spacer
«مؤسسة فرهنگي موعود عصر(عج)»، معجم مؤلّفين مهدوي را به‌زودي منتشر مي‌کند.
ادامه مطالب ...
 
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

عضویت در خبرنامه

جستجوگر سايت

جستجوگر گوگل


جست‌وجو در سايت موعود

مطالب مرتبط

addtomyyahoo4Subscribe in NewsGator OnlineAdd to My AOL
Subscribe with BloglinesAdd to netvibes
Add to Google

 
تشيّع در آمريكاي امروز چاپ پست الكترونيكي
۱۶ بهمن ۱۳۸۹
 دربارة جمعيّت مسلمانان و نيز دربارة تعداد گروه‌هاي مذهبي در آمريكا اختلاف نظر بسياري وجود دارد. گروهي اعلام كرده‌اند كه مسلمانان در آمريكا اصلاً نمي‌توانند بيش از دو ميليون نفر باشند; در حالي كه اگر شما فقط به كتاب تلفن مراجعه كنيد، اسم مسلمانان بيش از دو ميليون نفر است.



«جامعة شيعيان آمريكا» را در وهلة نخست مي‌توان به دو گروه بزرگ تقسيم كرد:
گروه اوّل، شيعيان مهاجري هستند كه حدود صد و هشتاد سال پيش، از كشورهاي مسلمان به آمريكا مهاجرت كردند.
گروه دوم، آمريكايي‌هايي هستند كه به علّت‌هاي گوناگون، از جمله، تبليغات صوفي‌ها، مسلمان مي‌شوند. البتّه بيشتر مسلمانان آمريكايي آفريقايي تبار، ابتدا سنّي شده‌اند و بعد تحت تأثير روحيه و شخصيّت امام خميني(ره) و پيروزي «انقلاب اسلامي ايران» به تشيّع روي آورده‌اند.

گروه اوّل: شيعيان مهاجر

نخستين گروه شيعيان مهاجر، از حدود صد و هشتاد سال پيش، از «لبنان» و «سوريه» به آمريكا مهاجرت كردند و در شهرهاي «ديترويت ميشيگان»، «راس» و «داكوتاي شمالي» ساكن شدند. اين مهاجرت بين سال‌هاي 1824م. تا 1878م. صورت پذيرفته است. در سال 1924م. دولت آمريكا، قانوني را تحت عنوان «قانون منع ورود آسيايي‌ها» (Asian Exelusion Act)، كه به نوعي مفهوم نژادپرستي را نيز دربرداشت، وضع كرد و با تمسّك به آن، از ورود آسيايي‌هايي كه از نظر آنان، رنگين پوست محسوب مي‌شدند و از نظر فرهنگ و رفتار، با سفيدپوستان اروپايي‌تبارآمريكا متفاوت بودند، ممانعت كرد. پس از جنگ جهاني دوم، اين قانون، تعديل شد و آسيايي‌ها و از جمله مسلمانان و شيعيان، توانستند به آمريكا مهاجرت كنند. اينك بزرگ‌ترين جمعيّت شيعي در آمريكا در شهر ديترويت ميشيگان، با سيصد هزار آمريكايي عرب تبار، ساكن است. در جنوب شرقي اين شهر، يكي از بزرگ‌ترين مساجد آمريكا، يعني «مركز اسلامي ديترويت»، در سال 1920م. ساخته شد. اين مركز، نزديك «كارخانة ماشين سازي فورد آمريكا» ساخته شده است; زيرا بيشترين مهاجران عرب، در بدو ورود به آمريكا در آن كارخانه مشغول به كار شدند. رهبر فعلي اين گروه، شخصي به نام امام حسن قزويني است كه در «كربلا» متولّد شده و تقريباً ده سال نيز در «حوزة علميّة قم» مشغول به تحصيل بوده و در سال 1992م. به آمريكا مهاجرت كرده است. در بالاي سردر ورودي اين مسجد، عكس بزرگي از او در كنار عكس جرج بوش به چشم مي‌خورد.

گفتني است كه شيعيان مهاجر، تنها عرب تبار نيستند، بلكه ايراني‌ها، پاكستاني‌ها و ديگر ملّيت‌هاي غيرعرب نيز در ميان آنان وجود دارند. به طور كلّي، نكتة مهم دربارة شيعيان مهاجر، آن است كه اين گروه، غالباً فعّاليت سياسي ندارند و بيشتر مايل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمريكا تطبيق دهند. آنان مي‌خواهند مانند آمريكايي‌ها زندگي كنند و آمريكا را نه براي تبليغات ديني، بلكه صرفاً براي كسب معاش و به عنوان محلّي مناسب براي زندگي انتخاب كرده‌اند; هر چند نيازهاي مربوط به دينشان، از جمله مراسم ازدواج، طلاق و تدفين مردگان، آنان را به سوي مراكز اسلامي مي‌كشاند. معمولاً اين گونه مراكز اسلامي، محلّي براي تجمّع هم‌ولايتي‌ها، تدريس و يادگيري زبان مادري و... مي‌باشد. امّا گاه مراكزي به چشم مي‌خورند كه محلّي براي تجمّع مسلمانان، بدون توجّه به قوميّت و ملّيت هستند; مانند «مركز اسلامي آيت الله خويي» در «نيويورك»، كه معمولاً ايراني‌ها، عراقي‌ها، لبناني‌ها، خوجه‌هاي پاكستاني و آمريكايي‌ها در مراسم آن شركت مي‌كنند يا «مراكز امام علي(ع)» در نيويورك، كه هرچند بيشتر فعّالان آن ايراني هستند، ملّيت‌هاي ديگر نيز به آنجا رفت و آمد مي‌كنند.

دربارة فعّاليت سياسي مهاجران شيعه، اين نكته را بايد اضافه كرد كه گروه‌هايي مانند «سلطنت‌طلبان ايراني» كه با رضا پهلوي در «كاليفرنيا» همكاري مي‌كنند، برخي از پيروان «نهضت آزادي»، پيروان خطّ امام(ره) و حتّي منافقان نيز اكنون از فعّالان سياسي در آمريكا هستند.
 
غير از مراكزي كه مديريت آنها با اشخاص روحاني است، مراكزي نيز وجود دارند كه ادارة آنها با اشخاصي است كه هيچ سنخيّتي با اسلام و شيعه ندارند، بلكه ضدّ علماي اسلام و از لحاظ سياسي، ضدّ دولت ايران هستند. معمولاً سرپرستي اين گونه مراكز، با پزشك يا مهندس فعّالي است كه خود، پيش نماز هم مي‌شود؛ بدون آنكه اطّلاعي از اسلام و فقه داشته باشد. اين گونه مراكز، از نظر سياسي، كاملاً ليبرال هستند. خانم‌ها از نظر حجاب، در اين مراكز (و فقط در محدودة اين مراكز) به يك روسري اكتفا مي‌كنند و حتّي در برخي موارد، پيش نمازي را هم برعهده مي‌گيرند!

صدها گروه شيعي ديگر نيز در آمريكا وجود دارند از جمله، گروه «انصارالله» كه گروهي است با اعضاي سياه‌پوست از مهاجران سوداني و آمريكايي و داراي اعتقادات عجيب و غريب. رهبر اين گروه، سوداني است و معتقد است پيامبر اسلام(ص) و همة ائمه(ع)سياه پوست بوده‌اند و اعراب نژاد پرست، ابوبكر را كه سرخ پوست بود، به دليل رنگ پوستش، بر حضرت علي(ع) ترجيح دادند.

گروه دوم: آمريكايي‌هاي شيعه

گروه دوم، آمريكايي‌هاي سياه پوست و سفيدپوستي هستند كه از راه‌هاي گوناگون، از جمله با تبليغات تصوّف، شيعه شده‌اند. تصوّف در آمريكا بيشتر از طريق «فرقة نعمت اللهي دكتر نوربخش» و «فرقة شيخ فضل الله حائري عراقي» تبليغ مي‌شود.

پيروان و مريدان دكتر نوربخش، خانقاه‌هاي متعدّدي در شهرهاي آمريكا و اروپا ايجاد كرده‌اند و به طور كلّي، بر خلاف مريدان شيخ فضل الله به انجام احكام ظاهري دين تقيّدي ندارند. شيخ فضل‌الله، رهبر گروه ديگر صوفيان، داستان جالبي دارد. وي كه روحاني زاده‌اي از اهالي «نجف» و مهندس نفت است، تبليغات خود را در كاليفرنيا آغاز كرد. مريداني پيدا و خود را صوفي معرفي كرد. پس از آنكه در حومة شهر «آستين» در «تگزاس»، زميني زيبا و وسيع را خريد و مجموعه‌اي را به نام «بيت دين» ، شامل مسجد، مدرسه و حجره ساخت، تصميم گرفت تقيّه را كنار بگذارد. اين ماجرا در اوج فعّاليت وي و در دهة هفتاد روي داد و در آن زمان، حدود 150 نفر در مركز وي، فعّاليت مي‌كردند. شيخ فضل الله روزي به مؤذّن مسجد دستور داد كه پس از «اشهد انّ محمّداً رسول الله» عبارت «اشهد انّ علياً وليّ الله» و «اشهد انّ علياً حجّـ[ الله» را سر دهد. پس از نماز مغرب و عشاء، شيخ در ميان مريدانش، كه حيرت زده به دور او جمع شده بودند، اعلام كرد كه شيعه است و چون در حال تقيّه بوده است، نمي‌توانسته آن را ابراز كند. او ادامه داد كه اينك آنان مركز خودشان را دارند و كسي نمي‌تواند مزاحم آنان شود و بنابراين تقيّه لازم نيست.

پس از اين ماجرا نيمي از هوادارانش او را به جرم رافضي بودن ترك كردند; ولي كساني كه باقي ماندند، شيعه شده و به فعّاليت پرداختند از جمله «انتشارات الزّهرا» را تأسيس كردند و مجلّه‌اي نيز با عنوان «نورالدّين» چاپ كردند. فضل الله بعدها مورد آزار دولت آمريكا قرار گرفت و مجبور شد به انگلستان برود. هم اينك نيز در جنوب آفريقا به فعّاليت مشغول است. پيروان او در آمريكا هنوز از فعّالان محسوب مي‌شوند و به علّت چاپ آثار با ارزشي، مانند «ترجمة گلشن راز» شبستري و برخي از آثار حيدر آملي، مشهور هستند.

البتّه صوفي‌ها در آمريكا، فرقه‌ها و شاخه‌هاي متعدّدي دارند و معمولاً هم كمتر اهل فعّاليت سياسي هستند. آنان بيشتر مي‌خواهند سير و سلوك و مكاشفات معنوي داشته باشند و بيشتر آنان نيز از هنرمندان، شعرا و نويسندگان هستند; نه از تجّار، كارخانه‌داران و مانند آن. اين گروه، فرهنگ حاكم بر آمريكا را دوست ندارند و بوهمي و nonconformist هستند; يعني تابع فرهنگ عرف نيستند.

گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريكا و آمريكايي‌ها حركت مي‌كنند; در حالي كه گروه دوم، يعني آمريكايي‌هاي شيعه شده همواره در مخالفت با آمريكا ـ در عرصه‌هاي سياست و فرهنگ ـ هستند.

شيعيان سياه پوست آمريكا بيش از هر گروه ديگري با سياست آمريكا مخالفت مي‌كنند؛ سياست و فرهنگ آمريكا را ظالمانه مي‌دانند و با هر وسيله‌اي، حتّي با پوششي غير متعارف به مقابله با آن مي‌پردازند. شيعيان آمريكايي آفريقايي تبار، به ويژه، به بُعد عرفاني امام، علاقة خاصّي دارند. نكتة در خور توجّه دربارة شيعيان آمريكا اين است كه گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريكا و آمريكايي‌ها حركت مي‌كنند; در حالي كه گروه دوم؛ يعني آمريكايي‌هاي شيعه شده همواره در مخالفت با آمريكا ـ در عرصه‌هاي سياست و فرهنگ ـ هستند. اين دوگانگي، گاه اين دو گروه را در برابر يكديگر قرار مي‌دهد.

گروه‌هاي شيعي ديگري نيز در آمريكا فعّال هستند; از جمله «گروه خوجه‌ها»1 در «كونيز نيويورك» كه به علّت فعّاليت‌هاي انتشاراتيشان مشهور هستند. آنان كتاب «Tahrike Tarsile Qura» را چاپ كرده‌اند. عضو بسيار فعّال اين گروه، عون علي خلفان است كه ترجمة انگليسي قرآن را از شاكر و ترجمة ميراحمد علي را براي اوّلين بار در سال 1988م. چاپ كرد.

غير از مراكز اسلامي شيعيان، چندين سازمان شيعي ديگر نيز در آمريكا فعّال هستند; از جمله در شهر مِدينه، در ايالت نيويورك و نزديك به «مركز كانادا»، حوزة علميّة كوچكي تأسيس شده است. سازمان ديگري به نام «سازمان جوامع مسلمان اثناعشري آمريكاي شمالي»2 در سال 1986م. تأسيس شده است كه براي ايجاد وحدت ميان شيعيان آمريكاي شمالي تلاش مي‌كند و اعضاي آن، سازمان‌ها و مراكز شيعي هستند; نه افراد. اين مركز، زمينة همكاري سازمان‌هاي تابعه در امور ديني، آموزشي، اجتماعي و اقتصادي را فراهم مي‌كند.

سازمان بسيار مهم و مشهور ديگري در آمريكا وجود دارد به نام «فدراسيون جهاني جوامع مسلمان شيعه خوجه»3 كه مديريت آن را حاج حسين ولجي عهده دار است. البتّه سازمان‌ها و مراكز شيعي ديگري نيز وجود دارند كه به فعّاليت مشغولند; ولي آنچه بايد بدان توجّه كنيم، اين است كه به نظر من، مسلمانان و به طور خاص شيعيان در آمريكا، سيري همچون سير تاريخي يهوديان آمريكا دارند; بدين معنا كه يهوديان در آمريكا به سه گروه مشخّص «ارتدكس»، «اصلاح شده» و «بينابين»، كه آنان خود به آن محافظه‌كار مي‌گويند، تقسيم شده‌اند.

مسلمانان نيز به همين گونه، به سه گروه تقسيم شده‌اند: گروهي كه بسيار مقيّد به آداب اسلامي هستند، مي‌خواهند مسلماني خوب باقي بمانند و از فرهنگ غالب آمريكا رنج مي‌برند. اين گروه، شامل مهاجران و نيز آمريكايي‌هاي مسلمان شده مي‌باشند.

گروه ديگر، مي‌خواهند همچون آمريكايي‌ها زندگي كنند و مي‌كوشند خود را هر چه بيشتر با فرهنگ آنان سازگار كنند و ارزش‌هاي غالب در آمريكا را ارزش واقعي مي‌دانند. تنها برخي از مهاجران و نيز برخي از آمريكايي‌هاي مسلمان شده، اين طرز تلقّي را دارند; زيرا اسلام، در عمل، راحت‌تر از فرهنگ غرب است.

گروه سوم، مسلماناني هستند كه نه به شدّت گروه اوّل و نه به بي‌خيالي گروه دوم هستند. پس از يازدهم سپتامبر، اين گرايش‌ها شديدتر هم شد. گروهي از شيعيان، در اثر فشارهاي دولت آمريكا، مأيوس شده و از سازگاري با فرهنگ و سياست آمريكا دست برداشته و حتّي برخي حاضر به بازگشت به كشورهاي خود شده‌اند. برخي ديگر نيز تلاش كرده‌اند بيشتر دور هم جمع شوند. از نظر جامعه‌شناسي، معلوم نيست چه وضعيّتي پيش خواهد آمد. برخي ديگر نيز با دولت آمريكا براي جنگ عليه تروريسم، اعلام همكاري كرده‌اند و به ويژه، برخي از گروه‌هاي شيعه، اين تروريسم را به سنّي‌ها و بنيادگراها نسبت مي‌دهند و قائلند آنان كه حاضر به سازش و مصالحه با آمريكا نيستند، همين بنياد گراهاي تروريست هستند. مردم آمريكا نمي‌دانند تفاوت ميان سنّي و شيعه چيست. آنان حتّي نمي‌دانند كه «سيك‌ها» مسلمان نيستند و به همين علّت، بسياري از آنان را به خاطر عمّامه‌شان، مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و كار به جايي رسيده كه سيك‌ها مجبور شده‌اند، روي لباسشان علامت مخصوصي بگذارند و بگويند كه ما مسلمان نيستيم.

حاج حسن ولجي كه پيش‌تر از او ياد كردم، پس از يازدهم سپتامبر، در اعلاميه‌اي كه به همين منظور صادر كرد، تروريسم را محكوم و در حمايت از جنگ ضدّ تروريسم، خود را هم‌دل و هم صداي بوش معرفي كرد و با اشاره به سخن بوش كه گفته بود: همة مسلمانان بد نيستند، گفت: ما هم مانند هفت ميليون مسلمان ديگر، آمريكا را وطن خود مي‌دانيم. ما پركارترين و مبتكرترين افراد جامعة مسلمان، در ميان ديگر جوامع اسلامي هستيم و بايد به مسلمانان ديگر كمك كنيم تا ارزش‌هاي آمريكايي را درك كنند و اين تنفّر نابه جاي ضدّ آمريكايي را كاهش دهند.

امام حسن قزويني نيز كه امام جماعت بزرگ‌ترين مسجد آمريكا در ديترويت است، پس از يازدهم سپتامبر، در راديو، تلويزيون و كليساها ضمن محكوم كردن اين حادثه، زندگي مسلمانان در آمريكا را بسيار خوب توصيف كرد و گفت كه مسلمانان بايد وطن جديد خود را بسيار دوست بدارند.

به طور كلّي، اينان مي‌خواهند به آمريكايي‌ها بگويند كه از ما نترسيد. ما نيز مردم خوبي هستيم و مانند شما كار مي‌كنيم، فقط به جاي كليسا به مسجد مي‌رويم. ما را اذيّت نكنيد. پس از يازدهم سپتامبر، مردم مسلمان، بيشتر با غير مسلمانان ارتباط پيدا كردند; ولي نه به اين منظور كه غير مسلمانان را مسلمان كنند؛ بلكه به اين منظور كه به آنان بگويند كه بياييد با مراكز اسلامي و اعتقادات ما آشنا شويد. به اعتقاد من، هر چند براي اين گونه كارها كمي دير شده است، ولي باز هم ارزش دارد. تقريباً همة مساجد و مراكز اسلامي در آمريكا برنامه‌اي براي معرفي اعتقاداتشان به مسيحيان و پيروان ديگر مذاهب دارند.

دربارة جمعيّت مسلمانان و نيز دربارة تعداد گروه‌هاي مذهبي در آمريكا اختلاف نظر بسياري وجود دارد. گروهي اعلام كرده‌اند كه مسلمانان در آمريكا اصلاً نمي‌توانند بيش از دو ميليون نفر باشند; در حالي كه اگر شما فقط به كتاب تلفن مراجعه كنيد، اسم مسلمانان بيش از دو ميليون نفر است. آنان اين طور حساب كرده‌اند كه اگر از مساجد و مراكز اسلامي بپرسيم كه چند عضو رسمي دارند و تعداد اين افراد را با هم جمع كنيم و بعد تعداد فرزندان آنان را نيز حساب كنيم، مي‌توانيم بگوييم كه تقريباً دو ميليون نفر مسلمان وجود دارد. امّا گروه‌هاي ديگر، تعداد مسلمانان در آمريكا را حدود هشت تا ده ميليون نفر مي‌دانند. بيشتر گروه‌هايي كه منصفانه سخن گفته‌اند، تعداد مسلمانان را شش تا هفت ميليون نفر تخمين زده‌اند. البتّه در اين زمينه كه از آن ميان، چند نفر شيعه هستند، هيچ آمار مشخّصي در دست نيست!
 

محمّد لنگهاوزن
ماهنامه موعود شماره 120
 
پي نوشت‌ها:
1. Khoja
2. North American shia Ithna Asheri Muslim zomunication Organization (Nasimco)
3. The World Fedration Khoja Shia Communities

 
< قبل   بعد >
spacer

spacer

Creative Commons License
(cc) 2020 Mouood Researching Institute. This work is licensed under a Creative Commons Attribution-Share Alike 3.0 License.
هرگونه استفاده از محتويات اين پايگاه اطلاع رساني، در هر کجاي دنيا، تنها براساس مفاد توافقنامه Creative Commons 3.0، مجاز است.
(ح) 1386 تمامي حقوق اين پايگاه اطلاع رساني، متعلق به مؤسسه فرهنگي موعود است.