spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
اسلام و بحران عصر ما- قسمت اول چاپ پست الكترونيكي
۲۸ فروردين ۱۳۹۰
http://mouood.org/images/news3/islamophobia.jpgدر «اوگاندا» بارها، بوميان به تحريك ميسيونرها با مسلمانان درگير شدند و گاه به كمك سلاح‌هاي مجهز و امكانات فراواني كه غرب در اختيار بوميان مسيحي قرار مي‌داد، مسلمانان را كشتار و حذف مي‌كردند. اين سياست به گونه‌اي مشابه، در كشورهاي «موزامبيك»، «مالاوي» و «تانزانيا» با مشاركت ارتش‌هاي استعماري غرب و كليساي مسيحي عليه مسلمانان به اجرا درآمده است.
 
 

آنچه در پي مي‌آيد، نوشتاري برگزيده از كتاب «اسنادي تاريخي تقديم به عالي جناب پاپ» است كه خانم‌ها نرگس يزدي و معصومه اميري آن را گردآوري كرده‌اند. اهمّيت موضوع و تناسب آن با شرايط كنوني جامعة مسلمانان سبب انتخاب اين مطلب بوده است، اميد كه مورد پسند خوانندگان عزيز «موعود» نيز قرار گيرد.

1. مسلمانان نبايد متّحد شوند

پيش از بازخواني تاريخ كليسا و سابقة پاپ‌ها در باب خشونت و عقل‌ستيزي، نخست به برخي توطئه‌هاي جاري صليبي‌ها عليه اسلام و مسلمانان اشاره مي‌كنيم.

ملّت‌ها و امّت‌هاي يك دل و متّحد كمتر آسيب‌پذيرند و در برابر هر نوع يورش بيگانه، تاب مي‌آورند، از اين رو جريان‌هاي صليبي جديد، خطّ مشي خود را چنين بيان مي‌دارند:
چنانچه مسلمانان با در نظر گرفتن اين توان بالقوّه با يكديگر متّحد شده و امّت واحده‌اي كه آرمان مسلمانان تلقّي مي‌شود و در قرآن نيز به آن اشاره شده، تشكيل دهند، اساسي‌ترين مشكل در برابر سيطرة دنياي مسيحيّت ايجاد شده است.

وحدت اسلامي، آرزوهاي ملل بيدار را به همراه دارد و به آنان كمك مي‌كند تا از نفوذ اروپا خارج شوند، ولي برنامه‌هاي تبليغي مبشّران مي‌تواند عظمت اين جنبش عظيم را در هم شكند؛ زيرا اين برنامه‌ها به اروپا جلوة جذّابي مي‌دهند و مي‌توانند انقلاب اسلامي و وحدت آن را از ريشه بركند.1

روژه دوپاسكيه نيز اظهار مي‌دارد:
اگر مسلمانان در يك امپراتوري اسلامي، متّحد شوند، خطر بزرگي به وجود مي‌آورند، ولي تا روزگاري كه متفرّق هستند و با يكديگر سازگاري ندارند، بدون وزن و اثر بوده و از آيندة آنان نبايد هراس داشته باشيم.2

با توجّه به همين قدرت شگرف وحدت امّت مسلمان بود كه جاسوسان انگليسي در جهان اسلام، ايجاد جنگ‌هاي فرقه‌اي ميان مسلمانان را توصيه مي‌كردند.

اسلام به پيروان خود دستور مي‌دهد تا اتحّاد و دوستي را ميان خود حفظ كنند و از اختلاف بپرهيزند و قرآن به آنان فرمان مي‌دهد: «واعتصموا بحبل‌الله جميعاً و لاتفرّقوا». حال آنكه بايد هر چه بيشتر بدگماني را در ميان مسلمانان نسبت به يكديگر گسترش داد و در اين مورد بايد به انتشار كتاب‌هايي كه در آن به مذاهب يكديگر توهين كرده باشند و تفرقه را دامن بزند، استفاده كرد و براي اين كار بايد به مقدار كافي هزينة مالي نمود.3

2.كاتوليك و پروتستان، متّحد عليه اسلام

فعّاليت‌هاي تبليغي و نفوذي غرب مسيحي با ماهيّت استعماري در جهان اسلام و به ويژه ايران، نه مخصوص كاتوليك‌ها و نه محدود در تفرقه‌افكني بين مذاهب اسلامي بود. پروتستان‌ها نيز در پي اهداف استعماري در جهان اسلام و از جمله ايران هستند. ايوانف، ايران‌شناس روسي دربارة فعّاليت‌هاي ميسيونرهاي مسيحي در ايران مي‌نويسد:
ميسيونرهاي آمريكايي كه از اواسط قرن نوزده ميلادي به منظور ايجاد فضاي مناسب براي توسعه‌طلبي آمريكا به ايران آمده بودند، در اوايل قرن بيستم ميلادي فعّاليت‌هاي خود را در اين كشور توسعه دادند و در اواخر قرن نوزدهم ميلادي، ميسيونرهاي پروتستاني آمريكا غير از «اروميه» در تهران، «تبريز» و «همدان» مشغول فعّاليت شدند و تبليغات خود را از راه تأسيس كليسا، نمازخانه، كلاس و داروخانه انجام مي‌دادند، اطّبا، معلّمان و ميسيونرهاي آمريكايي، نقش جاسوسان و مبلّغان امپرياليسم را در ايران بازي مي‌كردند.4

3. ترويج زبان انگليسي و فرهنگ غربي ميان مسلمانان

تاكلي، يكي از ميسيونر مذهبي در جهت مبارزة فرهنگي با اسلام و ترويج فرهنگ غربي در كشورهاي اسلامي مي‌گويد:
ما بايد در ايجاد مدارس مسيحي و غربي، دولت و ملّت ايران را تحريك كنيم و تعليمات غربي را براي آنان جلوه دهيم؛ زيرا بيشتر مسلمانان عقايدشان با خواندن لغت انگليسي و ترويج فرهنگ غربي، متزلزل مي‌گردد و كتاب‌هاي درسي غرب، اعتقاد به كتاب مقدّس شرقي (قرآن) را امري مشكل مي‌سازد.5

4. نفوذ ميان نخبگان

همفر، جاسوس خاورميانه‌اي انگليسي نيز در كتاب خاطرات خود، برنامة طرح شده براي نابودي اسلام و مسلمانان را اين‌گونه بيان مي‌كند:
يكي از طرح‌ها، توسعه دادن برنامة تبليغي مسيحيّت است؛ بدين ترتيب كه مبلّغان را در هر صنف وارد كنيم، به خصوص در ميان نخبگاني چون حسابداران، پزشكان، مهندسان و مانند آنان و نيز لازم است در تقويت كليساها، مدارس، بيمارستان‌هاي مسيحي، كتاب‌خانه‌ها و جمعيّت‌هاي به اصطلاح خيرية تبليغاتي در پهنة سرزمين‌هاي اسلامي و انتشار ميليون‌ها كتاب دربارة مسيحيّت به صورت رايگان در ميان مسلمانان بكوشيم. همچنين سعي كنيم كه هميشه تاريخ مسيحي همراه با تاريخ اسلامي ذكر شود و در ديرها و كليساها، جاسوس‌هايي با پوشش راهب و راهبه بگماريم كه كارشان آگاهي يافتن از فعّاليت‌هاي مسلمانان و ترويج مسيحيّت باشد».6

5. كشيش‌هاي پيش‌قراول ارتش‌هاي استعماري

طيّ ساليان استعمار، همواره كليسا از حاميان اصلي استعمار غربي در جهان اسلام به شمار آمده است و در اين راستا از هيچ تلاشي براي ياري‌رساني به استعمار و غارت جهان اسلام، دريغ نكرده است.

ذكر اين نمونه‌ها، مسئله را روشن‌تر مي‌نمايد، ژنرال مايك، فرماندة سفيدپوست غربي و پيش‌قراول حمله به «استانلي وين»، يكي از ايالات مسلمان‌نشين «كنگو» در «آفريقا» در خاطرات خود آورده است:
ما به كوچك و بزرگ رحم نمي‌كرديم، ما به اين بهانه كه هر كدام از مسلمانان، ممكن است عضو نهضت آزادي‌بخش ملّي كنگو باشند، حدّاقل پنج‌هزار زن، كودك، پير و جوان را قتل عام كرديم و در اين جريان، كشيشان سفيدپوست وابسته به ميسيونرهاي مذهبي مسيحي به علّت آشنايي با وضع محل، ما را رهبري مي‌كردند.7

از جمله برنامه‌هاي استعمارگران غربي در جهان اسلام، همواره اين بوده است كه از كليسا و جمعيّت‌هاي مسيحي و تبليغي مسيحيّت براي ايجاد بلوا، اختلافات داخلي و ترويج شعائر انحرافي مانند مليّت‌گرايي افراطي و ... بهره‌برداري كند.

همچنين مي‌توان به تحريك بوميان آفريقا عليه مسلمانان اشاره كرد. در «اوگاندا» بارها، بوميان به تحريك ميسيونرها با مسلمانان درگير شدند و گاه به كمك سلاح‌هاي مجهز و امكانات فراواني كه غرب در اختيار بوميان مسيحي قرار مي‌داد، مسلمانان را كشتار و حذف مي‌كردند. اين سياست به گونه‌اي مشابه، در كشورهاي «موزامبيك»، «مالاوي» و «تانزانيا» با مشاركت ارتش‌هاي استعماري غرب و كليساي مسيحي عليه مسلمانان به اجرا درآمده است.

مسيحيان با چنين شيوه‌هايي توانسته‌اند بر تعدادي از كشورهاي اسلامي به طور مستقيم يا غير مستقيم سلطه داشته باشند. در «سنگال» كه 90٪ جمعيّت آن مسلمان است، مدّت بيست سال فردي مسيحي حكومت كرده و دركشورهاي مالاوي، موزامبيك و تانزانيا نيز مسلمانان، به هيچ وجه در سرنوشت خود دخالت ندارند، در كشورهايي همانند «مصر»، در زمان سادات و مبارك و همچنين «اردن»، «نيجريه»، «گابن»، «سيرالئون» كه همسران رؤساي جمهور آنها مسيحي بودند نيز به سركوبي اسلام و مسلمانان پرداخته‌اند.8

موضوع اخير؛ يعني ترغيب و ايجاد زمينه‌هاي لازم براي رهبران كشورهاي اسلامي براي اختيار كردن همسران مسيحي و سپس اعمال سياست‌هاي صليبي در جهان اسلام، همواره يكي از ترفندهاي قوي و برنامه‌ريزي شدة استعمار براي تسلّط بر كشورهاي اسلامي و مسلمانان بوده و هست.

در طول تاريخ استعمار، نمونه‌هاي بسياري از نقش كليسا در كشورهاي مسلمان به عنوان عضوي از پيكرة سازمان جاسوسي استعمارگران غربي موجود است كه فقط بخش كوچكي از آن مورد توجّه و واكنش مسلمانان قرار گرفته است.

فعّاليت‌هاي جاسوسي در كشورهاي «پاكستان»، «سودان»، نيجريه، «غنا» و «گينه» موجب واكنش مردم اين كشورها شده و در مواردي منجر به اخراج ميسيونرها و مبلّغان به دليل فعّاليت‌هاي جاسوسي آنها گرديده است.9

6. نفوذ در آموزش و پرورش

كليسا با ايجاد مدارس ويژه در كشورهاي اسلامي، تحت پوشش‌هاي مختلف به تربيب غربي و مسيحي دانش‌آموزان و جوانان مسلمان پرداخته است. در اين زمينه به ويژه تلاش فراواني براي جذب فرزندان رهبران كشورهاي اسلامي انجام داده است، از جمله آموزش شاهزادگان و ... كه در آيندة سياسي يك كشور نقش دارند. آموزش فرزندان رؤسا و صاحبان مناصب كشورهاي اسلامي پس از شناسايي توسط كليسا در مدارس تحت نظارت آنان كه غالباً به عنوان مدارس خاص و نمونه مطرح گرديده‌اند، انجام مي‌گرفت تا در آينده بتوان به بهترين صورت از وجود آنان در مسير اهداف استعماري بهره‌برداري نمود، به عنوان نمونه مي‌توان از موسي چنبه قاتل پاتريس لومومبا، نام برد كه در مدرسة مذهبي آمريكايي «متديست» تحصيل كرده و با كمك بلژيكي‌ها توانست پس از كسب قدرت در كنگو، پاتريس لومومبا رهبر انقلابي‌ها را به قتل برساند.10

7. حمايت مالي مستقيم استعمارگران از كليسا در جهان اسلام

در قبال خدمات كليسا به استكبار جهاني، متقابلاً رژيم‌هاي استعماري غرب نيز تعهّدات خود را به كليسا مدّنظر قرار داده و حمايت‌هاي مالي فراواني از آن به عمل مي‌آورند.

آمار و ارقام 1970م. نشان مي‌دهد كه 70 ميليارد دلار هزينة تبليغ مسيحيّت در آن سال به 3/100 ميليارد دلار در سال 1980م. افزايش يافته است، به گفتة ديويد وارن، مسئول داير\المعارف جهان مسيحيّت، بودجة مصرفي سال 1980م. مبلغ، 127 ميليارد دلار مي‌باشد؛ در حالي كه درآمد حاصل از سرمايه‌گذاري‌ها و كمك‌هاي خارجي در سال 1970م.، مبلغ 50 ميليارد دلار و در حال حاضر به 75 ميليارد دلار رسيده است. در «آلمان» هر فرد مجبور به پرداخت درصدي از درآمدش به كليسا است. علاوه بر آن،
مؤسّسات و سازمان‌هاي مسيحي بسياري از كمك‌هاي مراكز بين‌المللي از قبيل سازمان ملل را به خود اختصاص مي‌دهند.11

8. ترويج فحشا، قمار و شراب ميان جوانان مسلمان

علاوه بر تحريف‌ها و تهمت‌هاي ناروا نسبت به قرآن كريم و عقايد اسلامي، تحقير ارزش‌هاي اسلامي، القاي شبهات و نفوذ در سازمان‌هاي آموزشي كشورهاي اسلامي و ...، استفاده از راه‌هاي ضدّ اخلاقي و ترويج فحشا ميان مسلمانان نيز به عنوان يك پروژة استعماري تعقيب شده و مي‌شود.

كاردينال لافي‌گري يكي از مبشّران مسيحي، معترف است:
بدون ترديد محكم‌ترين ديني كه زير بار اسارت نمي‌رود اسلام است و به همين جهت مبشّران آرزو دارند تا همة مسلمانان، مسيحي شوند.12

همفر انگليسي در كتاب خاطرات خود مي‌نويسد:
دبير كلّ وزارت مستعمرات انگليس، كتابي به من داد تا طيّ دو روز آن را مطالعه كنم، نام كتاب اين بود: «چگونه اسلام را نابود كنيم؟» و راستي كه محتواي اين كتاب براي من بسيار جالب و براي فعّاليت‌هاي آينده‌ام بهترين برنامه بود. پس از آنكه كتاب را به دبير كل برگرداندم، به من گفت: «بدان! كه تو در اين ميدان تنها نيستي... هرگاه عروس درياها (انگلستان) توانست اسلام را از هم بپاشد و بر كشورهايش تسلّط پيدا كند، جهان غرب و مسيحيّت را شاد خواهد كرد، زيرا طيّ دوازده قرن مسلمانان بر اوضاع مسلّط بوده و هر هجومي را از خود دور مي‌ساختند ... امروز حكومت انگليس در فكر اين است كه اسلام را از درون و با نقشة قبلي و مطالعة دقيق و به مرور زمان نابود سازد ... عوامل ما در تركيه با زيركي و هوشياري خاصّي همين نقشه را عملي مي‌كنند و در بين مسلمانان راه يافته و به منظور تربيت فرزندانشان، مدارسي باز كردند و كليساها را در ميان آنان بنا كرده و شراب، قمار و فحشا را در ميان آنان رواج داده‌اند و جوانانشان را نسبت به دينشان مشكوك ساختند و ميان حكومت‌هاي مسلمان اختلافاتي ايجاد كردند و خانه‌هاي رؤساي آنها را با زنان زيباي مسيحي پر كردند تا شوكتشان ضعيف و دينداري آنان رقيق گردد و الفت و وحدتشان از بين برود.13

9. تهاجم فرهنگي و كادرسازي ميان زنان و جوانان

در اين راستا، تحريف سيماي مسلمانان، تهمت‌ها و افتراهاي بي‌اساس به اسلام، مرتجع نشان دادن چهرة اسلام به جهانيان، كتمان واقعيت‌هاي تاريخي اسلام و طرح و القاي شبهات ضدّ اسلامي و در مقابل، سعي در بزرگ و زيبا جلوه دادن مسيحيّت، تبليغ دروغين صلح‌دوستي مسيحيّت و منزّه جلوه دادن تعاليم كليسا، از جمله روش‌هايي است كه به‌كار مي‌برند.

اوّلين نتيجة تلاش‌هاي مبشّران، مسيحي كردن اندكي از پسران و دختران مسلمان و عادت دادن تدريجي افكار عمومي مسلمانان به اقتباس تدريجي افكار مسيحيّت است. دنياي غرب همة سلاح‌هاي جنگي، علمي، فكري، اجتماعي و اقتصادي خود را در ميدان مبارزه با اسلام به كار مي‌برد و پديد آوردن اسرائيل در قلب عالم اسلامي نيز جزئي از برنامه‌اي بود كه براي اين پيكار ترسيم شده است. ايجاد يك رژيم متجاوز از جمله، براي جدا ساختن پيوند دنياي اسلام در آسيا و آفريقا و پيشبرد هدف مسيحي كردن آفريقا آن‌چنان كه آروزي پاپ بوده است نيز، به همين منظور است.

دشمنان اسلام، دخالت در نظام تعليم و تربيت را شيوه‌اي مناسب جهت تضعيف آيين اسلام و تغيير اخلاق و افكار نسل‌هاي جوان مسلمان دانستند و با نفوذ در جريان آموزش و پرورش و نظام آموزش عالي كشورهاي مسلمان به بسط فعّاليت خود در زمينة گسترش آموزش غربي و مفاهيم ضدّ اسلامي در جوانان پرداخته‌اند. در اين زمينه نويسندة آمريكايي در كتاب «دنياي معاصر عرب» مي‌گويد:
بايد زنان مسلمان را هدف قرار داده و با تربيت جوانان، به ويژه دختران مسلمان به شيوة غربي، تدريجاً پروژة اسلام‌زدايي را در جهان اسلام پيش ببريم زيرا: بي‌گمان زن مسلمان آموزش ديده در مدارس ما، دورترين افراد اجتماع از تعاليم اسلام و تواناترين فرد براي دور ساختن اجتماع از دين است.14

10. سانسور اسلام در غرب

گوته، شاعر فيلسوف و روشن‌فكر بزرگ آلماني، سياست‌هاي نفوذي و استعماري كليسا را چنين افشا مي‌كند:
ساليان درازي كشيشان از خدا بي‌خبر، ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدّس و عظمت آورندة آن، دور نگه داشته‌اند؛ امّا هر قدر كه ما قدم در جادّة علم و دانش گذارده و پردة جهل و تعصّب نابه‌جا را دريده‌ايم، عظمت احكام مقدّس اسلام كه قرآن مجموعة آن است، بهت و حيرت عجيبي در ما ايجاد نموده است و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير، عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در علم و دانش جهان مي‌گذارد و بي‌ترديد، قرآن، جهاني مي‌شود.15

توجّه به سخنان وي، نشان مي‌دهد كه از عمده تاكتيك‌هاي كليسا براي حفظ مسيحيّت رو به زوال و جلوگيري از گرايش جهانيان به ويژه مسيحيان به اسلام، به تلاش براي عدم دسترسي مسيحيان به معارف اصيل اسلام مي‌باشد.
مسيحيّت در راستاي اهداف خود، به عنوان يكي از فعّاليت‌هاي اصلي، به تحريف مباحث اسلامي دست زده و هجوم را از مهم‌ترين و اساسي‌ترين منبع تعاليم و شريعت اسلامي؛ يعني قرآن كريم و با انكار وحي الهي و شبهه‌پراكني عليه آن آغاز كرد.

11. مبارزه با قرآن

يكي از تاكتيك‌هاي جنگ فرهنگي استعمار غرب و نيز پاپ‌ها عليه اسلام، تلاش براي بشري نشان دادن قرآن و ساختگي دانستن آن بوده كه تا امروز هم تعقيب مي‌شود.

واشنگتن ارونيك در كتاب «تاريخ مقدّس»، قصص قرآن را ساختة ذهن پيامبر اكرم(ص) و بازتاب وقايع دوران زندگي ايشان و داستان‌هاي سحر و جادوي رايج در عربستان مي‌داند كه پيامبر(ص) آنها را تدوين كرده است.16

مستشرقان غربي همچنين از برخي روايات در منابع اهل سنّت و مكتب خلفا؛ همچون «صحيح بخاري»، «تاريخ طبري» و ... بهره برده يا جست‌وجو در احاديث، تاريخ، فقه، كلام و تفاسير قرآن، به دنبال نكاتي جهت بهره‌برداري عليه اسلام و تحريف يا شبهه‌پراكني بوده‌اند.17

مسيحيّت در پيگيري اهداف خود از تحريف لغوي (لفظي) قرآن نيز خودداري نكرده و در جهت حذف يا تغيير بخش‌هايي از آيات و سوره‌هاي قرآن نيز كوشيدند؛ امّا در اين باره ناكام ماندند.

... اخيراً نيز كشيش متعصّبي به نام يوسف حدّاد با انتشار كتب مختلفي تحت عناوين «مقدّمه‌اي بر گفت‌وگوي اسلام و مسيحيّت»، «قرآن، دعوتي مسيحي؟»، «اسرار قرآن»، «مسيح و محمّد از ديدگاه قرآن و انجيل» بسياري از آيات قرآن را تحريف نمود.18

همفر، جاسوس مشهور انگليسي در زمينة فعّاليت براي طرح شبهه عليه قرآن و تحريف آن توصيه مي‌كند:
مسلمانان ارزش بسياري براي قرآن و حديث قائل هستند و از نظر آنان، پيروي از قرآن و حديث، موجب بهشت و ثواب است. لازم است دربارة قرآن اشكال‌تراشي كرد و نيز قوانين ساختگي بسياري در آن وارد ساخت؛ به اين بهانه كه در قرآن كم و زياد شده است و نيز لازم است آياتي از قرآن را كه عليه يهود، مسيحيّت و كفّار است از آن حذف كنيم. همچنين بايد قرآن خواندن به زبان عربي را در كشورهاي غير عربي ممنوع كرد؛ بلكه بايد اين مطلب را مطرح كرد و آنها را به آن تحريك كرد كه ترك‌ها قرآن را به تركي و فارس‌ها، به فارسي و ديگر كشورها به زبان خود بخوانند.19

12. حمله به شخصيّت پيامبر(ص) و محمّدستيزي

از ديگر فعّاليت‌هاي مسيحيّت، تحريف سيماي جذّاب و ملكوتي پيامبر اعظم(ص) مي‌باشد؛ از جمله يكي از آنان به رغم آنكه پيامبر(ص) فرزند معتبرترين رئيس قبيلة قريش محسوب مي‌شد، مي‌نويسد:
به موجب روايات و عقايد اسلامي! در سال 610 م. به يك تاجر معمولي و گمنام عرب! از شهر مكّه الهام شد تا پيام خدا را تبليغ نمايد.

و در جاي ديگر آورده است:
داستان بحيراي راهب اگر چه در اساس، افسانه‌اي بيش نيست ولي نوع دنيايي را كه محمّد(ص) در آن مي‌زيسته است، به خوبي آشكار مي‌كند.20

يكي از آخرين نمونه‌هاي بارز و مشهور اين‌گونه خصومت‌ها، علاوه بر نشر وسيع فيلم و كاريكاتور عليه چهرة نوراني خاتم‌الانبيا(ص)، انتشار جهاني «كتاب آيات شيطاني» از سلمان رشدي است كه در آن عليه پيامبر(ص)، همسران، اصحاب ايشان و تعاليم قرآن، تحريف‌ها و توهين‌هاي فراواني شده است.

بررسي كلمة انگليسي مهوند (Mahovand) به معناي خداي دروغين، بت، شيطان و مرتد كه تحريفي از نام مبارك پيامبر خاتم(ص) مي‌باشد، نمونه‌اي ديگر از اوج تعصّبات كليسا است و به همين جهت، سلمان رشدي فاسد، از اين كلمه عليه پيامبراكرم(ص) استفاده مي‌كند و تخيّلات كثيف و پوچ خود را عليه اسلام و رهبران بزرگ آن به كار مي‌بندد. برخي ديگر نمي‌توانستند صداقت، امانت و پاكي پيامبر اكرم(ص) را مورد ترديد قرار دهند؛ امّا عصمت از خطا را رد كردند تا اساس اسلام را اشتباهي صادقانه جلوه دهند. وات در كتاب خود پس از ذكر جملاتي دربارة عصمت و پاكي پيامبر(ص) مي‌نويسد:
گفتن اينكه محمّد(ص) در عقايد خود يك دل و راستگو بود، دليل آن نيست كه معتقدات وي همه درست بوده است، ممكن است كسي در موضوعي راستگو باشد ولي اشتباه كند.21

تحريف و تحقير معجزات و نشانه‌هاي رسالت پيامبر(ص) نيز از روش‌هايي است كه كليسا در سيكل تحريفات خود از آن بهره‌برداري كرده و معجزات پيامبر(ص) را تحقير و گاه توجيه و تحريف يا تكذيب كرده است. آنان حتّي پيش‌گويي و اعتراف راهب مسيحي (بحيرا) را در خصوص نبوّت پيامبر(ص) تحريف و موضوع گفت‌وگوي آنها را جعل كرده و پيامبر(ص) را بت‌پرست خوانده‌اند.

به طور مثال، نويسندة كتاب «محمّد(ص)، پيامبر و سياست‌مدار» مي‌نويسد:
... كاروان ابوطالب فرود آمده و نزديك به صومعة نسطوريان منزل كرد. يكي از راهبان موسوم به (سرجيوس) كه بعضي او را (بحيره) ناميده‌اند، چون با محمّد(ص) به صحبت درآمد، از ذهن، ذكاوت، عقل و ادراك وي آن هم در اين سنّ و سال در شگفت ماند و چون كنجكاوي‌ها و موشكافي‌هاي او را در استفسار ابواب اديان و مذاهب ديد از او بسيار خوشش آمد و اين دو مكرّر با هم مشغول صحبت مي‌شدند و سعي راهب پيوسته بر اين بود كه بطلان بت‌پرستي را كه محمّد(ص) تا آن زمان در آن آيين پرورش يافته بود بر وي مبرهن گرداند.22

ماهنامه موعود شماره 121

پي‌نوشت‌ها:

1. مصطفي خالد، عمر فروغ، نقش كليسا در ممالك اسلامي، ترجمة مصطفي زماني، ص26.
2. روژه دوپاسكيه، اسلام و بحران عصر ما،  ترجمة دكتر حسن حبيبي، ص51.
3. محمّد باقر حسيني، خاطرات سياسي تاريخ مستر همفر در كشورهاي اسلامي، ص41.
4. عبدالرّحيم عقيقي بخشايشي، اين همه تبليغات چرا؟، ص35.
5. مرتضي نظري، بررسي شيوه‌هاي تبلغياتي مسيحيّت، ص65.
6. خاطرات سياسي تاريخي مستر همفر در كشورهاي اسلامي، ص177- 178.
7. بررسي شيوه‌هاي تبليغاتي مسيحيّت، ص73.
8. همان، صص 80- 81.
9. نبرد اسلام در آفريقا ، سيد هادي خسروشاهي، ج1، صص 41-122.
10. همان، صص58-57.
11. سيّد هادي خسروشاهي، «چگونگي تشكيل دولت واتيكان»، به نقل از (روزنامة جمهوري اسلامي، 13/4/64 و 2/4/64)،  ص9.
12. بررسي شيوه‌هاي تبليغاتي مسيحيّت، ص96.
13. خاطرات سياسي تاريخ مستر همفر در كشورهاي اسلامي، صص 60- 62.
14. چگونگي تشكيل دولت واتيكان، ص98.
15. عبدالكريم هاشمي‌نژاد، مناظرة دكتر و پير، ص129.
16. واشنگتن، ارونيك، تاريخ مقدّس، ابراهيم شيرازي، صص37- 34.
17. بررسي شيوه‌هاي تبليغاتي مسيحيّت، ص116.
18. چگونگي تشكيل دولت واتيكان، ص9.
19. خاطرات سياسي تاريخي مستر همفر در كشورهاي اسلامي،  صص60-61.
20. بررسي شيوه‌هاي تبليغاتي مسيحيّت، ص132-133.
21. همان، ص134.
22. وات مونتگمري، مسيحيّت به نقل از محمّد، پيامبر و سياستمدار، ترجمة اسماعيل والي‌زاده، صص23-38.
 
 
< قبل
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2017 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.