاري تشويق كند. او با ديدن من لبخندي زد و منتظر ماند تا نمازم به پايان رسيد، سپس مرا كنار خود نشاند و با من سخن گفت. دقيقاً به ياد ندارم در آن روز چه به من گفت ـ هرچند كه پدرم به اصطلاح فردي ليبرال يا يك شيعة سكولار بود ـ امّا به ياد دارم كه او بار ديگر حوادث تاريخي را براي ما تعريف و تجزيه و تحليل ميكرد؛ امّا به گونهاي متفاوت با كتابهاي درسي و صحبتهاي معلّمان. ما تاريخ را با دو روايت مطالعه و بررسي ميكرديم: 1. روايت استاد زهدي، معلّم ديني مدرسهمان؛ 2. روايت پدرم.

هنوز هم با وجود سالهايي كه از آن زمان گذشته و با وجود اينكه مطالب زيادي در مورد تاريخ خواندهام، آن داستانها در ذهنم باقي مانده است. پدرم، كه خداوند او را رحمت كند، هیچ وقت نگفت: فرزندم اين سنّيها، مهاجمند يا آنها بدعتگذارند و خواندن مطالب آنها خطرناك است و نگفت خيلي اطراف سنّيها و اعتقادات آنها نرو و به من نگفت اگر سنّي شوي از ارث محرومت ميكنم. پدرم تنها بنا بر اطّلاعاتش براي ما تاريخ را با روايت ديگري مرور و بررسي و تجزيه و تحليل ميكرد و بعد از آن بيرون رفته و با هم توپ بازي ميكرديم، بدون اينكه ما دو گروه تيم را بنا بر مذهب تقسيم كنيم. پس از آن، مرحلة دبيرستان را در شهر «دوحه» در اوايل دهة هشتاد قرن گذشته، سپري كردم.

آن زمان، دوران نوجواني و انقلاب جواني و تعصّب نسبت به عقايد و آرا بود و زنگهاي درس تربيت اسلامي تبديل به درگيريها و جنگهاي طايفهاي و قبيلگي و مذهبی تمام عيار با دبيرهاي مصري بود كه بيشتر آنها تازه به كشور ما آمده بودند و ناگهان كشف ميكردند كه در كشورها چيزي به نام شيعيان وجود دارند كه عقايد خاصّ خود را در مورد حوادث تاريخي داشتند كه مخالف عقایدی بود که آن دبيرها مدّتها به آن ايمان داشتند. به همين دليل، معلّمهاي بيچاره پس از بحث و جدلهاي بسيار با ما، ميگفتند: ما دنبال بحث و جدل نيستيم، آنچه كه پيش روي شماست را حفظ كنيد؛ زيرا پرسشهاي امتحان از اين كتابها ميآيد. ما در آن زمان به پيروزيهاي خود در مقابل اين دبيرها افتخار ميكرديم. ما تصوّر ميكرديم كه دو محور اصلي درگيري در جهان، شيعيان و اهل سنّت هستند. به ويژه با آغاز جنگ ايران و عراق.

در آن زمان يك نوع تفکّرات نوجواني و نوباوگي و خامي داشتیم، تفکّراتی كه هر فردي در ابتدا با آن رشد ميكند، سپس افكار و عقايدش پخته ميشود و انسان با بزرگتر شدن، اين خامي را به خاطرات خويش ميسپارد و بعدها آن را براي فرزندانش تعريف ميكند.

اين در مورد دوران نوجواني و خامي ما بود؛ امّا متأسّفانه امّت اسلامي گويي كه اکنون دوران خامي و نوباوگي خود را ميگذراند. امّتهاي ديگر با گذر زمان از نظر فكري و ارزشها، اميدها و آرزوهايشان بزرگتر و بزرگتر ميشوند؛ امّا ما امّتي هستيم كه با گذر زمان همچنان به عقب بازميگرديم و خامي و نوباوگي خود را حفظ ميكنيم، شيخ! تو را به خدا سوگند ميدهم اين را براي ما توضيح بده كه تو گفتهاي، شيعيان هم مسلمان هستند. بعد از آن گفتهاي كه بايد از آنها بر حذر بود؟ اين چه معنايي دارد؟

شما را به خدا سوگند ميدهم شيخ! آيا پس از توطئههاي صهيونيستها و آمريكاييها و فراماسونرها براي تجزيه و ضعيف و تكّه تكّه كردن امّت اسلامي، آيا بر زبان آوردن چنين سخناني جايز است؟ آيا اين درست است كه به مسلمانان از پشت خنجر بزنيم؟! و به سمپاشي عليه آنان بپردازيم و چوب لاي چرخ آنان بگذاريم، شيخ! آيا آن شیعیان ميلياردها دلار سرمايه دارند؟  آيا تو خود حسابهاي بانكي آنها را در سوئيس ديدهاي؟ آيا شما براي افتتاح حساب شخصي به آنجا مراجعه كردهايد؟ و آنجا كشف كردهايد كه شيعيان حسابهاي بانكي با سپردههاي ميلياردي دارند؟ شيخ! آيا قصرهاي طلايي يا آسمان خراشها و برجهاي آنها را در «بنيجمرة بحرين» ديدهايد؟ يا اينكه عكسهاي ماهوارهاي كارخانههاي ساخت اسلحة آنها را در هورهاي عراق به دست شما رسيده است كه چنين ميگوييد؟ مگر شما سوار هواپيماهاي تبليغي آنها شدهايد كه مبلّغان آنها را از فرودگاه بانيان افغانستان به ديگر جاها ميبرند؟ آيا با شركتهاي چند ملّيتي آنها در جنوب لبنان همكاري داشتهايد؟ يا تصوّر كردهايد كه كوهها و درّههاي صعده در يمن، مرتعها و گردشگاههاي زيباي سوئيس است؟ جناب شيخ! آنها همانند بسياري از اهل سنّت در فقر مطلق زندگي ميكنند. شيخ! چطور ممكن است حدود يك ميليارد سنّي از دهها ميليون شيعه بترسند؟ شيعيان سالها به دنبال اخذ مجوّز براي ساخت مساجد خود در ادارات دولتي سر ميزنند، سپس از ترس اينكه ممكن است، ساخت آن مساجد به لولههاي نفت آسيب برساند، اجازة ساخت مسجد به آنان داده نميشود، يا شايد آن كار بر بازار نفت تأثير سوء دارد؟ قصد من ريشخند و طنز نيست، اينها اتّفاقاتي است كه در كويت روي ميدهد، در كشوري كه ظاهراً با تمام توان تلاش ميكند تبعيض را ميان شهروندان خود از بين ببرد. من در مورد كشوري با تو سخن ميگويم كه يك سوم شهروندان آن و يك دهم نمايندگان آن و يك دهم دولت آن مشرك و كافر (شيعه)اند؛ زيرا آنان براي قرائت فاتحه به ديدار اهل قبور ميروند. حضرت شيخ! من چيزي از هجمه و حملة شيعه نميبينم، در طول تاريخ تنها دو نفر بودند كه شيعه بوده و به مناطق ديگر لشكركشي كردند، آن دو، موسي بن نصير و طارق بن زياد بودند كه به «اندلس» حمله كردند و آن را فتح كردند، پس از آن چه شد ؟ در كتابهاي تاريخ آمده است كه پس از شك كردن در مورد شيعه بودن آنها، آن دو به «شام» فراخوانده شدند و مشكلات زيادي براي آنها به وجود آوردند.

حضرت شيخ، آيا شيعيان در طول تاريخ خطري براي امّت اسلامي به شمار ميآمده اند، اگر دوست داريد، به تاريخ بازگرديم، در زمان تعصّب مذهبي، نسائي، شيخ بزرگ و دانشمند علم حديث و سنّي مذهب معروف وارد يكي از مساجد شام شد و در آن مسجد سنّيهاي متعصّب از او سئوال كردند. چرا كتابي در مورد فضايل علي(ع) تأليف كردهاي و كتاب در مورد فضايل فلان صحابي تأليف نكردهاي؟

حضرت شيخ! اين شيعيان در طول تاريخ مصيبتهاي زيادي را متحمّل شدهاند و اشخاص صالحي مانند شما به شيعيان تهمتهاي زيادي وارد ساخته اند، هرگاه گريه كردهاند، آنها را كافر و هرگاه نماز خواندهاند، آنها را مشرك و هرگاه به زيارت قبور رفتهاند، آنها را فاسق و هرگاه روزه گرفتهاند، آنها را زنديق ناميدهاند، شيعيان بايد چه كار كنند كه شما از آنان راضي باشيد و به آنها نامة ورودي بهشت را بدهيد؟

شيخ! دست از اين سخنان بردار. دست از اين بحثهاي بيهوده بردار، بگذار هر كس ميخواهد سنّي و هر كس مي خواهد شيعه باشد، مشكل اين نيست و اوضاع و احوال ما با اين سخنان تغيير نميكند، شيخ اكنون که شما و امثال شما، بزرگان و عاقلان اين امّت هستيد، اوضاع ما چنين است، خدا رحم كند زماني كه نادانان و ديوانگان زمام امور را در دست بگيرند.

روزنامة كويتي الرأي؛ جعفر رجب
 
بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2017 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.